خانواده شعبانی: صدام، پسرم را به رجوی لعنتی فروخت
پیرزن آه کشید و گفت: خدا صدام را لعنت کند. من زحمت کشیدم و پسرم را بزرگ کردم ولی پس از اسارت او در جنگ، صدام، پسرم را به رجوی لعنتی فروخت». او ادامه داد «ای کاش درد ما فقط اسارت او در جنگ بود، رجوی ها به ما اجازه نمی دهند حتی او را ملاقات کنیم و از او خبری داشته باشیم. در سال 1382 وقتی به همراه پدر و برادر محسن برای ملاقت پسرم به قرارگاه اشرف رفتیم، فرماندهان فرقه به ما اجازه ندادن تا پسرمان را ببینیم. آنها سه روز ما را دست به سر کردند و هر بار چیزی به ما می گفتند.
استمداد خانواده صادقلو از مجامع بین المللی
مادر و خواهر شکرالله صادقلو با مراجعه به دفتر انجمن نجات از فریب فرزندش توسط گروه مجاهدین شکایت و گلایه کردند، آنها گفتند: فرزندم به واسطه یکی از اعضاء گروه تروریستی مجاهدین به کشور ترکیه فراخوانده شد و سپس از آنجا به پادگان نظامی مسعود رجوی منتقل گردید.مادر شکرالله در رابطه با پسرش چنین می گوید که خدا لعنت کند سران فرقه رجوی را که فرزندم را که اکنون باید عصای دستم می شد را از من دزدیده و او را آواره بیابان نمودند.
خانواده ها: ما خواهان ملاقات با فرزندانمان در کمپ ترانزیت هستیم – قسمت دوم
یکی از خانواده ها آقای علی اکبر باباپور برادر اسیر علی اصغر باباپور که برادرش در درگیری 19 فروردین سال 90 در اشرف از ناحیه پا زخمی شده بود، پرسید: آیا در این جابجایی اولویتی به مصدومین و مجروحین داده اند یا نه؟ که مسئول انجمن در جواب سئوال ایشان پاسخ دادند: برای سران فرقه اصلا مهم نیست که چه کسی چه مشکلی دارد برای اینکه افراد در مراحل اول فرار نکنند سعی کردند نفرات مسئول و سر موضع را به کمپ موقت بفرستند. برادر شما را هنوز در اشرف نگهداشتند چون می ترسند که او هم قبل از انتقال بقیه نفرات خود را به عراقی ها تسلیم کند ولی نگران نباشید این به طول نخواهد کشید و در آینده نزدیک همه بچه ها به کمپ جدید در بغداد منتقل خواهند شد.
خانواده ها: ما خواهان ملاقات با فرزندانمان در کمپ موقت ترانزیت هستیم
آقای نظری در رابطه با دستاوردهای حضور خانواده ها در جلوی قرارگاه برای حاضرین توضیح داد: از دستاوردهای دیگر حضور خانواده ها در عراق دلگرم شدن افراد اسیر در قرارگاه بود آنها خانواده ها را پشتوانه خود در مقابل تشکیلات فرقه ای می دانستند به همین دلیل در دو سال حضور شما در عراق بیش از 70 نفر از اشرف فرار کردند.در تکمیل بحث مسئول نشست آقای عین الله شعبانی یکی از فراریان جدید از اشرف اظهار داشت: وقتی به هر دلیل یک روز بلندگوها خاموش می شد و خانواده ها پیام نمی دادند وقتی افراد در اشرف به هم می رسیدند با نگرانی از هم می پرسیدند”چی شد یعنی رفتند؟”
خانواده های دردمند وچشم انتظار گیلک عازم کمپ اشرف شدند
خانواده های دردمند و چشم انتظار گیلک که هر یک عزیزی در اسارتگاه اشرف دارند در تاریخ یازدهم اردیبهشت 1391 بمنظور دیدارحضوری با عزیزان دربندشان عازم عراق ناامن و کمپ اشرف شدند.خانواده های مذکور در هنگامه پیوستن به سایر خانواده های مقاوم و متحصن مقابل اسارتگاه اشرف اظهار داشتند عزم جزم داریم که با عزیزانمان در کمپ اشرف و کمپ ترانزیت (لیبرتی) ملاقات حضوری داشته باشیم و در این خصوص از آقای کوبلر و دولت عراق استمداد می طلبیم که در شرایط تعیین تکلیف اعضای نگون بخت فرقه رجوی به خواسته های برحق خانواده های اسرای دربند تشکیلات مخوف رجوی عمیقا گوش داده و این خواسته ها را اجرایی نمایند.
خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است
خانم هاجر یعقوبی از جمله کسانی است که بدون زمینه سیاسی و هواداری توسط همسرش به مناسبات فرقه در عراق کشانده شد و گرفتار این فرقه گردید.در پیرش بعد از سالها چشم انتظاری و امید به تماس دخترش، چشم از جهان فرو بست و شکایت نزد داور بزرگ برده است و خانواده و برادرش در تلاش برای رهائی او در سالهای اخیر بارها و بارها به عراق رفته تا بتوانند ملاقاتی با او داشته باشند ولی تاکنون رجوی پاسخ مثبتی به آنها نداده است. با جمعی از بچه های بازگشتی استان به منزل آقای سید محمد یعقوبی در شهر نکا رفتیم. نامبرده که از تشرف به مکه بازگشته بود در حضور جمع و خانواده اش اظهار داشت خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است همه جا در فکر خواهرم هاجر هستم.
