مسعود رجوی

مجاهدین و حصارهای نامرئی

مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق که از زمان سقوط تنها متحد و پشتیبان خود مخفی گردیده اخیرا مطالبی تحت عنوان "سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور" در سایت های سازمان منتشر نموده است. مخاطب این پیام ها، همانطور که کاملا از انشای آن مشهود است، قبل از آنکه کسی در داخل کشور باشد نیروهای سرخورده و مسئله دار خود سازمان هستند که به این ترتیب رجوی میخواهد مانند سالیان گذشته در منتهای فریبکاری اذهان آنان را از مسائل اصلی منحرف نماید. مروری اجمالی بر این سلسله پیام ها مسائل زیادی را روشن میکنند.
در ابتدای این پیام ها از "ناکرده ها" صحبت میشود و اینکه "هر مجاهد خلق و هر عضو یا هوادار و پشتیبان این مقاومت باید… نسبت به همین ناکرده ها عذر تقصیر بخواهد و پوزش بطلبد. ناکرده هایی… که میتوانستند امر خطیر سرنگونی و نیل به آزادی و حاکمیت خلق قهرمان را تسریع کند". یعنی از همان ابتدا همچنانکه رسم تمامی رهبران فرقه های عالم در تمامی اعصار بوده است اعلام میکند که همه کس به غیر از خود وی در عدم موفقیت استراتژی سازمان و به بن بست رسیدن سیاست های سی ساله آن سهیم و دخیل هستند و وی بجای اینکه پاسخی برای به بن بست رسیدن سیاست های سازمان مجاهدین خلق بدهد مدعی است که همه کس باید از وی بخاطر تمامی شکست ها عذرخواهی کرده و پوزش بطلبد. در این رابطه ظاهرا خود وی از هر گونه مسئولیت مبراست و یا هیچ نقش و دخالتی در محقق نشدن این "امر خطیر" نداشته است. این فرهنگ البته در قاموس تمامی رهبران فرقه ها وجود دارد که تمام ناکامی های سیاست های کودکانه و خام خیالانه خود را به گردن پیروان خود می اندازند.
وی بعد از آنکه تکلیف مسئولیت عدم کارآئی مشی فرقه خود را مشخص میکند از موضع جنت مکانی ادامه میدهد که "و حالا میخواهم با پاسخ دادن به بخشی از سؤالات شما اندکی از ناکرده های بسیار را در حدی که تجربه کرده ام و می دانم جبران کنم". واقعا چه رهبر با معرفت و با گذشتی که مجبور است مدام ناکرده های دیگران را جبران کند! آیا واقعا اعضای سازمان مجاهدین خلق که در "حصارهای نامرئی" گرفتار و اسیر هستند نباید به وجود چنین رهبر فداکاری افتخار کنند و برایش سر بدهند؟! البته رجوی از عدم "امکان نشست یا ارتباط جمعی" نیز شاکی است که نمیتواند همچون سالیان گذشته عملیات مغزشویی خود را بصورت مستقیم و مؤثر تر به اجرا در آورد.
مسعود رجوی از "سؤالات شما" صحبت به میان می آورد. بر اساس تجربه 23 ساله خود در داخل تشکیلات سازمان مجاهدین خلق میتوانم حدس بزنم که میزان سؤالات به چه اندازه بوده است که وی را مجبور به پاسخ گویی علنی کرده است، وگرنه تا جایی که به رهبر یک فرقه مربوط میشود سؤال کردن خود یک خطای تشکیلاتی محسوب میگردد و جواب دادن به سؤالات دون شأن رهبر است. به یقین میتوانم بگویم که این سؤالات به هیچ وجه از جانب "نسل جوان در داخل کشور" نبوده است چرا که جوانان داخل کشور قطعا سؤالی از مسعود رجوی که یا اصلا او و فرقه اش را نمی شناسند و یا وی را به عنوان تروریست و وطن فروش می شناسند ندارند.
