همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظارآستانه اشرفیه – قسمت پنجم

صحبتهای محمدباقر کشاورز در همایش – قسمت سوم درادامه جلسه محمدباقرکشاورزعضوجدید رها شده ازچنگال رجوی و سایراعضای بازگشتی آقایان اکبرمحبی وحمید حاجی پور دریک فضای صمیمی ودوستانه به سوالات و ابهامات خانواده ها پاسخ داده وبه روشنگری پرداختند.
درپاسخ به سوال خانواده محمد آقاجانی ازاسرای پیوسته به سازمان مبنی براینکه شما چگونه از شر سازمان خلاصی پیدا کردید، آقای کشاورزضمن توضیحات مبسوط اشاره کردند که شیوه های جداشدن وکندن ازمناسبات سازمان به انحاء مختلف صورت میگیرد. الان نیروهای عراقی مسولیت حفاظت ازپادگان عراق جدید را به عهده دارند ولذا درقدم اول وبه راحت ترین شکل ممکن اعضای ناراضی می توانند مستقیما و بلاواسطه خودشان را به نیروهای عراقی معرفی کنند وبعدازآن تمام مراحل خروج ازاشرف تا پیوستن شخص جدا شده به خانوا ده اش بتوسط دولت عراق انجام میگیرد که دراین کارخیر و انساندوستانه وفرصتی که برای اعضای ناراضی ازسازمان پیش آمده، دولت ایران نیزازهیچ کمکی فروگذارنمی کند.

خانواده محمد آقاجانی

متعاقب آن شخص جدا شده دریک هتلی دربغداد اقامت خواهد داشت تا دریک فضای آرام و بدورازکنترل سازمان بتواند آینده خودش را با درایت خودش رقم بزند که دراین وانفسا نقش خانواده بعنوان اهرم عاطفی بسیاردرتعیین سرنوشت عزیزش مفید وموثراست که بواقع تماس وتلاش خانواده ام برای من راهگشا بوده وشکرخدا باعث شدند مسیر درست را انتخاب بکنم وبه وطن ونزد خانواده بازگردم وتا عمردارم مدیون آنها هستم. بخش دیگراز ناراضیان کسانی بودند که دردرون مناسبات اعلام جدایی کردند وخواستارآن شدند که سازمان آنها را تحویل عراقی ها بدهد این طیف ازعناصر ناراضی هرچند با اذیت وآزار و سنگ اندازیهای سازمان مواجه خواهند بود ولیکن اگرسراعلام موضع خودشان مقاومت کنند سازمان ناگزیربه خروج آنها تن خواهد داد ودیر یا زود مجبورخواهد شد آنها را تحویل نیروهای عراقی بدهد که نمونه اش بسیاربود که البته برای سازمان درنزد نیروهای خودش ونیروهای عراقی خیلی تمام گران میشود که ببینند که سازمانش ریزشی شده است وآدمهایش داوطلبانه اعلام جدایی کرده وخارج میشوند. بودند کسانی هم مثل دوست گرامیم اکبرمحبی که راه سخت تر را انتخاب کردند وبا فرارخودشان ازمناسبات، سازمان را داغ کردند ونشان دادند که میشود اززندان رجوی هم فرارکرد وصرفا همت وجوانمردی میخواهد که ازاین سنخ نیزکم نبودند که به طرق مختلف با فرارازچاردیواری سازمان به آغوش خانواده ها یشان بازگشتند. درادامه آقای مرتضی پورحسن از خانواده اسماعیل پورحسن پرسید سازمانی که ادعای حمایت ازخلق را دارد وسنگ آنرا سالیان هست که به سینه میزند چگونه است که به خانواده های اعضای خود احترامی نمی گذارد واجازه ملاقات به خانواده ها با عزیزنشان را نمی دهد!!؟
درپاسخ آقای محمدباقرکشاورزضمن توضیحات مفصل افزود: به جد احساس شما را من درک میکنم وازحقوق تعریف شده شما است که به ملاقات عزیزانتان بروید ومیدانم که سازمان با سنگ اندازیهایی که دراین باب دارد ظلم خیلی بزرگی را درحق خانواده ها مرتکب میشود ومطمئن هستم که خیانتش به خانواده ها بی پاسخ نخواهد ماند. حقیقت این است که خودم هم ازنزدیک شاهد این ماجرای جگرسوزدرمناسبات بودم که با تحریک والقائات سازمان این ملاقات صورت نمی گیرد متاسفانه باید بگویم که وقتی درسازمان بودم اگرخانواده ام با انجمن نجات به ملاقاتم می آمد شاید من هم به ملاقات آنها نمی رفتم چونکه قبل ازملاقات سران سازمان برای ما جلسه میگذاشت وبه طرق مختلف به ما القاء میکرد که توطئه ای ازطرف وزارت اطلاعات دردستوراست وخانواده ها را با فشار و زور و اجبار به مقابل پادگان اشرف آوردند وبه ما دستورتشکیلاتی میداد که حاضربه ملاقات نشویم وحتی ازما متنی را که پیشاپیش آماده کرده بود امضاء میگرفت وحتی بعضا ازبچه هارا وادارمیکرد که به شوی تلویزیونی کشانده شوند وطی مصاحبه ای حرفهای دیکته شده سران سازمان را تکرارکنند که ته حرف این میشد که ما حاضربه ملاقات با خانواده هایمان نیستیم واصلا خانواده نداریم!!

عکس تکی ازخانواده اسماعیل پورحسن

خلاصه یک فضای سراسرازاسترس وشبهه انگیزبرای ماها که ازجامعه هیچ اطلاعی نداشتیم ایجاد میکرد وما هم به ناچارتن به القائات سازمان میدادیم. صرف نظرازاین بحث با آندسته ازکسانیکه حاضربه ملاقات با خانواده هایشان میشدند برخورد شدید میکرد ودرجلساتی که جمع زیادی حضورداشتند ملاقات کننده ها را بشدت تحقیرمیکردند ومارک میزدند که خیلی ازما ازهمین مارک خوردن وتهمت وافترا می ترسیدیم وازسراستیصال قید ملاقات خانواده را میزدیم.
الان بهترازقبل می فهمم که اگرملاقات صورت بگیرد وسازمان تن به این ملاقات بدهد ریزش نیروهایش بیشترمیشود وشما خانواده ها درملاقات به عزیزانتان یادآورمیشوید که بابا مجاهدین به شما دروغ میگویند وحقایق جامعه ایران وفضای خارج ازاشرف را برایشان ترسیم میکنید ویک جورهایی امید زندگی را دردل اسرای دربند احیا میکنید که خودش راه خروج ناراضیان ازسازمان را فراهم میکند پس از شما خواهش دارم دراین مسیردلسرد نشوید ومقاومت کنید تا روزی که درب اشرف ترک بردارد وخانواده ها امکان ملاقات پیدا بکنند درآنصورت قول میدهم به زودی زود عزیزانتان را درآغوش خواهید کشید. نتیجه اینکه تلاش وصبروشکیبایی شما ارزشمند است وسازمان را درقبال مطالباتتان زمین گیرخواهد کرد. خلاصه صحنه جنگ است تلاش شما برای رهایی یک انسان ازاسارت یک سازمان با مناسبات فرقه ای است واین خیلی جایگاه والایی دارد که باید قدرشناس باشید.
امید دارم جمع شما که دراین جلسه حضوردارید بتوانید با ایجاد تسهیلاتی ازطرف دولتین ایران وعراق برای ملاقات عزیزانتان به کشورعراق بروید درآن لحظه فضای این جلسه را برای عزیزتان یادآورشوید و بگویید که باقرکشاورزکه خیلی قدیمی تر از شماها بود مدتی است که به ایران برگشته و با امنیت کامل دارد زندگی اش را میکند وازهرلحاظ به عزیزانتان تضمین بدهید تا با اطمینان خاطرتصمیم به جدایی بگیریند واگرخدا بخواهد دراولین ملاقات با کاروان شما به ایران برگردند. ادامه دارد…

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.