بازگشت سرفرازانه خانواده ها ی خوزستانی از اشرف
روز سه شنبه مورخه 5/2/91 خانواده های خوزستانی بعد از یک کارزار جانانه درسال 91 و افشای همه جانبه ماهیت فرقه ضد انسانی رجویها به خاک میهن بازگشتند. این خانواده ها که در تاریخ بیستم فروردین ماه به منظور شروع دور جدیدی از تلاش برای آزادی عزیزان خود به پادگان اشرف رفته بودند توانستند دستاوردهای مثبت زیادی کسب نمایند. حضور خانواده های خوزستانی مصادف با عقب نشینی چهارمین گروه از اعضای تحت اسارت فرقه رجوی گردید که به هنگام خروج این اکیپ 400 نفره خانواده ها با حضورشان در مسیر آنها به شادی و هلهله پرداختند
نگرانی خانواده های چشم انتظارگیلک و اعلام آمادگی اعزام به کمپ ترانزیت
شماری ازخانواده ها که هریک عضوی از خود را در اسارتگاه رجوی دارند خواستار آن شدند که هر چه سریعتر با ایجاد تسهیلات لازم اینبار به ترانزیت اعزام شوند و خاطرنشان کردند که لاجرم در مکان جدید کنترل تشکیلات روی اعضای نگون بخت و از دنیا بی خبر کمتر و یا به صفر رسیده و میتوان با یک ملاقات حضوری با زنده و احیاء شدن عواطف به قربانگاه رفته عزیزان خود، آنان را برای همیشه از شر رجوی راحت کرده و به کانون گرم و پر مهر خانواده بکشانند و خانواده ها بر این باور خود مصر بوده و از خدا خواستند که خواسته هایشان محقق شود.
تلاش خانواده های خوزستانی برای آزادی اسیران اشرف در سال 91 ادامه دارد
اولین کاروان خانواده های خوزستانی درسال 91 با هدف تلاش برای آزادی اسیران دربند فرقه تروریستی رجوی روز یکشنبه مورخ 21/1/91 برای پیوستن به جمع دیگر خانواده های متحصن در مقابل پادگان اشرف اعزام شد. خانواده های خوزستانی قبل ازحرکت با تجمع در مقابل کنسول دولت عراق در استان خوزستان نامه ای به آقای نوری المالکی نخست وزیر عراق را تسلیم سرکنسول عراق آقای استاد باسم نمودند.
تقدیر و تشکر از خانواده های چشم انتظار گیلک
همزمان با سال تحویل و نوروز1391 شماری ازخانواده های چشم انتظار گیلک با ارسال کارت پستال و تماس تلفنی و بعضا با پیامک اعضای انجمن نجات گیلان را مورد لطف و محبت خود قرار دادند و سال جدید را تبریک گفتند و با عزم جزم خاطر نشان کردند که تا رهایی عزیزان خود از چنگال رجوی گامی واپس نخواهند نهاد و با اعلام آمادگی خواستار آن شدند که بتوانند این بار در مقابل کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) به تحصن بنشینند تا موجبات رهایی اسرای دربند تشکیلات مضمحل شده رجوی را فراهم نموده وبه کوری رجوی به جشن و پایکوبی بپردازند.
ما به شما گل دادیم شما به ما فحاشی!!
حضور سبز شماری از خانواده های مقاوم و چشم انتظار گیلک، به دفترانجمن گرمای خاصی بخشید این خانواده های معزز و رنجدیده از ظلم و جور رجوی متعاقب تحصن دوهفته ای درمقابل پادگان بدنام اشرف با روحیه ای سرشار و امیدی ژرف نسبت به رهایی عزیزان دربندشان ساعاتی را در دفترانجمن نجات گیلان دورهم بودند و به بازگوکردن خاطرات تلخ و شیرین حضور خود در مقابل اضلاع چهارگانه اسارتگاه اشرف پرداختند و جمعبندی حرفشان این بود که سحرنزدیک است وتا رهایی یکایک عزیزانمان کوتاه نخواهیم آمد.
ازکار و زندگیم دست شستم تا فرزند اسیرم را دریابم
خانم شهربانو مرندی مادر عضو اسیر اشرفی خسروسلیقه دار است. خانم مرندی گفتند توانستم مقاومت کورکورانه نگهبانان رجوی را بشکنم تا به من مادر سالمند فحاشی نکنند و سنگ نزنند و به درد دلم گوش فرابدهند و من فکرمیکنم فرار اخیر آقایان میریان و رحمانی محصول بلافصل فعالیت خودم و سایرخانواده های گیلانی که در مقابل کمپ اشرف حضور داشتیم بوده است