انتخابات یا انتصاب؟

از دیروز شاهد نمایشات مضحکی در سازمان مجاهدین ضدخلق بودیم به نام انتخاب مسئول اول! انتخابات: فرآیندی است که در آن مردم یا رأی‌دهندگان با رأی خود، فرد یا افرادی را برای تصدی یک منصب یا مسئولیت برمی‌گزینند. انتصاب: فرآیندی است که در آن یک مقام بالاتر یا مرکز قدرت، بدون رأی‌گیری عمومی، شخص خاصی […]

از دیروز شاهد نمایشات مضحکی در سازمان مجاهدین ضدخلق بودیم به نام انتخاب مسئول اول!

انتخابات: فرآیندی است که در آن مردم یا رأی‌دهندگان با رأی خود، فرد یا افرادی را برای تصدی یک منصب یا مسئولیت برمی‌گزینند.
انتصاب: فرآیندی است که در آن یک مقام بالاتر یا مرکز قدرت، بدون رأی‌گیری عمومی، شخص خاصی را به سمتی می‌گمارد.

تا بوده و هست، در سازمان تروریستی مجاهدین ضدخلق، انتصاب و دیکتاتوری محض حاکم بوده است، همیشه مسعود رجوی و مریم ، دیکته کردند و بقیه هم مشق کردند.

حضرت غائب، یعنی مسعود رجوی، بعنوان فرد آخر به صحنه آمده است، پیامچه ای باز هم بی سر و ته منتسب به او نوشته شده است، سر تا پای پیامچه ، دروغ و دغل نوشته شده است، نوشته :
“140 مجاهد در 7 مرکز سخن گفتند و بیش از هزار تن در نوبت ماندند! ”

من نمیدانم کی وقت کرده این همه را شمرده است، حتما یک جائی بعد از صحبت هر نفر تیک می زده است، یا نفرات پشت بلندگو را نشسته و با حوصله شمرده است! الله اعلم.
بعد هم نوشته است که :

” عجبا که در این سازمان کاندیداها به جای نفی به اثبات رقیب می‌پردازند، به این می‌گویند انقلاب مریم و «زن، مقاومت، آزادی» ”

اصلا هم جای تعجب نیست، در سازمانی که اگر نظر مخالف بدهی ، بعد از چند دقیقه به زندان برده می شوی و شکنجه ها شروع می شود، مگر کسی جرات ابراز نظر مخالف دارد؟
مگر جز اثبات ، می توان نظر دیگری بروز داد؟

سازمانی که به دستور رجوی با مشت آهنین از هر نظر و عقیده ی مخالفی ، پذیرائی می کند ، مگر احدالناسی می تواند کلمه ای درمخالفت ابراز کند؟

می گویند، زیبائی یک جامعه ، به تفاوت رنگهاست، اهمیت تکثرگرائی ، تنوع و رواداری در یک جامعه ی انسانی، است که به آن زیبائی می بخشد. اجتماعی که از نژادها، قومیت‌ها، زبان‌ها و پوشش‌های مختلف تشکیل شده، مانند یک فرش رنگارنگ یا یک باغ گل با انواع گل‌هاست. یکرنگیِ مطلق معمولاً کسل‌کننده است، مناسبات مجاهدین دقیقا به همین دلیل کسل کننده است و افسردگی می آورد.

همان‌طور که یک ارکستر موسیقی با نواختن سازهای مختلف و صداهای متفاوت یک آهنگ زیبا خلق می‌کند، یک جامعه هم با ترکیب تفاوت‌های انسانی و فکری به تکامل و زیبایی می‌رسد.

آقای مسعود لجنی و مریم لجنی، شما سمبل لجنزار اجتماعی هستید که بوی تعفن آن جهانگیر شده است. شما نوشتید که :

” انتخاب مسئول اول جدید، یک انفجار عظیم ایدئولوژیک درونی برای مجاهدین است ”

از کدام انفجار صحبت می کنید؟ مناسبات شما آبکش شده است، همه جایش سوراخ است، خودتان را به نفهمی نزنید، شما بهتر از همه می دانید که اگر درب آن حصار لعنتی را در روستای مانز ، باز کنید، همه شما را ترک خواهند کرد و بعد هم جداشده ها، اگر برگردند به آن اسارتگاه ، فقط برای انتقام از شما خواهد بود.

این انتصاب هم مثل آن 9 تای قبلی از مریم و فهیمه و شهرزاد و مهوش جنایتکار و بهشته و مژگان و صدیقه و زهره ی و زهرای اهل مریخ، یک بازی عوام فریبانه بیش نیست، شما دچار فمنیسم شدید، با افراطی گری محض، به دستور مسعود مردان را با سرکوب به حاشیه راندید تا رقبای مسعود حذف شوند، زنان را به حرمسرای مردی هوسران هدایت کردید تا بازیچه ی پستوهای تاریک او شوند، همه چیز یک بازی کثیف با عمر انسان هائی است که شما آنها را پیر و فرسوده کردید. اما ایمان دارم که روز نابودی شما بسیار نزدیک است، تشکیلات مضمحل شما ، در آستانه ی نابودی کامل است و این خیمه شب بازیها دردی از دردهای بیشمار شما نخواهد کاست. جداشدگان از شما، بدنه ی فرتوت و پوسیده ی تان را به باد خواهند داد.

محمد رضا مبین