ما و سیاست اروپایی در قبال مجاهدین

شکی نیست که سازمان مجاهدین خلق پس از سقوط صدام حسین در عراق بزرگترین حامی و پایگاه سیاسی- استراتژیکی خود را از دست داده و قدرت سابق را ندارد! شکی نیست که مجاهدین با پیوند زدن عوامل بیگانه و استفاده التقاطی از مذهب در استراتژی خود دچار شکست ایدئولوژیک شده و احیاء مجدد آن در قالب گذشته غیر ممکن است! شکی نیست که استراتژی "جنگ نوین آزادیبخش" مجاهدین شکست خورده و بدنه موجود درعراق، کاربرد سیاسی- نظامی خود را از دست داده است! شکی نیست که سازمان مجاهدین در ایران پایگاه اجتماعی نداشته و حتی از اعتراضات انتخاباتی خارج از کشور طرد و ایزوله شده است! شکی نیست که…! اما تمام آنچه را که ما می بینیم و بر می شمریم مجاهدین نمی دانند؟ آیا تلاش جدید مجاهدین و حامیان آنان تنها برای حفظ موجودیت بدنه و بقای آنان در یک زندان خودساخته یا خود خواسته است!؟چرا!؟؟؟ و طرح سئوالاتی از این قبیل… نباید چشم هایمان را به معادلات نوین جهانی و منطقه ای ببندیم. مانیتوریزاسیون غیر واقع بینانه عملکرد های مجاهدین و حامیان آنان موجب خطا در دیدگاه و لغزش در تدوین استراتژی برخورد جدی و دقیق با آنان را فراهم خواهد کرد. بازخوانی و بازپروری تصویر قدیمی،کوچک و مکدری همچون نقش مزاحم برای سازمانی مانند مجاهدین، بجز ساده سازی و دلخوشی از اینکه چنین محصولی در خارج از ایران قابل تحمل می باشد ما را از پرتاب به ایفای نقش موثرتر باز خواهد داشت! این تحلیل که مجاهدین هیچ کاربردی برای غرب و شرق ندارد، دور از واقعیت، تبلیغاتی و خرید قسطی فرصت های از دست رفته گذشته است. * چرا که جریان های سیاسی تابلو نویس برای فعل و آینده در تدوین استراتژی دیپلماسی با ایران از تمامی ابزار های موجود استفاده کرده و خواهند کرد.طبیعی است که مشاهده چنین سیاستی نه در پشت میز مذاکره بلکه از نظر اجتماعی، در سوخت و ساز با آنان ملموس تر خواهد بود. راضی بودن به وضع موجود و سپردن سیر حوادث آتی به گذر زمان همان چیزی است که مجاهدین خواستار آنند.دقیقا از بطن چنین دیدگاهی است که می توان آنان را تمام شده تلقی کرده و صورت مسئله را بایگانی نمود.نکته مهم حتی در چرخش نگرش ایدئولوژیک ما نسبت به آنان نیست بلکه تحول در دیدگاه غرب نسبت به مسئله مجاهدین در قبال آینده ایران است. منافع غرب در برابر تعامل یا تعارض با ایران بسیار پیچیده تر از گذشته می باشد.این فرض که آنان درآینده ایران نقشی نخواهند داشت تبعیت از یک فریب تبلیغاتی برای پنهان کردن ساختار آینده سیاسی و گرفتن منافع تاکتیکی از ایران است. ** دقیقا زوایای شکافته نشده و ناشناخته سیاسی چنین استراتژی است که ما را از نگرش جدی،واقع بینانه و دقیق به صورت مسئله باز می دارد!چرا که دیدگاه ما نسبت به مسئله مجاهدین ایدئولوژیک و دیدگاه غرب کاملا سیاسی و بهره وری از ایجاد چنین بانکی است که با خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی اروپا آغاز کرده است. به جرات می توان گفت که منتقدین مجاهدین هنوز بر باور هایی تاکید دارند که غرب خواهان آن است!این سئوال که "غرب در حمایت از مجاهدین چه منفعتی بدست می آورد؟"را می توان با این سئوال به چالش کشید که ؛ غرب چه نفعی در خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی بدست آورد!؟ در دنیای استعمار نوین تصویری که ما ارائه می دهیم تفاوت های جدی با پرده های پنهان و فریبنده سیاست های غرب نسبت به ما و مجاهدین دارد.از همین رو اتفاقا در خفا به همان هایی پناهندگی می دهند که بظاهر از فرانسه یا کشور های اروپایی رانده و جمع آوری می شوند.بنابر این استدلال "عدم پذیرش مهاجران و پناهندگان" اکتی از همان سیاستی است که ما می بینیم ولی در عمل چیز دیگری در جریان است. همان کسی که اعلام بیزاری از پذیرش مهاجرین و پناهندگان را در رسانه های جمعی اعلام میکند در خفا کاری دیگر می کند و این همان چیزی است که فهم میزان پذیرش مجاهدین از طرف یک یا چند کشور اروپایی را برای ما سخت و دشوار می کند. *** ما عادت داریم که طبق سیاق گذشته بر اساس سیاست هایی که آنان دوست داشته و تدوین کرده اند عمل کنیم.اعتماد پنهانی به غرب نیز بر اساس همان پایه هاست و یکی دیگر از مسائلی است که ما را به چنین سمتی سوق می دهد.