مرگ حسین برزمهری در کمپ لیبرتی و پیام خانم مریم رجوی ـ دو نگاه، دو رویکرد …
آیا خانم مریم رجوی به این امر مشهود واقف نبوده و نیست که حسین برزمهری و امثال او که هم اکنون در کمپ لیبرتی بسر می برند به دلیل ذهن بیمار مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین سالهاست دچار انواع بیماری های روحی، ذهنی و جسمی هستند و علت مشخص آن سرکوب نیازهای طبیعی افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین است؟ خوب است خانم مریم رجوی فرصتی بدست آورد تا نظریه و ایده اثبات شده روانشناس مشهور و رئیس انجمن روانشناسی امریکا در سال ۱۹۶۸، آبراهام مزلو تحت عنوان سلسله مراتب و طبقه بندی نیازهای آدمی و فرآیند رشد و تکامل انسان را در کتاب” انگیزه و شخصیت” کمی مطالعه کند.
نامه خانم میرباقری به شخصیتهای شرکت کننده در تظاهرات مجاهدین در شهر برلین آلمان
این سازمان از سخنرانیهای شما به نفع در اسارت نگهداشتن بیشتر اعضاء خودش در عراق که بصورت گروگان نگهداشته است بهره برداری سیاسی نموده است و به تبلیغ خودش پرداخته و خط مشی سیاسی خودش را مشروع جلوه می دهد و از این طریق تبلیغ برای بازگشت به محل قبلی شان یعنی همان اسارت گاه اصلی یعنی پادگان اشرف که یک پادگان نظامی اهدائی دولت صدام نظام سابق عراق می باشد کرده است.
باز شدن دفتر فرقه رجوی در آمریکا به چه قیمت؟
واقعیتی که همواره وجود داشته است و رجوی خائن آن را مخفی نگهداشته است این است که، جان اعضا تا جایی ارزش دارد که در مسیر منافع فرقه باشد. دقیقا همانگونه که اکثر فرقه ها به آن عمل می کنند. بنابراین حمله موشکی اخیر به لیبرتی و کشته و مجروح شدن اعضا، چه با اطلاع و برنامه ریزی خود فرقه بوده باشد و چه عکس العمل گروه های عراقی ای که خواستار اخراج فرقه از عراق اند، باشد. نتیجه آن برای فرقه، به نتیجه رسیدن لابی گری هایش در آمریکا و باز شدن مجدد دفترش در آمریکا شده است.
حسین برزمهری قربانی دیگری از تشکیلات مافیایی رجوی
آلبانی که 210 تن ازهمین نگون بختها را پذیرفته. بالغ بر900 نفرازساکنان لیبرتی هم که پاس و اقامت اروپایی دارند. ضمن اینکه تونستی با هزینه هنگفت و چاپلوسی و مزدوری به فاصله نیم بلوکی کاخ سفید دفتربگشایی!. لابد خواهی تونست با بکارگیری همان لابیها تمام ساکنان ازجمله بیماران را به خارجه منتقلشان کنی. آیا انصافا غیرازاین هست!؟
خانم رجوی سال 92 چه اتفاقی خواهد افتاد!؟
مریم رجوی معروف به مریم قجر سال 91 را پشت سر گذاشت و سال 92 را سال سرنگونی به رُخ کشید. از سال 67 تا به حال سنگ سرنگونی را خودش و شوهرش به سینه می زنند. امسال نشد سال دیگه و جالب اینجاست همش درجا می زنند و فقط کارش شده ژست گرفتن جلوی اربابان غربی اش که فقط ما می توانیم کرسی ایران را بدست بگیریم آن غربیهای ابله که به جای تخته یک جعبه کم دارند گوش تا گوش به اراجیف مریم قجر گوش می کنند اکثر آنها به آن صورت شناختی بر مریم قجر ندارند فقط دلار به جیب می زنند
درد رجوی چیست
الان چه کسی مانع خروج شما می شود ایران, کشور عراق ,مگر اینکه ریگی به کفش مبارک خودتان باید باشد و از هراسی که بابت این دارید اگر افراد را رها کنید و این دارالعنکبوت و تشکیلات کثیف که از آن به نام بهترین مناسبات دم می زنید متلاشی شود چون می دانید آنقدر نا گفته ها در رابطه با این مناسبات وجود دارد که خودتان هم از آن هراسانید. و وای بر آن روز که این اتفاق بیفتد چهره واقعی شما و تمامی حامیانی که از شما حمایت می کنند مثال بمب می ماند
بدون اشرف رجوی مرده
رجوی از همان ابتدا به ساکن هم فکر خروج از عراق را حتی در مخیله خودش نمی گنجاند و او همواره در این فکر که مجدد به اشرف بر گردد, بوده و هست برای همین هم تعدادی را نگه داشت و با بهانه های مختلف می خواست نخ وصل با اشرف را داشته باشد به همین منظور در این مدت نه همکاری خوبی در لیبرتی با نمایندگان کمیساری عالی پناهندگی داشت ونه اقدامی برای خروج نیروها انجام داد
عید نوروز یاد آور وعده های سر خرمن فرقه رجوی
سال جدیدی که از شروع آن رجوی با دوز و کلک شروع می کرد و در جمع بندی سالی که گذشت و بر شمردن پیروزیها و عملکرد سازمان و خط و خطوط جدید حال آدم را بهم می زد و این را می شد از چهره های اکثر افراد فهمید چون به محض آنتراکت دادن، نفرات شروع به محفل زدن می کردند. مسعود پروسه یکسال را همواره به یمن انقلاب مریم موفق می دانست و مستمر می گفت امسال را با خیز برای سرنگونی آغاز می کنیم.
نامه ۱۲ تن از کادرهای تشکیلاتی جدا شده مجاهدین به خانم مریم رجوی
آنچه که باعث شد تا ما جمعی از جداشدگان که سالهای طولانی در قرارگاه اشرف و سایر پایگاههای مجاهدین درعراق در دوران حاکمیت رژیم منفور صدام و بعد از آن بسر برده ایم به نوشتن این نامه اقدام کنیم، مواضع شما و مسعود رجوی در تاکید حماقت آمیز بر یک فرض محال است و آن انتقال افراد ساکن کمپ لیبرتی به اشرف است!!
پیام نابودی رجوی و هدف نهایی او در سال جدید
رجوی ملعون سر کرده مجاهدین در مقابل سفر مقامات امنیتی ایران در 11 و12 فروردین 92 به عراق به هراس افتاده و سریعا پیام نابودی دیگری در 12 فروردین داد و در این پیام اهداف پلید خود را لو داد با این مضمون که:” مجاهدین یا در زندانند یا کشته در میدانند” و با این پیام، ناخواسته اعتراف میکند که عامل دربند بودن و کشته شدن نیروها خودش است
وحشت رجوی از دوستی دو ملت ایران و عراق
وقتی به پاسخ رجوی به سفر آقای مصلحی توجه کنیم متوجه می شویم که وی سالیان از جامعه عقب بوده و در غار عوامفریبی زندگی می کند که سعی دارد با این گونه شانتاژ باز هم افراد خود را به کشتن بدهد و حتی وقتی مسئله پذیرش آنان توسط یک کشور اروپایی مورد قبول قرار می گیرد زیر بار نرفته و آن را با رندی تمام رد می کند و باز هم سال 92 را سال سرنگونی اعلام می کند و اعلام می کند که ما باز هم 92 بار می گوئیم سرنگونی