کمپ اشرف

چرا رجوی از قرارگاه اشرف تکان نمی خورد

در 6 سال گذشته کوه ها جنبیدند اما اشرف بر جای خود محکم ایستاد. این ادعا ترجیع بند تمامی موضع گیری ها، پیام ها، رهنمودها، توفیقات، امیدها و خلاصه عصاره همه آن بود و نبودی است که از سال ها پیش رجوی، خود و شماری از اسیران در قرارگاه اشرف و اروپا را با آن سرگرم کرده است. اینکه این همه تاکید و پافشاری بر حفظ اشرف بر روی چه پایه و بنیادهای مادی بنا شده، و اینکه چشم انداز نهایی این هدف ولو با فرض باقی ماندن قرارگاه اشرف با همین بافت و شاکله چه خواهد بود و چه انتفاع استراتژیک و تعیین کننده ای برای رجوی در بر خواهد داشت، در عین رو بودن و روشن بودن، در عین حال محوری ترین موضوعی است که باید درباره آن از زوایای مختلف گمانه زنی کرد. بارها بر روی این مهم تاکید شده است که قرارگاه اشرف ظرف ایدئولوژیک و خاک عراق ابزار و اهرم استراتژیک رجوی است. رجوی می داند هر مقدار که این ظرف و با هر سمت و سو و کمیت و کیفیتی ترک بردارد، مکانیزم متلاشی شدن کلیت سازمان در ابعاد ایدئولوژیک، سیاسی و شبه نظامی آن آغاز شده است.

مشکل رجوی دقیقا از همین جا شروع می شود که بود و نبود و همه چیز خود را به قرارگاه اشرف و بافت و شاکله فرقه ای آن گره زده است. البته این جوشکاری تاریخی که با هزار امید و آرزو توام شده بود در زمانی انجام شد که صدام بر عراق تسلط بی چون و چرا داشت و رجوی همه امیدش چنانچه بارها در ملاقات با صدام و مقامات عراقی تاکید کرده، همه مرزهای سیاسی و استراتژیک را درنوردیده و به حوزه های خونی و ایدئولوژیک و بعضا عشیره ای میان او و صدام تبدیل شده بود. رجوی در بدو ورودش به عراق ادعا کرده بود این پرواز تاریخساز و در امتداد استراتژی سرنگونی امری اجتناب ناپذیر و تسریع کننده است. از زمان این پرواز یعنی اواسط دهه 1360 تا اکنون یعنی در پایان دهه 1380 قریب به بیست و پنج سال از وعده رجوی می گذرد و کماکان مرغ ایشان در خصوص راه حل سرنگونی تنها یک پا دارد و آن هم استفاده از خاک عراق به مثابه تنها امکان پیش بردن استراتژی جنگ رهایی بخش او است. سقوط صدام در واقع نقطه چرخش اساسی در این استراتژی محسوب می شد، اما از آنجا که تنها راه حل ممکن و موجود برای گریز از این بن بست تن دادن رجوی به یک پرواز رجعت گونه از عراق به یک منطقه فرضی دیگر بود و با این اقدام تقریبا همه دستگاه او به تلاشی و اضمحلال مبتلا می شد، ترجیح داد صورت مسئله اصلی آمدن به عراق و وعده های اش را از اساس با یک موضوع فرعی و ثانونی جایگزین کرده و همه ذهن ها را متوجه خود قرارگاه اشرف نموده و صرفنظر از اهدافی که برای آن قائل بود، قرارگاه اشرف را به یک مستمسک ظاهرا انسانی و حقوق بشری تبدیل کند.

اما اینکه بالاخره این روند و بهانه تراشی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و چشم انداز نهایی آن چه خواهد بود، صرفنظر از اینکه اساسا او بیش از هر چیز به استراتژی دم غنیمت شماری معتقد است، خودش را بر این فرض سرگرم کرده بود که بتواند در شکاف حاصل از اختلافات تاریخی ایران و آمریکا راهی برای خود باز کند. سیاست از این ستون به آن ستون فرج رجوی بر این پایه و فرض بنا شده بود که بالاخره تضادهای آمریکا با ایران به دلیل ماهیت تاریخی اش راه حلی جز نظامی کردن چالش ها ندارد و رجوی نقش تاریخساز خود را پس از نقش بر آب شدن تز ارتش رهایی بخشش در زمان صدام، در همین موقعیت تاریخساز جستجو می کرد. دو سال و اندی پیش رجوی در پیامی شمارش معکوس تعیین تکلیف سرنگونی را با همین فرض اعلام و از ساکنین اشرف خواست تا دو سال دیگر یعنی پایان دوران ریاست جمهوری بوش پسر صبر کنند و پس از آن هر تصمیمی که خواستند بگیرند. اما امروز پس از خارج شدن بوش و تکان نخوردن آب از آب و روی کار آمدن اوباما با آن سیاست های شفاف و چشم انداز ضدجنگ و تنش، رجوی نه تنها حرفی از آن وعده ها و سراب های گذشته نمی زند که ظاهرا آن استراتژی را نیز بکلی فراموش کرده است و همه جریان سیاسی و استراتژیک خود را معطوف به این ادعا کرده که کوه ها جنبیدند اما اشرف نجنبید. یعنی به زبان ساده حفظ قرارگاه اشرف تا این زمان بزرگترین دستاورد سیاسی و استراتژیک رجوی تلقی و اعلام می شود. یعنی دوباره روی همه چیز خط می کشیم و تخته آقای رجوی دوباره برای ترسیم اشکال هندسی و… پاک می شود.

البته خطی هم که در حال حاضر رجوی دنبال می کند، کماکان بر پایه همان فرض دوران بوش پسر متکی است. با این تفاوت که دیگر برای این چشم انداز زمان تعیین نمی کند. اما کماکان تنها نقطه امید و برون رفت از بحران و تلاشی را در دو رکن اساسی دنبال می کند. حفظ اشرف به منزله ظرف ایدئولوژیک یعنی تنها فاکتوری که به اتکای آن می تواند به نوعی بر موجودیت سیاسی و نظامی اش در معادلات بین المللی حساب باز کند و دوم بهره برداری سیاسی از قرارگاه اشرف و ساکنین آن برای سرپوش گذاشتن بر صورت مسئله اصلی و پاسخ ندادن به این سوال که بر فرض حفظ اشرف با همه شرایطی که رجوی را راضی نگه دارد، این وضعیت و ادامه آن در نهایت به چه چشم اندازی منتهی خواهد شد. می توان تنها پاسخ فرضی رجوی به این چالش را در این فرض جستجو کرد که او کماکان در انتظار است تا با برهم خوردن اوضاع منطقه قرارگاه اشرف را از قفل شدن رها کند. یعنی باز به نوعی ادامه همان استراتژی از این ستون به آن ستون فرج. با این تفاوت که فرض رجوی در دوران بوش پسر در مقایسه با وضعیت موجود بر پایه های مادی تر و گمانه های نزدیک تری به واقعیت پایه ریزی شده بود. به زبان ساده تر وضعیت منطقه و توازن آن به گونه ای است که گذشت زمان جز به فرسوده کردن جدی قرارگاه اشرف از درون نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.

تاکید رجوی بر اینکه قرارگاه جنب نخواهد خورد فی النفسه حاکی از این است که کوچکترین تنش و ترک و جابجایی اشرف را معادل تلاشی همه جانبه موجودیت خودش ارزیابی و تلقی می کند. معنی دیگرش این است که رجوی از هر جهت که نگاه کنیم قفل شده است و تنها راه بقای ظاهری اش را حفظ همین تنها ابزار برای روز مبادا ارزیابی می کند. باز به این معنی است که او در تمامیت یک شکست خورده است. شکست خورده ای که عقب مانده ترین و بی اعتبارترین و بی وزن ترین جریان اپوزیسیون از موضع ترحم و انسانی به حمایت تلویحی و حقوق بشری از اعضای در بند مجاهدین برخاسته اند. شاید در صورت ظاهر این حمایت چندان به چشم نیاید، و حساسیتی ایجاد نکند، اما واقعیت امر این است که برای آلترناتیوی که خود را قیم بی چون و چرای آینده ایران متصور است، قرار گرفتن در چنین وضعیتی بیش از یک شکست به فاجعه شبیه است. شاید از منظری تن دادن رجوی به یک جابجایی اختیاری از عراق به هر نقطه دیگر، بتواند ولو به لحاظ روحی و روانی به منزله یک شوک کارکردی به مراتب فراتر و تاثیرگذارتر برای خارج کردن ساکنین اشرف از انفعال و سرخوردگی داشته باشد. اما حقیقت این است که تنها کارکرد قرارگاه اشرف برای رجوی نقش فرافکنانه آن است تا از این طریق با مستمسک قرار دادن و شانتاژ بازی حول آن از پاسخ دادن به سوال اصلی طفره برود.

اینکه تا چه میزان ساکنین اشرف قادر به فهم این مهم خواهند بود یا خیر به عوامل و فاکتورهایی بستگی دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. اما سوای این کارکرد فرافکنانه رجوی کماکان بر پایه مفروضات پیشین تلاش می کند ساکنین اشرف را به یک تشکل شبه نظامی برای هر گونه معادله و وضعیت احتمالی تازه در منطقه آماده نگه دارد. همه آن حساسیت های مورد تاکید رجوی از چنین احتمالاتی ریشه می گیرد. در ادامه به این مقوله نیز خواهیم پرداخت.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا