تا آمدنت همچنان گریان و چشم انتظار هستم

از: زهرا رجبی شهرستانی (استان گیلان)

به: مجید رجبی شهرستانی

بنام خدایی که همه هستی ازآن اوست

خدمت برادرعزیزومهربانم

سلام امیدوارم که حالت خوب باشد و درسایه پروردگارسالم وتندرست باشی.

اگرحال واحوالی ازخواهران دل سوخته وزجرکشیده وکوچکت را خواسته باشی خیلی ناراحت وافسرده وچشم انتظاروغمگین هستم. مجید جان نمی دانی که دراین مدت پنج سال ازدوری توچه به حالم گذشته است. بدان که اصلا شب وروزخواب نداشتم

ولحظه ای بی یاد توآرام ندارم. مجید جان من با چند نفرازخانواده هایی که بچه های آنها درسازمان هستند آشنا شدم وچند تا ازبچه هایی که ازآنجا برگشتند ودرحال حاضرازدواج کردند وزندگی خوب وآرامی دارند پیدارکردم وعکس تورا به ایشان نشان دادم چندنفرتورا می شناختند ویکی ازآنها که ورزشکاربود به نام فرشید بود. دومی اشکان وسومی حبیب هاشمی بچه های اهوازبودند وحسن حمادی که آنها تورا کاملا می شناختند وبا تودوست صمیمی درپذیرش بودند.

بدان که من پنج سال گریه ودعا کردم وازخدا خواستم که من به برادرکوچکم برسم واورا ببینم. خداوند دعای مرا مستجاب کرده تامن با چند نفرازخانواده ها برای دیدن توبه عراق آمدم مدت پانزده روزدرخیابانهای عراق گریان وسرگردان بودم تا اینکه تورا ببینم. تا یک روزجمعه به قرارگاه آمدیم وبا افرادهای وحشی، بی عاطفه وبی رحم سازمان روبروشدیم که همه به ما با فحش وتوهین حمله کردند وگفتند که شما مزدوررژیم وتروریست ووطن فروش هستید. من گریه کردم وگفتم که می خواهم فقط برادرم را ببینم انها فقط حمله می کردند ومی گفتند که گم شوید. تا اینکه امریکایی ها آمدند واسم شما را ازما گرفتند که بگویند خانواده های شما آمده است.

مجید جان آیا یک پدرومادرهفتادساله روستایی ویک خواهردل سوخته که من هم برای توخواهروهم مادرهستم،‌مزدورم! آیا پدرومادری که روستایی هستند چیزی ازسیاست می دانند؟ ما آمدیم که فقط شما را ببینیم. مجید جان من را خوب می شناسی من به توخیلی علاقه مند هستم وچند سال پیش من بودی آیا من دوست دارم که یک موازسرت کم شود. پس عاقلانه فکرکن وفریب آنهارا نخور. من آمدم که فقط تورا ببینم وبا تودرد دل کنم تا آرام بگیرم. پنج سال منتظرتلفن توهستم هرزنگی که درمنزل ره صدا درمی آید به امید تو گوشی را برمیدارم ولی چرا این بی عاطفه ها نمیگذارند که دل خواهرتوشادگردد.

آنها بی عاطفه وفریب خورده ای بیش نیستند وشما را هم فریب می دهند. واقعیت آن طورکه به تو گفتند نیست که ما با مزدوراطلاعاتی آمده ایم. ولی من درطول این پنج سال هیچ مزاحمتی ازاطلاعات ندیدم تا آنها را بشناسم ونمی شناسم.

ما بی رحمی وبی عاطفه بودن وظالم بودن را درجلوی قرارگاه وجهنم سرایی که سران آنها برای شما به وجود آوردند دیدیم. آنها دم ازمجاهد خلق می زنند ولی خدا را نمی شناسند. آنها پیامبرمارا قبول ندارند چون سنت اورا اطاعت نمی کنند. ازدواج وخانواده را ازشما گرفتند. آیا اینها مجاهد خلق واقعی هستند!؟

آیا آنها هدف دارند. هدف آنها شوم است. برای آنکه به هدفشان برسند که هیچ موقع نمی رسند، شما را اززندگی وآزادی ونعمات طبیعت ونعمتهای خدادادی دیگرمحروم ساختند. تا کی. هرروزکه ازعمرش میگذردوعمرشما تباح میشودودیگرآنکه پس اززمانی بسیارنزدیک فرسوده وبی ذوق اززندگی کردن خواهید شد.

فریب اینها را نخوربدان که ایران درهشت سال دفاع مقدس با عراق جنگید وتن به ذلت نداد وسران وطن فروش سازمان با صدام همدست بودند آیا موفق شدند که ایران را تصرف کنند یا اینکه سرکوب شدند ومتواری گشتند. ایران بزرگ همان کشوری است که با تحریم ابرقدرتها مقاومت کرده وتسلیم نشده است وتن به ذلت نمیدهد. بعدآن سازمان دوسه هزارنفره می خواهددرآینده ایران را بگیرد وحاکم شود. چنین هدف پوچی هرگزبه ثمرنخواهد رسید. این را همه دنیا می داندکه آنها دربرابرایران مهره ای نیستند. آنها بچه هایی را فریب داده وآلت دست خود قراردادند به خانواده آنها هم رحم نمی کنند که بتوانند یک ساعت بچه های خودشان را ببینند. آیا می توان آنها را دلسوزنامید. وبخواهند برای ملت ایران حکومت کنند. به همین آرزوی پوچ خود باید درحسرت باشند.

مجید جان. بدان که من فقط به امید دیدارتوآمدم واین همه سختی را تحمل کردم تا فقط تورا ببینم تا دلم آرام بگیرد. ولی آن بی عاطفه ها نگذاشتند که حتی یک لحظه تورا ببینم. من ازدم درقرارگاه تا ایران گریه کردم و بدان تا آمدنت به ایران همچنان گریان وچشم انتظارهستم. بیشترازاین عذابم نده چون حق من نیست.

درپایان یادآورمی شوم هرحرفی که ازآنها می شنوی عاقلانه فکرکن، فریب نخور، چون فریب دهنده،‌بی عاطفه،‌مزدور، خائن ووطن فروش هستندوحتی رحم به خانواده شما هم ندارند.

این کلمه هایی را که نوشتم همه را ازبرخورد آنها درجلوی قرارگاه لعنتی دیدم.

به امید دیداروآزادی توهستم وبیشترازاین عذابم نده وچشم انتظارنگذار. همه خانواده برایت سلام میرسانند. خداحافظ

خواهرکوچکت زهرا

نامه زهرا رجبی شهرستانی به برادرش مجید رجبی شهرستانی

نامه زهرا رجبی شهرستانی به برادرش مجید رجبی شهرستانی

نامه زهرا رجبی شهرستانی به برادرش مجید رجبی شهرستانی

نامه زهرا رجبی شهرستانی به برادرش مجید رجبی شهرستانی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا