مرصاد یکی ار این عملیاتهای بزرگ است که در اواخر جنگ و توسط رزمندگان ارتش و سپاه در جبهه غرب کشور و در استانهای کرمانشاه و ایلام بر علیه قوای مشترک دشمن که از نیروهای بعثی عراق و ایادی داخلی آنان (مجاهدین خلق) تشکیل یافته بود اجرا و با ممانعت از پیشروی نیروهای متجاوز، ضرباتی […]
مرصاد یکی ار این عملیاتهای بزرگ است که در اواخر جنگ و توسط رزمندگان ارتش و سپاه در جبهه غرب کشور و در استانهای کرمانشاه و ایلام بر علیه قوای مشترک دشمن که از نیروهای بعثی عراق و ایادی داخلی آنان (مجاهدین خلق) تشکیل یافته بود اجرا و با ممانعت از پیشروی نیروهای متجاوز، ضرباتی سهمگین و جبران ناپذیری را به آنان تحمیل کرد.
در دوران هشت سال دفاع مقدس که اوج مقاومت و ایثار مردم و رزمندگان ایران اسلامی بود مجاهدین خلق کوردل و بیبصیرت به دامان دشمن پیوسته و به صورت مستقیم و غیرمستقیم مترصد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران و رزمندگان اسلام بودند، در مقاطعی از جنگ تحمیلی به خبرچینی و کارهای اطلاعاتی علیه رزمندگان اسلام پرداخته و در سالهای پایانی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مستقیما با پشتیبانی تدارکاتی و آتش رژیم بعثی صدام به نیروهای ایران اسلامی حملهور شده و باعث شادی و خوشحالی در اردوی دشمن شدند که به گفته شهید سپهبد علی صیاد شیرازی”مجاهدین خلق یاوران اردوی خصم بودند”.
از جمله عملیاتهایی که مجاهدین خلق خلق به صورت مستقیم در پایان جنگ وارد عمل شدند، عملیات فروغ جاویدان بود که با فرصتطلبی از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تاریخ ۶۷/۴/۲۷ توسط ایران، پس از یک هفته عملیات خود را در تاریخ دوشنبه ۶۷/۵/۳از محور خانقین، خسروی، سرپل ذهاب، کرند، کرمانشاه شروع کردند. هدف مجاهدین خلق خلق از حمله در عمق خاک ایران، تسخیر چندین شهر و در پایان رسیدن به تهران و به دست گرفتن قدرت بود! طبق زمان بندی، نیروهای مجاهدین خلق بایستی ساعت “۱۸۰۰ ” روز دوشنبه سوم مردادماه به کرند و ساعت ” ۲۰۰۰ ” به اسلام آباد و” ۲۲۰۰ ” به کرمانشاه رسیده و در این شهر، استقرار دولت خویش را اعلام کنند. اگرچه مجاهدین خلق در ساعتهای تعیین شده به کرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلامآباد – کرمانشاه در گردنه حسنآباد، از پیشروی آنها جلوگیری شد.
مرصاد یکی از این عملیاتهای بزرگ است که در اواخر جنگ و توسط رزمندگان ارتش و سپاه در جبهه غرب کشور و در استانهای کرمانشاه و ایلام بر علیه قوای مشترک دشمن که از نیروهای بعثی عراق و ایادی داخلی آنان (مجاهدین خلق) تشکیل یافته بود اجرا و با ممانعت از پیشروی نیروهای متجاوز، ضرباتی سهمگین و جبران ناپذیری را به آنان تحمیل کرد.
مرصاد خط پایانی بر هیمنه پوشالی و فعالیت گروهی التقاطی، مزدور، منافق و وطن فروش است که حیات و زندگی ننگین خویش را در متابعت و سرسپردگی از قدرت های بزرگ و استعمارگر و خیانت به هموطنان خود جستجو میکرد و در این مسیر از هیچگونه جنایت و خباثتی رویگردان نبود. چه بسیار از جوانان این مرزوبوم که قربانی و بازیچه مطامع شیطانی این فرقه منحرف شدند و چه خانوادههای ایرانی که بر اثر القائات اهریمنی و ننگین این خفاشان خون آشام تا مرز فروپاشی و نابودی پیش رفتند.
۱۷۰۰۰ نفر توسط این گروه در کشور ترور و به شهادت رسیدهاند. از جمله این شهیدان میتوان شهید قرنی، مطهری، صیاد شیرازی نام برد. نوشتار پیش روی حکایت عملیات غرورآفرین مرصاد و فرجام عبرت آمیزی است که در انتهای آن گریبانگیر سازمان مجاهدین خلق میشود.
سازمان مجاهدین خلق ایران در شهریورماه ۱۳۴۴ تاسیس شد. پس از سرکوب این سازمان توسط رژیم طاغوت، سازمان مبارزات سیاسی را بی نتیجه و شیوه مسلحانه را برای ادامه مبارزه انتخاب کردند. در شهریورماه ۱۳۵۰ مهمترین ضربه رژیم به سازمان وارد و دوازده نفر از اعضای مرکزی سازمان ازجمله گروه مؤسس سه نفره آن(حنیف نژاد، محسن و بدیع زادگان) به دام ساواک افتادند که از میان آنها فقط مسعود رجوی و بهمن بازرگانی به زندان محکوم و بقیه رهبران سازمان با افکار عمدتاً مذهبی در بهار سال بعد اعدام شدند. رجوی بعدها تاریخ بازداشت خود را چهارم شهریورماه ۱۳۵۰ اعلام نمود درحالی که در اسناد قانونی تاریخ بازداشت وی اول مردادماه همان سال یعنی یک ماه قبل از ضربه شهریورماه ذکر شده است.
ارتشبد نصیری رئیس وقت ساواک نیز در یکی از گزارشهای خود به همکاری رجوی در معرفی رهبران سازمان و تاثیر آن در تخفیف مجازات وی اشاره کره است.
مسعود رجوی در سیام دی ماه ۱۳۵۷ به همراه سایر زندانیان سیاسی از زندان آزاد شد. سازمان مجاهدین پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با توجه به نظرات و تفکرات رهبران عمدتاً مارکسیست آن از انقلاب فاصله میگیرد. در این دوره دیدگاه انحصاری رهبران سازمان مبنی بر قبضه کردن قدرت و مطالبات باج خواهانه آنان از انقلاب، اختلاف سازمان با مسئولان و انقلابیون را به اوج میرساند. سازمان در این برهه از حیات خیانت بار خود میکوشد تا با نزدیک شدن به رئیس جمهور وقت و استفاده از جایگاه وی به اهداف خود دست یابد که با رأی مجلس مبنی بر عدم کفایت سیاسی و عزل بنی صدر، تلاش آنان نقش بر آب میشود.
تحرکات مجاهدین خلق در سالهای آخر جنگ
سال ۱۳۶۵ سالی مهم برای سازمان و نقطه بارزی در فعالیتهای منحرف و خائنانه آن به شمار میرود که در تصمیمات و سرنوشت آینده کادر رهبری آن تأثیر بسزایی ایفا کرد. در آن سال، مسعود رجوی که از مردادماه ۱۳۶۰ به فرانسه متواری و فرسنگها دورتر از مرزهای جمهوری اسلامی فعالیت و یا به عبارتی خوشگذرانی میکرد، پس از ارتکاب جنایتهای تروریستی بسیار و شهادت تعداد زیادی از مردم بیدفاع در شهرهای مختلف کشور، با بهبود روابط سیاسی میان دو دولت ایران و فرانسه، ناچار به ترک این کشور و عزیمت به عراق شد.
در این مهاجرت بزرگ، اعضای این فرقه نیز که از ابتدای سال ۱۳۶۱ به سایر کشورهای اروپایی متواری شده بودند سرکرده خود را همراهی کردند. از آن تاریخ صدام با پذیرش و در اختیار نهادن امکانات و تجهیزات پیشرفته نظامی، از مجاهدین خلق جهت تحقق اهداف اطلاعاتی مانند جاسوسی از طریق نفوذ به سازمانهای اطلاعاتی و نظامی یا تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی و عملیات نظامی مانند طراحی و اجرای عملیات موسوم به فروغ جاویدان و سرکوب قیام مردمی و کشتار شیعیان و کردهای عراق پس از شکست در عملیات طوفان صحرا و اخراج نیروهای بعثی از کویت در سال ۱۹۹۱ استفاده کرد.
عملیات مرصاد
عملیات مرصاد نام پاتکی است که توسط نیروهای مدافع ایرانی در پاسخ به عملیاتی موسوم به “فروغ جاویدان” که توسط مزدوران مجاهدین بعد از انجام دو عملیات ناموفق “آفتاب” و “چلچراغ” صورت گرفت، طراحی و پس از اجرای آن، خسارات سنگین و غیرقابل جبران به تشکیلات و سازمان جنگی مجاهدین خلق وارد آمد. استعداد نیروهای مجاهدین در عملیات مرصاد حدود بیست و پنج تیپ رزمی و پشتیبانی و در مجموع چهار تا پنج هزار نفر بود. نیروهای بعثی عراق قبل از تجاوز مجاهدین خلق ، عملیات خود را در صبح سی و یکم تیرماه ۱۳۶۷ در جبهه جنوب با استفاده از ۶ لشکر آغاز و در جبهه غرب نیز مجاهدین خلق را که از سه محور کرند- پاتاق- سرپل ذهاب، غلاجه- سگان- سرپل ذهاب و گردنه غلاجه- گیلان غرب- قصرشیرین قصد نفوذ به مرزهای کشورمان را داشتند، از زمین و آسمان پشتیبانی نمودند که نتیجه اولیه آن، تصرف دو شهر سرپل ذهاب و قصرشیرین بود اما تلاش مجاهدین خلق جهت اشغال کرند و اسلام آباد بعلت مقاومت جانانه رزمندگان نیروی زمینی ارتش از لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه، سپاه پاسداران، نیروهای ژاندارمری و گروههای مدافع کرد بومی منطقه تا سه روز ناکام ماند.
سرانجام نیروهای متجاوز عراقی و مجاهدین خلق در روز سوم توانستند از طریق سرپل ذهاب به سمت گردنه پاتاق پیشروی و دو روز بعد آن را اشغال نمایند.
امیر سرتیپ دوم بازنشسته مهدی رادفر فرمانده وقت لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه در خاطرات خود مینویسد:”در روز پنجم عملیات، نیروهای عراقی در محور پاتاق با استفاده از آتش هوایی و توپخانه مجاهدین خلق خلق را پشتیبانی کردند و مجاهدین خلق توانستند گردان ژاندارمری ما را روی گردنه پاتاق شکست داده و به طرف کرند پیشروی کنند.”
نیروهای عراقی هم زمان با هجوم مزدوران مجاهدین روستاهای اطراف شهرهای گیلانغرب،ثلاث باباجانی، پاوه و دالاهو را در استان کرمانشاه بمباران شیمیایی کنند. مجاهدین خلق پس از تصرف شهر کرندغرب در تاریخ سوم مردادماه ۱۳۶۷ عازم شهرستان اسلامآباد غرب شده و در عصر همان روز توانستند علیرغم مقاومت نیروهای نظامی و مردمی وارد شهر شوند و روز بعد با تصرف پادگان “تیپ ۲ زرهی لشکر ۸۱ زرهی”، شهر مظلوم اسلامآبادغرب به دست مجاهدین خلق سقوط کرد. پس از این حادثه تلخ و خطر سقوط شهر کرمانشاه، مقامات کشوری و لشکری عازم جبهه غرب شدند.
آیتالله خامنهای (رئیسجمهور وقت) و مرحوم آیتالله رفسنجانی به شهر کرمانشاه عزیمت و امیر سرلشکر حسنی سعدی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش به همراه گروهی از فرماندهان عالیرتبه این نیرو ازجمله مرحوم امیر سرتیپ دوم یعقوب علی یاری (فرمانده قرارگاه عملیاتی غرب- دارنده دو نشان فتح که در ۱۳ آذر ۱۳۸۵ به علت عوارض ناشی از جراحات شیمیایی به دیدار حق شتافت) و امیر سرتیپ دوم منوچهر کهتری( از افسران شجاع و لایق نیروی زمینی ارتش که در دفاع از آبادان و شکست محاصره این شهر در سالهای اولیه جنگ نقشی جشمگیر و فراموش ناشدنی ایفا نمود) نیز عازم مناطق عملیاتی شده و در گردنه غلاجه مستقر شدند.
امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی نیز با یک فروند هواپیمای “فالکون” ضمن ورود به کرمانشاه و حضور در پادگان هوانیروز این شهر، طراحی عملیات انهدام نیروهای مهاجم را آغاز کرد و امیر شمخانی و سردار غلامعلی رشید نیز به همراه ایشان وارد کرمانشاه شدند. جلسهای در شهر کرمانشاه محل اصلی تصمیم گیری عملیات مرصاد با حضور امیر سپهبد علی صیاد شیرازی تشکیل شد و در این جلسه “تنگه چهار زبر ” به عنوان مرکز اصلی پدافند در مقابل دشمن مشخص گردید . تنگه چهار زبر در ۳۴ کیلومتری شهر کرمانشاه و منطقه ای استراتژیک از نظر طراحی عملیات انتخاب شد علت اینکه این منطقه برای دفاع از دشمن برگزیده شد این بود که شرایط را برای رزمندگان اسلام مهیا میساخت تا بتوانند هم از نظر هوایی و هم از نظر زمینی ، بتوانیم بر دشمن مسلط باشند.
از آن سوی، نیروهای مجاهدین پس از اشغال شهر اسلام آباد غرب و تخریب و ارتکاب جنایات جنگی در این شهر ( ازجمله تصرف و قتل عام و سوزاندن پیکر پاک مجروحان و کارکنان شجاع بیمارستان اسلام آبادغرب که بنا بر وظیفه و تعهد اخلاقی در بیمارستان مانده بودند) از طریق گردنه حسن آباد و به صورت ستونی راهی شهر کرمانشاه میگردند البته در این مرحله از سرعت نیروهای مهاجم به علت تخلیه مناطق مسکونی و حرکت و ازدحام گروههای انسانی کاسته شده بود.
سرانجام ستون موتوری مزدوران رجوی، صبح روز چهارم مردادماه به سمت گردنه حسن آباد حرکت نمودند و سپس راهی گردنه چهارزبر شدند. پادگان ارتش در اسلامآباد غرب در عصر چهارم مرداد مجدداً به کنترل نیروهای ایرانی درآمد. مجاهدین خلق پس از رسیدن به تنگه چهارزبر با رزمندگان شجاع تیپ مستقل ۱۲حضرت قائم(عج) سپاه استان سمنان که ساعاتی قبل بنا بر شرایطی خاص و بدون برنامهریزی و سازماندهی قبلی در این محل مستقر شده بودند مواجه شدند.
صیاد شیرازی پس از حضور در منطقه از طریق فرماندهی متحرک هوایی و با استفاده از بالگرد کلیه محورهای هجوم مجاهدین خلق را مورد شناسایی قرار داد و دستور داد که نیروهای رزمنده را سریعا به منطقه هلیبرن شوند و همچنین به هوانیروز و نیروی هوایی دستور بمباران ابتدا و انتهای ستون ۴ کیلومتری نظامی مجاهدین خلق را صادر کرد و با این کار ابتکار عمل از مجاهدین خلق گرفته شد و حرکت ستون نظامی مجاهدین خلق متوقف شد.
با توجه به هلیبرن نیروهای رزمنده به عقبه دشمن راه فرار آنها بسته شد. کلیه هماهنگیهای و نحوه بکارگیری بالگردها و هواپیماهای نیروی هوایی توسط شهید صیاد فرماندهی انجام میشد. صیاد شیرازی همانند یک سرباز، بی دعا، بی ریا و شجاع، هر کاری که از دستش برمی آمد، انجام می داد. اگر نیازی به هواپیمای جنگنده بود، هماهنگیها را انجام میداد و خودش تماس می گرفت و برای تقویت نیروهای رزمنده پیاده نیز همین طور و تا زمانی که آخرین نیروهای رزمنده، پیاده و مستقر نمیشد منطقه را ترک نمیکرد.
شهید صیاد در خاطرات خود درباره عملیات مرصاد می گوید:
” در آن زمان من نماینده امام در شورای عالی دفاع بودم و در ساعت ۲۰:۳۰ مورخه ۶۷/۵/۳ معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح به من تلفن کرد و گفت دشمن از سرپل ذهاب و گردنه پاتاق دارد می آید جلو و به سرعت در حال پیشروی است (آن موقع من در ستادکل خدمت نمیکردم) و به من حکم مأموریت داده شد. شبانه خودم را با یک فروند هواپیمای فالکون به کرمانشاه رساندم و صحنه پیشروی دشمن را از نزدیک مشاهده کردم و متوجه اوضاع شدم… صبح روز پنج مردادسال۶۷ عملیات مرصاد با رمز یا “علی(ع)” آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود.
جاده به زودی انباشته از ادوات سوخته شد. همزمان با عملیات هوانیروز،علاوه بر گروههای مردمی، تعدادی از لشکرهای سپاه نیز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عملیات شدند. راه از هر سو به روی بازماندگان کاروان مجاهدین خلق بسته شده بود و آنان به سختی میتوانستند به عقب برگردند. بعضی از آنها به روستاها پناه بردند و بعضیهایشان با خوردن قرص سیانور به زندگی خود خاتمه داده بودند.
عملیات که تمام شد در جاده کرمانشاه – اسلام آباد غرب هزاران کشته از آنان به جا مانده بود. اجساد پسران و دخترانی که با ملت خود بسیار ناجوانمردانه رفتار کرده بودند. کسانی که روز تنهایی میهن به یاری اردوی خصم شتافته بودند.”
دستاوردهای عملیات مرصاد
در ساعت ۱۲:۰۰ روز پنجم مردادماه ۱۳۶۷جاده چهارزبر به حسنآباد به دست نیروهای خودی افتاد در حالی که جنازه دختران و پسران مجاهدین و تجهیزات و اسلحههای استفاده نشده آنان در اطراف آن مشهود بود. متلاشی شدن کامل ساختار و سازمان مجاهدین خلق و عقبنشینی از خاک ایران اسلامی،هلاکت ۲۵۰۰ نفر و به اسارت در آمدن صدها نفر از مجاهدین خلق ، انهدام صدها دستگاه خودرو، نفربر و تانک دشمن -غنیمت تعداد زیادی خودرو،نفربر،تانک، توپ ۱۲۲م.م، تیربار، آرپیجی، خمپارهانداز، تجهیزات الکترونیکی و مخابراتی و … از جمله نتایج این عملیات مرصاد محسوب میشود.
در این عملیات نیروهایی از لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه، تیپ مستقل ۴۵ تکاور نیروی زمینی ارتش، یکانهای توپخانه، پایگاه هوایی سوم همدان و چهارم دزفول و حضور چشمگیر و قدرتمند هوانیروز ارتش و یکانهایی از لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) سپاه پاسداران و ۳ گردان از تیپ نبی اکرم(ص) و تیپ مسلم و یک گردان از ایلام حضور داشتند. در این عملیات هواپیماهای ترابری نیروی هوایی نیز چندین گردان از نیروهای سپاه را از سایر شهرها به کرمانشاه منتقل نمودند.
نقش هوانیروز در عملیات مرصاد
هوانیروز در عملیات مرصاد کارنامه درخشانی از خود برجای گذاشت. تیزپروازان قهرمان هواپیمایی نیروی زمینی ارتش با بکارگیری دهها فروند بالگرد و با انهدام بیش از ۱۱۵ دستگاه خودرو و ۲۹ دستگاه تانک و هلیبرن بیش از ۳۳۶۰ نفر از نیروهای خودی (مانند نیروهای لشکر ۷۱ روحالله اراک، لشکر ۹ بدر، لشکر عاشورا و تیپ نبیاکرم) نقشی ماندگار در این عملیات از خود برجای گذاشت.
پایگاههای هوانیروز پشتیبانی عمومی اصفهان، کرمانشاه و کرمان در این عملیات شرکت و فعالیت خود را از روز چهارم مرداد آغاز کردند؛ در این روز ابتدا اعضای لشکر بدر توسط هشت فروند بالگرد شنوک روی یال سمت راست ارتفاعات حسن آباد هلیبرن شدند و مأموریت حمله به جناح چپ مجاهدین خلق به آنها واگذار شد. در دومین اقدام، مهمات مورد نیاز لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) با چند فروند بالگرد شنوک به محل استقرار این یگان در فرودگاه اضطراری اسلام آباد غرب ارسال شد. اما بعد از طلوع صبح و اولین ساعات روز پنجم مردادماه بود که عملیات شکار خودروها و ادوات زرهی نیروهای متجاوز توسط تیزپروازان هوانیروز کرمانشاه با فرماندهی مستقیم امیر شهید سپهبد صیاد شیرازی شروع شد در حالی که تجمع و ترافیک خودروهای مجاهدین خلق در ورودی گردنه چهارزبر و عدم وجود پشتیبانی هوایی و پوشش مناسب، اجرای عملیات را برای بالگردهای هوانیروز ارتش بسیار آسان کرده بود. همزمان مواضع نیروهای مقدم مجاهدین در دهانه گردنه چهارزبر توسط دو فروند جنگنده نیروی هوایی ارتش بشدت بمباران و خسارات سنگین به متجاوزان وارد شد.
پس از پایان این عملیات غرورآفرین، ارتش به اصطلاح آزادی بخش مجاهدین خلق متلاشی و بازماندههای آنان نیز با همکاری نیروهای ارتش، سپاه و عشایر منطقه دستگیر یا با خوردن سیانور خودکشی کردند و تعداد اندکی نیز توانستند خود را به پایگاه اشرف رسانده و تا پایان حکومت دیکتاتوری صدام و با همدستی وی به جنایات خود ادامه دهند.
این عملیات باعث ذلت و خواری مجاهدین خلق و دشمنان اسلام شد و افتخار و پیروزی برای رزمندگان اسلام و ملت ایران به ارمغان آورد. عملیات مرصاد که آخرین نبرد جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی هشت ساله است، با این تفاوت که این بار نیروهای دشمن از جنس بعثی نبودند، بلکه ایرانیانی بودند که در قالب نیروهای شبه نظامی موسوم به ارتش آزادی بخش ملی، تحت رهبری گروه تروریستی مجاهدین خلق با حمایت دولت رژیم بعثی صدام به مرزهای ایران حمله کرده بودند.
با حمله آمریکا و سقوط و اعدام صدام حسین و افزایش نفرت و اعتراض عمومی بر علیه مجاهدین خلق در عراق و حملات متعدد گروههای مردمی به مقر مجاهدین خلق، پایگاه اشرف از سال ۲۰۱۳ میلادی تعطیل و اعضای فرقه پس از مدتی اقامت در اردوگاه لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد، در سال ۱۳۹۵ از عراق اخراج و اکثر آنان (قریب به ۲۰۰۰ نفر) راهی آلبانی از کشورهای اروپایی حوزه بالکان شده و در قرارگاه حفاظت شده دورس در این کشور سکونت و به زندگی سراسر ننگ و نکبت خود تا سقوط و نابودی کامل ادامه میدهند. ان ربک لبالمرصاد(آیه ۱۸ سوره مبارکه فجر؛ به یقین پروردگار تو در کمینگاه (ستمگران) است).
با پیروزی ایران در عملیات مرصاد آخرین گلولههای شلیک شده در ۸ سال دفاع مقدس بر سینه مجاهدین خلق پر کینه نشست و برگ زرین و افتخار ارزشمند دیگری را برای نیروهای مسلح و مردم این سرزمین رقم زد تا دشمنان قسم خورده بدانند که دفاع از کیان انقلاب اسلامی و مرزهای مقدس جمهوری اسلامی در هر زمان و مکانی مقدور بوده و بیگانگان، مزدوران و مجاهدین خلق هیچ جای پایی در ایران نداشته و نخواهند داشت.














