حضور عوامل رژه کرج در جلسه 56 دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق

روز سه شنبه 14 مهرعوامل فریب خورده رژه موتورسوران کرج در جلسه پنجاه و ششم دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق حضور داشتند. این افراد که بدون آنکه بدانند از سوی عوامل مجاهدین خلق برای اجرای یک رژه در شهر کرج به کار گرفته شده بودند، در جلسه اخیر دادگاه به ریاست قاضی دهقانی درباره شیوه […]

روز سه شنبه 14 مهرعوامل فریب خورده رژه موتورسوران کرج در جلسه پنجاه و ششم دادگاه محاکمه سران مجاهدین خلق حضور داشتند. این افراد که بدون آنکه بدانند از سوی عوامل مجاهدین خلق برای اجرای یک رژه در شهر کرج به کار گرفته شده بودند، در جلسه اخیر دادگاه به ریاست قاضی دهقانی درباره شیوه استخدام و اجرای نمایش رژه شهادت دادند.
مداح، وکیل شکات پرونده، در بخشی از جلسه دادرسی، درباره شیوه جذب افراد توسط سازمان مجاهدین خلق و اظهار داشت که سازمان مجاهدین خلق در طول سالها حتی روش فریب خود در جذب افراد را نیز تغییر نداده است. به درخواست وکیل، کلیپ مورد نظر در دادگاه نمایش داده شد.

اظهارات وکیل متهامان و کارشناس رسانه‌ای دادگاه

به گفته مداح تقریباً ۱۸ نفر برای این برنامه جذب شده بودند. او در ادامه گفت: “اگر بگویم حضار از این موضوع خنده‌شان می‌گیرد، سخن گزافی نیست؛ یعنی سازمانی که ادعا می‌کند آلترناتیو جمهوری اسلامی است، در کرج حتی ۱۸ نفر آدم هم ندارد. با این حال، جای تعجب دارد که حکام غربی، دولت‌های غربی، آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور می‌کنند این افراد می‌توانند برای آنها در اینجا کاری انجام دهند.”
مداح اظهارات دادستان کرج درباره چگونگی فریب خوردن عوامل کلیپ را در صحن دادگاه بازگو کرد. به گفته او عوامل مجاهدین خلق “در یک اپلیکیشن که برای انتشار آگهی است، آگهی منتشر می‌کنند و خودشان را به نام یک کارخانه معرفی می‌کنند. در آگهی اعلام می‌کنند که یک کارخانه هستیم و می‌خواهیم شصت‌ویکمین سالگرد تأسیس خود را جشن بگیریم و از افراد می‌خواهند که با حدود ۱۸ نفر، خودرو‌ها و وسایل نقلیه موتوری را با چینش مشخص، مطابق آنچه در کلیپ دیده می‌شود، آماده کنند، پرچمی را به حرکت درآورند و عبارت “۶۱ سال ایستادگی” را نمایش دهند. در نهایت، جلوی این خودرو‌ها یک پرچم سفید قرار داده شده بود؛ یعنی هیچ آرم و نشانه‌ای از سازمان وجود نداشت. بعد با فتوشاپ، محتوای رسانه‌ای و هوش مصنوعی، آرم سازمان مجاهدین خلق را به تصاویر اضافه کردند”.
او در ادامه توضیح داد که تصاویر ساخته شده در تلویزیون سیمای آازدی و دیگر رسانه های مجاهدین خلق نمایش داده شد و ادعا شد که این افراد هواداران سازمان مجاهدین خلق هستند و به خیابان آمده‌اند تا یک نمایش تبلیغاتی برای این گروه اجرا کنند.

نظام‌الدین موسوی، کارشناس رسانه‌ای و فعال حوزه رسانه و فضای مجازی، نیز در جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اعضای سازمان مجاهدین خلق، با اشاره به بررسی کلیپ تبلیغاتی منتشرشده از سوی این سازمان در فضای مجازی، گفت: “افرادی که در ساخت این کلیپ حضور داشتند با فریب و سوءاستفاده از اعتمادشان جذب شده بودند و بسیاری از آنها حتی از ماهیت واقعی کاری که انجام می‌دادند اطلاعی نداشتند.”
موسوی عنوان می‌کند که با افرادی که دست اندرکار ساخت کلیپ رژه موتورسوران کرج بودند، از جمله سرپل مجاهدین صحبت کرده‌است. او درباره سرپل مجاهدین می‌گوید: “این فرد مدعی بود که در فضای مجازی آگهی‌ای دیده که در آن درخواست شده بود برای ساخت یک کلیپ به مناسبت شصت‌ویکمین سالگرد یک کارخانه، تعدادی افراد برای حضور در این کلیپ دعوت شوند. با همه این افراد گفت‌و‌گو کردم و بر اساس برداشت رسانه‌ای خودم تمام این افراد فریب خورده بودند و قربانی اعتمادشان شده بودند.”

این کارشناس رسانه‌ای درباره حضور خطرناک عوامل مجاهدین در فضای مجازی هشدا داد و از مسئولین خواست مردم را به‌ویژه در حوزه رسانه و فضای مجازی آگاه کنند تا جوانان کشور در دام فریب و تطمیع و خیانت مجاهدین گرفتار نشوند.

موسوی درباره وضعیت فعلی دستگیر شدگان توضیح داد که افرادی که با فرد اصلی همکاری داشتند و در یک شرکت صنعتی مشغول به کار بودند و به دلیل اعتماد به او وارد این ماجرا شده بودند مجدداً به محل کار خود بازگشتند. او در  برداشت من از گفت‌و‌گو با این افراد این بود که آنها پس از اطلاع از واقعیت به‌طور کامل اظهار برائت و پشیمانی می‌کردند و حتی آمادگی داشتند درباره آنچه اتفاق افتاده صحبت کنند. حتی برخی از آنها پیش از این ماجرا نام این سازمان را نیز به این شکل نشنیده بودند و نمی‌دانستند سازمانی که امروز فعال است از طریق فضای مجازی با آنها ارتباط گرفته است.

روایت بانوی بازنشسته فریب خورده درباره نمایش کرج

در ادامه جلسه دادگاه یک خانم که در جریان نمایش تبلیغاتی این گروهک در کرج حضور یافته و به گفته خودش از ماهیت واقعی این برنامه اطلاعی نداشته است، به‌عنوان “مطلع” در جایگاه حاضر شد و درباره نحوه فریب خود و دیگر افراد حاضر در این برنامه توضیح داد.

وی در ابتدای اظهارات خود گفت: دیدن مجدد این نمایش تبلیغاتی در دادگاه دوباره حال ما را بد کرد. من یکی از خانم‌هایی هستم که در آن برنامه حضور داشتم. بازنشسته هستم. من ۳۰ سال در این جامعه کار کرده‌ام اما الان حالم خوب نیست. اینکه ما اینجا هستیم برایم بسیار سخت است ما گول خوردیم و فریب خوردیم.

این خانم ادامه داد: اگر می‌دانستم این برنامه چیست نه‌تنها جلوی برادرم را می‌گرفتم بلکه اجازه نمی‌دادم همکاران نزدیک او نیز در آن شرکت کنند. اگر برادرم می‌دانست ماهیت واقعی این برنامه چیست من را وارد این داستان نمی‌کرد و همسر و فرزند خودش را نیز نمی‌آورد. ما با خودرو‌های شخصی و پلاک شخصی در آن برنامه حاضر نمی‌شدیم.

وی گفت: تمام صحبت مشترک ما این بود که قرار است برای تولد ۶۱ سالگی یک فرد پولدار برویم و یک کلیپ یا تیزر تبلیغاتی برای سورپرایز کردن او تهیه کنیم. برادرم گفت چنین کاری است و مبلغی هم پرداخت می‌کنند. نمی‌گویم وضعیت مالی من نامناسب بود، اما شاید وسوسه مالی وجود داشت. برای چند خانمی که در این برنامه حضور داشتند موضوع بیشتر جنبه تفریح و سرگرمی داشت به ما گفته بودند یک جمع دوستانه است و قرار است در یک جشن تولد شرکت کنیم و مبلغی نیز به دوستان پرداخت می‌شود؛ بنابراین حتی یک درصد هم شک نکردیم که موضوع چیز دیگری باشد.
این خانم با اشاره به پرچمی که در فیلم دیده می‌شود، گفت: آن پرچم سفیدی که بعداً روی آن آرم منافقین را اضافه کردند در زمان حضور ما وجود نداشت و ما که داخل خودرو بودیم، همان پرچم سفید را نیز ندیدیم. اگر برادر موتورسوار آن پرچم را دیده باشد قطعاً سفید بوده و بعداً آرم روی آن اضافه شده است..

این مطلع گفت: به من گفتند شما باید الگو باشید. من الگو بودم، اما انسان ممکن است خطا کند. ما خطا کردیم و چوب ناآگاهی‌مان را خوردیم.
وی در پاسخ به پرسشی درباره اطلاع افراد حاضر در این برنامه از ماهیت واقعی سازمان منافقین گفت: هیچ اطلاعی نداشتیم نه من و نه هیچ‌کدام از این ۱۸ نفر. حتی برادرم که به‌عنوان متهم ردیف اول این پرونده مطرح است نیز از ماهیت واقعی موضوع اطلاع نداشت. برادرم همکارانش را دعوت کرده بود و آنها بر اساس دوستی، رفاقت و انگیزه مالی قبول کرده بودند برای چند دقیقه در این برنامه حضور پیدا کنند. گفته شده بود که این کار حدود ۱۰ دقیقه یا یک ربع بیشتر طول نمی‌کشد و مبلغی نیز پرداخت می‌شود.

این مطلع با اشاره به ضرورت افزایش آگاهی عمومی گفت: باید برای افزایش سطح آگاهی جوانان کار بیشتری انجام شود. من سال‌ها در این جامعه کار کرده‌ام، اما خودم آگاهی کافی نداشتم. حتی درباره سرکردگان این گروه نیز اطلاعات دقیقی نداشتم ما بعد از دستگیری متوجه شدیم که چنین فیلمی تهیه و منتشر شده و فهمیدیم ماجرا چه بوده است. قبل از آن حتی فیلم را ندیده بودیم. ما طرفدار منافقین نبودیم. ما به کشور وطن و نظام خود پایبندیم و پای اعتقادات خود ایستاده‌ایم.

وی گفت: اگر از ماهیت این سازمان اطلاع داشتم قطعاً اجازه نمی‌دادم چنین اتفاقی رخ دهد. این کاری که انجام شده آن‌قدر مبتدیانه و پیش‌پاافتاده بوده که اگر از ابتدا می‌دانستیم چه گروهی پشت آن است هیچ‌کدام از ما وارد این ماجرا نمی‌شدیم.

کارگر جوان کرجی قربانی عوامل مجاهدین

در ادامه جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اعضای سازمان مجاهدین خلق، یک مطلع جوان که در کلیپ تبلیغاتی این گروه حضور داشته است با تأکید بر اینکه از ماهیت واقعی این برنامه اطلاعی نداشته، به تشریح نحوه دعوت خود و دیگر افراد حاضر در این کلیپ پرداخت و گفت: من یکی از افرادی هستم که در این ماجرا قربانی شدم و ۲۶ سال سن دارم. افرادی که در این کلیپ حضور داشتند عمدتاً در یک شرکت با یکدیگر کار می‌کردند. فردی که ما را برای حضور در این برنامه دعوت کرد از همکاران ما بود و من طی چند سالی که در آن شرکت کار می‌کردم با او ارتباط کاری داشتم و رفاقتی داشتم.

وی افزود: اصلاً تصور نمی‌کردم کلیپی که قرار است در آن حضور داشته باشیم، پشت سر خود چنین ماجرایی داشته باشد. با توجه به اینکه همکارمان شرایط اقتصادی چندان مناسبی نداشت و در کنار کار اصلی خود فعالیت دیگری هم انجام می‌داد و گفته بود برای تبلیغات کلیپ تهیه می‌کند تصور ما این بود که قصد دارد از این طریق درآمدی داشته باشد و حتی ما را هم با خود همراه کرده تا مبلغی به ما پرداخت شود.
این مطلع ادامه داد: به ما گفته بودند که قرار است حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در محل حضور داشته باشیم و در کلیپ شرکت کنیم. حتی درباره مبالغ نیز گفته شده بود که برای افرادی که موتور دارند یا با خودرو می‌آیند مبالغ متفاوتی پرداخت می‌شود و کار تمام می‌شود. ما واقعاً هیچ خبری نداشتیم و صرفاً بر اساس اعتمادی که به همکارمان داشتیم در محل اعلام‌شده حاضر شدیم.

این مطلع درباره ماجرای پرچم سفید نیز اظهار کرد: زمانی که پرچم سفید را در دست گرفتیم خودم از همکارم پرسیدم قرار است چه چیزی روی این پرچم قرار بگیرد، چون برای کلیپی که گفته می‌شد مربوط به یک شرکت است گرفتن یک پرچم سفید برایم سؤال بود. او گفت نگران نباش قرار است لوگوی شرکت روی آن قرار بگیرد و موضوع مربوط به شصت‌ویکمین سالگرد فعالیت شرکت است.

وی افزود: حتی درباره نام شرکت یا اینکه قرار است چه اتفاقی بعد از فیلمبرداری رخ دهد سؤال دیگری نکردم، چون همه افرادی که آنجا بودند یکدیگر را به‌خوبی می‌شناختند. من حدود چهار سال است که این افراد را می‌شناسم و بخش قابل توجهی از روز را در محل کار با آنها می‌گذرانم. ما حدود ۱۲ ساعت از روز را در محل کار در کنار یکدیگر هستیم و حتی با توجه به شیفت‌های کاری زمان زیادی را با هم می‌گذرانیم بنابراین هیچ دلیلی نداشت که نسبت به دعوت همکارمان بدبین باشیم یا تصور کنیم پشت این برنامه موضوع دیگری وجود دارد.

وی ادامه داد: بعد از حضور در محل کلیپ ضبط شد، اما ما اصلاً نمی‌دانستیم این فیلم قرار است چگونه و از چه طریقی منتشر شود. تصورمان این بود که فیلمبرداری انجام می‌شود و در نهایت همان کلیپ به فردی که گفته می‌شد شصت‌ویکمین سالگرد فعالیت شرکتش است تحویل داده خواهد شد. اصلاً تصور نمی‌کردیم قرار است این تصاویر در فضای مجازی منتشر شود.

این مطلع با اشاره به سن و شرایط خود گفت: من یک جوان ۲۵ یا ۲۶ ساله هستم و طبیعتاً در فضای مجازی حضور دارم و اخبار و مطالب مختلف را دنبال می‌کنم، اما در تمام این سال‌ها حتی در فضای مجازی هم درباره چنین موضوعی اطلاعاتی نداشتم و نمی‌دانستم این گروهک چگونه فعالیت می‌کند. درباره این سازمان واقعاً چیزی نمی‌دانستیم. ما فکر می‌کردیم با یک برنامه تبلیغاتی معمولی مواجه هستیم و صرفاً برای کمک به همکارمان و دریافت مبلغی محدود در آن شرکت کردیم.

این مطلع تأکید کرد: هیچ‌کدام از ما تصور نمی‌کردیم این کلیپ قرار است در ارتباط با منافقین ساخته شود و در فضای مجازی منتشر شود. ما با اعتماد به همکارمان در این برنامه حضور پیدا کردیم و بعداً متوجه شدیم موضوع کاملاً متفاوت از چیزی بوده که به ما گفته شده بود.

اعتماد به همکار، ما را درگیر پرونده‌ای کرد که از ماهیت آن اطلاعی نداشتیم

یکی دیگر از افراد حاضر در کلیپ در تشریح ماجرای حضور خود در یک تیزر تبلیغاتی در دادگاه گفت: حدود ۱۰ سال است که با همکارانمان در یک مجموعه کاری می‌کنیم و به من پیشنهاد حضور در یک برنامه تبلیغاتی را مطرح کردند و حتی از من خواستند با خودرو و شخصاً در محل حاضر شوم، بر اساس اعتمادی که میان ما وجود داشت، پیشنهادشان را پذیرفتم.
وی افزود: لوکیشنی برای من ارسال کرده بودند، همان مکانی بود که در آن حاضر شدم. وقتی به محل رسیدم، بیشتر افرادی را که آنجا می‌دیدم، مانند خودمان کارگر و شاغل در یک شرکت یا مجموعه بودند. ما حتی در مسائل مالی نیز به یکدیگر اعتماد داشتیم و گاهی مبالغی را از هم قرض می‌گرفتیم و شماره حساب‌های یکدیگر را داشتیم.
وی درباره موضوع تیزر تبلیغاتی اظهار کرد: به ما گفته شده بود که این برنامه مربوط به تبلیغات تولد ۶۱ سالگی یک فرد است و قرار است برای آن فیلم‌برداری انجام شود. من در آن زمان هیچ اطلاعی از اینکه پشت این برنامه چه موضوعی وجود دارد، نداشتم.
وی ادامه داد: حتی همان بار اول که آنجا حاضر شدم، درباره پرچم سفیدی که در محل بود، سؤال کردم. گفتند این پرچم، لوگوی مربوط به برنامه تولد ۶۱ سالگی است. من هم بر اساس همان توضیحات و اعتمادی که به همکار و دوستم داشتم، تصور دیگری از ماجرا نداشتم.
این فرد مطلع درباره حضور دو موتورسوار در محل نیز گفت: پس از آن، دو موتورسوار در صحنه حاضر شدند. آنها نیز فیلمی گرفتند، گفت‌وگویی انجام شد و محل را ترک کردند.
وی در ادامه با اشاره به هماهنگی انجام‌شده برای فیلم‌برداری گفت: طبق توضیحاتی که به ما داده شد، برای حضور در محل و فیلم‌برداری هماهنگی‌هایی نیز با حراست شرکت انجام شده بود. گفته بودند، چون این مکان در شهرک صنعتی قرار دارد و شرکت‌های متعددی در آنجا فعال هستند، بهتر است فیلم‌برداری در زمان خلوتی انجام شود تا برای برنامه تبلیغاتی مشکلی ایجاد نشود.
وی با تأکید بر اینکه در زمان حضورش از ماهیت واقعی موضوع اطلاعی نداشته است، گفت: تا روز دوم اصلاً نمی‌دانستم موضوع چیست. حتی اسم این گروه را هم نشنیده بودم و نمی‌دانستم با چه جریانی مواجه هستم. بعداً در جریان بازپرسی توضیحات لازم را ارائه کردم و متوجه شدم موضوع به سازمان مجاهدین خلق مربوط بوده است.
وی در پایان با اشاره به تجربه خود از این ماجرا گفت: ما به همکار و دوست خود اعتماد کردیم و از این اعتماد آسیب دیدیم. درخواست من از رسانه‌ها این است که درباره سوابق و اقدامات سازمان مجاهدین خلق اطلاع‌رسانی بیشتری انجام دهند تا جوانان و خانواده‌ها نسبت به تاریخچه و عملکرد این سازمان آگاهی بیشتری داشته باشند.

استرسی که به من، همسر و فرزندم وارد شده، جبران‌ناپذیر است

یکی دیگر افرادی که در جریان یک فراخوان و با تصور شرکت در یک برنامه تبلیغاتی و تصویری در کرج حضور یافته بود، به عنوان مطلع در جایگاه حاضر شد و جزئیاتی از نحوه جذب و فریب افراد برای حضور در این برنامه را تشریح کرد.
وی در اظهارات خود با اشاره به اینکه ۳۵ سال دارد و متأهل و دارای فرزند دو ساله است، گفت: اعتقادات و رفتار‌های ما هیچ تناسبی با آنچه در فیلم نشان داده شد، نداشت و اتفاقی که برای ما افتاد با تصوری که هنگام حضور در محل داشتیم، کاملاً متفاوت بود.
وی افزود: حدود یک ماه است که از زندان آزاد شدم و به همراه همسرم تلاش می‌کنیم زندگی خود را دوباره ادامه دهیم.
این مطلع دادگاه گفت: به دلیل ارتباط دوستانه‌ای که با یکی از افراد حاضر در این ماجرا داشتم، بدون اینکه از اصل موضوع اطلاع داشته باشم، وارد این جریان شدم. ابتدا به ما گفته شد قرار است برای تبلیغات یک شرکت، تیشرتی بپوشیم و چند عکس بگیریم.
وی ادامه داد: حدود ۱۴ یا ۱۵ نفر از دوستان با هم به محل رفتیم و هیچ‌کس تصور نمی‌کرد قرار است اتفاق دیگری رخ دهد. فضای حضور ما بیشتر شبیه یک دورهمی دوستانه بود و حتی در مسیر و محل، شوخی و خنده داشتیم.
وی با اشاره به شرایط اقتصادی خود گفت: به دلیل تعطیلی محل کار در ایام تعطیلات تابستان، برای تأمین هزینه‌های زندگی و خانواده، پس از پایان کار در تاکسی اینترنتی فعالیت می‌کنم. گاهی صبح زود سر کار می‌روم و بعد از آن تا شب به کار در تاکسی اینترنتی ادامه می‌دهم؛ بنابراین اصلاً تصور نمی‌کردم موضوع حضور ما چیز دیگری باشد.
این مطلع درباره لحظه بازداشت و مواجهه با واقعیت ماجرا نیز، گفت: فیلمبرداری انجام شده بود و روزی که ما را گرفتند، تازه متوجه شدیم چه اتفاقی افتاده است. آن لحظه فقط می‌گفتیم “یا ابوالفضل” و نمی‌دانستیم چه بلایی سرمان آمده است.
وی با اشاره به تداوم فعالیت تبلیغاتی این جریان در فضای مجازی، اظهار کرد: امروز متوجه شده‌ام که این افراد چگونه از افراد ساده‌ای مانند ما سوءاستفاده می‌کنند. اگر چند نفر مانند من فریب نخورند و وارد چنین ماجرا‌هایی نشوند، شاید این جریان نتواند از افراد دیگر سوءاستفاده کند. این سازمان علی‌رغم همه تبلیغاتی که دارد و در شعارهایش از نابودی جمهوری اسلامی می‌گوید، یه سازمان دروغگو و شیاد است که از سادگی و نا‌آگاهی افرادی مثل من سوءاستفاده می‌کند.
این مطلع دادگاه با اشاره به آثار روانی این حادثه بر خانواده‌اش، گفت: استرسی که به من، همسر و فرزندم وارد شده، جبران‌ناپذیر است. من پدر یک خانواده هستم و هنوز نتوانسته‌ام آن اضطراب را از خودم دور کنم.
وی ادامه داد: اولین بارم بود که این اقدام را انجام دادم و سابقه دیگری ندارم. این اتفاق را هم نتیجه نا آگاهی خودم می‌دانم. باعث و بانی این اتفاقات و مشکلات برای من این سازمان و گردانندگان آن هستند.

برگرفته از خبرگزاری میزان – تنظیم از مزدا پارسی