<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انجمن نجات مرکز آذربایجان غربی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%ba%d8%b1%d8%a8%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-آذربایجان-غربی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 17 Jun 2026 09:00:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>انجمن نجات مرکز آذربایجان غربی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-آذربایجان-غربی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 09:00:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68881</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعلام خبر درگذشت یزدان تیموریان، ۷۴ ساله و اهل ورامین، در تاریخ ۲۵ خردادماه بار دیگر توجه افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر را به وضعیت ساکنان اردوگاه مانز در آلبانی جلب کرده است. بر اساس اطلاعیه منتشرشده، وی بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داده است. این سومین مورد فوت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881">پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اعلام خبر درگذشت یزدان تیموریان، ۷۴ ساله و اهل ورامین، در تاریخ ۲۵ خردادماه بار دیگر توجه افکار عمومی و نهادهای مدافع حقوق بشر را به وضعیت ساکنان اردوگاه مانز در آلبانی جلب کرده است. بر اساس اطلاعیه منتشرشده، وی بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داده است.</p>
<p>این سومین مورد فوت گزارش‌شده در میان ساکنان اردوگاه مانز از آغاز سال ۱۴۰۵ به شمار می‌رود. پیش از این نیز کبری مختار، ۷۰ ساله اهل تهران، در سوم فروردین‌ماه و فرهاد دورودیان، ۷۱ ساله اهل تهران، در ششم اردیبهشت‌ماه جان باخته بودند. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۴ نیز دست‌کم ۱۱ مورد مرگ ناشی از بیماری‌های صعب‌العلاج، از جمله سرطان، در این اردوگاه ثبت شده است.</p>
<p>اگرچه مرگ افراد سالخورده یا مبتلا به بیماری‌های مزمن امری غیرمعمول نیست، اما آنچه نگرانی‌های جدی حقوق بشری را برمی‌انگیزد، شرایط زندگی و میزان دسترسی ساکنان این اردوگاه به حقوق بنیادین انسانی است. پرسش اصلی این است که آیا افراد ساکن در این مجموعه از حق ارتباط آزاد با خانواده، دسترسی مستقل به خدمات درمانی، آزادی رفت‌وآمد و امکان تصمیم‌گیری آزادانه درباره سرنوشت خود برخوردار هستند یا خیر.</p>
<p>اردوگاه مانز که در حومه تیرانا، پایتخت آلبانی قرار دارد، پس از انتقال اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق به این کشور ایجاد شد. طی سال‌های گذشته خانواده‌های بسیاری از اعضای ساکن این اردوگاه بارها خواستار برقراری تماس تلفنی، مکاتبه یا ملاقات حضوری با بستگان خود شده‌اند. با این حال، منتقدان و خانواده‌ها مدعی‌اند که این ارتباطات با محدودیت‌های گسترده مواجه بوده و بسیاری از ساکنان عملاً از ارتباط مستقیم و آزاد با نزدیکان خود محروم هستند.</p>
<p>از منظر حقوق بشر، حق برخورداری از زندگی خانوادگی یکی از حقوق شناخته‌شده در اسناد بین‌المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است. محروم کردن افراد از تماس با خانواده، در صورتی که بدون رضایت آزادانه آنان و خارج از چارچوب‌های قانونی صورت گیرد، می‌تواند موضوع نگرانی جدی نهادهای حقوق بشری باشد. همچنین حق دسترسی به مراقبت‌های درمانی مناسب، حق برخورداری از کرامت انسانی و حق انتخاب آزادانه محل زندگی و رفت‌وآمد از دیگر اصول بنیادینی هستند که باید درباره وضعیت ساکنان چنین اردوگاه‌هایی مورد بررسی مستقل قرار گیرند.</p>
<p>افزایش شمار مرگ‌ومیرها در میان ساکنان سالخورده اردوگاه مانز، صرف‌نظر از علت مستقیم هر مورد، ضرورت انجام تحقیقات شفاف و بی‌طرفانه را بیش از پیش آشکار می‌سازد. افکار عمومی، خانواده‌های ساکنان و مدافعان حقوق بشر حق دارند بدانند که وضعیت سلامت، شرایط نگهداری، امکانات درمانی و میزان آزادی فردی افراد حاضر در این اردوگاه چگونه است و آیا استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در مورد آنان رعایت می‌شود یا خیر.</p>
<p>بنابراین مرگ یزدان تیموریان، همانند دیگر موارد مشابه، تنها یک آمار یا خبر کوتاه نیست؛ بلکه یادآور مسئولیتی است که جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری، دولت آلبانی و تمامی طرف‌های ذی‌ربط در قبال حفظ کرامت انسانی و حقوق بنیادین ساکنان این اردوگاه بر عهده دارند. شفافیت، نظارت مستقل و تضمین حقوق انسانی، حداقل انتظاری است که در قبال این افراد باید محقق شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881">پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حقوق انسانی ساکنان کمپ مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68881/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مریم رجوی و بحران روایت پس از تفاهم اولیه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68873</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68873?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jun 2026 08:42:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68873</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحولات اخیر منطقه و شکل‌گیری تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا، بسیاری از معادلات سیاسی و تبلیغاتی گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی را دستخوش تغییر کرده است. در این میان، شاید هیچ جریان سیاسی به اندازه سازمان مجاهدین خلق از این تحولات دچار سرخوردگی و بحران نشده باشد؛ جریانی که طی سال‌های اخیر، راهبرد خود را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68873">مریم رجوی و بحران روایت پس از تفاهم اولیه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحولات اخیر منطقه و شکل‌گیری تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا، بسیاری از معادلات سیاسی و تبلیغاتی گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی را دستخوش تغییر کرده است. در این میان، شاید هیچ جریان سیاسی به اندازه سازمان مجاهدین خلق از این تحولات دچار سرخوردگی و بحران نشده باشد؛ جریانی که طی سال‌های اخیر، راهبرد خود را بیش از هر زمان دیگری بر تشدید فشار خارجی، تحریم، و حتی تقابل نظامی علیه ایران بنا کرده بود.</p>
<p>با آغاز درگیری‌های نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴، مجاهدین خلق و دیگر جریان‌های همسو با سیاست‌های غرب و اسرائیل، این رخداد را فرصتی تاریخی تلقی کردند. آنان تصور می‌کردند که این تقابل می‌تواند زمینه‌ساز فروپاشی جمهوری اسلامی و تحقق رؤیای دیرینه‌شان برای بازگشت به قدرت باشد. از همین رو، فعالیت تبلیغاتی و رسانه‌ای این گروه وارد مرحله تازه‌ای شد و تلاش گردید فضای روانی ناشی از جنگ به سود آنان مدیریت شود.</p>
<p>در همین چارچوب، مسعود رجوی در پیامی در دوم فروردین 1405 با ادبیاتی هیجانی از “سال جنگِ جنگ‌ها” و “سال سرنوشت” سخن گفت؛ عباراتی که هدف اصلی آن، از یک سو استقبال تلویحی از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و از سوی دیگر، حفظ روحیه نیروهای مستقر در اردوگاه مانز و القای نزدیک بودن “تغییر سیاسی” در ایران بود.<br />
با این حال، چنین شعارهایی برای بدنه فرسوده و سالخورده سازمان، موضوع تازه‌ای محسوب نمی‌شد؛ چرا که طی دهه‌های گذشته نیز بارها وعده &#8220;مرحله نهایی&#8221;، &#8220;امسال سال سرنگونی&#8221; و &#8220;سرنگونی قریب‌الوقوع&#8221; تکرار شده، اما هیچ‌گاه به نتیجه نرسیده است.</p>
<p>بر همین اساس، رهبران مجاهدین از هفته‌های پایانی اردیبهشت، تبلیغات گسترده‌ای را برای مراسم ۲۰ ژوئن در پاریس آغاز کردند؛ مراسمی که هر سال با هدف بزرگداشت ورود سازمان به فاز مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ برگزار می‌شود. امسال اما این تجمع قرار بود فراتر از یک مراسم سالانه باشد و به نمایش &#8220;پیروزی سیاسی&#8221; و نزدیک بودن تغییرات در ایران تبدیل شود.</p>
<p>اما روند تحولات برخلاف انتظار رهبران سازمان پیش رفت. تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا و عقب‌نشینی از سناریوی جنگ فراگیر، عملاً مهم‌ترین سرمایه تبلیغاتی مجاهدین را از میان برد.</p>
<p>گروهی که تمام امید خود را به تشدید درگیری و مداخله خارجی گره زده بود، ناگهان با واقعیتی تازه مواجه شد؛ واقعیتی که در آن، نه تنها خبری از فروپاشی فوری بود، بلکه با ایرانی قدرتمندتر از قبل مواجه می شد که توانسته بود با دو قدرت نظامی و هسته ای مقابله کرده و پیروز میدان شود.</p>
<p>بدین ترتیب رهبری مجاهدین پروژه‌ای که سال‌ها بر پایه فشار خارجی طراحی شده بود را بر باد رفته می دید.</p>
<p>این وضعیت، مجاهدین را با یک بحران جدی استراتژیک روبه‌رو کرده است. زیرا بخش مهمی از ادبیات سیاسی و تبلیغاتی این سازمان طی سال‌های اخیر بر این فرض استوار بود که تشدید تحریم‌ها، فشارهای بین‌المللی و حتی اقدام نظامی خارجی می‌تواند جمهوری اسلامی را ساقط کند. اکنون اما با تغییر فضای منطقه‌ای، این روایت دچار فروپاشی شده است.</p>
<p>در چنین شرایطی، تلاش مریم رجوی برای استقبال ظاهری از &#8220;پایان جنگ و مصیبت مردم ایران&#8221; بیش از آنکه یک موضع انسانی تلقی شود، تلاشی برای بازسازی چهره‌ای است که سال‌ها از فشار خارجی، تحریم و تقابل نظامی علیه ایران حمایت کرده است. منتقدان این سازمان معتقدند که مجاهدین طی دهه‌های اخیر نه تنها در برابر رنج مردم ایران، بلکه در قبال فجایع انسانی منطقه نیز سکوت کرده و همواره در چارچوب منافع حامیان خارجی خود حرکت کرده‌اند.</p>
<p>از سوی دیگر، مراسم ۲۰ ژوئن پاریس نیز اکنون با پرسش‌های جدی مواجه است. تجمعی که قرار بود نماد &#8220;نزدیکی پیروزی&#8221; باشد، در فضای جدید منطقه‌ای بخش مهمی از معنا و کارکرد تبلیغاتی خود را از دست داده است. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که رهبران سازمان در شرایط فعلی چه روایت تازه‌ای برای هواداران خود خواهند داشت و چگونه خواهند توانست شکست پیش‌بینی‌های خود را توجیه کنند.</p>
<p>واقعیت آن است که تحولات اخیر، مجاهدین خلق را وارد مرحله‌ای از سردرگمی سیاسی کرده است؛ مرحله‌ای که در آن، نه استراتژی روشنی برای آینده دیده می‌شود و نه چشم‌اندازی مشخص برای بازسازی مشروعیت از دست‌رفته این جریان وجود دارد. گروهی که سال‌ها امید خود را به مداخله خارجی گره زده بود، امروز بیش از هر زمان دیگری با بحران هویت و بن‌بست سیاسی مواجه است.</p>
<p>شاید به همین دلیل است که بسیاری معتقدند دوران جدیدی در مناسبات منطقه‌ای آغاز شده؛ دورانی که در آن، پروژه‌های مبتنی بر خشونت، وابستگی خارجی و امید به تغییر از بیرون، بیش از گذشته با شکست و انزوا روبه‌رو خواهند شد.</p>
<p>ضمن اینکه بنظر می رسد در شرایط جدید، غرب و کشورهای اروپایی باید برخوردهای دوگانه با موضوع تروریسم با محوریت مجاهدین را کنار گذاشته و برای داشتن یک روابط بهتر با ایران وفق حقوق بین الملل اقدام به استرداد مجرمین و قاتلین مردم ایران که هم اکنون رهبران و تعدادی از اعضای آنها در تهران بطور غیابی در حال محاکمه اند کند.<br />
همچنین تا دیر نشده باز کردن درب اردوگاه مانز آلبانی از حیث موضوع حقوق بشری نیز باید مورد توجه حامیان غربی مجاهدین قرار گیرد تا به گروگان گرفته شدن اعضای نگونبخت بدست رهبری مجاهدین که برای دهه ها ادامه داشته خاتمه داده شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68873">مریم رجوی و بحران روایت پس از تفاهم اولیه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68873/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت یک بازی از پیش باخته؛ چرا پروژه‌های گذار به نتیجه نرسیدند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68852</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68852?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 06:21:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68852</guid>

					<description><![CDATA[<p>در بررسی تحولات سیاسی ایران معاصر، نمی‌توان انکار کرد که در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، جریان مذهبی به رهبری روحانیت و راس آن آیت الله خمینی توانست هژمونی مبارزه علیه نظام پادشاهی را در اختیار بگیرد و به نیروی مسلط در بسیج اجتماعی تبدیل شود. در آن مقطع، بسیاری از گروه‌های چپ‌گرا، اعم از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68852">روایت یک بازی از پیش باخته؛ چرا پروژه‌های گذار به نتیجه نرسیدند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در بررسی تحولات سیاسی ایران معاصر، نمی‌توان انکار کرد که در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، جریان مذهبی به رهبری روحانیت و راس آن آیت الله خمینی توانست هژمونی مبارزه علیه نظام پادشاهی را در اختیار بگیرد و به نیروی مسلط در بسیج اجتماعی تبدیل شود. در آن مقطع، بسیاری از گروه‌های چپ‌گرا، اعم از مارکسیست‌ها و سازمان مجاهدین خلق، اگرچه در مبارزه با حکومت شاه نقش داشتند، اما نتوانستند جایگاه رهبری جنبش را به دست آورند. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بخشی از این نیروها به جای بازخوانی واقع‌بینانه شرایط اجتماعی و پذیرش تغییر موازنه سیاسی، مسیر تقابل با جریان غالب را در همسویی با بیگانگان ادامه دادند؛ مسیری که در نهایت آنان را از متن جامعه دور ساخت.</p>
<p>این شکاف در دهه‌های بعد نیز ادامه یافت. تحولات سیاسی و اجتماعی ایران نشان داد که بخش مهمی از اپوزیسیون خارج از کشور، از جمله سازمان مجاهدین خلق بدلیل دوری از فضای سیاسی اجتماعی ایران و وابستگی مفرط به قدرت های غربی و دشمنان مردم ایران در بسیاری از موارد، ارزیابی دقیقی از تحولات درونی جامعه ایران نداشته است. به همین دلیل، برخی از پروژه‌های سیاسی آنان بیش از آنکه بر پایه واقعیت‌های میدانی استوار باشد، بر امیدها و تصورات ذهنی و با نگاه به آن سوی مرزهای کشور تکیه داشته است.</p>
<p>در شرایط کنونی نیز، ایران با چالش‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی متعددی مواجه است. در چنین فضایی، دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های مشروعیت سیاسی تبدیل می‌شود.<br />
از این منظر، جمهوری اسلامی خود را در جایگاه مدافع حاکمیت ملی و حافظ یک سنت تاریخی و تمدنی قرار می‌دهد؛ سنتی که ریشه در تاریخ چند هزار ساله ایران دارد و در طول قرون متمادی توانسته است در برابر تهدیدها و تهاجمات گوناگون دوام آورد.</p>
<p>دفاع جانانه در برابر هجوم دو قدرت تا دندان مسلح و دارای سلاح اتمی، از افتخارات جمهوری اسلامی ایران است که از تمامیت ارضی ایران دفاع می‌کند؛ چیزی که در تاریخ چند هزار ساله ایران بی‌همتاست. این دفاع، دفاع از تمدن ایران است؛ همان تمدنی که نه روم، نه مغول، نه اسکندر، نه عثمانی و نه اعراب نتوانستند بر آن مسلط شوند.</p>
<p>مخالفان و گروه‌های برانداز وابسته به بیگانگان از جمله؛ مجاهدین خلق، تجزیه طلبان و سلطنت طلبان فرسنگ‌ها با این اندیشه و با واقعیت‌های جامعه ایران فاصله دارند. آنان چون مخالف‌اند و هرگز به اهداف خود از طریق همراهی با بیگانگان نرسیده‌اند، بنابراین پیشرفت‌های علمی، مهندسی، صنعتی و حتی نظامی، از جمله توان موشکی کشور، را نیز زیر سؤال می‌برند، حتی آرزوی از بین رفتن همه این دستاوردها را نیز به خاطر اهداف حقیر خود دارند.<br />
آنها آن‌چنان دچار خطای محاسباتی هستند که فراتر از نوک بینی خود جایی را نمی‌بینند. در اوج اقتدار جمهوری اسلامی ایران و با وجود پشتوانه عظیم مردمی که آرزوی هر حکومتی در جهان است، سلطنت طلبانش در حال نوشتن برنامه گذار از این نظام هستند؛ مجاهدینش مجلس مؤسسان تشکیل می‌دهند، رئیس‌جمهور در تبعید تعیین می‌کنند و شکلک‌های اپوزیسیونی درمی‌آورند و بقیه هم به همین منوال سرکارند.</p>
<p>آنها ادعا می‌کنند که دارای پایگاه اجتماعی هستند، در حالی که جمعیت‌های میلیونی بیش از ۱۰۰ روز است که در دفاع از همین نظام در خیابان‌ها حضور دارند و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را در دست گرفته‌اند.<br />
بر همین اساس، می‌توان گفت اپوزیسیون وابسته ، برانداز ، خائن و وطن فروش همچنان با همان چالش تاریخی دهه‌های گذشته روبه‌رو هستند: ناتوانی در درک دقیق تحولات سیاسی اجتماعی ایران، ناتوانی در حفظ استقلال سیاسی خود و درغلطیدن در همسویی با دشمنان مردم ایران.</p>
<p>نتیجه اینکه؛ آنچه &#8220;بازی باخته&#8221; نامیده می‌شود، نه صرفاً شکست یک جریان سیاسی، بلکه در غلتیدن در وادی خیانت و وابستگی به بیگانگان است که بارها در تاریخ معاصر ایران تکرار شده و امروز اردوگاه مانز آلبانی یکی از عبرت آموز ترین مکانها در تاریخ معاصر ایران است که نشان می دهد چگونه سرانجام خیانت و وطن فروشی به ورشکستگی سیاسی و اجتماعی تاریخی می انجامد.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68852">روایت یک بازی از پیش باخته؛ چرا پروژه‌های گذار به نتیجه نرسیدند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68852/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سی خرداد ۱۳۶۰، آغاز جنگ نیابتی علیه انقلاب نوپای ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68845</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68845?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jun 2026 07:39:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[30 خرداد 1360]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68845</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقایع ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ را نمی‌توان صرفاً یک &#8220;اعتراض سیاسی سرکوب‌شده&#8221; یا واکنشی احساسی به اختلافات داخلی ابتدای انقلاب دانست. با گذشت بیش از چهار دهه و آشکار شدن بسیاری از اسناد، مواضع و عملکردهای بعدی سازمان سازمان مجاهدین خلق ، امروز امکان تحلیل عمیق‌تری از آن مقطع تاریخی فراهم شده است. اکنون روشن‌تر از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68845">سی خرداد ۱۳۶۰، آغاز جنگ نیابتی علیه انقلاب نوپای ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقایع ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ را نمی‌توان صرفاً یک &#8220;اعتراض سیاسی سرکوب‌شده&#8221; یا واکنشی احساسی به اختلافات داخلی ابتدای انقلاب دانست. با گذشت بیش از چهار دهه و آشکار شدن بسیاری از اسناد، مواضع و عملکردهای بعدی سازمان سازمان مجاهدین خلق ، امروز امکان تحلیل عمیق‌تری از آن مقطع تاریخی فراهم شده است. اکنون روشن‌تر از گذشته می‌توان دید که ورود این سازمان به فاز مسلحانه، نه یک تصمیم ناگهانی و ناشی از &#8220;بسته بودن فضای سیاسی&#8221;، بلکه بخشی از پروژه‌ای وسیع‌تر برای براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران بود؛ پروژه‌ای که در آن، بازیگران خارجی و دشمنان منطقه‌ای ایران نیز نقش مکمل ایفا می‌کردند.</p>
<p>در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، کشور در شرایطی فوق‌العاده حساس قرار داشت. ساختار سیاسی جدید هنوز تثبیت نشده بود، بحران‌های امنیتی در مناطق مختلف جریان داشت، ارتش در حال بازسازی بود و از سوی دیگر، قدرت‌های غربی از سقوط یکی از مهم‌ترین متحدان خود در منطقه، یعنی رژیم پهلوی، ضربه‌ای راهبردی خورده بودند. در چنین فضایی، هرگونه شکاف داخلی می‌توانست به ابزاری برای بی‌ثبات‌سازی کشور تبدیل شود.<br />
رهبری سازمان مجاهدین خلق، به‌ویژه مسعود رجوی، از همان ابتدا سودای قبضه قدرت سیاسی را در سر داشت. این سازمان پس از انقلاب تلاش کرد خود را شریک اصلی قدرت معرفی کند، اما به‌تدریج روشن شد که پایگاه اجتماعی گسترده‌ای در میان مردم ندارد و در رقابت سیاسی نیز توان غلبه بر جریان اصلی انقلاب را پیدا نکرده است. شکست سیاسی در انتخابات، عدم اقبال عمومی و فاصله گرفتن نیروهای مذهبی و انقلابی از مجاهدین، سازمان را به سمت انتخاب راهبرد خشونت سوق داد.</p>
<p>مجاهدین در ظاهر، شعار &#8220;آزادی‌های سیاسی&#8221; و &#8220;مبارزه با انحصارطلبی&#8221; را مطرح می‌کردند، اما عملکرد بعدی آنان نشان داد که این شعارها بیش از آنکه ریشه در باور به مردم‌سالاری داشته باشد، پوششی برای توجیه حرکت به سمت درگیری مسلحانه بود. اگر مسئله اصلی صرفاً آزادی فعالیت سیاسی بود، پیوستن به جنگ مسلحانه، ترور گسترده شهروندان، همکاری اطلاعاتی با دشمن متجاوز و مشارکت در عملیات نظامی علیه مردم ایران نمی‌توانست توجیه‌پذیر باشد.</p>
<p>یکی از نقاط مهم در تحلیل این دوره، ارتباطات خارجی رهبری سازمان است. گزارش‌ها و روایت‌های متعددی درباره سفر مخفیانه مسعود رجوی به فرانسه در سال ۱۳۵۹ و دیدارهای امنیتی او مطرح شده است؛ موضوعی که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نشانه‌ای از هماهنگی‌های فراتر از یک اختلاف داخلی سیاسی بود. در همان مقطع، صدام حسین نیز خود را برای حمله به ایران آماده می‌کرد. آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹، عملاً زمینه اجرای یک پروژه ترکیبی را فراهم آورد: فشار نظامی از بیرون و آشوب و ترور از درون.</p>
<p>در این چارچوب، ورود مجاهدین به فاز مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ معنایی فراتر از یک تقابل سیاسی داخلی پیدا می‌کند. سازمان در شرایطی دست به اسلحه برد که کشور درگیر جنگی تمام‌عیار با عراق بود. این تصمیم، عملاً تبدیل شدن مجاهدین به &#8220;ستون پنجم&#8221; دشمن در داخل کشور را رقم زد. بعدها نیز انتقال کامل رهبری و نیروهای سازمان به عراق و همکاری آشکار آنان با حکومت صدام، این واقعیت را بیش از پیش آشکار ساخت.<br />
اوج این روند را می‌توان در موج ترورهای سال ۱۳۶۰ مشاهده کرد. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر ۱۳۶۰ و انفجار دفتر نخست‌وزیری و ریاست‌جمهوری در هشتم شهریور همان سال، تنها نمونه‌هایی از عملیات‌هایی بودند که با هدف ایجاد فروپاشی سیاسی و امنیتی در کشور انجام شدند. قربانیان این اقدامات صرفاً مسئولان حکومتی نبودند؛ هزاران شهروند عادی، کارمند، معلم، پاسدار، روحانی و حتی مردم کوچه و بازار نیز هدف ترور قرار گرفتند.</p>
<p>با این حال، سازمان همواره تلاش کرد این اقدامات را تحت عنوان &#8220;نبود راه فعالیت سیاسی&#8221; توجیه کند. این در حالی است که بسیاری از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، با وجود اختلافات عمیق، وارد مبارزه مسلحانه و همکاری با دشمن خارجی نشدند. تفاوت اساسی مجاهدین در آن بود که آنان از ابتدا به دنبال مشارکت در قدرت نبودند، بلکه در پی تصاحب کامل آن بودند و هنگامی که نتوانستند از مسیر سیاسی به این هدف برسند، پروژه براندازی خشونت‌آمیز را انتخاب کردند.</p>
<p>همکاری سازمان با عراق در طول جنگ، نقطه‌ای تعیین‌کننده در قضاوت تاریخی مردم ایران درباره مجاهدین بود. حضور نیروهای سازمان در کنار ارتش عراق، مشارکت در عملیات‌های مرزی و همکاری اطلاعاتی علیه کشور، برای بخش بزرگی از جامعه ایران به معنای عبور از مرز مخالفت سیاسی و ورود به عرصه خیانت ملی تلقی شد. از همین‌رو، سازمان مجاهدین خلق در حافظه تاریخی ایرانیان بیش از آنکه به‌عنوان یک جریان سیاسی شناخته شود، به‌عنوان گروهی شناخته می‌شود که در حساس‌ترین مقطع تاریخ معاصر، در کنار دشمن متجاوز قرار گرفت.</p>
<p>در امتداد همین الگو، بسیاری از تحلیلگران ، تحولات سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ را نیز ادامه همان پروژه فشار ترکیبی علیه ایران ارزیابی می‌کنند؛ پروژه‌ای که این‌بار در قالب جنگ شناختی، عملیات رسانه‌ای، آشوب داخلی، تحریم، خرابکاری امنیتی و نهایتاً تقابل مستقیم نظامی دنبال شد.</p>
<p>در این چارچوب، حملات اسرائیل و آمریکا به ایران در جریان آنچه بعدها &#8220;جنگ ۱۲ روزه&#8221; نام گرفت، نقطه اوج این تقابل تلقی شد. بر اساس گزارش‌ها، اسرائیل در این جنگ صدها هدف نظامی، موشکی و امنیتی را در ایران هدف قرار داد و این عملیات را با حمایت مستقیم اطلاعاتی و لجستیکی آمریکا پیش برد. در مقابل، ایران نیز با حملات موشکی و پهپادی به اهداف اسرائیلی پاسخ داد و منطقه وارد یکی از خطرناک‌ترین دوره‌های تنش در دهه‌های اخیر شد.<br />
از نگاه تحلیلگران ، اهمیت این جنگ صرفاً در بُعد نظامی آن نبود، بلکه در تلاش برای فعال‌سازی هم‌زمان &#8220;جبهه داخلی&#8221; علیه ایران معنا پیدا می‌کرد؛ همان الگویی که در سال ۱۳۶۰ نیز وجود داشت. در این روایت، همان‌گونه که سازمان مجاهدین خلق در دوران جنگ ایران و عراق نقش بازوی داخلی پروژه براندازی را ایفا می‌کرد، در تحولات جدید نیز مجموعه‌ای از جریان‌های معارض خارج‌نشین، شبکه‌های رسانه‌ای و گروه‌های تجزیه‌طلب تلاش کردند فشار خارجی را به ناآرامی داخلی پیوند بزنند.</p>
<p>در ادامه همین روند، آشوب‌های دی‌ماه ۱۴۰۳ نیز در این تحلیل، صرفاً اعتراضات پراکنده اجتماعی تلقی نشد، بلکه بخشی از پروژه‌ای برای فرسایش امنیت داخلی کشور دانسته شد. براندازان تلاش کردند فضای جنگ روانی و فشار خارجی را به بی‌ثباتی داخلی گره بزنند؛ مشابه همان راهبردی که مجاهدین در سال ۱۳۶۰ دنبال می‌کردند: ایجاد تصور فروپاشی قریب‌الوقوع نظام و تحریک جامعه به شورش هم‌زمان با فشار خارجی.<br />
اما مهم‌ترین مرحله این تقابل، جنگ ۴۰ روزه‌ای بود که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد؛ جنگی که در آن، به‌زعم بسیاری از تحلیلگران، ائتلافی غیررسمی از آمریکا، اسرائیل و برخی بازیگران منطقه‌ای تلاش کردند با ترکیبی از فشار نظامی، عملیات سایبری، جنگ رسانه‌ای و تحریک آشوب داخلی، جمهوری اسلامی را در موقعیتی شبیه سال‌های ابتدایی انقلاب قرار دهند. در این چارچوب، گروه‌هایی چون مجاهدین، سلطنت‌طلبان و جریان‌های تجزیه‌طلب، بار دیگر به‌عنوان «نیروهای نیابتی» یا «بازوهای داخلی» پروژه فشار خارجی معرفی شدند.</p>
<p>با این حال، همان‌گونه که پروژه براندازی سال ۱۳۶۰ با وجود موج ترورها، انفجارها و همکاری مجاهدین با صدام حسین به شکست انجامید، در تحولات ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نیز اهداف اصلی طراحان این فشار ترکیبی محقق نشد. از نگاه حاکمیت ایران، دلیل این شکست را باید در چند عامل جست‌وجو کرد:</p>
<p>انسجام ساختار امنیتی، تجربه تاریخی جمهوری اسلامی در مقابله با بحران‌های ترکیبی، عدم همراهی قریب به اتفاق جامعه با پروژه‌های براندازانه، و نیز حساسیت افکار عمومی نسبت به هرگونه پیوند میان مخالفان داخلی و قدرت‌های خارجی.</p>
<p>در واقع، تجربه تاریخی ایران نشان داده است که حتی در شرایط وجود نارضایتی‌های سیاسی و اقتصادی، هنگامی که مسئله «امنیت ملی» و «تمامیت کشور» مطرح می‌شود، بخش مهمی از جامعه از پروژه‌هایی که بوی مداخله خارجی یا تجزیه‌طلبی بدهد فاصله می‌گیرد. همان اتفاقی که در دهه ۱۳۶۰ موجب انزوای اجتماعی مجاهدین شد، در تحولات جدید نیز به‌نوعی تکرار گردید.</p>
<p>از این منظر، میان ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و تحولات ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ یک شباهت راهبردی دیده می‌شود: در هر دو مقطع، دشمنان خارجی ایران تلاش کردند با ترکیب فشار بیرونی و آشوب درونی، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را دچار فروپاشی کنند؛ و در هر دو مقطع نیز بخشی از اپوزیسیون خارج‌نشین یا گروه‌های معارض داخلی، عملاً در نقش مکمل این پروژه ظاهر شدند. تفاوت مهم اما در آن بود که جمهوری اسلامی در دهه‌های بعد، تجربه و توان بیشتری برای مقابله با جنگ‌های ترکیبی و چندلایه به دست آورده بود و همین مسئله، امکان تکرار سناریوی اوایل انقلاب را غیر ممکن ساخت.</p>
<p>نویسنده: سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68845">سی خرداد ۱۳۶۰، آغاز جنگ نیابتی علیه انقلاب نوپای ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68845/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا نوبت مجاهدین فرا رسیده است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 06:32:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68833</guid>

					<description><![CDATA[<p>در هفته‌های اخیر، خیابان‌های تیرانا صحنه موجی از اعتراضات مردمی بوده است؛ اعتراضاتی که در ابتدا با محوریت مخالفت با دو پروژه عظیم گردشگری منتسب به جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، آغاز شد، اما به‌تدریج ابعاد سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری پیدا کرد. اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند خشم عمومی در آلبانی دیگر صرفاً محدود به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833">آیا نوبت مجاهدین فرا رسیده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در هفته‌های اخیر، خیابان‌های تیرانا صحنه موجی از اعتراضات مردمی بوده است؛ اعتراضاتی که در ابتدا با محوریت مخالفت با دو پروژه عظیم گردشگری منتسب به جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، آغاز شد، اما به‌تدریج ابعاد سیاسی و اجتماعی گسترده‌تری پیدا کرد. اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند خشم عمومی در آلبانی دیگر صرفاً محدود به مسائل زیست‌محیطی یا فساد سیاسی نیست، بلکه به سمت بازنگری در نقش دولت این کشور در میزبانی از بازیگران امنیتی و گروه‌های جنجالی خارجی نیز حرکت می‌کند؛ موضوعی که نام سازمان مجاهدین خلق را دوباره به مرکز توجه افکار عمومی کشانده است.</p>
<h3>از بحران زیست‌محیطی تا بحران مشروعیت سیاسی</h3>
<p>جرقه اولیه اعتراضات، ساخت دو تفرجگاه لوکس چند میلیارد یورویی در مناطق حساس ساحلی آلبانی بود؛ پروژه‌هایی که به دلیل نزدیکی به زیستگاه‌های حفاظت‌شده فلامینگوها، لاک‌پشت‌های دریایی و گونه‌های کمیاب جانوری، موجی از خشم فعالان محیط‌زیست و شهروندان آلبانیایی را برانگیخت. اما آنچه این اعتراضات را از یک مطالبه محیط‌ زیستی به یک بحران سیاسی تبدیل کرد، احساس فزاینده مردم نسبت به &#8220;فروش منافع ملی&#8221; به بازیگران خارجی بود.</p>
<p>در فضای کنونی آلبانی، بسیاری از معترضان معتقدند دولت این کشور طی سال‌های گذشته، در ازای دریافت حمایت‌های سیاسی و اقتصادی غرب، بخشی از حاکمیت و امنیت ملی خود را به پروژه‌ها و گروه‌هایی واگذار کرده که ارتباط مستقیمی با منافع مردم آلبانی ندارند.</p>
<p>در همین بستر است که حضور طولانی‌مدت سازمان مجاهدین خلق در خاک آلبانی بار دیگر به یک موضوع مناقشه‌برانگیز تبدیل شده است.</p>
<h3>آلبانی؛ میزبان ناخواسته یک بحران امنیتی</h3>
<p>پس از خروج تدریجی اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق، دولت آلبانی با حمایت مستقیم ایالات متحده، پذیرای صدها تن عضو این گروه شد؛ اقدامی که در ابتدا به‌عنوان یک «راه‌حل انسانی» معرفی می‌شد. اما با گذشت زمان، حضور متمرکز و سازمان‌یافته این گروه در اردوگاه موسوم به «اشرف ۳» در منطقه مانز، نگرانی‌های امنیتی، اجتماعی و سیاسی متعددی را در داخل آلبانی ایجاد کرد.<br />
اگرچه دولت آلبانی همواره تلاش کرده این حضور را تحت کنترل و در چارچوب قوانین داخلی جلوه دهد، اما گزارش‌ها و حواشی متعدد پیرامون فعالیت‌های سایبری، ساختار بسته تشکیلاتی، محدودیت ارتباط اعضا با دنیای خارج و تنش‌های امنیتی مرتبط با این اردوگاه، باعث شده بخشی از افکار عمومی آلبانی نسبت به ادامه حضور این گروه حساس‌تر شود.<br />
منتقدان می‌گویند آلبانی به تدریج از یک کشور کوچک بالکان به پایگاهی برای جنگ‌های اطلاعاتی و امنیتی قدرت‌های خارجی تبدیل شده است؛ وضعیتی که می‌تواند این کشور را در معرض تهدیدهای منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دهد.</p>
<h3>اردوگاه مانز؛ آتش خاموش زیر خاکستر</h3>
<p>اردوگاه مجاهدین در مانز، از نگاه بسیاری از ناظران، صرفاً یک محل اسکان پناهجویان سیاسی نیست. ساختار بسته، کنترل شدید داخلی و گزارش‌های منتشرشده درباره فشار بر اعضای ناراضی، این اردوگاه را به یکی از بحث‌برانگیزترین پرونده‌های امنیتی آلبانی تبدیل کرده است.<br />
در سال‌های اخیر، بارها گزارش‌هایی درباره درگیری‌های داخلی، محدود شدن آزادی اعضا، قطع ارتباط افراد با خانواده‌هایشان و حتی ادعاهایی درباره تهدید یا فشار بر جداشدگان منتشر شده است. هرچند بخشی از این ادعاها از سوی سازمان رد می‌شود، اما استمرار این اخبار باعث شده نگاه افکار عمومی نسبت به ماهیت واقعی این تشکیلات تغییر کند.<br />
در کنار این مسائل، برخی رسانه‌ها و تحلیلگران آلبانیایی نسبت به احتمال استفاده از ظرفیت‌های سایبری و رسانه‌ای این گروه در پروژه‌های اطلاعاتی منطقه‌ای هشدار داده‌اند؛ موضوعی که می‌تواند آلبانی را ناخواسته وارد تقابل‌های ژئوپلیتیکی خطرناک کند.</p>
<h3>نگرانی‌های اجتماعی؛ از نفوذ فرهنگی تا بی‌اعتمادی عمومی</h3>
<p>یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده ماجرا، تأثیرات اجتماعی حضور این گروه در جامعه آلبانی است. در کشوری که همچنان با مشکلات اقتصادی، بیکاری و مهاجرت گسترده جوانان مواجه است، بخشی از جامعه نسبت به هزینه‌های سیاسی و امنیتی میزبانی از یک گروه جنجالی خارجی معترض است.<br />
برخی گزارش‌های رسانه‌ای و محلی نیز از تلاش برای جذب نیرو، فعالیت‌های اقتصادی غیرشفاف و ارتباط‌گیری‌های مشکوک سخن گفته‌اند؛ هرچند بسیاری از این ادعاها به‌صورت رسمی اثبات نشده‌اند، اما تداوم فضای ابهام، خود به عاملی برای افزایش نگرانی عمومی تبدیل شده است.<br />
در چنین شرایطی، مخالفان دولت معتقدند تیرانا عملاً امنیت و آرامش اجتماعی خود را قربانی توافقات پشت‌پرده با آمریکا کرده است.</p>
<h3>آیا اعتراضات مردمی به مطالبه اخراج مجاهدین ختم می‌شود؟</h3>
<p>پرسش اصلی اینجاست: آیا موج کنونی اعتراضات می‌تواند به مطالبه‌ای گسترده‌تر برای پایان دادن به حضور مجاهدین خلق در آلبانی تبدیل شود؟<br />
واقعیت این است که بخش مهمی از جامعه آلبانی اکنون بیش از هر زمان دیگری نسبت به نقش بازیگران خارجی در سیاست داخلی کشور حساس شده است. از پروژه‌های اقتصادی جنجالی گرفته تا حضور گروه‌های امنیتی و سیاسی خارجی، همگی در ذهن افکار عمومی به یک مسئله مشترک گره خورده‌اند: &#8220;حاکمیت ملی&#8221;<br />
اگر اعتراضات ادامه یابد و بحران مشروعیت دولت تشدید شود، بعید نیست موضوع حضور مجاهدین نیز به یکی از محورهای اصلی اعتراضات آینده تبدیل شود؛ به‌ویژه آنکه مخالفان دولت می‌توانند این پرونده را نمادی از وابستگی تیرانا به سیاست‌های واشنگتن معرفی کنند.<br />
نتیجه اینکه؛ آلبانی امروز در نقطه حساسی ایستاده است. کشوری کوچک که تلاش می‌کند میان منافع غرب، فشارهای اقتصادی داخلی و مطالبات اجتماعی تعادل برقرار کند، اکنون با بحرانی روبه‌رو شده که فقط زیست‌محیطی یا سیاسی نیست؛ بلکه به مسئله هویت ملی و استقلال تصمیم‌گیری گره خورده است.<br />
در چنین فضایی، حضور سازمان مجاهدین خلق دیگر تنها یک پرونده امنیتی نیست، بلکه به بخشی از نارضایتی عمومی نسبت به سیاست خارجی و داخلی دولت تبدیل شده است.<br />
اینکه اعتراضات فعلی تا چه اندازه بتواند به مطالبه‌ای سازمان‌یافته برای اخراج این گروه منجر شود، هنوز مشخص نیست؛ اما روشن است که جامعه آلبانی وارد مرحله‌ای شده که دیگر نسبت به هزینه‌های پنهان میزبانی از بازیگران خارجی سکوت نخواهد کرد.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833">آیا نوبت مجاهدین فرا رسیده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68833/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:25:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68822</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال‌های اخیر، سازمان مجاهدین خلق تلاش گسترده‌ای را برای ارائه تصویری کاملاً سیاه، خشن و غیرانسانی از وضعیت زندان‌ها و زندانیان در ایران دنبال کرده است. رسانه‌های وابسته به این جریان، همواره با انتشار گزارش‌ها، پیام‌ها و روایت‌های هدفمند، سعی داشته‌اند این گزاره را القا کنند که در زندان‌های ایران هیچ‌گونه امکان ارتباط، بیان نظر یا حداقل حقوق انسانی برای زندانیان سیاسی و امنیتی وجود ندارد. اما گاه خودِ این جریان، ناخواسته اسنادی منتشر می‌کند که روایت تبلیغاتی‌اش را زیر سؤال می‌برد.</p>
<p>نمونه اخیر آن، انتشار پیامی منتسب به یک زن از زندان مرکزی یزد در سایت رسمی مجاهدین است؛ فردی که بنا بر ادعای خود این رسانه‌ها، به دلیل ارتباط و وابستگی به این گروه، به هشت سال و نیم حبس محکوم شده است. نکته قابل توجه آنجاست که این فرد در یک تماس تلفنی توانسته آزادانه با بیرون از زندان ارتباط برقرار کرده و پیامی با مضامین کاملاً سیاسی و حتی توهین‌آمیز علیه مسئولان جمهوری اسلامی منتقل کند؛ پیامی که سپس بدون هیچ محدودیتی در رسانه رسمی این سازمان منتشر شده است.</p>
<p>همین موضوع، نخستین پرسش جدی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند: اگر آن‌گونه که مجاهدین ادعا می‌کنند، زندان‌های ایران محیطی کاملاً بسته، سرکوبگر و فاقد هرگونه امکان ارتباطی هستند، چگونه یک زندانی امنیتی قادر است چنین تماسی برقرار کرده و پیام سیاسی خود را به رسانه‌های خارجی منتقل کند؟ این اتفاق، ناخواسته نشان می‌دهد که برخلاف تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز و تبلیغاتی، حتی زندانیان امنیتی نیز از حداقلی از امکان تماس و ارتباط برخوردارند؛ موضوعی که خودِ مجاهدین سال‌ها آن را انکار کرده‌اند.</p>
<p>اما تناقض اصلی زمانی آشکارتر می‌شود که شرایط درون تشکیلات این سازمان مورد توجه قرار گیرد. پرسش اساسی این است که آیا همان میزان آزادی ارتباطی که امروز مجاهدین ناچار به اذعان غیرمستقیم آن در زندان‌های ایران شده‌اند، در درون ساختار بسته و فرقه‌ای خود این سازمان نیز وجود دارد؟</p>
<p>واقعیت آن است که طی سال‌های گذشته، گزارش‌های متعددی از وضعیت اعضای سازمان در اردوگاه مانز آلبانی منتشر شده که همگی بر وجود محدودیت‌های شدید ارتباطی تأکید دارند. اعضای ساکن در این اردوگاه، حتی در مواردی از ساده‌ترین حق انسانی یعنی تماس آزادانه با خانواده، ارسال نامه یا ارتباط مستقل با دنیای بیرون محروم بوده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها سال‌هاست هیچ ارتباط مستقیمی با فرزندان یا بستگان خود در این تشکیلات ندارند و هرگونه تماس، تحت کنترل کامل ساختار سازمانی انجام می‌شود.</p>
<p>این تناقض، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: چگونه جریانی که خود در درون مناسبات تشکیلاتی‌اش کمترین تحملی نسبت به آزادی ارتباط، استقلال فردی و حق انتخاب اعضا ندارد، مدعی دفاع از آزادی و حقوق بشر در ایران می‌شود؟ آیا می‌توان ادعای آزادی‌خواهی را از گروهی پذیرفت که اعضای خود را در حصاری بسته و دور از ارتباط طبیعی با خانواده و جامعه نگه می‌دارد؟</p>
<p>از همین زاویه است که بسیاری از تحلیلگران، پروژه رسانه‌ای مجاهدین درباره وضعیت حقوق بشر و زندان‌ها در ایران را نه یک کنش حقوق بشری مستقل، بلکه بخشی از یک عملیات سیاسی و تبلیغاتی سازمان‌یافته ارزیابی می‌کنند؛ پروژه‌ای که عمدتاً در راستای فشارهای خارجی علیه ایران تعریف شده و همسو با اهداف سیاسی حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی این جریان حرکت می‌کند.</p>
<p>بی‌تردید نقد وضعیت زندان‌ها یا بررسی عملکرد نهادهای مختلف در هر کشوری، امری طبیعی و حتی ضروری است؛ اما زمانی که یک جریان سیاسی با استانداردی دوگانه عمل می‌کند و حاضر نیست همان معیارهایی را که برای دیگران مطالبه می‌کند، در درون تشکیلات خود رعایت کند، اعتبار ادعاهایش به‌شدت زیر سؤال می‌رود.</p>
<p>شاید مهم‌ترین نتیجه ماجرای اخیر این باشد که گاهی بزرگ‌ترین تناقض‌ها نه توسط منتقدان، بلکه از دلِ روایت‌ها و تبلیغات خودِ جریان‌های سیاسی آشکار می‌شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822">روایت‌سازی مجاهدین درباره زندان‌های ایران با تناقض‌های درونی فرو می‌ریزد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68822/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق؛ بقایای متعفن خیانت، بر پیکر انسانیت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 08:04:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68815</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تحولات سیاسی معاصر ایران، کمتر جریانی به اندازه سازمان مجاهدین خلق با بحران مشروعیت اجتماعی و تضاد میان شعار و عمل مواجه بوده است. گروهی که سال‌ها خود را مدافع آزادی، دموکراسی و حقوق بشر معرفی کرده، اما بخش مهمی از افکار عمومی ایران، آن را با مفاهیمی چون خشونت، ترور، وابستگی خارجی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815">مجاهدین خلق؛ بقایای متعفن خیانت، بر پیکر انسانیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تحولات سیاسی معاصر ایران، کمتر جریانی به اندازه سازمان مجاهدین خلق با بحران مشروعیت اجتماعی و تضاد میان شعار و عمل مواجه بوده است. گروهی که سال‌ها خود را مدافع آزادی، دموکراسی و حقوق بشر معرفی کرده، اما بخش مهمی از افکار عمومی ایران، آن را با مفاهیمی چون خشونت، ترور، وابستگی خارجی و خیانت به منافع ملی به یاد می‌آورد.</p>
<p>امروز و در شرایطی که منطقه شاهد فجایع انسانی گسترده در غزه، لبنان و حتی ایران است و کودکان و غیرنظامیان قربانی جنگ، ترور و ناامنی می‌شوند، انتظار طبیعی از هر جریان مدعی انسان‌دوستی، محکومیت صریح خشونت علیه مردم بی‌گناه است. اما رفتار سیاسی و رسانه‌ای مجاهدین خلق در بسیاری از این رخدادها نشان داده که معیار آنان نه انسانیت، بلکه منافع سیاسی و بهره‌برداری تبلیغاتی است. سکوت در برابر کشتار غیرنظامیان، عبور سرد و بی‌تفاوت از رنج مردم و تمرکز صرف بر پروژه‌های سیاسی، برای بسیاری از ایرانیان نشانه‌ای روشن از فاصله این گروه با واقعیت‌های انسانی و اجتماعی جامعه ایران است.</p>
<p>در طول ماه‌ها و سال‌های اخیر که افکار عمومی جهان شاهد تصاویر دردناک کشتار مردم فلسطین، ویرانی غزه و کشته شدن هزاران کودک و زن بی‌دفاع بوده است، رهبران مجاهدین خلق نه‌تنها موضعی شفاف و قاطع علیه این جنایت‌ها اتخاذ نکردند، بلکه عملاً ترجیح دادند در برابر این حجم از خشونت و خونریزی سکوت اختیار کنند.</p>
<p>همین سکوت در قبال حملات و کشتار غیرنظامیان در لبنان و همچنین فجایعی که جان کودکان و مردم بی‌گناه را در ایران گرفته، از جمله حادثه تلخ مدرسه میناب و کشته شدن 168 دانش آموز بیگناه بدست ارتش آمریکا، از نگاه بسیاری از مردم نشانه‌ای آشکار از استاندارد دوگانه و فقدان صداقت در ادعاهای حقوق بشری این سازمان است.</p>
<p>منتقدان مجاهدین خلق معتقدند جریانی که خود را مدافع آزادی و انسانیت معرفی می‌کند، نمی‌تواند نسبت به کشته شدن کودکان بی‌گناه با بمب‌ها و حملات نظامی سکوت کند و همزمان مدعی دفاع از حقوق بشر باشد. از نگاه آنان، این سکوت صرفاً یک بی‌تفاوتی سیاسی نیست، بلکه بخشی از همسویی راهبردی این گروه با پروژه‌ها و منافع قدرت‌هایی همچون آمریکا و رژیم صهیونیتسی است که سال‌ها منطقه را درگیر جنگ، آشوب و ناامنی کرده‌اند. به همین دلیل، بسیاری از مردم ایران، مجاهدین خلق را نه یک جریان مستقل سیاسی، بلکه &#8220;ستون پنجم&#8221; دشمنانی می‌دانند که امنیت و ثبات ایران و منطقه را هدف گرفته‌اند.</p>
<p>بخش مهمی از نگاه منفی جامعه ایران به مجاهدین خلق، ریشه در حافظه تاریخی مردم دارد. همکاری این سازمان با حکومت صدام حسین در دوران جنگ ایران و عراق، مسئله‌ای نیست که بتوان آن را از حافظه ملی پاک کرد. در سال‌هایی که مردم ایران زیر بمباران و حملات نظامی قرار داشتند، حضور این گروه در کنار ارتش عراق و مشارکت در عملیات‌های نظامی علیه ایران، از نگاه بسیاری مصداق آشکار عبور از مرزهای وطن‌دوستی و قرار گرفتن در کنار دشمن خارجی بود. همین سابقه باعث شد که سازمان مجاهدین خلق، حتی در میان بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی نیز نتواند جایگاه اجتماعی قابل توجهی به دست آورد.</p>
<p>از سوی دیگر، پرونده ترورها و اقدامات خشونت‌آمیز این سازمان نیز همچنان یکی از اصلی‌ترین دلایل نفرت عمومی نسبت به آن به شمار می‌رود. کشته شدن شهروندان، مسئولان و افراد غیرنظامی در عملیات‌های مسلحانه دهه‌های گذشته، زخمی است که هنوز در حافظه جمعی جامعه ایران باقی مانده است. به همین دلیل، هنگامی که رهبران این سازمان از حقوق بشر سخن می‌گویند، بخش بزرگی از جامعه این سخنان را نه صادقانه، بلکه نوعی بهره‌برداری سیاسی تلقی می‌کند.</p>
<p>یکی دیگر از روش‌هایی که منتقدان برای تطهیر چهره این سازمان به آن اشاره می‌کنند، تلاش مستمر برای معرفی عناصر مرتبط با اقدامات خرابکارانه، جاسوسی یا عملیات‌های خشونت‌آمیز تحت عنوان &#8220;زندانی سیاسی&#8221; است. در بسیاری از موارد، مجاهدین خلق می‌کوشند افرادی را که به اتهام همکاری اطلاعاتی، ارتباط با سرویس‌های بیگانه یا مشارکت در اقدامات تروریستی بازداشت شده‌اند، در قالب فعال سیاسی یا قربانی نقض حقوق بشر معرفی کنند!</p>
<p>از نگاه منتقدان، این رویکرد نه دفاع واقعی از حقوق بشر، بلکه تلاشی برای لاپوشانی چهره خشن تروریسم و ایجاد جنگ روانی و تبلیغاتی علیه افکار عمومی است؛ روشی که مرز میان کنش سیاسی و اقدامات امنیتی و خشونت‌آمیز را عمداً مخدوش می‌کند.</p>
<p>تناقض دیگر در رفتار مجاهدین خلق، نوع رابطه و همسویی آنان با قدرت‌های خارجی است. گروهی که روزگاری شعار مبارزه با امپریالیسم سر می‌داد، امروز آشکارا به حمایت سیاسی و رسانه‌ای دولت‌ها و جریان‌هایی تکیه دارد که مردم ایران آنان را عامل فشار، تحریم و تهدید علیه کشور می‌دانند. این وابستگی سیاسی و رسانه‌ای، بیش از پیش تصویر یک جریان مستقل مردمی را از میان برده و ذهنیت &#8220;ابزار بودن برای پروژه‌های خارجی&#8221; را در افکار عمومی تقویت کرده است.</p>
<p>در این میان، تلاش مستمر مجاهدین برای بازسازی چهره خود از طریق رسانه‌ها، لابی‌های خارجی و تبلیغات سیاسی نیز نتوانسته واقعیت کارنامه گذشته آنان را پاک کند. جامعه ایران، به‌ویژه نسل‌هایی که تجربه مستقیم دهه‌های پرتنش گذشته را داشته‌اند، همچنان این سازمان را با عنوان &#8220;منافقین&#8221; به یاد می‌آورند؛ لقبی که ریشه در تصور عمومی از دوگانگی میان شعارها و عملکرد واقعی این گروه دارد.</p>
<p>بنابراین مسئله اصلی این است که مشروعیت سیاسی، صرفاً با ادعا و تبلیغات به دست نمی‌آید. هر جریان سیاسی برای آنکه بتواند خود را مدافع آزادی و حقوق بشر معرفی کند، پیش از هر چیز باید نسبت خود را با خشونت، تروریسم، وابستگی خارجی و جان انسان‌ها روشن کند. نمی‌توان از انسانیت سخن گفت اما نسبت به خون کودکان بی‌گناه بی‌تفاوت بود؛ نمی‌توان ادعای آزادی‌خواهی داشت اما سابقه همکاری نظامی با دشمن یک ملت را نادیده گرفت؛ و نمی‌توان مدعی دفاع از مردم بود اما در حساس‌ترین مقاطع تاریخی در کنار فشارها و پروژه‌های خارجی علیه همان مردم ایستاد.</p>
<p>امروز بخش بزرگی از جامعه ایران، مجاهدین خلق را نه یک آلترناتیو سیاسی، بلکه جریانی منزوی و فاقد پایگاه مردمی می‌داند که کارنامه گذشته‌اش همچنان سنگین‌تر از آن است که با تبلیغات رسانه‌ای پاک شود. به همین دلیل نیز هر بار که این سازمان تلاش می‌کند خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند، افکار عمومی بیش از هر چیز گذشته خشونت‌بار، همکاری‌های بحث‌برانگیز آنان با مراکز قدرت ضد ایرانی ، سکوت‌های معنادار و همسویی‌های سیاسی آن را به یاد می‌آورد.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815">مجاهدین خلق؛ بقایای متعفن خیانت، بر پیکر انسانیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68815/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا پروژه سیاسی مجاهدین شکست خورده است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68793</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68793?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2026 11:36:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68793</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها بار دیگر تبلیغات پر آب و تاب برای آنچه که &#8220;تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد در پاریس&#8221; نامیده می شود، در سایت های رسمی و غیر رسمی مجاهدین خودنمایی می کند. تا بار دیگر علیرغم خلع سلاح و دپو شدن در اردوگاه مانز آلبانی خود را همچنان میدان دار آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران نشان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68793">چرا پروژه سیاسی مجاهدین شکست خورده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها بار دیگر تبلیغات پر آب و تاب برای آنچه که &#8220;تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد در پاریس&#8221; نامیده می شود، در سایت های رسمی و غیر رسمی مجاهدین خودنمایی می کند. تا بار دیگر علیرغم خلع سلاح و دپو شدن در اردوگاه مانز آلبانی خود را همچنان میدان دار آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران نشان دهند!</p>
<p>شعار «صلح و آزادی» و «سال سرنوشت» در پایان اطلاعیه تبلیغاتی مجاهدین، همچنان آذین بند دکان فریبکاری این تشکیلات است. «صلح و آزادی» برای پوشاندن ماهیت تروریستی و جنگ طلبی و «سال سرنوشت» برای ایجاد امید واهی در ساکنین اردوگاه مانز آلبانی .</p>
