سی مهر خواب تعبیر نشده مریم رجوی

اکنون 16 سال از ریاست جمهوری خیالی و مضحک مریم رجوی می گذرد ولی کماکان در خواب به قدرت رسیدن است و هرگز نتوانسته از این نقطه صفر قدمی به جلو گذاشته باشد.
در طی سالیان گذشته رجوی سعی داشته است افکار فرقه ای خود را مرحله به مرحله تحت عناوین مراحل انقلاب ایدئولوژیک در مناسبات سازمان به اجرا بگذارد.که انتصاب مریم در این مقام فرقه ای اوج این تفکر در مناسبات سازمان بخصوص در مناسبات تشکیلاتی اشرف بوده استبه مناسبت شانزدهمین سال این انتصاب دون کیشوتی، نگاهی گذرا خواهیم داشت به چگونگی این انتخاب و عملکرد این دجاله عوام فریب و دروغگو.
وقتی فیلم انتخاب مریم در سی مهر سال 72 به عنوان رئیس جمهور منتخب مقاومت!!! پخش شد در نوع خود خیلی جالب بود. خانم رجوی از همان ابتدا با ادا و اطوار خاص خودش تلاش داشت تا مزورانه این گونه نشان دهد که از انتصاب خود در این مسئوولیت چندان راضی نیست و با اصرار همسرش مسعود به این کار تن داده است.
در این فیلم رجوی نیز با دجالیت خاص خود برای فریب افکار اعضا مطرح نمود، که چندین بار فیلم این مراسم را دیده است و اصلا اشعه ای از قدرت طلبی و رده و جاه و مقام در او ندیدم بنابراین، این یک انتخاب اصلح می باشد و از آن پس بود که مریم رجوی از موضع جنت مکانی مسئوولیت را قبول کرد.
این انتخابات که در جمع کوچک به اصطلاح شورای ملی مقاومت در شهر بغداد انجام گرفت، همانند سایر انتصابات درون مناسبات فرقه ای آن چنان فرمی و شکلی بوده است که ذهن هر بینده را به تمسخر و تامل وا می داشت.
جهت اشراف و باز نمودن موضوع به یک نمونه از رای گیری و انتخابات در درون مناسبات فرقه ای توجه فرمائید.
حدود یک الی دو ماه قبل از برگزاری انتخابات مسئوول اولی سازمان، در نشست های درون تشکیلاتی عنوان می کردند که فلان فرد برای مسئوول اولی مناسب است و کارهای مثبت او را ردیف کرده و به تعریف و تمجید از او می پردازند تا کاملا به بقیه افراد تفهیم کنند که این بار چه کسی باید مسئوول اول سازمان شود. سپس این فرد در زمان های مختلف به لشگرها و یگان ها می رفت تا کاملا برای افراد جا بیفتد که مسئوول اول سازمان قرار است چه کسی باشد. البته خود وی در این سرکشی ها در این باره با کسی صحبت نمی کرد تا وانمود به بی اطلاعی از کاندید بودن خود نماید!!!
بعد از طی مراحل فوق و آمادگی ذهنی افراد، نشستی عمومی جهت انتخاب برگزار می شد. در این نشست ابتدا تعدادی از مسئوولین مشخص شده توسط رجوی پشت تریبون قرارگرفته و به تعریف و تمجید از او می پرداختند و با تخمیر ذهن اعضا و حاضرین در نشست چنین وانمود می کردند که فرد مورد نظر مسئوولیت پذیرترین افراد حاضر در سازمان است و برای فریب بیشتر از خود نیز در این باب انتقاد می نمودند که چرا تا به حال پی به این همه توانایی های او نبرده و ایشان را کشف نکرده بودیم.
شاگردان دست آموز مریم نیز (همانند مهوش سپهری) که تنها کاندید این انتخابات بود!، فریب کارانه حالتی متواضع به خود گرفته و چنین وانمود می کرد که انگار اولین باری است که این بحثها را می شنود!!!
در ادامه این خیمه شب بازی نوبت به مسعود و مریم می رسد که صحنه گردانی را شروع کنند. آنها نیز به نوبه خود از توانایی های برجسته ایدئولوژیکی و تشکیلاتی کاندید مورد نظر تعریف و تمجید کرده و می گفتند که در نشست های انتخاب مسئوول اول با لایه های بالاتر و مسئوولین سازمان وی را انتخاب کردند. و با این توضیح رجوی، فرد مورد نظر بر موضع مسئوولیتش انتصاب می شد.
جالب اینکه بدانید رجوی این گونه انتصاب را در اوج دموکراسی می دانست و سایر انتخابات آزاد دنیا را نفی کرده و برگزاری آن در درون احزاب را برای فریب اعضای خودشان می دانست. او معتقد بود وجود افکار و نظرات در احزاب که منجر به رای گیری می شود به منزله اختلاف نظر در رهبران آن جنبش، احزاب، سازمان و گروه میباشد، به همین دلیل مجبور به رای گیری از افراد می شوند در حالی که در سازمان ما به یمن انقلاب مریم به آن مرحله از رشد دموکراسی رسیده ایم که همه ما یک هدف را دنبال کنیم و دیگر نیازی به رای گیری از تک تک افراد و اعضا نباشد!!!.
در ادامه این خیمه شب بازی برای نمایش در دستگاههای تبلیغاتی و دروغ پردازش در خارجه نمایش های مضحک دیگری نیز به اجرا در می آمد و رجوی دجال گونه از نفرات می خواست تا برای ثبت در سینه تاریخ همگی دست های خود را به منزله انتخاب فرد مورد نظر بالا برده و توسط دوربین ها ضبط تا مورد نمایش قرار گیرد.
در انتخاب مریم به مقام ریاست جمهوری خیالی اعضا و بدنه اصلی سازمان هیچ نقشی نداشتند و هیچ انتخاباتی در اشرف انجام نگرفت و فقط بعد از فرار مریم به پاریس در سال 72 فیلم ویدئویی آن در نشست عمومی پخش شد و همه افراد متوجه شدند مریم توسط مسعود به ریاست جمهوری مادام العمری در فرقه انتصاب شده است.
در طی سالیان گذشته رجوی سعی داشته است افکار فرقه ای خود را مرحله به مرحله تحت عناوین مراحل انقلاب ایدئولوژیک در مناسبات سازمان به اجرا بگذارد.که انتصاب مریم در این مقام فرقه ای اوج این تفکر در مناسبات سازمان بخصوص در مناسبات تشکیلاتی اشرف بوده است که برای اولین بار بخشی از قدرت اجرایی را به نفر ثانی داده بود تا به کمک او عملا بتواند این افکار را پیاده کند.
به همین منظور اولین اقدام خانم عضدانلو تغییرات اساسی در سازماندهی در تشکیلات داخل اشرف و خارج بوده است.
او ابتدا تمام زنان مسئوول در خارج کشور را با دادن پست و مقام به خدمت گرفت و سپس تمامی مردان مسئوول خارج کشور را به منظور کنترل بیشتر و جلوگیری از اعتراضات به عراق فرستاد تا افسار محکم تری بر سر آنان زده باشد که البته این مردان بعد از ورود به تشکیلات فرقه ای اشرف متوجه شدند که مریم چه کلاه گشادی بر سرشان گذاشته است و دیگر راه بازگشتی هم برایشان متصور نیست.
همزمان با این تصمیم در داخل مناسبات اشرف با براه انداختن بندهای مختلف انقلاب و خزعبلاتی از این دست شبه کودتاهی در مناسبات انجام داد تا جلوی هر گونه اعتراض و انتقادی را از جانب مردان مسئوول تشکیلات بگیرد و با تشکیل شورای به اصطلاح رهبری که تماما از زنان بودند عملا هر گونه قدرت اجرایی را از مسئوولین سابق گرفت و بدین طریق افکار فرقه ای رجوی را تام و تمام در مناسبات اشرف پیاده کرد و به دنبال تثبیت این تفکر در اشرف همه مردان را موظف به پذیرش هژمونی تمام زنان و حضور در نشست های مختلف (عملیات جاری و غسل هفتگی و…) جهت اعتراف و کنترل لحظه ای ذهن ها نمود تا بدین طریق بتواند همه افراد را در راستای بدست آوردن اهداف شوم خود هم چون ابزاری در دست به کار گیرد.
اگر از دستاوردهای تشکیلاتی آن که منجر به نابودی کامل سازمان شد بگذریم در بعد عملکردهای خارج از کشور نیز باید یادآور شد که بزرگترین دستاورد های 16 ساله این رئیس جمهور انتصابی و مادام العمر همکاری اطلاعاتی و نظامی او با صدام و فروختن اسرار ملی مردم ایران همچون دادن اطلاعات و اخبار سایت های هسته ای ایران به بیگانگان می باشد که کماکان به اعتراف چندین باره خود و شوهرش به آن نیز افتخار دارند.
خانم عضدانلو به خیال خام خود برای جلب حمایت و رسمیت شناختن ریاست جمهوری مادام العمریش در غرب تاکنون حاضر به هر نوع خیانت و دروغ پردازی در رابطه با ملت ایران بوده است و با دادن باج دهی و مهمانی و ملاقات های آنچنانی سعی د ارد تا به هر طریق ممکن جلب حمایت آنان را بدست آورد.
البته غرب نیز تاکنون از خوش خدمتی های این وطن فروشان بی وطن سوء استفاده های زیادی بر علیه منافع ملی مردم شریف ایران نموده است که از این جمله می توان شانتاژ ها و هیاهوی ساختن بمب اتمی توسط ایران که منجر به تحریم های چند ساله دول غرب علیه ملت ایران اشاره نمود و یا هم نوایی و هم سویی این فرقه با بیگانگان در رابطه با اعتراضات انتخابات اخیر نیز نوع جدیدی از این وطن فروشی خائنانه بوده است.
ناگفته نماند که خانم عضدانلو در طول 16 سال گذشته دستاوردهای ایدئولوژیکی و فرقه ای زیادی نیز داشته است که می توان به دستور خود سوزی افراد در جریان دستگیری خود در پاریس در سال 82 و به کشتن دادن تعدادی دیگری از اعضا در جریان ورود پلیس عراق به قرارگاه اشرف در سال 88 اشاره کرد.
او ظاهرا در تحلیف ریاست جمهوری خود متعهد شده است که تا ریختن خون آخرین اعضای خود دست از این مقام مادام العمری خود بر نداشته تا رسالت او و رجوی در راستای آرمان های این فرقه به پایان برسد!!!
به تجربه تاریخ و سرنوشت فرقه ها و همه کسانی که در رویاهای خیالی سیر نموده و برای خلقی تصمیم گرفته اند، مطمئن هستیم نام مریم رجوی برای " ریاست جمهوری مادام العمر بدون داشتن یک وجب خاک " در نهایت در کتاب رکورد داران تاریخ ثبت خواهد شد و او این آرزویش را به گور خواهد برد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.