رهبر عقیدتی مجاهدین و ضرورت تصمیم گیری معقول

روزنامه ی فرانسوی و پر تیراژ لاکروآ هنگامی که مریم عضدانلو به جرم فعالیت های تروریستی دستگیر و بازداشت شد به تاریخ 24 ژوئن در گزارشی به قلم آقای آریان دو ژونگ در تحلیل جامع و عمیق ماهیت فرقه ای و ساختار بازدارنده ی تشکیلاتی مجاهدین را افشا می کند. در مقاله ی آقای دوژونگ به طلاق های اجباری و بند های انقلاب ایدئولوژیک اشاره شده است که فرزندان از والدین جدا می گردند و زنان و مردان وادار و مجبور می شوند تا همسرانشان را طلاق دهند. در نتیجه گیری نویسنده و محقق هلندی بر این باور است که "… انقلاب ایدئولوژیک و موضوع طلاق های اجباری که رهبر عقیدتی مجاهدین به آن تاکید می ورزد و بدان مباهات می کند دقیقا شیوه کاری فرقه ها است که برای اجتناب از تضارب اندیشه و آراء در میان اعضا صورت می گیرد تا سازمان یا فرقه هایی چون مجاهدین از انتقاد مبری شود… " حال سران فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین در شرایط سخت و تنگنای خفه کننده ای بسر می برند چرا که هرگز تسلیم واقعیت ها نشدند و فروتنانه در برابر مسائل و رویدادهای مهم جامعه خویش قرار نگرفتند. غرور کاذب و مضحک رهبر عقیدتی مجاهدین  موجب گردید تا مجاهدین سالیان دراز با توجیه های غیر منطقی به رفتارها و مواضعی متوسل شوند که بیزاری مردم ایران را از آنان موجب گردد. در بررسی سیر تفکر و مواضع سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین از آن هنگام که رجوی مغز متفکر فرقه ی مجاهدین تصمیم به رویارویی و ستیز با اراده ی ملت ایران گرفت وضعیت کادرهای فرقه ی مجاهدین روز به روز بدتر و دردناکتر شد. زیرا جمعی انسانی در حصارهای فیزیکی و ذهنی دردناکی محبوس شدند و امکان تعامل با دنیای پیرامونی را از دست دادند. در واقع دفاع از حقیقت و آزادی در میان مجاهدین ماهیت و روندی دیگرگونه یافت چرا که " واقعیت " نادیده انگاشته شد و یا بدان اهمیتی داده نشد. در چنین روندی مجاهدین در سیکل بسته ی مطلق انگاری نابخردانه و ویرانگری، بیش از دو دهه است که دست و پا می زنند.
بایستی تاکید کرد در مواردی که اندیشه ی پیکار در راه حقیقت یا آزادی، واقعیت را ویرانگر " حقیقت و آزادی " نمی پنداشت هستی بشر رنگی از حقیقت به خود می گرفت. این موضوع مهمی بود که هیچگاه رهبر عقیدتی و عناصر کلیدی مجاهدین قادر به درک آن نشدند. حال سران فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین در شرایط سخت و تنگنای خفه کننده ای بسر می برند چرا که هرگز تسلیم واقعیت ها نشدند و فروتنانه در برابر مسائل و رویدادهای مهم جامعه خویش قرار نگرفتند. غرور کاذب و مضحک رهبر عقیدتی مجاهدین موجب گردید تا مجاهدین سالیان دراز با توجیه های غیر منطقی به رفتارها و مواضعی متوسل شوند که بیزاری مردم ایران را از آنان موجب گردد. بی شک سران مجاهدین با جاسوسی و مزدوری برای بیگانگان و ترور افسار گسیخته ی شهروندان و هم وطنان ایرانی تاثیر منفی و مخربی از خود بر جای گذاشتند. در شرایط کنونی که فرقه ی مجاهدین در باتلاق اشرف گیر کرده است می بایست رهبر عقیدتی مجاهدین در چنین وضعیت سخت، تصمیم عاقلانه بگیرد و به نیروها و کادرهای تشکیلاتی بی انگیزه و خسته، امکان بدهد تا خود را از برزخی که در آن فرو افتاده اند نجات دهند. این کاری و رفتار معقولی ست که رهبر عقیدتی مجاهدین بایستی بدان تن در دهد. آرش رضایی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.