نگاهی به بهره‌برداری مجاهدین خلق از موضوع اعدام‌ها در ایران

در روزهایی که موضوع احکام اعدام افراد جنایتکار به یکی از محورهای اصلی بحث‌های سیاسی و حقوق بشری تبدیل شده است، سازمان تروریستی مجاهدین خلق با کارنامه ای سیاه و مملو از خیانت و جنایت تلاش کرده است با برپایی میزکتاب و تجمعات کوچک در برخی شهرهای اروپایی، از جمله برلین، خود را در جایگاه […]

در روزهایی که موضوع احکام اعدام افراد جنایتکار به یکی از محورهای اصلی بحث‌های سیاسی و حقوق بشری تبدیل شده است، سازمان تروریستی مجاهدین خلق با کارنامه ای سیاه و مملو از خیانت و جنایت تلاش کرده است با برپایی میزکتاب و تجمعات کوچک در برخی شهرهای اروپایی، از جمله برلین، خود را در جایگاه مدافعان حقوق بشر معرفی کند.

اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این اقدامات واقعاً یک حرکت حقوق بشری محض است یا تلاشی برای بازسازی چهره از دست رفته سازمانی است که بخش بزرگی از جامعه ایران آن را به دلیل عملکرد تاریخی‌اش خائن و جنایتکار می دانند و از آن نفرت دارند؟

تصاویر منتشرشده از برنامه‌های این جریان در فضای عمومی، حتی در رسانه‌های خود سازمان، نشان می‌دهد که این برنامه‌ها با استقبال عمومی همراه نبوده و بیشتر شبیه فعالیت‌های محدود اعضای تشکیلاتی است تا یک حرکت اجتماعی فراگیر باشد.

مجاهدین خلق در مواجهه با پرونده‌های اعدام، بیش از آنکه دغدغه‌ای فراگیر درباره جان انسان‌ها داشته باشند، تلاش می‌کنند از هر پرونده‌ای که قابلیت تبلیغاتی داشته باشد برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کنند.

حمایت این سازمان تروریستی از برخی محکومان، نه بر اساس یک معیار ثابت حقوق بشری یا حقوقی، بلکه بر اساس منافع سیاسی صورت می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که وقتی فردی به هر دلیل اعدام می شود، پرونده او به سرعت در صدر تبلیغات سازمان ضد حقوق بشری مجاهدین خلق قرار می‌گیرد.

سابقه تاریخی این سازمان، از درگیری‌های مسلحانه دهه‌های گذشته تا همکاری با رژیم صدام حسین در دوران جنگ عراق علیه ایران، از عواملی است که باعث شده بخش قابل توجهی از جامعه ایران نسبت به ادعاهای حقوق بشری آن با تمسخر نگاه کنند.

این میزهای کتاب و تجمع های نمادین بیش از آنکه یک مطالبه عمومی باشند، تلاشی برای تولید تصویر رسانه‌ای از یک سازمان سر خورده ی منزوی است؛ سازمانی که تلاش دارد با قرار گرفتن کنار موضوعات حساس اجتماعی، برای خود اعتبار سیاسی کسب کند.

دفاع از حقوق انسان‌ها، نیازمند معیارهای یکسان و مستقل از گرایش سیاسی و انسانی است. زمانی که یک جریان سیاسی تنها در مواردی خاص و مرتبط با منافع خود حول موضوعات خاص فعال می‌شود، طبیعی است که جامعه نسبت به انگیزه‌های پشت این اقدامات تردید داشته باشد و اهمیتی به آن ندهد.

سالاری