مرد رندی دوم مسعود رجوی منکر شدن گذشته فرقه خودش است که اینهم البته در خصوص رهبران فرقه امر جدیدی نیست و ذاتی تمامی رهبران دغلکار فرقه هاست. وی میگوید "آنچه که رژیم در این سالها… تحت نام مجاهدین توزیع و چاپ کرده است اعتباری ندارد. یا تماما مجعول است یا در آن عمدا دست برده اند تا به مصرفی که می خواهند برسد و چیزی را که میخواهند القا کند". با این ترفند وی رجوع به گذشته سازمان را یکباره مسدود میکند. بعد هم به روده درازی و آسمان و ریسمان بافی معمول برای جا انداختن این مطلب و منحرف کردن ذهن از سؤالات ریشه ای مطرح شده می پردازد.
شخصا فقط میخواهم بدانم که کدام یک از موارد زیر دروغ و از جعلیات و تحریفات رژیم و کدام یک صحیح و مورد قبول سازمان بوده اند.
1. همدستی آشکار با دشمن متجاوز [1] به ایران و حمله و هجوم علیه مرزبانان و مدافعان خاک میهن که به کشته و زخمی و اسیر شدن آنان انجامید. [2]
2. اعزام تیم های تروریستی آموزش دیده توسط افسران دیکتاتوری صدام حسین و با امکانات وی از عراق به داخل کشور که عملیات تروریستی آنان به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از افراد بی گناه نیز منجر شد. [3]
3. استفاده از سلاح خمپاره در عملیات شهری به ابتکار مریم رجوی که سلاحی میدانی و غیر دقیق بوده و خطای آن غیر قابل پیش بینی است و موجب آسیب رسیدن به شهروندان عادی میشود که شده است.
4. ممانعت از خروج افراد مستقر در قرارگاه اشرف و ارتباط گیری آنان با دنیای خارج و حتی دیدار با خانواده هایشان و عدم امکان دسترسی به هرگونه نشریه و کتاب و وسیله ارتباط جمعی
5. راه اندازی نشست های تفتیش عقاید تحت عنوان "عملیات جاری" و یا "غسل" جهت سرکوب و مغزشویی اعضا در عراق و همچنین در اروپا و آمریکا
6. ایجاد خانه های تیمی برای افراد مستقر در اروپا و آمریکا جهت ایزوله نمودن آنان از دنیای خارج و قرار دادن آنان تحت القائات فکری مستمر به منظور کشیدن حصار ذهنی و اسیر نگاه داشتن آنان
7. تشویق و ترغیب جوانان در داخل کشور به ایجاد ناامنی و هرج و مرج و آسیب رساندن به اموال عمومی و دادن آموزش خرابکاری و ترور در سیمای آزادی
البته از این دست موارد زیاد میتوان مطرح نمود ولی تا جایی که به من بر میگردد تنها یک سؤال از مسعود رجوی به عنوان رهبر مجاهدین خلق دارم و آن اینست که مسئول عملی نشدن وعده های 30 ساله وی دقیقا چه کسی است و آیا خود او اساسا در این رابطه کوچکترین انتقادی به عملکرد خود می بیند یا خیر و اگر جواب مثبت است موارد آن چه بوده اند. اگر "عملیات جاری" و "غسل" حق است می خواهیم ببینیم مسعود رجوی در برابر "هر مجاهد خلق و هر عضو یا هوادار و پشتیبان این مقاومت" چگونه عملیات جاری و غسل میکند و از خود انتقاد می نماید.
فکر نمیکنم صورت این سؤال واضح نباشد و یا "تاکتیکی و اجرائی و جزئی" و یا اینکه "استراتژیک مربوط به قیام و سرنگونی" باشد و یا مثلا برای پاسخ دادن به آن "ملاحظات و محدودیتهای اطلاعاتی و امنیتی و دست بستگی های سیاسی" در کار باشد.
بیان توجیه گر و آسمان و ریسمان بافی های شخص رجوی برایم ناآشنا نیست. همیشه از موارد موهوم و غیبی صحبت میکند. یک کلام حرف منطقی و روشن و واضح در تمامی روضه خوانی هایش پیدا نمیشود. هنوز هم فکر میکند که نشست های چندین روزه و چندین هفتگی است که آنقدر در گوش افراد اسیر در قرارگاه اشرف میخواند که از حال میرفتند و هر چه میگفت را بی گفتگو قبول میکردند. برای کسانی که روی فرقه ها و رهبران فرقه ها مطالعه میکنند اتفافا این یک نمونه بسیار بارز از عملکرد یک رهبر فرقه است. او در منتهای شارلاتان بازی دنیا را تماما دشمن بشریت نشان داده و سعی میکند خود را ناجی جهان جلوه دهد. فقط کسانی که در یک فرقه مانند سازمان مجاهدین خلق مسخ شده باشند این حرفها را قابل قبول میدانند و البته این حرف به هیچ کاری به غیر از هر چه بیشتر مسخ کردن افراد گرفتار در درون فرقه نمیخورد.
خیلی روشن و واضح و بدون لفاظی ها اگر بخواهیم حرف بزنیم باید از شیادترین سیاستمدار تاریخ ایران پرسید که:
1. آیا اعضای سازمان مجاهدین خلق حق ارتباط آزاد و بدون واسطه با اعضای خانواده خود، دوستان و آشنایان سابق و کلا جهان خارج از فرقه را دارند؟
2. آیا اعضای سازمان مجاهدین خلق حق انتقاد به رهبری که در واقع همه کاره سازمان و مالک مال و جان و ناموس اعضا می باشد را دارند؟
3. آیا اعضای سازمان مجاهدین خلق حق جدا شدن از سازمان، زمانی که اعتقادات خود را منطبق بر سیاست و عملکرد این سازمان و رهبری آن که مدام در تغییر و نوسان است نمی بینند، را دارند؟
4. آیا اعضای سازمان مجاهدین خلق در بدو ورود به این سازمان از تمامی تعهداتی که از قبل برایشان معین گردیده بود اطلاع داشتند؟
5. جایگاه خانواده که در تمامی مذاهب و مکاتب برحق، مقدس شمرده میشود در داخل سازمان مجاهدین خلق به لحاظ اعتقادی و عملی چیست؟
6. حد و حدود اختیارات رهبر کدام است؟ و رهبر با این میزان از اختیارات نامحدود در چه رابطه و در برابر چه کسی مسئول بوده و پاسخگوست؟
7. حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق چگونه تعریف میگردد و آیا اساسا در هیچ زمینه و رابطه ای حقی دارند؟
تمامی لفاظی ها و روده درازی های بخش ها و فصل های مختلف این نوشته که قرار است پاسخ سؤالات متعدد و مکرر اعضا و هواداران سازمان باشد چیزی به غیر از تکرار حرفهای بی سر و ته گذشته که با خر مرد رندی تمام صرفا برای منحرف کردن اذهان از سؤالات اصلی مطرح میگردند نیست. برای کسانی که هنوز با کارکرد فرقه ها و رهبران فریبکار آنها آشنایی ندارند شاید این توجیهات به درجاتی موقتا کارساز باشد. عادت تمامی رهبران دغل فرقه ها مظلوم نمائی و دشمن هراسی و این نوع کارهاست. رهبران فرقه ها مدام از توطئه دشمنان بر علیه خود صحبت میکنند و با هرچه بزرگتر کردن دشمن سعی میکنند که خود را بزرگ جلو دهند. آنان در برابر پیروان خود طوری صحبت میکنند که گوئی دنیا تماما شیطانی و فاسد است و تنها محل امن در جهان در داخل فرقه مربوطه و زیر قیومیت رهبر کذایی است. آنان مدام از افتخارات گذشته خود صحبت میکنند حال آنکه جز اشتباه و ندانم کاری و به غیر از خیانت و جنایت و همچنین به هدر دادن انرژی و جان و هستی پیروان خود چیزی در کارنامه شان ندارند.
اما پرداختن به این به اصطلاح "سلسله آموزش" از یک جهت اهمیت انسانی دارد. اینطور بر می آید که دراکولا میخواهد مجددا سر از قبر برداشته و جوانان بیشتری را مسخ کرده و خون آنان را بمکد. بر عهده کسانی که با شگردها و فریب های این دجال زمان آشنایی دارند است که به افشای عملکردهای گذشته – هر چند همه را یکباره تحت عنوان مجعول بودن منکر شده است – بپردازند. بر عهده کسانی که سازمان جهنمی وی را تجربه کرده اند است تا دیگران را از افتادن در تله فرقه ای وی و خوردن گول زبان چرم و نرم او برحذر دارند و نگذارند عمر و زندگی جوانان بیشتری همچون نسل ما تباه شود. بر عهده کسانی که فنا شدن خانواده های خود را به عینه دیده اند است تا نگذارند خانواده های بیشتری از هم بپاشند و مادران و پدران و خواهران و برادران و فرزندان بیشتری داغدیده گردند.
واقعیت اینست که هیچکس به اندازه مسعود رجوی به ایران و ایرانی ضربه نزده است و هیچکس به اندازه او عمر و هستی بهترین جوانان میهن پرست این مرز و بوم را تباه نکرده و آنان را به خیانت و جاسوسی برای دشمن وادار ننموده است. برای مسعود رجوی هیچ چیز به غیر از به حاکمیت هرچه زودتر رسیدن مهم نبوده و نیست و در این رابطه آمادگی بیان هر دروغ و دست زدن به هر شیادی و فنا کردن هر کس و هر چیزی را دارد. او مدام از فداکاری حرف میزند در حالیکه همیشه پیروان خود را دم تیغ داده و خود زودتر از بقیه از صحنه گریخته است.
کسانی که بعد از اشغال عراق از جهنم قرارگاه اشرف گریخته و جان سالم بدر برده بودند در خصوص رجوی میگفتند که امام حسین (ع) چراغ ها را خاموش کرد و گفت هر که میخواهد برود و بعد چراغ ها را روشن کردند و تعداد کمی مانده بودند. اما رهبر ما چراغ ها را خاموش کرد و گفت هر کس می خواهد برود و وقتی چراغ ها را روشن کردند همه مانده بودند و فقط خودش و نزدیکانش رفته بودند.
*************
1- در تاریخ 18 آذر 1370 سازمان ملل متحد رسما عراق را به عنوان مسئول و آغازگر جنگ معرفی نمود.
2- لازم به ذکر است که حتی در کشورهایی نظیر انگلستان که مجازات اعدام ندارند در خصوص همکاری با دشمن در حال جنگ استثناء وجود دارد و مجازات آن مرگ است. بعد از پایان جنگ جهانی دوم یک لرد انگلیسی به نام William Joyce معروف به Lord Haw Haw به اتهام همکاری تبلیغی با آلمان نازی در انگلستان محاکمه و اعدام گردید. یک دستیار ملکه انگلستان نیز به نام Anthony Blunt به جرم کمونیست بودن و همکاری با KGB در سال 1979به اعدام محکوم شد که بعدا به دلیل کبر سن با عفو مستقیم ملکه محکومیت او به حبس ابد تقلیل یافت و تمامی عناوین وی گرفته شد. همچنین تا سالیان سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم کسانی که به نوعی در برابر نازی ها تمکین نموده بودند در کشورهای خود به محاکمه کشیده میشدند.
3- اطلاعیه های این گونه اقدامات هنوز بر روی سایت های رسمی سازمان مجاهدین خلق موجود است. اگر چه سازمان بسیاری از مطالب و نشریات گذشته خود را جمع آوری کرده و از روی سایت ها برداشته است تا در موقع مقتضی منکر تمامی آنها شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا