مسعود رجوی

فرزندان از پدر ایدئولوژیک جدا مانده آیا به مقصود خواهند رسید

سالهاست که خبری از رجوی نیست.آیا زنده است؟ آیا بریده است؟ آیا از ترس عقوبت کارهای خود پنهان شده؟ و هزار آیای دیگر و یا دیگر رویش نمیشود خودش را بعد از آن همه افتضاحات نشان دهد؟ به هر حال هر چه که باشد نشان میدهد که فعلا نیست تا بتواند رهبری این قوم شکست خورده را ادامه دهد اما براستی عده ای که بدون رهبری بتوانند بکشند تا کجا با ید راه را بروند یا لا اقل چگونه مسیر خود را تشخیص دهند اگر که رهبری آنها را ول کرده و به حال خود رهانموده است پس چرا آنها با ید رهرو راهی باشند که سرانجامی نداشته و سود ش نیز به جیب کسی نمیرود بلکه ضررش نصیب آ نها خواهد شد.
هر مسیری یک شاخص هایی دارد که اگر آدم عاقل آنها را نبیند میتواند بفهمد که را ه مشکلی دارد حد اقل به لحاظ فردی این احساس را دارد که ببیند این راه درست است یا نه و چه اشکال وجود دارد که ما با اینهمه سال کار و تلاش به نتیجه مشخصی نرسیده ایم. اینها راه بندان هایست که رهبری برای فرار ازپاسخگویی به آن خود رانهان کرده. راستی اگر حضور رجوی برایش موجب بروز مشکلاتی بود آیا نباید بقیه سئوال کنند که همین مشکلات برای ما نیز وجود دارد. پس چرا آنها نبایست پنهان شوند اگر اشرف برای مریم رجوی امن نبود پس برای بقیه افراد امن بود؟ که خانم زودتر از همه پا به فرار گذاشتند راستی دنیا را میبینید شما به خاطر یک نفر حاضرید جان و تمام دارایی خود را بدهید اما وی حاضر نیست حتی در شرایط سخت در کنار شما بماند.
آیا این مفهوم رهبری است بله شاید رهبری در زمان ما نیز با گستردگی علوم و متون جدید رهبری از راه دور شده که نه تنها هیچ خطری برای خودش نداشته باشد بلکه ازپاسخگویی هم در برود. ما ندیده ایم که حتی در کوچکترین نهاد اجتماعی که خانواده است آیا دیده اید پدر فرار کند و خانواده اش را در گرداب روزگار تنها بگذارد و خبری نیز از آنها نگیرد. حال ببینیم در قالب یک سازمان. پس پر واضح است که ایشان اصلا احساس مسئولیت پدرانه نیز ندارد چه رسد به رهبری یک گروه و بالاتر پس میبینیم ادعاهای این آقا نیز بدور از واقعیت است و آرزوهای وی نیز جز هیچ و پوچ و پوشالهای ذهنی چیزی نیست و مالیخولیایست که وی این مرض را به بقیه هوادارانش نیز منتقل کرده است. اگر وی رهبر سیاسی یا نظامی و حتی ایدئولوژیکی بود بایستی حاضر ترین فرد در صحنه می بود ونه در خفا به سر برده و پشت سر افرادش سنگر بگیرد.
این وضعیت افراد اشرف است که سرگردان در بیابانها بسر میبرند. و هیچ سرانجام مثبتی نیز برای آنها که با سازمان بمانند وجود ندارد.
اصغر فرزین

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا