اعتصاب غذای رجوئیها در اشرف پر!

بازی بچه گانه پرپر کلاغ پر که معمولا برای سرگرمی و مشغول نگه داشتن بچه ها در منزل بکار گرفته می شود، برای همه خانواده های ایرانی شناخته شده است. اما این بار شاهد کار آئی آن در صحنه های دیگر نیز هستیم که از جمله رجوی برای سرگرم نگه داشتن افرادش در اشرف از آن استفاده نموده و آنها را در آنجا به بازی گرفته است.
ولی رجوی که خود بیشتر از همگان واقف بر اعتصاب دروغین بود و خوب می دانست که باور تحمل گرمای 55 درجه مرداد صحرای عراق توسط نفرات اشرفش برای همگان غیر ممکن است، از سر استیصال و بیچارگی باز هم بر بطالت و خواسته هایش اصرار ورزید. ولی علی رغم تبلیغات دروغین بر وخامت اوضاع اعتصابیون و دادن گزارشات کذب و عکس های افراد در حال اغما بالاخره در رسوائی کامل در پنجاه و چندمین روز از اعتصاب فتیله آنرا پایین کشید داستان مقاومت اشرفیان و رهبری فرقه بر سر اعتصاب غذا در طول دو ماه گذشته بی شباهت به این بازی بچه گانه نیست که رجوی و مریم ابتدا بعنوان گردانندگان اصلی اولین انگشت اشاره را برای این بازی کودکانه بر میدان قرارگاه زمین زدند و با پیام و اطلاعیه و… ابتدا برای خروج فوری و حتمی ارتش و پلیس عراق از اشرف همه را به (به غیر خودشان) اعتصاب غذای نامحدود ترغیب و دعوت نمودند.
ولی چون پس از اندک مدتی با میخ کوبیده پلیس عراق بر میانه قرارگاه شان مواجه شده و با تغییر نام آن به عراق جدید از بازگشت به گذشته مایوس شدند، خواسته هایشان را به آزادی بی چون و چرا 36 دستگیره شده اشرف تقلیل دادند.
رجوی و بانو در تنگنای قافیه و بی توجهی حامیان و اربابان غربی شان و اراده ملت و دولت عراق موی گربه را به پر کلاغ اشتباه گرفته و در این بازی بچه گانه سوختند و می باید دوتایی کولی عراقی ها را بدهند و دست از پا درازتر و با غلط کردم گویی همیشگی بساط این دجالیت را هم نیز به اجبار جمع کنند و چند نفر چند نفر زنان و مردان مقاوم اشرف!!! را به همراه تخت و ملافه های آبی شان!! به بیرون از عراق و (اگر عراقی ها تخفیف دهند) حداقل از اشرف به بیرون کولی دهند.
رجوی که همیشه چند ده سال از زمان عقب تر حرکت می کند این بار نیز دچار تحلیل اشتباه شده است و چنین فکر می کرد که اگر دستور اعتصاب غذا به افرادش در قرارگاه را بدهد دولت عراق زیر فشار دول غربی و نیروهای ائتلاف قرار گرفته و از موضع خود عقب می نشیند و آنان به اهداف خود دست می یابند.
از طرف دیگر او نتوانست تحلیل درستی از وضعیت تشکیلاتی و روحی نفرات بعد از پاره شدن حصارهای فیزیکی و استقرار پلیس عراق و شکستن حداقل طلسم اختناق در اشرف داشته باشد.
سماجت رجوی بر ادامه اعتصاب غذای نامحدود بر نفراتی که سالها متناقض و مترصد و منتظر چنین زمان هایی بودند که تا شاید روزی برسد که حصارهای فیزیکی و تشکیلاتی پاره شده و راهی باز شود تا خود را از این جهنم فرقه ای رها کنند اشتباه دیگرش می باشد.
به همین دلیل مسخره گی و فرمی بودن این اعتصاب و عدم استقبال نفرات اشرف از همان چند روز اول مشخص بود. ولی رجوی که خود بیشتر از همگان واقف بر اعتصاب دروغین بود و خوب می دانست که باور تحمل گرمای 55 درجه مرداد صحرای عراق توسط نفرات اشرفش برای همگان غیر ممکن است، از سر استیصال و بیچارگی باز هم بر بطالت و خواسته هایش اصرار ورزید. ولی علی رغم تبلیغات دروغین بر وخامت اوضاع اعتصابیون و دادن گزارشات کذب و عکس های افراد در حال اغما بالاخره در رسوائی کامل در پنجاه و چندمین روز از اعتصاب فتیله آنرا پایین کشید و اندک اندک در حال کم رنگ کردن اخبار کذب آن و پائین آوردن پرچم روز شمار اعتصاب از سایت های خود می باشد.
او که همیشه تلاش داشت در چنین مقاطعی سر از سوراخ در آورده به اشرفیان مقاوم خود مدال شجاعت و دلیری و…!! بدهد این بار به روی خود نیاورده و سکوت اختیار نمود تا شاید موضوعات و اخبار دیگری آن را تحت شعاع خود قرار بدهد.
مضحک بودن این اعتصاب کماکان بر تمامی کسانی که از ابتدای استقرار پلیس عراق خبر آن را دنبال می کردند، روشن است و تاکنون نیز مطالب و نظرات مختلفی را به تحریر در آورده اند ولی آنچه که امروز رسالت همه جدا شده گان و کسانی که تاکنون به ماهیت کثیف و تروریستی فرقه ای رجوی پی برده اند دو چندان می کند این است که سکوت رجوی به منزله قبول شکست در سو استفاده ابزاری افراد و جمع شدن تشکیلات فرقه ای او در عراق است، لذا از هر طریق ممکن تلاش شود تا این شکست رجوی به پیروزی و نجات برای دوستان سابق و اسرای فرقه در عراق تبدیل گردد و با افشاگری بیشتر، خانواده ترغیب به آزاد نمودن عزیزانشان از این تشکیلات جهنمی شوند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.