کفش‌های موسی کجا، همسران اعضای رجوی کجا؟!

یک بار دیگر برگردیم به همان جایی که رجوی با آیات قرآن بازی کرد؛ آیه را برداشت، معنایش را عوض کرد و برای تشکیلات خودش نسخه پیچید! خداوند در سوره طه، آیه ۱۲، به حضرت موسی می‌فرماید: “إِنِّى أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِٱلْوَادِ ٱلْمُقَدَّسِ طُوًى” یعنی: همانا من پروردگار تو هستم؛ پس کفش‌هایت […]

یک بار دیگر برگردیم به همان جایی که رجوی با آیات قرآن بازی کرد؛ آیه را برداشت، معنایش را عوض کرد و برای تشکیلات خودش نسخه پیچید!

خداوند در سوره طه، آیه ۱۲، به حضرت موسی می‌فرماید: “إِنِّى أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِٱلْوَادِ ٱلْمُقَدَّسِ طُوًى”
یعنی: همانا من پروردگار تو هستم؛ پس کفش‌هایت را بیرون آور، زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.

حالا ببینید رجوی با این آیه چه کرد! این آیه درباره حضرت موسی و حضور او در وادی مقدس است؛ اما در برداشت تشکیلاتی رجوی، ناگهان “کفش” تبدیل شد به همسر، خانواده و زندگی مشترک!

یعنی چه؟ یعنی زن و شوهر مانع رسیدن فرد به “رهبری” هستند و باید از یکدیگر جدا شوند! اینجاست که باید یک سؤال ساده پرسید: آقای رجوی! اگر قرار بود “کفش‌ها” را درآورد، چرا اول از پای خودت شروع نکردی؟! چرا همسر خودت را نگه داشتی، اما برای دیگران نسخه طلاق پیچیدی؟ چرا چیزی که برای دیگران “مانع تکامل” بود، برای خودت تبدیل شد به ازدواج مجدد و زندگی شخصی؟

این دیگر تفسیر قرآن نیست؛ این استفاده ابزاری از قرآن برای توجیه یک دستور تشکیلاتی است. نتیجه این برداشت چه شد؟

خانواده‌هایی از هم پاشیدند؛ زن و شوهر از یکدیگر جدا شدند؛ فرزند از پدر و مادر دور افتاد؛ و حتی خانواده‌های اعضا در ایران، به‌جای آنکه “پناه” باشند، در تبلیغات تشکیلاتی به‌عنوان دشمن و مانع مبارزه معرفی شدند.
و اینجاست که باید گفت: وقتی یک رهبر برای جدا کردن زن از شوهر، آیه‌ای درباره حضرت موسی را تبدیل به دستور تشکیلاتی می‌کند، مشکل از قرآن نیست؛ مشکل از تفسیری است که می‌خواهد قرآن را خدمتکار تشکیلات کند.

قرآن را نمی‌شود هر جا به نفع تشکیلات بود، از قفسه برداشت و هر جا جواب نداد، کنار گذاشت. آیه، آیه است. اما تفسیر به رأی، وقتی پای قدرت و تشکیلات وسط باشد، می‌تواند خانواده را قربانی کند.

رجوی اگر واقعاً مدعی هدایت بود، باید اول نشان می‌داد که خودش به همان نسخه‌ای که برای دیگران می‌پیچد، عمل می‌کند. وگرنه داستان خیلی ساده است: برای اعضا: خانواده = مانع.برای رهبری: خانواده = استثنا.

این دیگر وادی مقدس طوی نیست؛ این همان جایی است که آیه را از معنای خودش بیرون کشیدند و خانواده را از زندگی انسان‌ها. و چه تلخ است وقتی کسی کفش‌های خودش را واکس می‌زند، اما کفش دیگران را به جرم مانع بودن از پایشان در می‌آورد.

حمید آتابای