به هر دلیل و دلایلی برهم نخوردن میزهای چیده شده،رضایت از ایزولاسیون محدود در عراق،تحت الشکل قرار گرفتن وایستادن در مرزهای دیپلماسی قوانین بین المللی و بالاخص اروپایی،رعایت موازین حقوق بشر و ده ها پارامتر دیگر از جمله مسائلی است که در ارتباط با "حفظ موجودیت مجاهدین در عراق" هزینه بسیار بالایی را ببار خواهد آورد و این هزینه البته نه از جیب مجاهدین وغرب، بلکه از جیب مردم ایران پرداخت شده و خواهد شد! بنابر این کوچک کردن و حقیر شمردن مجاهدین در قبال تمامی مسائل مربوط به ایران غیر واقعی بوده و چنین شعاری سوخت و ساز داخلی دارد! آنان و غرب همین را می خواهند.چرا که پروسه یک ساله نشده خروج از لیست تروریستی و فعالیت های مجاهدین در غرب و اروپا بخوبی نشان از برخورد دوگانه غرب نسبت به مسئله ایران و پرداختن به مجاهدین دارد.**** چرایی این مسئله در حوصله این نوشته نیست و اگر فرصتی بود موشکافی خواهد شد. هدف از چنین تاملی در بحث های مربوط به مجاهدین نیز طبعا به فرصت های زیادی نیاز دارد.اما همینکه بتوانیم به نگرش جدیدی برسیم، خود آغازگر تحولات بسیار زیادی در عملکردهایمان خواهد بود!………………………………………… *فرصت ها:
1.مجاهدین و 17 ژوئن 2003 در فرانسه
2.تسخیر پادگان اشرف توسط نیروهای نظامی دولت عراق. ** چند نمونه تاریخی و منطقه ای:
1.در گرماگرم حمله نیروهایی آمریکایی به عراق زمانیکه شکست صدام حسین و اشغال عراق قطعیت می یافت، وزیر امورخارجه انگلستان در هماهنگی با سیاست خارجی آمریکا اعلام کرد که ؛"مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و آقای عبدالعزیز حکیم تصور نکنند که به آنان و نیروهای مسلح شان ویزای ورود به حاکمیت عراق صادر خواهیم کرد.آنان هیچ جایی در حاکمیت عراق جدید نخواهند داشت!" اما در عمل چیز دیگری اتفاق افتاد.
2.در اخبار چند ماه گذشته آمده است؛ پاکستان و افغانستان بدنبال مذاکره و سهیم کردن "طالبان" در حاکمیت افغانستان است. ***فاکت هایی از عملکرد دولت فرانسه در قبال مسئله پناهندگان:
1.برخلاف برخی عملکرد های دولت فرانسه در قبال بخشی از مهاجرین از جمله افغانی ها و کشورهای عربی که تعدادی از آنان در چند سال گذشته بطور علنی از فرانسه اخراج شده بودند، چند روز پیش اردوگاه جنگل واقع در "کاله" توسط پلیس تسخیر و تخلیه شد.اما آنان تاکید داشتند که هیچ یک از مهاجرین و پناهندگان به کشور مبدا مسترد نخواهند شد.
مهاجرین افغانی، چینی و عربی بیشترین پذیرفته شدگان پناهندگی در فرانسه هستند.
2.همزمان با اعلام درخواست آقای باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در قبال تعیین تکلیف و بسته شدن "گوانتانمو" آقای سارکوزی رئیس جمهور فرانسه با یک اقدام سیاسی و حقوق بشری کشورش را آماده پذیرش اعضاء القاعده نمود.چیزی که هزینه آن در دیدگاه اروپایی ها بسیار بالاتر از پذیرش سازمان تروریستی مجاهدین است. ****خارج شدن از لیست تروریستی و عواید مجاهدین: 1.با خارج شدن مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا محصولات زیادی عاید مجاهدین شد که بخشی از آن را یادآوری میکنیم:
الف.تمامی اموال آنان در کشورهای اروپایی آزاد شد.
ب.آزادی عمل برای مجاهدین و شورای ملی مقاومت در تمام کشورهای اروپایی.
ج.برچیده شدن تمامی محدودیت های خانم رجوی و بیش از صد چهره شناخته شده مجاهدین،اعضاء مجاهدین و شورای ملی مقاومت که از نظر قانونی حق ملاقات، مسافرت و شرکت در میتینگ ها و… که تا شعاع چند کیلومتری اوورسوراوواز را پس از 17 ژوئن 2003 نداشتند.
د.بسط و گسترش انجمن های اجتماعی مجاهدین در اروپا.
ه.آزادی فعالیت های سیاسی و اجتماعی اعم از مالی اجتماعی و میز کتاب و…
و……..
ز.در برابر آزادی عمل روزافزون مجاهدین،محدود شدن حضور و حقوق قانونی منتقدین و جداشدگان در اروپا!
ح….
1+ اظهارات مکرر آقایان کوشنر و سارکوزی مبنی بر تروریست دانستن مجاهدین در فرانسه (پس از حکم قضایی اتحادیه اروپا و خروج از لیست تروریستی) و عدم تغییر در رفتار و ارتباط با آنان،برای بالانس کردن تعادل قوا با ایران و نیروهای اوپوزیسیون ایرانی است.
چیزی که باور و تبلیغ آن در این مرحله ازخواسته های مجاهدین و حامیان غربی آنها است!

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.