مسعود رجوی

رؤیاهای مریم و مسعود

رویاهای مریم و مسعودخیلی سالهاست که سازمان مجاهدین قدرت خود را در افتخارات زبانی و کاغذی خلاصه کرده است درست از همان زمانی که فروغ جاویدان با افتضاحی وصف ناشدنی برای سازمان به پایان رسید، راه افول بت تو خالی سازمان هموار شد. سازمان بعد از خودزنی بزرگ در عملیات فروغ جاویدان حقارت بار تن به یک رشته عملیات کور و بی فرجام داد. خمپاره زنی به مجتمع های مسکونی و غیرنظامی، ترور افراد غیرنظامی و بیان این اقدامات منفعلانه با بزرگ نمایی فراوان در نشریات و تلویزیون سازمان از جمله ی آنها می باشد در آن مقطع سازمان به دلیل عدم توانایی در ساماندهی و تجمیع نیروهای خود و نیزعدم وجود روحیه ی نظامی گری در این نیروها، ترورها و خمپاره زنی ها را حتی بدون هدف دنبال می کرد تا از طرفی وجود روبه موت خود را سرپا نشان دهد و از طرفی فلسفه ی تشکیل ارتش آزادی بخش را برای افراد باقی مانده ی خود تبیین کند.

سازمان در آن مقطع اعتقاد داشت که اگرچه امکان حمله و عملیات گسترده ی نظامی برای سازمان وجود ندارد اما نباید از ظرفیتهای حداقلی هم غافل شد تا نام ارتش آزادی بخش از اذهان نیروهای سازمان پاک نشود و به گفته ی بسیاری از نیروهایی که زمانی در اشرف و سازمان بودند وعده و وعیدهایی برای تشکیل، سازماندهی و ادامه ی حملات گسترده به خاک کشورمان با تداوم عملیاتهای کور خمپاره زنی توجیه پذیرتر بود.

با شعله ور شدن آتش جنگ خلیج فارس و حمله ی گسترده ی نیروهای ائتلاف ضدعراق به این کشور، تمام مرکب و سلاح سازمان توسط آمریکا ضبط شد. تا آن زمان سازمان به اذهان نیروهای خود اینگونه تفهیم کرده بود که سلاح آنها همچون نوامیس آنها و همچون باور ایدئولوژیک آنها غیرقابل نفوذ می باشد! روزی که سلاحها از نیروهای سازمان گرفته شد برای اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اشرف تمام ابهت سازمان فرو ریخت زیرا نظامی گری، حمله، عملیات نظامی، آموزش نظامی و سلاح جزیی از زندگی روزمره ی فکری و اعتقادی نیروهای سازمان شده بود و این زیستن به یکباره دستخوش تحولی اساسی می شد تحولی که ناخواسته و البته دردآور بود. بار روانی این مسأله برای عروسک گردانان سازمان بسیار سنگین تر از آن بود که قابل توجیه و تفسیر باشد و طبعاً نمی توانست ابهامات زیستی بدون اندیشه ی نظامی گری را برای افراد سازمان توجیه کند. در آن مقطع سازمان با فترتی یک ساله در مواضع خود شروع به پوست اندازی کرد و ضمن مخفی کردن عقاید شبه نظامی خود کم کم روبه فعالیتهایی گذاشت که خود، آنها را سیاسی و در راستای مشی دموکراسی می نامید. رایزنی های سیاسی، جلسات و میتینگ های سیاسی ـ از نوع آرام ـ تقریباً از همان زمان یعنی سال 2003 بطور مداوم دنبال شد. اعلامیه های سیاسی از همان زمان رنگ و بوی جدی تر یافت و تئوری تغییر دموکراتیک حکومت ایران با حمایت از سازمان مجاهدین به منصه ی ظهور رسید و شعار نه جنگ نه مماشات جایگزین شعارهای گذشته و شدت عمل نظامی و راه حل خشونت بار شد. سازمان اما برای نشان دادن این تغییرات و ملموس نمودن شعارهای خود ـ شعارهایی که به اجبار به آنها روی آورده بود و این اجبار باورپذیری آن را نیز مشکل کرده بود ـ مجبور بود کم کم به داخل کشور و مردم نیز نفوذ کند. بنابراین راهی خزنده را آرام آرام درپیش گرفت، راهی که به گمان تیم رهبری سازمان می توانست راهگشای بحران مشروعیت درون سازمانی از یک سو و از سوی دیگر همنوایی مردم کشور در میان مدت با آنها باشد. باور این مسأله که سازمانی تروریستی، خشن و ضدمردمی همچون سازمان مجاهدین این چنین سریع در مواضع خود چرخش ایجاد کرده بود بسیار مشکل بود، زیرا خیروصلاح و خدمت سازمان به مردم ایران فقط گلوله بود و ترور و خشونت. سازمان بنا را بر نفوذ به داخل مردم و جامعه گذاشت. شعارهای تلویزیونی و رسانه ای سازمان در راستای حمایت از حقوق بشر، مردم ایران، آینده ی اقشار جامعه، مدینه ی فاضله و جامعه ی آرمانی و حضور سازمان برای رهبری مردم ایران تنظیم شد.

از سویی دیگر برای حضور خود در میان مردم به مستمسکهای جدیدتری احتیاج داشت تا به اصطلاح به چشم بیاید. یکی از این تمهیدات شعارنویسی بر در و دیوارخیابانها در تهران و برخی شهرهای بزرگ بود. تحریم انتخابات، منع مردم از مشارکت سیاسی، شعارهایی بر ضدحکومت، تبریک سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین و نیز استفاده از تراکت، بروشور تبلیغاتی و پرده نویسی با مضامین سالگرد عملیات فروغ جاویدان و تبریک انتخاب مریم رجوی به ریاست جمهوری شورای ملی مقاومت از جمله ی این اقدامات بود. ناشناخته بودن اهداف و آرمانهای سازمان برای مردم ایران از یک سو و مشخص نبودن استراتژی سازمان از سویی دیگر باعث شد تا سازمان وارد مرحله ی بعد شود. در این مرحله سازمان بوسیله ی حقه های تصویری و با استفاده از فتوشاپ در سایتها و نشریات خود جو تبلیغاتی فراوانی را به راه انداخت تا ثابت کند تصاویر، دیوار و نوشته ها و پوسترها و تراکتهای زیاد در سطح شهرهایی همچون تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، اهواز، تبریز و دیگر نقاط کشور بوسیله ی هوادارانش بر در و دیوار شهر نصب شده است و حمایت مردمی از سازمان روز به روز در حال افزایش است. در این مرحله کپی کاری و مونتاژ در حد بسیار زیادی در سازمان رواج داشت و سایتهای سازمان هر روز با آب و تاب فراوان تصاویر ساختگی را در صفحات اصلی خود به نمایش می گذاشت. اما این تصاویر به قدری ناشیانه و ابتدایی مونتاژ و تولید شده بود که یک هنرآموز تازه کار فتوشاپ هم به غیرواقعی بودن آن معترف می شد.

با روشنگری همه جانبه و شاهد و مثال تطبیق عکسهای واقعی با تصاویر مونتاژ شده، این حربه نیز رنگ باخت و سازمان رو به فریبی دیگر نهاد که آن توزیع پوستر توسط نیروهایی روزمزد ـ به اسم هواداران سازمان ـ بود. در اولین اقدام پوستر یکی از میدانهای اردوگاه اشرف را چاپ و توزیع کرد میدانی که به زعم سازمان « سمبل و نهاد شهر اشرف » می باشد. بر روی این پوستر هیچ نشان، شعار یا جمله ی خاصی نوشته نشده بود و سازمان از آن بعنوان « توزیع گسترده ی پوستر شهر اشرف در تهران » توسط هواداران سازمان یاد کرد. بعد از این مورد سازمان در اقدامی که خود آن را شجاعانه و پیروزی بزرگ نامید با چاپ عکس دوران جوانی مریم رجوی ـ عکسی که وی هنگام کاندیداتوری نمایندگی مجلس به چاپ رسانده بود ـ در بخش پیامهای تبریک روزنامه ی همشهری و در قالب یک آگهی با کادر کوچک آن را به هواداران سازمان نسبت داد و سعی کرد تا بار دیگر حضور خود را به هر وسیله ی ممکنی اعلام نماید. جالب اینجاست که سازمان تا چند هفته به نقد و نظر و تحلیل این اقدام در رسانه های خود پرداخت و آن را یک موفقیت بی نظیر نامید.اما در تازه ترین شیرین کاری، این فرقه با چاپ عکس نیم رخ مسعود رجوی، بدون ذکر نام وی تنها با ذکر یک شعار «آواز کنیدش،در باز کنیدش» سعی در اثبات وجود رشته های باریک حیات در سازمان رو به موت خود را داشته است. در این مورد نیز سازمان با ادعای توزیع گسترده ی پوستر در شهر تهران و حتی در دانشگاههای تهران از آن به عنوان اقدامی مهم توسط هوادارانش یاد کرده است.

