از جذب در فضای مجازی تا بهرهبرداری تبلیغاتی سازمان تروریستی موسوم به مجاهدین خلق ایران از زمان تأسیس خود تاکنون، همواره با مناقشات گسترده سیاسی، امنیتی و حقوق بشری همراه بوده است. این سازمان در رسانههای رسمی و شبکههای وابسته به خود، اخبار و گزارشهای متعددی درباره افراد بازداشتشده در ایران که آنان را “زندانی […]
از جذب در فضای مجازی تا بهرهبرداری تبلیغاتی
سازمان تروریستی موسوم به مجاهدین خلق ایران از زمان تأسیس خود تاکنون، همواره با مناقشات گسترده سیاسی، امنیتی و حقوق بشری همراه بوده است. این سازمان در رسانههای رسمی و شبکههای وابسته به خود، اخبار و گزارشهای متعددی درباره افراد بازداشتشده در ایران که آنان را “زندانی سیاسی” معرفی میکند، منتشر میکند و تلاش دارد این افراد را بهعنوان نشانهای از نفوذ اجتماعی و فعالیت سیاسی خود معرفی کند.
بخشی از این ارتباطها نه بر پایه یک شبکه گسترده اجتماعی، بلکه از طریق جذب فردی در فضای مجازی، تبلیغات هدفمند و تأثیرگذاری بر افراد کمتجربه شکل میگیرد.
جذب نیرو در فضای مجازی؛ از هیجان سیاسی تا کنشهای پرخطر
از جمله شگرد های جذب نیرو توسط این سازمان منحط، استفاده از فضای مجازی برای شناسایی افرادی است که ممکن است به دلایل مختلف، از جمله مشکلات اقتصادی، نارضایتی اجتماعی، احساس بیعدالتی یا علاقه به تجربههای هیجانی سیاسی، آمادگی بیشتری برای پذیرش پیامهای تبلیغاتی داشته باشند.
این سازمان یا شبکههای مرتبط با آن، با ایجاد ارتباطهای آنلاین، برخی جوانان را به انجام اقداماتی مانند دیوارنویسی، انتشار شعارهای تبلیغاتی، تخریب نمادهای شهری یا اقدامات اعتراضی محدود تشویق میکنند؛ اقداماتی که برای فرد پیامدهای سنگین قضایی و امنیتی به همراه داشته باشد.
از کنش خیابانی تا تبدیل شدن به پرونده حقوق بشری
یکی از محورهای اصلی انتقادها این است که پس از بازداشت افراد مرتبط با این فعالیتها، موضوع از سطح یک اقدام فردی خارج شده و وارد مرحله تبلیغاتی میشود.
تروریست ها در سازمان مجاهدین خلق پس از بازداشت افراد، با انتشار نام، تصویر و روایت زندگی آنان در رسانههای خود، چند هدف را دنبال میکند:
– نمایش اینکه همچنان در داخل ایران هوادار و شبکه فعال دارد؛
– تقویت روایت سیاسی خود درباره جمهوری اسلامی؛
– استفاده از پرونده افراد بازداشتشده در گزارشها و کارزارهای حقوق بشری بینالمللی.
لذا بازداشت یک فرد نه مثابه پایان ارتباط کاری، بلکه آغاز مرحله سوددهی و بهرهبرداری رسانهای برای این سازمان است.
مسئله اصلی؛ مرز میان فعالیت سیاسی و استفاده ابزاری از افراد
یکی از پرسشهای مهم در بررسی فعالیت گروههای سیاسی خارج از کشور این است که آیا افراد جذبشده، آگاهانه و با شناخت کامل وارد فعالیت میشوند یا اینکه تحت تأثیر تبلیغات و وعدههای سیاسی، وارد مسیرهایی میشوند که پیامدهای آن را بهطور کامل درک نمیکنند.
اصولاً سازمان تروریستی مجاهدین خلق مسئولیت پیامدهای اقدامات فریب خوردگانش را نمیپذیرد و در حالی که هزینههای حقوقی، امنیتی و اجتماعی فعالیتها بر دوش افراد داخل کشور باقی میماند، خود سازمان از پیامدهای تبلیغاتی آن بهرهبرداری میکند.
فارغ از اختلاف دیدگاههای سیاسی درباره مجاهدین خلق، یک موضوع در تجربه بسیاری از جنبشها و گروههای سیاسی قابل بررسی است: استفاده از افراد کمتجربه یا آسیبپذیر برای فعالیتهای پرهزینه میتواند پیامدهای سنگینی برای خود آن افراد داشته باشد.
در رفتار این سازمان از ادعای پشتیبانی همه جانبه تا آنچه در واقعیت، بخصوص پس از دستگیری آنان رخ می دهد فاصلهای عمیق وجود دارد.
واقعیت این است که افراد پس از ورود به دام پرخطر این تروریست ها، بیش از آنکه به یک کنشگر مستقل تبدیل شوند، به قربانی ای برای استفاده ابزاری تروریست ها در جنگ روایتها تبدیل می شوند.
سالاری















