غرور ملی ایرانیان، رو در روی رجوی‌ و حامیانش

با فشار نظامی خارجی علیه ایران، بار دیگر بُعد پیچیده و بحث‌برانگیزی از سیاست‌های مجاهدین خلق روشن شد. در حالی که مریم رجوی ظاهرا تهاجم نظامی خارجی را رد می‌کند، ناظران منتقد و تحلیل‌گران دانشگاهی اغلب به تناقض آشکار بین این اظهارات دیپلماتیک رسمی و لحن دستگاه رسانه‌ای این گروه اشاره می‌کنند. از نظر تاریخی، […]

با فشار نظامی خارجی علیه ایران، بار دیگر بُعد پیچیده و بحث‌برانگیزی از سیاست‌های مجاهدین خلق روشن شد. در حالی که مریم رجوی ظاهرا تهاجم نظامی خارجی را رد می‌کند، ناظران منتقد و تحلیل‌گران دانشگاهی اغلب به تناقض آشکار بین این اظهارات دیپلماتیک رسمی و لحن دستگاه رسانه‌ای این گروه اشاره می‌کنند.

از نظر تاریخی، مسیر مجاهدین خلق – از ریشه‌های ضد غربی آن تا همکاری با صدام حسین در طول جنگ ایران و عراق – یک برداشت عمومی عمیقاً دوقطبی را شکل داده است. این پیشینه، اتهامات منتقدان را تقویت میکند چرا که این تشکیلات به طور ضمنی یا آشکارا از تحرکات ژئوپلیتیکی خارجی یا تخریب زیرساخت‌ها به عنوان مکانیسم‌هایی برای تضعیف حکومت ایران، استقبال می‌کنند و بر هزینه‌های گسترده‌تر انسانی یا تلفات غیرنظامیان چشم می‌پوشند.

در متون علمی و پژوهشی، مجاهدین خلق اغلب به عنوان یک آفتاب‌پرست سیاسی توصیف می‌شوند. به این ترتیب که این گروه پیام‌های خود را متناسب با خواسته‌های استراتژیک طرف‌های بین‌المللی تنظیم می‌کند، در حالی که رفتارهای داخلی سازمانی را که منتقدان فرقه‌ای توصیف می‌شوند، حفظ می‌کند. در نتیجه، هنگامی که تنش‌های خارجی یا اقدامات نظامی رخ می‌دهد، عدم ارتباط بین “طرح ده ماده‌ای” ادعایی مریم رجوی برای یک جمهوری دموکراتیک و گزارش‌های رسانه‌های آن که خوشحالی از حملات به ایران را نمیتواند پنهان کند، یک تناقض استراتژیک عمیق را آشکار می‌کند.

بنا به استدلال پژوهشگران این نوع رفتار به شدت مشروعیت داخلی سازمان را در داخل ایران تضعیف می‌کند، جایی که خاطرات اتحاد این گروه با صدام حسین در طول جنگ ایران و عراق همچنان یک گناه نابخشودنی برای اکثریت قریب به اتفاق مردم است و در نتیجه هرگونه انتقال واقعی قدرت داخلی را پیچیده می‌کند.

علاوه بر این، افکار عمومی جهان و همچنین ملت ایران اذعان دارند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، نبرد با ایران را باخته است. سیمون تیسدال، مفسر گاردین، ادعا می‌کند: دونالد ترامپ، بی‌عرضه و بی‌سروپا، در ایران گم شده است و قادر به یافتن راهی برای خروج از جنگ فاجعه‌باری که آغاز کرده است، نیست. او یک سوال اساسی می‌پرسد: “چند بار ترامپ و پیت هگست، ارباب وحشی پنتاگون، از پیروزی جعلی سخن گفته اند؟”

ادعاهای دروغین ترامپ در مورد پیروزی در برابر ایران بسیار شبیه به ادعاهای چهار دهه‌ای “سرنگونی” جمهوری اسلامی است که توسط مسعود و مریم رجوی تکرار شده است. ترامپ این هفته ادعا کرد که “پیروزی بزرگی” به دست آورده است. تیسدال می‌نویسد: “هیچ‌کس او را باور نمی‌کند. حتی با وجود هزینه‌های عظیم انسانی و اقتصادی حماقت ایرانی او، جهانی که نظاره‌گر است، ناتوانی ایالات متحده را به سخره می‌گیرد.”

مارک هرتلینگ در نشریه بِلوارک (Belwark) گفت: “ما دوباره به درگیری‌ای کشیده می‌شویم که هیچ وضعیت سیاسی مشخصی ندارد. ما می‌توانیم بیشتر تخریب کنیم، اما ایران می‌تواند بیشتر اختلال ایجاد کند، قیمت نفت را بالا می‌برد، به همسایگان کشورهای عربی حمله می‌کند و متحدان ایالات متحده را تضعیف می‌کند و ما را بیش از پیش به یک کارزار بی‌پایان می‌کشاند.”

مایک نلسون در وبسایت دیسپچ (The Dispatch) گفت: ترامپ به یک جنگ حیاتی توجه نکرد: “دشمن خود را بشناسید.” او به اشتباه معتقد بود که حملات اولیه ایالات متحده و اسرائیل، ایران را سرنگون خواهد کرد.

پیتر بیکر در نیویورک تایمز گفت: “این جنگ ترامپ را سرگردان کرده است. او نمی‌تواند در مواجهه با حریف، تسلیم اراده خود و یک درگیری ژئوپلیتیکی شود و نمی‌تواند با انتشار پست‌های زننده در رسانه‌های اجتماعی به پیروزی دروغینش دست یابد.”

همانطور که سایمون تیسدال می‌گوید، “خودشیفتگی ترامپ، نه ایران، دشمن شماره یک جهان است. او دلیل اصلی تشدید غیرقابل کنترل این جنگ است. او یک سلاح کشتار جمعی تک نفره است.”

مریم رجوی و همسر ناپدید شده‌اش باید بیاموزند که جنجال رسانه‌ای، با تمرکز بر روایت‌های یک‌جانبه و حتی جعل روایت‌ها، جنایات “هیولای خطرناکی” به نام دونالد ترامپ را پنهان نخواهد کرد. ملت ایران که غم‌ها و تلفات ویرانی‌های جنگ تحمیلی را تحمل می‌کنند، از رجوی‌ها و حامیان امپریالیستی و صهیونیستی آنها متنفرند. حس عمیق رضایت و هویت ایرانیان که از غرور ملی‌شان ناشی می‌شود، برای رهبران مجاهدین خلق غیرقابل‌درک است.

مزدا پارسی