با بررسی دقیق اهداف و رؤیاهای مسعود و مریم رجوی واقعیت فرسایش و نابودی گام به گام سازمان حتی برای خود سران سازمان نیز مشخص و آشکار شده است. با یاد آوری 30 خرداد 1360 و بزرگنمایی آن به عنوان دوران اوج سیاسی تشکیلات مذکور و زمان کوچ کردن به آغوش صدام و تشکیل ارتش آزادی بخش و عملیات فروغ جاویدان به عنوان اوج دوران اقتدار نظامی – با فرض پذیرش این ادعا – و مقایسه آن با دوران حاضر بهتر می توان به عمق زوال و استیصال سازمان پی برد.

اگر دو مورد فوق را با توجه به ادعای سازمان در قدرت و شوکت سیاسی و نظامی و پیروزی سازمان در این 2 عرصه در تخیل نیز قبول کنیم. امروز شاهد تفاوتهای عمیق بین پیروزی های آن دوران و این دوران سازمان هستیم. ترورهای کور بعد از فروغ جاویدان تلاش برای اثبات و بازسازی ایدئولوژی سازمان به نیروها بود. یعنی درست زمانی که قدرت پوشالی سازمان از منظر گردانندگان آن رو به افول نهاده بود اما امید بازیابی آن هنوز برای رهبران سازمان وجود داشت.

بعد از حضور آمریکا و خلع سلاح سازمان، چرخش ناباورانه ای در اهداف به وجود آمد و این تغییرات فاحش یاٌس و ناامیدی فکری و عقیدتی را در بدنه سازمان ایجاد نمود. سازمان در حالیکه قشر و هسته درونی خود را از دست رفته می دید سعی در بازسازی و یا به عبارتی تظاهر برای عوام فریبی پوسته خارجی و تبلیغاتی خود داشت. جای تاٌمل و تفکر زیاد دارد،سازمانی که مدعی است در 30 خرداد 1360 صدها هزار نفر رابه طور مستقیم به خیابانها و به پای قیام کشانده، امروزتوزیع چند تراکت و پوستر و چاپ یک اگهی تبریک را پیروزی بزرگ خود می داند و تا هفته ها در خصوص آن قلم فرسایی می کند. امروز وجود رو به موت سازمان فقط از جهت تلاش برای اثبات تنفس و وجود ریشه های حیات قابل بررسی است، سازمان که خود را یک گروه سیاسی و نظامی می دانست امروز فقط برای اینکه اثبات کند کاملاً نمرده و وجود دارد دست به چنین اقدامات خنده آوری می زند،اقداماتی که دائما با تعویض کانال رفتار، حکم تعویض مداوم داروهای یک بیمار سرطانی را دارد که ناباورانه برای حیاتش تلاش می کند.در ادامه این موفقیتها پیش بینی می شود که در آینده نزدیک، سازمان اقدام به عقد قرارداد با شرکتهای بزرگ دنیا نماید و به عنوان مثال زمانی که یک گوشی نوکیا را خریداری می کنیم تصویر صفحه اول آن عکس 30 سال پیش مریم یا مسعود رجوی باشد یا مثلا ممکن است شرکت نستله بر روی شیشه نسکافه یا قوطی شیرخشک خود عکس یکی از این دو نفر را به چاپ برساند، در خنده دار بودن ایده های مریم و مسعود رجوی که شکی نیست، خدا را چه دیدید؟ شاید هم واقعا اینطور شود.

مهدی عسکری، کانون هابیلیان، پنجم ژاوت 2007

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا