فروغ جاویدان فرجام یک رویای جنون آمیز – قسمت اول

بعد از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، تشکیلات مجاهدین خلق که همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بود، برای خروج از بن بست و نجات از وضعیت موجود، به فکر عملیات نظامی علیه ایران افتاد و در همین راستا عملیاتی را تحت عنوان فروغ جاویدان با 25 تیپ و به […]

بعد از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، تشکیلات مجاهدین خلق که همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بود، برای خروج از بن بست و نجات از وضعیت موجود، به فکر عملیات نظامی علیه ایران افتاد و در همین راستا عملیاتی را تحت عنوان فروغ جاویدان با 25 تیپ و به فرماندهی شخص مسعود رجوی در 3 مرداد ماه 1367 به مرحله اجرا گذاشت. آنها قصد داشتند طی 33 ساعت از طریق تصرف 5 شهر سرپل ذهاب، اسلام آبادغرب، همدان و قزوین خود را به تهران برسانند و با تصور خام رساندن خود به تهران رسما حکومت را بدست بگیرند.

اما نیروهای ایرانی مستقر در عقبه جبهه در گردنه چهار زبر واقع در 30 کیلومتری کرمانشاه، توانستند آنها را متوقف کرده و تلفات سنگینی بر آنها وارد کنند. در سالگرد این رویای جنون آمیز نگاهی داریم به فراز و فرودهای این تشکیلات و نقش آنها در جنگ عراق برعلیه ایران که با عملیات مرصاد خاتمه پیدا کرد. مسعود رجوی در جمع بندی یکساله که چرا بعد از 30 خرداد وارد فاز مسلحانه شدند، می گوید: مرحوم مصدق وقتی وارد مجلس شد و قرار شد به سلسله پهلوی رای داده شود مخالفت کرد و تاکید نمود به توپچی یک عمر مواجب می دهند تا یک روز شلیک کند، وگرنه همه مواجب او باطل است. اکنون بعداز 30 خرداد ما چنین شرایطی داریم و نمی خواهیم سیر تاریخ در ایران منحرف شود.

برنامه تشکیلات مجاهدین خلق بعد از برکناری بنی صدر در 30 خرداد سال 60 روی آوردن به مبارزه مسلحانه بود. هدف آنها ضربه زدن به راس و بدنه و تشکیل یک حکومت جایگزین بود. تصور مجاهدین خلق در آن دوره تاریخی این بود که بلحاظ نظامی ایران بدلیل جنگ با عراق در حالت استیصال قرار دارد و از لحاظ سیاسی نیز، کشورهای منطقه این آمادگی را دارند که به یک جایگزین برای جمهوری اسلامی که با آنها همگرایی داشته باشد، کمک کنند.

بعد از خرداد سال 60 و فرار اعضای مجاهدین خلق به خارج کشور، رجوی طی یک مصاحبه با روزنامه الوطن العربی می گوید: مشکل شط العرب ظاهر قضیه است. مشکل اصلی تهدید خمینی (امام) برای صدور انقلاب به خارج کشور است. که باعث بروز جنگ شده است. به نظر ما شط العرب متعلق به عراق است. مسعود رجوی با این مصاحبه در نظر داشت سازمانش را به عراق پیوند بزند. و به صدام بفهماند که از تشکیلات مجاهدین خلق می تواند بعنوان اپوزیسیون فعال استفاده کند. بعد از این مصاحبه طارق عزیز در پاریس با رجوی دیدار می کند و به رجوی می گوید امیدوارم در آینده نزدیک با شما بعنوان رئیس جمهور و یا نخست وزیر ملاقات کنم.

بدنبال این ملاقات آنها، رجوی در سال 65 به عراق می رود و متعاقب آن بیشتر نیروهایش را به عراق منتقل می کند. عراق حدود 17 پایگاه در مناطق مرزی در اختیار رجوی قرار می دهد، که معروف ترین آن قرارگاه اشرف بود که در 100 کیلومتری شمال غرب بغداد قرار داشت. عمده ترین اقدامات تشکیلات مجاهدین خلق در طی این مدت عبارت بود از اعزام گروه ها برای انجام عملیات ترور و خرابکاری به ویژه ترور فرماندهان نظامی، جاسوسی در رابطه با تحرکات نظامی ارتش ایران و شنود بیسمی مکالمات نیروهای نظامی ایران و کمک به سرکوب قیام های مردمی.

بعداز اینکه ایران قطعنامه 598 را پذیرفت در حالی که همگان با توجه به تبلیغات چندساله صلح طلبی صدام انتظار استقبال عراق از این ابتکار صلح را داشتند اما صدام با تصور ضغف و بی انگیزگی نیروهای ایرانی در تاریخ 31 تیرماه 1367 با 6 لشکر به خوزستان حمله کرد و با پیشروی از محور کوشک حدود 30 کیلومتر از جاده اهواز، خرمشهر را به تصرف در آورد و خرمشهر را نیز محاصره کرد. همزمان با حمله عراق به جنوب در محور میانی نیز رژیم صدام در صدد بود تا در فاز جدید جنگ از نیروهای مجاهدین خلق شبیه آنچه نیروهای ایرانی در قرارگاه رمضان در داخل خاک عراق انجام داده بودند به اجرا بگذارد.

ادامه دارد

علی اکرامی