معرفی کتاب برای قضاوت تاریخ

از زمان ورود مسعود رجوی به خاک عراق (خرداد 1365) که سازمان مجاهدین خلق آن را پرواز تاریخساز تعبیر می کند، حداقل تا زمان سقوط صدام (فروردین 1380) روابط این دو متحد در هاله ای از ابهام بود. گو اینکه به استناد تحولات و تحرکات در جبهه های جنگ عراق و ایران کم و بیش می شد کیفیت و کمیت این رابطه را گمانه زنی کرد. اما با سقوط صدام و افشای اسناد تصویری و مکتوب ابعاد این همکاری غافلگیرکننده، باعث حیرت شد. این اسناد تصویری و صوتی برای اولین بار در تابستان سال 1383 توسط شماری از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق (انجمن اینترلینک) در کتابی با عنوان برای قضاوت در تاریخ منتشر گردید. انتظار می رفت انتشار این اسناد موضع گیری و واکنش سازمان مجاهدین و ارائه حداقل توضیحاتی در خصوص محتوای این کتاب را در برداشته باشد، سکوت مجاهدین اما تنها پاسخ ممکن به حجم قابل ملاحظه اسنادی بود که دامنه روابط و عمق همکاری های سیاسی، نظامی و استراتژیکی مجاهدین و صدام را مورد تاکید قرار می داد. فراتر از این همکاری ها که مشخصا به نقش سازمان در سرکوب شورش های داخلی عراق از جمله کردها و شیعیان، جاسوسی برای عراق، اعمال فشار بر روی اسیران جنگی، تبادل نظر دو طرف بر روی انتخاب هدف های تروریستی از جمله صیاد شیرازی و ده ها موضوع دیگر مربوط می شود، می توان بر وحدت استراتژیک و ایدئولوژیک صدام و سازمان اشاره کرد که در نوعیت خود شباهت های ساختاری و ایدئولوژیک این دو پدیده را بیشتر مورد تاکید قرار می دهد. بطور مشخص محتوای اسناد این کتاب بر تعاملات و همکاری های مجاهدین و حزب بعث در خصوص نقش مجاهدین در سرکوب شورشی های داخلی و همچنین ترورهای مجاهدین و مشخصا ترور صیادشیرازی تاکید دارد.

در بخشی از کتاب در خصوص ترور صیاد شیرازی، سپهبدطاهرحبوش به رجوی توضیح می دهد که آنها ناگزیر بوده اند علیرغم تاکید و فرمان ترور صیاد شیرازی اما در موضع گیری های رسمی موضع متفاوتی داشته باشند. حبوش خطاب به رجوی در این خصوص می گوید:

“وقتی من به شما برای انجام این عملیات (ترور صیاد شیرازی) دستور دادم، معلوم است که بیان این مطلب تاکتیکی است. زیرا ما نمی خواهیم در بیش از یک جبهه بجنگیم.” (1)

و یا در خصوص مشارکت مجاهدین در سرکوب های داخلی عراق سپهبد صابرالدوری خطاب به رجوی می گوید:

“مایلم برادر مسعود بداند که ما و شما نقش بسزایی در سرکوب آشوب های اخیر داخلی داشتیم و در کنار یکدیگر علیه آشوبگران جنگیدیم و آشوب را الحمدالله با شکست روبرو ساختیم و سرکوب نمودیم.” (2)

فراتر از این روابط اظهارات رجوی در خصوص اشتراکات ماهوی حزب بعث و مجاهدین است که در نوع خود رابطه این دو را از مرزهای متعارف بده بستان های سیاسی و سوداگرانه به وحدت ایدئولوژیک و فرقه ای مجاهدین با صدام و حزب بعث سوق می دهد. درک این معنی که چگونه امکان دارد خون رجوی و صدام درهم آمیزد و به ایدئولوژی واحدی منتج شود شاید در نگاه اول کمی غیر قابل هضم به نظر برسد اما اشارات و تاکید های رجوی بر این مهم گواه از قرابت و درهم آمیختگی استراتژیکی و ایدئولوژیکی این دو پدیده می کند. رجوی در این خصوص خطاب به صدام می گوید:

“سرنوشت ما واحد است. خون های ما درهم آمیخته است… می دانید که اینها تعارف نیست… نمی توانم حساب مصالح و منافع خودمان را از شما جدا بکنم اینها دقیقا در هم آمیخته است… واقعیت این است که منافع ما چفت در چفت و تنگاتنگ است.” (3)

در جایی دیگر از همین کتاب رجوی خطاب به مقامات عراقی می گوید:

“می خواهید برایتان قسم بخورم که بین العرب و العجم لایوجد شفیق صدیق نزدیک تر از همین مجاهدین خلق! چنانچه در میان عرب و عجم بگردید، هیج دوستی به اندازه مجاهدین خلق پیدا نخواهید کرد.” (4)

این فاکت ها که تماما از همین اسناد استخراج شده اند بخشی از این رابطه را تعریف می کنند. سه سال پس از انتشار این کتاب، مجموعه اسناد تصویری و صوتی مورد اشاره با عنوان مستند رویای گرگ ها از شبکه های داخلی ایران پخش گردید. علیرغم ادامه موضع سکوت مجاهدین اما اینبار به دلیل طرح سوالاتی از سوی بینندگان و مخاطبان رسانه های مجاهدین در خصوص کم و کیف این اسناد مجاهدین و مشخصا مسعود رجوی اقدام به موضع گیری نمودند. ما حاصل این موضع گیری ها حول چند مورد مشخص متمرکز شده بود که بعضا پاره ای از آنها تردیدها و ابهامات را بیشتر دامن می زد.

اول اینکه این اسناد تماما جعلی و سرهمبندی شده اند.

دوم اینکه در جهت خنثی کردن گسترش پایگاه مردمی مقاومت در ایران تهیه شده است.

سوم اینکه مجاهدین در خصوص کم و کیف روابط شان با عراق و صدام قبلا و در زمان این ملاقات ها اطلاع رسانی کرده اند.

النهایه اینکه مجاهدین در فردای پیروزی شان تماما در خصوص این ابهامات و اسناد توضیح کافی خواهند داد.

مریم رجوی در واکنش به این اسناد در سخنرانی 30 ژوئن از آنها به عنوان تبلیغات هیستریک جمهوری اسلامی نام برد و گفت:

“آخوندها ناگزیر شده‌اند با ساختن سریالهای تلویزیونی با موج سمپاتی جوانان نسبت به این مقاومت مقابله کنند. شهامت ندارند که بگویند آن همه ادعا و نمایش درباره تمام شدن کار این مقاومت شکست خورد و می‌ترسند بگویند که آن همه پرونده‌سازی و اتهام های رنگارنگ علیه مقاومت به گل نشست. در نتیجه، به تبلیغات هیستریک روی آورده‌اند.” (5)

مسعود رجوی اما در پیام 12 تیر خود در همین راستا با کمی نان قرض دادن به مریم به نحو دیگری موضع می گیرد. او در این رابطه مدعی است:

“بگذارید آخوندهای درمانده همچنانکه مریم گفت برای مقابله با موج یاری و همدردی زنان و جوانان و کارگران و معلمان بپاخاسته، به تبلیغات دیوانه وار و ساختن و سرهم بندی کردن سریال های مجعول و مهوع تلویزیونی علیه مجاهدین و مقاومت روی بیاورند. قضاوت درباره آزادی خواهی و اصالت و استقلال این مقاومت در صلاحیت مردم و تاریخ ایران است. پیوسته گفته ایم و تکرار می کنیم که بغایت استقبال می کنیم تا رودرروی مردم ایران از جوادیه تا نازی آباد و از کرانه های ارس و خزر تا خلیج فارس، درباره جزء به جزء، نکته به نکته، دینار به دینار و مو به موی هر آنچه در مبارزات چهل و دو ساله انجام داده یا نداده ایم حساب پس بدهیم.” (6)

همچنین حمید رفیعی مجری تلویزیون مجاهدین در پاسخ به سوال بیننده ای در برنامه ارتباط مستقیم 18 شهریور ماه امسال درباره این اسناد گفت:

“این تبلیغات و فیلم ها رسواتر از آن است که بشود به آن پرداخت. این فیلم ها دست پخت وزارت اطلاعات است و این حرف هایی هم که شما بر زبان آوردید تکرار همان حرف هایی است که وزارت اطلاعات از طریق ایادی و عوامل و مزدورانش علیه مقاومت علم کرده است.” (7)

به هر روی این مواضع از سوی سازمان مجاهدین خلق حاکی از برخورد دوگانه در خصوص این اسناد می کند. به نظر می رسد عقلانی ترین راه پاسخ گویی به این اسناد، چنانچه مجاهدین ادعا می کنند در زمان انجام این ارتباطات از طریق رسانه ها و ارگان هایشان اطلاع رسانی کرده اند، اقدام دوباره انعکاس اسناد ادعایی از طریق رسانه های مجاهدین باشد. به نظر نمی رسد پخش این اسناد در شرایطی که برنامه های تلویزیون مجاهدین بعضا در چندین نوبت تکراری پخش می شود، آسیبی به روال معمول برنامه های مجاهدین بزند. گو اینکه در این مقوله جای شرافت و هست و نیست مجاهدین در کار است. آنچه مشخصا به ما مربوط می شود انعکاس این اسناد و در این مورد بخصوص کتاب برای قضاوت تاریخ است. ما به نوبه خود مطالعه این کتاب را به همه علاقمندان و پژوهشگران و عموم مردم ایران پیشنهاد می کنیم. ضمنا در صورت دریافت پاسخی مستند و منطقی از سوی مجاهدین جهت تکمله این اطلاعات و اسناد اقدام به درج آنها نیز خواهیم نمود.

منابع

1- کتاب برای قضاوت تاریخ. انتشارات خارج کشور ص 271.

2- همان ص55.

3- همان ص 54 کتاب.

4- همان ص55.

5- سخنرانی مریم رجوی در 30 ژوئن 2007 در پاریس.

6- پیام 12 تیر مسعود رجوی.

7- برنامه ارتباط مستقیم 18 شهریورماه 1386 از سیمای آزادی مجاهدین.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.