خانواده های آذربایجان غربی به منظور ملاقات با عزیزانشان راهی اشرف شدند

اعضای خانواده های آذربایجان غربی برای دیدار و ملاقات با بستگان و عزیزانشان راهی عراق شدند. آنان انتظار دارند رهبران مجاهدین به خواسته ی مشروع و قانونی آنها مبنی بر امکان دیدار با بستگانشان اهمیت داده و به حقوق انسانی و علائق خانوادگی احترام بگذارند. خانواده هایی که راهی عراق شده اند سالهاست از سرنوشت فرزندان، خواهران و برادران خویش به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی سران مجاهدین کمترین اطلاعی ندارند

اعضای خانواده های آذربایجان غربی برای دیدار و ملاقات با بستگان و عزیزانشان راهی عراق شدند. آنان انتظار دارند رهبران مجاهدین به خواسته ی مشروع و قانونی آنها مبنی بر امکان دیدار با بستگانشان اهمیت داده و به حقوق انسانی و علائق خانوادگی احترام بگذارند.
بی شک، رعایت موازین حقوق بشری و احترام به خواسته ی خانواده هایی که راهی عراق شده اند تا پس از دو دهه با عزیزانشان در فضایی بی استرس، آرام و پر نشاط ملاقات نموده و به تبادل نظر بپردازند از مهمترین الزامات زیست در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک است.
خانواده هایی که راهی عراق شده اند سالهاست از سرنوشت فرزندان، خواهران و برادران خویش به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی سران مجاهدین کمترین اطلاعی ندارند، این امر مشهود هر چند تلخ، گزنده و ناعادلانه است اما می توان فرصت های پدید آمده را در مسیر تدارک بهزیستی انسانها سمت و سو داد.
از سران مجاهدین انتظار می رود تا زمینه ی دیدار خانواده ها را با عزیزانشان که در قرارگاه اشرف تحت نظارت همه جانبه قرار دارند، در فضایی دموکراتیک و بدون تنش فراهم سازند.
بی شک، با تعامل، گفتگو و دیالوگ سازنده می توان چشم انداز را به زیبایی به تصویر کشید. به امید آن روز.
آرش رضایی

blank
blank
blank
blank
blank
blank

برچسب ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405
در کنار خانواده ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین 12 مرداد 1405

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین

دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405
با دیدن عکست جان تازه گرفتم

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.