خانواده در ساختار تشکیلاتی مجاهدین خلق، صرفاً یک نهاد اجتماعی و عاطفی نبود؛ بلکه از منظر رهبری سازمان، میتوانست به عاملی برای حفظ ارتباط عضو با دنیای بیرون و در نتیجه، تضعیف انحصار تشکیلات بر زندگی و ذهن او تبدیل شود. به همین دلیل، محدود کردن و در مقاطعی قطع ارتباط اعضا با خانواده، یکی […]
خانواده در ساختار تشکیلاتی مجاهدین خلق، صرفاً یک نهاد اجتماعی و عاطفی نبود؛ بلکه از منظر رهبری سازمان، میتوانست به عاملی برای حفظ ارتباط عضو با دنیای بیرون و در نتیجه، تضعیف انحصار تشکیلات بر زندگی و ذهن او تبدیل شود. به همین دلیل، محدود کردن و در مقاطعی قطع ارتباط اعضا با خانواده، یکی از موضوعات مهم در مناسبات درونسازمانی این تشکیلات بوده است.
فرد پس از ورود به تشکیلات، بهتدریج از محیط اجتماعی و خانوادگی خود فاصله میگرفت و بخش عمده ارتباطاتش به مناسبات درونسازمانی محدود میشد. این روند، بهویژه در دوره فعالیتهای مخفی و سپس در ساختار نظامی سازمان، ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
خانواده در اشرف؛ از زندگی خانوادگی تا محدودیت ارتباط:
پس از تشکیل «ارتش آزادیبخش ملی» در عراق و استقرار نیروهای سازمان در قرارگاه اشرف، بخشی از اعضای متأهل و دارای فرزند در مجموعهای از خانههای سازمانی در جنوبشرقی اشرف سکونت داشتند و در کنار فعالیت تشکیلاتی، زندگی خانوادگی خود را نیز دنبال میکردند.
در ادامه، محدودیتهای مربوط به دیدار اعضا با خانواده افزایش یافت و دیدارهای خانوادگی به زمانهای مشخص، از جمله روزهای پنجشنبه، محدود شد.
اما نقطه عطف مهمتر، آغاز آن چیزی بود که رهبری سازمان از آن با عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» یاد کرد. در این مرحله، مسئله خانواده از یک موضوع تشکیلاتی به یکی از محورهای اصلی تغییر ساختار روابط اعضا تبدیل شد.
«طلاق ایدئولوژیک» و فروپاشی خانوادهها:
در جریان این تحولات، طلاق ایدئولوژیک به یکی از الزامات تشکیلاتی تبدیل شد و اعضای متأهل ملزم به جدایی از همسران خود شدند. در همین چارچوب، فرزندان بسیاری از اعضا نیز از والدین جدا و به کشورهای دیگر منتقل شدند.
ادعای مسعود رجوی این بود که وابستگیهای خانوادگی میتواند مانع «فدای حداکثری» عضو در راه اهداف تشکیلات شود. در روایتهای منتشرشده از مناسبات درونی سازمان، خانواده با تعابیری منفی توصیف شده و بر تقدم رابطه عضو با رهبری تشکیلات تأکید شده است.
مسعود رجوی میگفت «خانه و عیال» مانع فداکاری حداکثری اعضا و خانواده «کانون فساد» میباشد . همچنین مریم رجوی نیز میگفت که وجود خانواده موجب میشود اعضا تمام عشق و محبت خود را نثار رهبری نکنند.
آنچه در مناسبات سازمان برجسته است، تضعیف و محدود شدن روابط عاطفی اعضا با خانواده و جایگزین شدن رابطه تشکیلاتی به جای آن است.
خانوادهها پشت درهای اشرف:
پس از سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، شرایط جدیدی شکل گرفت. خانوادههای اعضای سازمان توانستند برای دیدار بستگان خود به مقابل قرارگاه اشرف بروند.
حضور خانوادهها در اطراف اشرف، به مسئلهای مهم برای تشکیلات تبدیل شد. خانوادهها خواهان دیدار با فرزندان، همسران، خواهران و برادران خود بودند؛ اما به گفته خانوادهها و جداشدگان، این دیدارها با محدودیت و کنترل تشکیلاتی همراه بود.
در مقاطعی و تحت نظارت نیروهای آمریکایی، امکان دیدار برخی اعضا با خانوادههایشان فراهم شد. همین دیدارها، از نگاه بسیاری از جداشدگان، آثار عاطفی قابل توجهی داشت؛ زیرا اعضایی که سالها از خانواده دور مانده بودند، بار دیگر با والدین، فرزندان و سایر بستگان خود روبهرو میشدند.
این دیدارها نشان داد که پیوندهای عاطفی خانوادگی، برخلاف تلاشهای تشکیلاتی برای تضعیف آنها، بهسادگی از بین نمیروند.
وقتی خانواده به «دشمن» تبدیل میشود:
در ادامه، خانوادههایی که برای دیدار عزیزانشان به مقابل اشرف میرفتند، با واکنشهای تند تشکیلات مواجه شدند. در ادبیات منتسب به مسئولان سازمان، برخی خانوادهها با عباراتی نظیر «مزدور وزارت اطلاعات» یا «فامیل الدنگ» مورد خطاب قرار گرفتند.
این تغییر ادبیات، از یک منظر قابل تأمل است: خانوادهای که خواهان دیدار با عضو خانواده خود است، چگونه میتواند از یک رابطه طبیعی خانوادگی به «تهدید تشکیلاتی» تبدیل شود؟
پاسخ را میتوان در ماهیت مناسبات بسته تشکیلاتی جستوجو کرد. در یک ساختار بسته، ارتباط آزاد عضو با بیرون میتواند انحصار تشکیلات بر اطلاعات، عواطف و تصمیمهای فردی را کاهش دهد. خانواده نیز دقیقاً یکی از مهمترین کانالهایی است که میتواند این ارتباط را برقرار کند.
چرا خانواده برای تشکیلات مسئلهساز است؟
خانواده برای یک عضو تشکیلاتی، فقط یک رابطه خونی نیست. خانواده میتواند حافظ خاطرات گذشته، هویت فردی، عواطف شخصی و ارتباط انسان با جامعه بیرون باشد.
به همین دلیل، هرگاه یک ساختار ایدئولوژیک بخواهد تمام عرصههای زندگی اعضایش را تحت کنترل قرار دهد، روابط خانوادگی میتواند به یکی از مهمترین موانع این انحصار تبدیل شود.
علی اکرامی











