با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم که خانم رقیه جعفری کرفستانی مادر حمید علی اکبری از اعضای دربند تشکیلات مخوف فرقه رجوی در پادگان اشرف، چشم انتظار و با عشق و آرزوی دیدار و به آغوش کشیدن دلبندش دار فانی را وداع کرد و به ابدیت پیوست. مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم وگرامی ازاعضای بسیارفعال انجمن را ازدست دادیم
بی گمان آنکه آغازش از آسمانها است هرگز در زمین به پایان نمیرسد
با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم که خانم رقیه جعفری کرفستانی مادر حمید علی اکبری از اعضای دربند تشکیلات مخوف فرقه رجوی در پادگان اشرف، چشم انتظار و با عشق و آرزوی دیدار و به آغوش کشیدن دلبندش دار فانی را وداع کرد و به ابدیت پیوست.
مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم وگرامی ازاعضای بسیارفعال انجمن را ازدست دادیم وبه سوگ نشستیم. طی سه سال تمام مرحومه رقیه جعفری بمنظور دیدار و رهایی فرزندش از چنگال رجوی با دفتر انجمن ارتباط مستمر و لاینقطع داشت و بارها نامه نوشت شاید که بدست حمید برسد ازقضا یکبار هم یک نامه از همین خانواده در سایت نجات درج گردید به امید تماس حمید با خانواده اش ولو یک تماس کوتاه تلفنی. سران سازمان نه تنها چنین نکردند بلکه با دروغگویی تمام دردستگاه مغزشویی تشکیلات فریبنده خود، حمید را به شوی تلویزیونی کشاند وبه وی القاء کرد که علیه خانواده اش موضعگیری کرده وحتی بگوید که نامه ازطرف مادرم نوشته نشده چرا که مادرم درسال 1374 فوت نموده است!؟..
جالب اینست که حمید علی اکبری سالیان سال است که هیچگونه مطابقتی با اعمال سازمان نداشته وازناراضیان جدی درون مناسبات به شمارمیرفته و بدین خاطرهمواره تحت مراقبت بوده وحلقه ضعیف محسوب میشد وصرفا با توسل به مغزشویی وکنترل ذهن با دروغ وکلک وی را به اسارت کشیده است که تمام جداشدگان ازسازمان بطورخاص درارتباط با وضعیت شکننده حمید درمناسبات پوچ سازمان گواه بوده وصحه میگذارند.
درنهایت با قلبی آکنده ازدرد و تاثر وتاسف، صمیمانه مصیبت وارده را به خانواده محترم و داغدیده علی اکبری تسلیت عرض نموده و علو درجات برای آن مرحومه وبقای عمربرای بازماندگان را ازدرگاه خداوند متعال خواستاریم.

برچسب ها
در کنار خانواده ها گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب
با دیدن عکست جان تازه گرفتم سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین
گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب
به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.
نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین
دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]
سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین
با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
