مرور

انجمن نجات مرکز اراک

مجاهدين فريب کار و دروغ گو هستند

نفرات سازمان دور تا دور ما را گرفته بودند تا می خواستم با حميد رضا صحبتی داشته باشم نفرات سازمان بحث را عوض می کردند پسرم با من حرف داشت از نفرات سازمان می ترسيد حرفی بزند . سازمان فقط با من اين رفتار را نکرد چند وقت پيش هم يک سری از…

نامه خانواده های انجمن نجات اراک به سفیر اسپانیا

ما خانواده های عضو انجمن نجات اراک فرزندانمان چندين سال است در سازمان مخوف ، ضد دمکراتيک و ناقض حقوق بشر یعنی سازمان مجاهدين خلق ایران در اسارت می باشند. حال تعجب ما از عملکرد کشوری با پیشنه کهن مانند اسپانیا است که چرا باید نماینده آن در…

سران مجاهدین از انسانیت بویی نبرده اند

من زمانی که اينها می گويند ما برای آزادی می جنگيم تعجب می کنم . همان جا از سران سازمان سئوال کردم که شما برای چه هدفی در عراق هستيد ؟ جواب دادند برای آزادی. به آنها گفتم کدام آزادی مگر برادر من درپادگان شما آزاد است برادر من که معنی…

درخواست خانواده نوری از نماینده محترم صلیب سرخ

با توجه به آخرين ديدار که برای بارسوم برادرش با وی داشت متوجه اين موضوع شديم که حميدرضا شستشوی مغزی شديد شده و به خاطر اسارت روحی وروانی که درآنجا دارد درمحل ملاقاتها ازگفتن واقعيت ترس دارد وعقيده داريم اگرملاقاتها به محل ديگری وبا آزادی…

گفتگو با آقای ولی ا… گل ريزان پدر عباس گل ريزان

اين چه سازمان آزادی خواهی است که فرزند مرا 18 سال پيش خودش نگه داشته طی اين 18 سال يک نامه از فرزندم بدستم نرسيده که از زنده ماندن آن با خبر شوم حتی يک تماس تلفنی با من نداشته است آنوقت اين سازمان مدعی آزادی است . فرزندم را که از نزديک ديدم…

خاطرات اسارت فواد بصری – قسمت دوم

با پذيرش قطعنامه، نفرات خيلی زيادی زن و مرد تحت پوش عمليات سرنگونی از خارج به عراق منتقل کردند در مقرها با کم بود جا مواجه بودند نفرات جديد شب ها در سالن غذا خوری استراحت می کردند . رجوی در رابطه با عمليات نشست توجيهی را در سالن اجتماعات…

خاطرات اسارت فواد بصری در مجاهدين – قسمت اول

در مقری ما را گذاشته بودند که از بيرون شبيه به زندان بود. به لحاظ روحی خسته شده بودم احساس می کردم ذهنم به تدريج از کار می افتد رفتم با حجت موضوع فضای بسته ونبود تفريح در مقر را مطرح کردم پاسخ داد مناسبات ما همين است غير از اين نمی تواند…