نامه پند آموز به معصومه رئوف بشری دوست

سلام معصومه که سلام سلامتی می آورد و امیدوارم که تنت و روح و روانت سلامت و تندرست باشد. خدیجه هستم زن داداشت و چون داداشت که همسرم باشد در دوران کرونا مرحوم شده است خواستم هرچند کوتاه در گذر از روزگار سخت و خشن نکاتی را یاد آور شوم شاید که پند و اندرزی […]

سلام معصومه که سلام سلامتی می آورد و امیدوارم که تنت و روح و روانت سلامت و تندرست باشد.

خدیجه هستم زن داداشت و چون داداشت که همسرم باشد در دوران کرونا مرحوم شده است خواستم هرچند کوتاه در گذر از روزگار سخت و خشن نکاتی را یاد آور شوم شاید که پند و اندرزی برایت باشد و از غفلت بیرون بیایی و به جانب زندگی رها شوی.

نیمه اسفند ۱۴۰۳ ملاقاتی با مسئول انجمن نجات گیلان جناب پوراحمد بزرگوار داشتم که دیدم در سایت انجمن نجات هم اطلاع رسانی شده بود که لابد دیدی ولیکن بی پاسخ گذاشتی.

ببین معصومه الان هم قصد سرزنشت را ندارم چرا که بچه نیستی و بقول خودت انتخابت را کردی و با این انتخابت میدانی که هم خودت و هم خانواده ات قیمت دادند و از قربانیان رجوی شدیم.

حالا هم مراقب خودت و رفتارت باش و مطلقا در پی فرزندانم خاصه دخترم نباش که شاید با خیال واهی بتوانی فریبش بدهی و جذبش کنی که بشدت از رجوی و فرقه اش بیزار هستیم.

خوب است بدانی با فرزندان تحصیل کرده ام زندگی آرام و خوبی دارم که برایشان از جان مایه گذاشتم و به تک تک شان افتخار میکنم و لذا دور من و فرزندانم را خط بکش.

من برای تو آرزوی رهایی از چنگال رجوی را دارم تا بتوانی بدور از سایه رجویها در اروپا یک زندگی آرام را برای خودت دست و پا کنی و امیدوارم امروز اقدام کنی چرا که شاید فردا خیلی دیر باشد.

همسر برادر مرحومت – خدیجه سخت روزی