<h3>مجاهدین؛ تشکیلاتی گرفتار گذشته و بیگانه با جامعه امروز ایران</h3>
<p>پرسش اساسی این است که چرا این حجم از تبلیغات، برخلاف دهه‌های گذشته، دیگر تأثیر چندانی بر افکار عمومی ندارد و حتی برای بسیاری از مخاطبان، تکراری و فاقد باورپذیری است؟</p>
<p>یکی از مهم‌ترین دلایل این مسئله، شکاف عمیق میان ادعاهای مجاهدین و واقعیت اجتماعی ایران است. افکار عمومی ایران هنوز خاطره سال‌های ترور، انفجار، همکاری با ارتش صدام در دوران جنگ و اقدامات خشونت‌آمیز این گروه را فراموش نکرده است. به همین دلیل، تبلیغات رسانه‌ای گسترده نیز نتوانسته این ذهنیت تاریخی را تغییر دهد.</p>
<p>از سوی دیگر بخش عمده‌ای از فعالیت‌های تبلیغاتی مجاهدین بیشتر متوجه مخاطبان و حامیان خارجی است تا مردم داخل ایران.</p>
<p>برگزاری تجمعات در کشورهای اروپایی، استفاده از شرکت‌کنندگان غیر ایرانی یا جذب جمعیت از طریق امکانات رفاهی و تبلیغاتی، گرچه ممکن است تصاویر پرجمعیتی تولید کند، اما الزاماً به معنای برخورداری از پایگاه اجتماعی واقعی نیست. در دنیای سیاست، مشروعیت هر جریان سیاسی بیش از هر چیز از میزان نفوذ و حمایت مردمی در داخل کشور سرچشمه می‌گیرد؛ معیاری که مجاهدین از آن بی‌بهره‌اند.</p>
<h3>مفهوم آلترناتیو سیاسی</h3>
<p>واقعیت این است که مفهوم «آلترناتیو سیاسی» تنها با تبلیغات رسانه‌ای یا برگزاری گردهمایی در خارج از کشور شکل نمی‌گیرد. یک آلترناتیو واقعی باید دارای چند ویژگی اساسی باشد: پایگاه اجتماعی در داخل کشور، توانایی ارتباط با نسل جدید، برنامه سیاسی روشن، مشروعیت ملی و سرمایه اجتماعی.</p>
<p>پرسشی که امروز بارها مطرح می‌شود این است که آیا مجاهدین با کارنامه‌ای پرحاشیه و ساختاری بسته، توانسته‌اند چنین جایگاهی به دست آورند؟</p>
<p>بدیهی است مردم ایران که بخوبی با ذات پلید و خوی وحشی و تروریستی مجاهدین آشنایی داشته و زخم های آنان را بر تن و جانشان دارند هرگز خیانت ها و وطن فروشی های آنان را فراموش نکرده و فریب ریاکاری و تبلیغات آنان را نمی خورند.<br />
اکنون هم بدلیل همین شناخت، مردم ایران بیش از نود روز است که هر شب در کف خیابانها به حمایت از رهبری، نیروهای مسلح و نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته و شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر «منافقین» سر می دهند.<br />
بنابراین چنین دروغ هایی با نشانه های آشکار، نهایت گستاخی و بی شرمی رهبران مجاهدین است که مستمر نام مردم ایران را بر زبان می رانند.</p>
<h3>مجاهدین گروهی با تاریخ مصرف گذشته</h3>
<p>البته مجاهدین مشکل دیگری هم دارند و آن این است که وضعیت فعلی شان دیگر چنگی به دل اربابان خارجی شان هم نمی زند؟ بعبارتی تاریخ مصرف شان گذشته است. چرا که :</p>
<p>&#8211; رهبری بنام مسعود رجوی دارند، پیر و بیمار ، و کریه المنظر ، که اگر زنده باشد در سن 78 سالگی است. مخفی، بی تصویر و بی صدا<br />
&#8211; رئیس جمهور موقتی و البته تحمیلی دارند که نزدیک به 33 سال است در این پست ابقا شده است! پیر زنی 73 ساله، او هم بیمار و مریض که دیگر چهره اش هم چنگی به دل صاحبانش نمی زند.<br />
&#8211; نزدیک به 2000 تن عضو نگونبخت، زن و مرد، دپو شده در اردوگاه مانز آلبانی، متوسط سن بین 60 تا بالای 70 سال، بیمار و زمین گیر، و بی ارتباط با دنیای بیرون (غارنشین)<br />
&#8211; و هوادارانی سرگردان در کشورهای اروپایی که آنها هم دوران سالمندی خود را می گذرانند.<br />
&#8211; و آخر اینکه گروهی با پرونده ای پر از جنایت و خیانت که رهبرانشان به همراه 104 تن دیگر از اعضای اصلی آن غیابا در حال محاکمه در دادگاهی در تهران هستند.</p>
<p>و اما شاید بتوان یاوه سرایی های سران مجاهدین و دفاع از حقانیت جعلی و قالب کردن یک فرقه تروریستی به عنوان آلترناتیو به مردم ایران را با این بیت مشهور مولانا به پایان رساند:</p>
<p>آن یکی پرسید اُشتر را که هی     از کجا می آیی ای اقبال پی<br />
گفت از حمام گرم کوی تو          گفت: خود پیداست از زانوی تو (مثنوی)</p>
<p>مفهوم این حکایت آن است که حقیقت را نمی‌توان پشت ظواهر پنهان کرد؛ واقعیت هر جریان سیاسی، نه در شعارها و تبلیغات، بلکه در کارنامه، عملکرد و میزان مقبولیت اجتماعی آن آشکار می‌شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68793">چرا پروژه سیاسی مجاهدین شکست خورده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68793/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از ادعای سرنگونی تا متلک‌گویی سیاسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68774</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68774?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 08:12:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68774</guid>

					<description><![CDATA[<p>مروری بر پیام‌ها و مواضع اخیر مسعود رجوی، رهبر مفقودالاثر سازمان مجاهدین خلق، از اسفندماه ۱۴۰۴ تاکنون، تصویری روشن از وضعیت بحرانی و بن‌بست سیاسی ـ تشکیلاتی این سازمان ارائه می‌دهد؛ جریانی که علیرغم دهه‌ها تلاش برای ایفای نقش در معادلات داخلی ایران و همچنین کسب جایگاه در پروژه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، همچنان با گذشته [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68774">از ادعای سرنگونی تا متلک‌گویی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مروری بر پیام‌ها و مواضع اخیر مسعود رجوی، رهبر مفقودالاثر سازمان مجاهدین خلق، از اسفندماه ۱۴۰۴ تاکنون، تصویری روشن از وضعیت بحرانی و بن‌بست سیاسی ـ تشکیلاتی این سازمان ارائه می‌دهد؛ جریانی که علیرغم دهه‌ها تلاش برای ایفای نقش در معادلات داخلی ایران و همچنین کسب جایگاه در پروژه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، همچنان با گذشته خشونت‌آمیز، ساختار فرقه‌ای و کارنامه امنیتی خود شناخته می‌شود.</p>
<p>واقعیت این است که سازمان مجاهدین خلق، حتی در مقاطعی که مورد استفاده برخی قدرت‌های خارجی قرار گرفت، هرگز نتوانست به‌عنوان یک آلترناتیو معتبر سیاسی در دکترین رسمی غرب جایگاهی پایدار پیدا کند. دلیل این مسئله نیز روشن بود؛ ساختار اقتدارگرای درونی، سابقه اقدامات مسلحانه، وابستگی‌های خارجی و فقدان پایگاه اجتماعی در داخل ایران، همواره مانعی جدی برای پذیرش رسمی این سازمان بوده است.</p>
<p>در چنین شرایطی، پیام‌های اخیر مسعود رجوی بیش از آنکه حاوی تحلیل سیاسی یا ترسیم راهبردی مشخص باشد، به نوعی لومپنیسم کلامی و متلک گویی به این و اون رقیب تقلیل یافته و به مجموعه‌ای از کنایه‌گویی‌ها، متلک‌های سیاسی، ادبیات احساسی و واکنش‌های پراکنده به رقبا و تحولات روز تبدیل شده است. از تعیین شعارهایی نظیر «سال سرنوشت» گرفته تا ادبیات عوامانه‌ای مانند «بیا بیا» کردن‌های تبلیغاتی، حمله به رقیب خود رضا پهلوی، و تلاش برای پیوند زدن خود با مفاهیمی نظیر «نسل Z»، همگی نشان می‌دهد که سازمان در عرصه راهبردی با نوعی سردرگمی و فرسایش جدی مواجه شده است.</p>
<p>به‌نظر می‌رسد رجوی و حلقه محدود پیرامون او، در شرایطی که سازمان از هرگونه ظرفیت میدانی و سیاسی در داخل ایران محروم شده، تلاش دارند صرفاً با جنجال رسانه‌ای و تولید مستمر پیام‌های تبلیغاتی، نوعی حیات مصنوعی برای تشکیلات ایجاد کنند. این در حالی است که بازتاب این پیام‌ها عملاً محدود به رسانه‌های وابسته به خود سازمان و فضای بسته اردوگاه مانز آلبانی باقی مانده است.</p>
<p>واقعیت میدانی امروز مجاهدین، نه آن تصویر اغراق‌آمیز رسانه‌ای، بلکه مجموعه‌ای سالخورده، منزوی و فرسوده ای است که بخش عمده اعضای آن در اردوگاه مانز آلبانی نگهداری می‌شوند؛ اردوگاهی که به نمادی از پایان یک پروژه سیاسی شکست‌خورده تبدیل شده است. سازمانی که زمانی با عنوان «ارتش آزادی‌بخش» معرفی می‌شد، اکنون بیش از هر چیز به یک مجموعه رسانه‌ای ـ سایبری بدون اثرگذاری واقعی در معادلات اجتماعی ایران تبدیل شده است.</p>
<p>از سوی دیگر، ادبیات و محتوای پیام‌های اخیر رجوی نیز نشان‌دهنده افول جدی در سطح گفتمان سیاسی این سازمان است. فاصله گرفتن از ادعاهای ایدئولوژیک و استراتژیک گذشته و حرکت به سمت ادبیات هیجانی، شخصی و گاه سطحی، بیش از هر چیز بیانگر بن‌بست در بازتولید مشروعیت سیاسی است. گویی رهبری سازمان، به‌جای ارائه راهکار یا تحلیل، صرفاً در تلاش است تا با حمله به رقبا و واکنش‌های عصبی، همچنان نامی از خود در فضای رسانه‌ای حفظ کند.</p>
<p>در این میان، نکته قابل‌توجه آن است که برخلاف دهه‌های گذشته، حتی رسانه‌ها و محافلی که روزگاری از مجاهدین به‌عنوان ابزاری علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کردند نیز امروز تمایل چندانی به بازتاب مواضع رجوی ندارند. به‌عبارت دیگر، بحران اصلی سازمان فقط فقدان جایگاه در داخل ایران نیست، بلکه از دست دادن کارکرد سیاسی در معادلات خارجی نیز به همان اندازه اهمیت دارد.</p>
<p>شاید بتوان گفت آنچه امروز در پیام‌های رجوی دیده می‌شود، بیش از هر چیز نشانه پوچی بسیاری از ادعاها و رسیدن یک پروژه سیاسی به پایان مسیر تاریخی خود است؛ پروژه‌ای که سال‌ها بر خشونت، وابستگی خارجی و تقابل حداکثری بنا شد، اما در نهایت نه توانست جایگاهی در جامعه ایران پیدا کند و نه در معادلات بین‌المللی به‌عنوان گزینه‌ای قابل اتکا پذیرفته شود. بدتر آنکه آغاز هر پیام و هیاهوی تبلیغاتی، خیلی زود به پایانی ناخوشایند و بی‌اثر ختم می‌شود؛ پیام‌هایی که نه طنینی در فضای سیاسی و اجتماعی ایران دارند و نه حتی بازتابی فراتر از رسانه‌های وابسته به خود این فرقه پیدا می‌کنند.</p>
<p>گویی این، انتقام تاریخ است؛ چرا که هرچه تلاش بیشتری برای برجسته‌سازی پیام‌های رجوی صورت می‌گیرد، بیش از پیش نشانه‌های انزوا، فرسودگی و بی‌اثری آن آشکار می‌شود. صدایی که روزگاری مدعی تأثیرگذاری بر تحولات منطقه و آینده ایران بود، امروز تنها در پژواک محدود رسانه‌های وابسته به سازمان و فضای بسته اردوگاه مانز شنیده می‌شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68774">از ادعای سرنگونی تا متلک‌گویی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68774/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی رؤیای سرنگونی زیر آوار جنگ دفن شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2026 07:23:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68766</guid>

					<description><![CDATA[<p>دست‌به‌دست شدن شعارها میان دو رهبر سالخورده و بدنام سازمان مجاهدین خلق، خود به‌تنهایی نشانه‌ای از بن‌بست عمیق سیاسی و تشکیلاتی این جریان است. اگر تا دیروز مسعود رجوی، رهبر مفقودالاثر و احتمالاً درگذشته این سازمان، هر زمان که احتمال حمله خارجی به ایران کاهش می‌یافت و رؤیای «سرنگونی» دور از دسترس می‌شد، با شعار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766">وقتی رؤیای سرنگونی زیر آوار جنگ دفن شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دست‌به‌دست شدن شعارها میان دو رهبر سالخورده و بدنام سازمان مجاهدین خلق، خود به‌تنهایی نشانه‌ای از بن‌بست عمیق سیاسی و تشکیلاتی این جریان است. اگر تا دیروز مسعود رجوی، رهبر مفقودالاثر و احتمالاً درگذشته این سازمان، هر زمان که احتمال حمله خارجی به ایران کاهش می‌یافت و رؤیای «سرنگونی» دور از دسترس می‌شد، با شعار معروف «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» وارد میدان می‌شد تا چنین القا کند که عدم تحقق اهدافشان ناشی از «استقلال عمل» سازمان بوده است، امروز این نقش را مریم رجوی بر عهده گرفته است.</p>
<p>او در سخنرانی‌ها و مواضع اخیر خود، به شکلی دیگر همان مضمون را تکرار می‌کند: «قدرت نظامی خارجی جمهوری اسلامی را سرنگون نمی‌کند.» شعاری که بیش از آنکه بیانگر یک تحلیل سیاسی باشد، تلاشی برای پنهان‌کردن شکست راهبرد چند دهه‌ای سازمان در امید بستن به مداخله خارجی است.</p>
<p>از سوی دیگر، اگر در سال‌های گذشته مریم رجوی در آغاز هر سال با شعار تکراری «امسال سال سرنگونی است» ظاهر می‌شد، اکنون این وظیفه بار دیگر به مسعود رجوی سپرده شده است. او در پیامی به مناسبت دوم فروردین ۱۴۰۵، سال جدید را «سال سرنوشت» نامید؛ عبارتی مبهم و تبلیغاتی که ظاهراً بیش از هر چیز برای حفظ روحیه نیروهای سالخورده، منزوی و فرسوده مستقر در اردوگاه مانز آلبانی مطرح شده است.</p>
<p>این وضعیت، تصویری طنزآلود اما در عین حال تلخ از سرنوشت سازمانی است که روزگاری خود را آلترناتیو قدرت در ایران معرفی می‌کرد اما امروز میان شعارهای تکراری، تناقض‌های سیاسی و بحران هویتی گرفتار شده است.</p>
<p>بدین ترتیب از «سال سرنگونی» مریم رجوی رسیدیم به «سال سرنوشت» مسعود رجوی! اعتراف دیرهنگام به شکست و فروپاشی یک استراتژی که حامیان خارجی هم نتوانستند رؤیای رجوی را نجات دهند.</p>
<p>برای درک بهتر این بن‌بست، باید کمی به گذشته بازگشت.</p>
<p>در سال ۱۳۸۲ و همزمان با حمله آمریکا به عراق و سقوط حکومت صدام حسین، سازمان مجاهدین خلق که سال‌ها تحت حمایت مستقیم رژیم بعث عراق فعالیت می‌کرد، ناگهان خود را در برابر شرایطی کاملاً جدید یافت. مسعود رجوی که بقای تشکیلات را در خطر می‌دید، بلافاصله پرچم سفید تسلیم را بالا برد و نیروهای سازمان بدون مقاومت در اختیار ارتش آمریکا قرار گرفتند.</p>
<p>هدف رجوی روشن بود؛ او تلاش داشت با ارائه خدمات اطلاعاتی، لجستیکی و امنیتی به نیروهای آمریکایی، اعتماد واشنگتن را جلب کرده و زمینه را برای تحقق رؤیای قدیمی خود یعنی حمله نظامی آمریکا به ایران فراهم کند.<br />
خلع سلاح سازمان در عراق، یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های تاریخ تشکیلات مجاهدین بود. گروهی که سال‌ها با عنوان «ارتش آزادی‌بخش» تبلیغ می‌شد و موجودیت خود را بر پایه مبارزه مسلحانه تعریف کرده بود، ناگهان تمام توان نظامی خود را از دست داد و عملاً به نیرویی بی‌اثر تبدیل شد.</p>
<p>با این حال، رجوی تلاش می‌کرد این شکست را موقتی جلوه دهد. او در پیامی خطاب به اعضای سازمان گفته بود: «نگران خلع سلاح نباشید؛ به‌زودی سلاح‌های بهتر و پیشرفته‌تری را از همین نیروهای آمریکایی خواهیم گرفت.» این سخنان نشان می‌داد که رهبری سازمان همچنان به سناریوی حمله آمریکا به ایران امید بسته است.</p>
<p>اما برخلاف تصورات رجوی، آمریکا هرگز حاضر نشد مجاهدین را به‌عنوان یک شریک راهبردی برای پروژه تغییر نظام در ایران به رسمیت بشناسد. هرچند این سازمان در دوران حضور آمریکا در عراق، همکاری‌های اطلاعاتی و خدماتی گسترده‌ای با نیروهای آمریکایی داشت، اما در نهایت به‌عنوان یک ابزار مصرف‌شده و فاقد پایگاه اجتماعی تلقی شد.</p>
<p>سرانجام، روند اخراج مجاهدین از عراق از سال ۱۳۹۲ آغاز شد و تا سال ۱۳۹۵ با انتقال کامل نیروها به آلبانی پایان یافت. بدین‌ترتیب، سازمانی که زمانی خود را «ارتش آزادی‌بخش ملی» می‌نامید، به مجموعه‌ای منزوی و سالخورده در اردوگاه مانز تبدیل شد؛ مجموعه‌ای که اکنون بیش از هر چیز بر فعالیت‌های رسانه‌ای و سایبری متمرکز است.</p>
<p>در سال‌های اخیر نیز امید به حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل به ایران، همچنان مهم‌ترین و شاید تنها امید راهبردی رهبران مجاهدین باقی مانده بود؛ هرچند آنان در ظاهر تلاش می‌کردند خود را مخالف وابستگی به قدرت‌های خارجی نشان دهند.<br />
اما تحولات اخیر منطقه و ناکامی پروژه‌های مبتنی بر فشار نظامی، این آخرین امید را نیز با بحران جدی مواجه کرده است. اکنون سازمانی که دهه‌ها تمام سرمایه سیاسی و تبلیغاتی خود را بر سناریوی «سرنگونی از بیرون» بنا کرده بود، بیش از هر زمان دیگری با بحران مشروعیت، فرسودگی تشکیلاتی و فقدان چشم‌انداز مواجه است.</p>
<p>امروز تناقض آشکار میان شعار «اتکا به مردم» و سابقه طولانی امید بستن به مداخله خارجی، به یکی از نقاط ضعف جدی سازمان تبدیل شده است. رهبرانی که سال‌ها از جنگ، تحریم و فشار خارجی به‌عنوان ابزار تحقق اهداف خود استقبال می‌کردند، اکنون ناچارند شکست این راهبرد را در قالب شعارهای تازه و ادبیات تبلیغاتی پنهان کنند.</p>
<p>این همان سرنوشت تلخ جریانی است که سال‌ها بقای خود را نه بر پایه واقعیت‌های اجتماعی ایران، بلکه بر اساس تحولات خارجی و مداخله بیگانگان تعریف کرده بود؛ جریانی که اکنون بیش از هر زمان دیگری، در آتش راهبردهای شکست‌خورده خود گرفتار شده و نهایتا اردوگاه مانز در آلبانی کیلومترها دور از مرزهای ایران تبدیل به ایستگاه آخر تشکیلاتی شده که روزی سودای قدرت داشت.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766">وقتی رؤیای سرنگونی زیر آوار جنگ دفن شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مشابهت‌های رفتاری مجاهدین و گروه‌های کُرد تجزیه طلب با زنان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68764</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68764?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2026 06:24:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68764</guid>

					<description><![CDATA[<p>با بررسی تعامل گروههایی مانند پ‌ک‌ک، مجاهدین، کومله و حزب دموکرات کردستان ایران، با زنان، چندین مشابهت کلیدی آشکار می‌شود. نخست، هر چهار گروه از شعارهای آزادی‌بخش و برابری جنسیتی به‌عنوان ابزاری برای جذب زنان استفاده کرده‌اند، اما این شعارها در عمل به کنترل و بهره‌کشی منجر شده است. دوم، سوءاستفاده جنسی در این گروه‌ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68764">مشابهت‌های رفتاری مجاهدین و گروه‌های کُرد تجزیه طلب با زنان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با بررسی تعامل گروههایی مانند پ‌ک‌ک، مجاهدین، کومله و حزب دموکرات کردستان ایران، با زنان، چندین مشابهت کلیدی آشکار می‌شود.</p>
<p>نخست، هر چهار گروه از شعارهای آزادی‌بخش و برابری جنسیتی به‌عنوان ابزاری برای جذب زنان استفاده کرده‌اند، اما این شعارها در عمل به کنترل و بهره‌کشی منجر شده است.</p>
<p>دوم، سوءاستفاده جنسی در این گروه‌ها به شکلی سیستماتیک توسط سران ارشد رخ داده و زنان به‌عنوان ابزاری برای ارضای نیازهای جنسی یا حفظ ساختار قدرت به کار گرفته شده‌اند.</p>
<p>سوم، زنان اغلب در عملیات‌های خطرناک و بدون بازگشت قرار گرفته‌اند، که نشان‌دهنده ارزش ابزاری آن‌ها برای این گروه‌هاست.</p>
<p>چهارم، مجازات‌های سخت مانند اعدام، تبعید، یا رها کردن زنان معترض، در همه این گروه‌ها دیده می‌شود.</p>
<p>زنان و دختران در گروه‌های تروریستی پ‌ک‌ک، مجاهدین خلق، کومله، و حزب دموکرات کردستان ایران، نه‌تنها از حقوق اولیه خود محروم شده‌اند، بلکه به‌عنوان قربانیان اصلی ساختارهای افراطی و بهره‌کشی این گروه‌ها شناخته می‌شوند. این گروه‌ها با استفاده از شعارهای فریبنده، زنان را جذب می‌کنند، اما در عمل آن‌ها را به بردگان جنسی، نیروهای عملیاتی یک‌بارمصرف، و ابزارهای تبلیغاتی تبدیل می‌کنند. مشابهت‌های رفتاری این گروه‌ها نشان‌دهنده الگویی جهانی در میان سازمان‌های تروریستی است که در آن زنان، به‌ویژه دختران جوان و آسیب‌پذیر، هدف اصلی سوءاستفاده قرار می‌گیرند.</p>
<p>از منظر استدلالی، این وضعیت نتیجه ترکیبی از ایدئولوژی‌های افراطی، فقدان پاسخگویی، و ساختارهای قدرت مردسالار در این گروه‌هاست. پ‌ک‌ک و کومله با تکیه بر ایدئولوژی‌های چپ‌گرایانه، و مجاهدین خلق و حدکا با استفاده از ترکیب ایدئولوژی‌های التقاطی و قومی ، تلاش کرده‌اند زنان را به‌عنوان نماد مبارزه معرفی کنند، اما این نمایش صرفاً برای جلب حمایت داخلی و بین‌المللی بوده است. در واقع، کنترل زنان و سلب اختیار آن‌ها، بخشی از استراتژی این گروه‌ها برای حفظ انسجام داخلی و تضمین وفاداری اعضاست. بهره‌کشی جنسی نیز نه‌تنها نقض حقوق انسانی، بلکه ابزاری برای تثبیت قدرت سران گروه‌هاست، همان‌طور که در مورد «دوران کالکان» (از رهبران ارشد پ‌ک‌ک) و مسعود رجوی دیده می‌شود. این رفتارها نشان می‌دهد که زنان در این گروه‌ها نه به‌عنوان انسان‌هایی برابر، بلکه به‌عنوان دارایی‌هایی قابل مصرف دیده می‌شوند.</p>
<p>پیامدهای این رفتارها فراتر از زندگی فردی زنان است. این گروه‌ها با تخریب زندگی زنان و جدا کردن آن‌ها از خانواده و جامعه، به ساختارهای اجتماعی آسیب زده و چرخه‌ای از خشونت و ناامنی را تقویت می کنند. از سوی دیگر، استفاده ابزاری از زنان در عملیات‌های نظامی و تبلیغاتی، چهره‌ای تحریف‌شده از مشارکت زنان در آنچه از سوی این گروهها «مبارزه» خوانده میشود، ارائه می‌دهد که به‌جای توانمندسازی، به نابودی آن‌ها منجر می‌شود.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68764">مشابهت‌های رفتاری مجاهدین و گروه‌های کُرد تجزیه طلب با زنان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68764/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیلی بر سرنوشت مجاهدین در سناریوی توافق ایران و آمریکا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 May 2026 11:47:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68636</guid>

					<description><![CDATA[<p>چکیده: توافق پایدار میان ایران و قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، در ادامه می‌تواند منجر به بازتعریفی اساسی در روابط بین‌الملل و منطقه‌ای شود. این بازتعریف، پیامدهای مستقیمی بر وضعیت و حمایت از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی بویژه مجاهدین خواهد داشت. یافته‌ها نشان می‌دهد که در سناریوی توافق پایدار، حمایت غرب از مجاهدین کاهش یافته و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636">تحلیلی بر سرنوشت مجاهدین در سناریوی توافق ایران و آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>چکیده:</h3>
<p>توافق پایدار میان ایران و قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا، در ادامه می‌تواند منجر به بازتعریفی اساسی در روابط بین‌الملل و منطقه‌ای شود. این بازتعریف، پیامدهای مستقیمی بر وضعیت و حمایت از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی بویژه مجاهدین خواهد داشت.<br />
یافته‌ها نشان می‌دهد که در سناریوی توافق پایدار، حمایت غرب از مجاهدین کاهش یافته و ماهیت آن تغییر می‌کند؛ از ابزارهای فشار نظامی و آشوب‌زا به سمت اهرم‌های سیاسی-حقوق بشری محدود و با هزینه کمتر سوق پیدا می‌کند.<br />
به‌طور خاص، موضوع استرداد سران مجاهدین، به‌ویژه با توجه به محاکمات غیابی آنها در پرونده سران و ۱۰۴ تن از مسئولین این گروه ، و همچنین مسئله وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی که گزارش‌هایی از گروگان گرفته شدن آن‌ها و عدم دسترسی خانواده‌ها حکایت دارد، به یکی از نقاط تنش‌زا و در عین حال، نقاط احتمالی مذاکره و چانه‌زنی در چارچوب توافق تبدیل خواهد شد.<br />
بنظر می رسد در واکنش سران مجاهدین به این تغییرات، احتمالاً شامل تلاش برای حفظ پایگاه حمایتی، ادعای قربانی بودن، و استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و حقوق بشری در غرب خواهد بود.</p>
<h3>مقدمه: معمای گروه‌های مخالف در چشم‌انداز توافق:</h3>
<p>گذار از تنش به تنش‌زدایی در روابط ایران و غرب، به‌ویژه با آمریکا، سناریوهای متعددی را در برابر بازیگران غیردولتی مخالف جمهوری اسلامی قرار می‌دهد. پرسش اساسی این است که آیا در چارچوب یک توافق پایدار، غرب به حمایت از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان اهرم فشار ادامه خواهد داد، یا منافع حاصل از توافق، اولویت را به مهار این بازیگران خواهد داد؟<br />
یکی از چالش‌های کلیدی در این میان، موضوع استرداد اعضا و سران گروه‌های مخالف است که تحت پیگرد قضایی ایران قرار دارند؛ به‌ویژه پرونده‌های مربوط به مجاهدین ، مانند محاکمه غیابی رهبران و ۱۰۴ تن از مسئولین این سازمان، و همچنین گزارش‌هایی مبنی بر وضعیت نامشخص و احتمال گروگان‌گیری اعضا در اردوگاه مانز آلبانی که مانع دسترسی خانواده‌ها به آن‌ها می‌شود، می‌تواند به یک اهرم فشار یا نقطه چانه‌زنی مهم در مذاکرات تبدیل شود. واکنش سران این گروه‌ها به این تغییرات، احتمالاً تلاش برای حفظ بقا و توجیه اقدامات گذشته از طریق روایت‌سازی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوق بشری در غرب خواهد بود.<br />
این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی مشخصا به ارزیابی سرنوشت مجاهدین در صورت شکل‌گیری یک رابطه پایدار میان تهران و واشنگتن می‌پردازد.</p>
<h3>از اهرم فشار تا چالش های پیش روی غرب (آمریکا):</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق با سابقه فعالیت مسلحانه و تشکیلات منسجم، سال‌ها به‌عنوان یکی از ابزارهای فشار غرب بر ایران عمل کرده است. نکته کلیدی در اینجا، پرونده‌های قضایی گسترده علیه سران این سازمان در ایران است، از جمله محاکمه غیابی سران و ۱۰۴ تن از مسئولین کلیدی که به اتهامات سنگینی چون ترور، همکاری با دشمن، و اقدام علیه امنیت ملی متهم هستند. علاوه بر این، گزارش‌ها و ادعاهایی مبنی بر وضعیت نامناسب و محدودیت‌های شدید برای اعضا در اردوگاه مانز آلبانی وجود دارد. طبق این گزارش‌ها، این اردوگاه توسط سران سازمان اداره می‌شود و اعضا در آن &#8220;گروگان&#8221; تلقی می‌شوند؛ به این معنا که از اختیار لازم برای انتخاب نحوه زندگی خود برخوردار نیستند و تحت کنترل شدید سران سازمان قرار دارند. خانواده‌های این اعضا نیز علیرغم تلاش‌های فراوان، دسترسی به فرزندان یا عزیزان خود در این اردوگاه ندارند و از وضعیت واقعی آن‌ها بی‌اطلاع هستند. این وضعیت، نقض آشکار حقوق اولیه انسانی و عدم دسترسی به نهادهای مستقل حقوق بشری را برجسته می‌سازد.</p>
<p>در صورت دستیابی به توافق پایدار میان ایران و آمریکا، حمایت علنی غرب از سازمان مجاهدین با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. این امر به دلایل زیر محتمل است:</p>
<p>الف &#8211; کاهش حمایت علنی غرب: ادامه حمایت از گروهی که سران آن تحت پیگرد قضایی سنگین در ایران هستند و همچنین گزارش‌هایی از نقض حقوق اعضای خود (مانند وضعیت اسفبار در مانز) دارند، با منطق تنش‌زدایی و ایجاد ثبات که از اهداف توافق پایدار است، سازگار نیست. غرب ممکن است ناگزیر شود حمایت خود را کاهش دهد تا از پیامدهای منفی احتمالی در روابط با ایران اجتناب کند.</p>
<p>ب &#8211; پرونده قضایی و مسئله اردوگاه مانز به اهرم چانه‌زنی: پرونده‌های قضایی علیه سران سازمان و همچنین وضعیت اعضا در اردوگاه مانز، می‌تواند به یکی از اهرم‌های اصلی ایران در مذاکرات تبدیل شود. هدف ایران در این میان، نه لزوماً استرداد فیزیکی تک‌تک اعضا، بلکه ایجاد شرایطی است که این افراد بتوانند آزادانه و بدون هیچ‌گونه اجبار یا تحمیل از سوی سران مجاهدین، سرنوشت خود را انتخاب کنند. ایران ممکن است پیگیری وضعیت اعضا در آلبانی و اطمینان از آزادی عمل آن‌ها را به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اصلی توافق یا اعتمادسازی مطرح کند.</p>
<p>ج &#8211; دوراهی غرب: غرب با یک دوراهی دشوار روبرو خواهد بود. یا باید فشارهای ایران برای شفاف‌سازی و بهبود وضعیت اعضا در مانز را بپذیرد (که پیامدهای سیاسی داخلی و بین‌المللی برای غرب دارد)، یا باید از حمایت خود از این سازمان بکاهد و ریسک شکست توافق یا ایجاد تنش‌های جدید را بپذیرد.</p>
<p>د &#8211; واکنش سران سازمان: احتمالاً تلاش خواهند کرد با روایت‌سازی مبنی بر &#8220;قربانی بودن&#8221; و &#8220;پایداری بر اصول&#8221;، پایگاه حمایتی باقی‌مانده را حفظ کنند. استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و لابی‌های حقوق بشری در غرب برای مقابله با فشارهای ایران و توجیه وضعیت اعضا در مانز، از اولویت‌های آن‌ها خواهد بود. ممکن است ادعا کنند که فشارهای ایران علیه آن‌ها، بخشی از معامله پنهان با غرب است و وضعیت اعضا در مانز را نیز «اختیاری» و «داوطلبانه» جلوه دهند، در حالی که شواهد حاکی از کنترل شدید و عدم دسترسی خانواده‌ها است.</p>
<p>هـ &#8211; سناریوی «تقلیل نقش»: با توجه به این چالش‌ها، محتمل‌ترین سناریو برای سازمان مجاهدین ، «تقلیل نقش» و «قطع حمایت آشکار» از سوی غرب است. غرب ممکن است تلاش کند از طریق سکوت در قبال درخواست ایران برای شفاف‌سازی وضعیت اردوگاه مانز یا دلایل حقوقی، از درگیر شدن مستقیم در این پرونده اجتناب کند، اما در نهایت، حمایت از گروهی با چنین پرونده قضایی سنگینی و با اتهامات نقض حقوق اعضای خود (در قالب گروگان‌گیری و سلب اختیار)، برای غرب غیرممکن یا بسیار پرهزینه خواهد بود.</p>
<h3>سناریوهای احتمالی برای حمایت غرب، وضعیت اردوگاه مانز و مسئله استرداد:</h3>
<p>چند سناریوی کلیدی برای نحوه ادامه حمایت غرب از این گروه‌ها، مدیریت وضعیت مانز و پرونده استرداد در صورت توافق پایدار قابل تصور است:</p>
<p>سناریوی ۱: اولویت‌بندی توافق بر حمایت و حقوق اعضا: در این سناریو، منافع حاصل از توافق پایدار، اولویت بالاتری نسبت به ادامه حمایت از گروه‌هایی با پرونده‌های قضایی سنگین (به‌ویژه مجاهدین) و همچنین ادعاهای نقض حقوق اعضا (مانند وضعیت مانز) پیدا می‌کند. غرب ممکن است به تدریج حمایت را قطع کرده و در برابر درخواست استرداد، با سکوت یا دلایل حقوقی روبرو شود. احتمالاً فشار بر آلبانی برای شفاف‌سازی وضعیت مانز نیز افزایش خواهد یافت.</p>
<p>سناریوی ۲: استفاده از استرداد و مانز به‌عنوان اهرم چانه‌زنی: ایران ممکن است استرداد سران گروه‌ها (به‌ویژه مجاهدین) و همچنین شفاف‌سازی و رسیدگی به وضعیت اعضا در مانز را به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اصلی توافق یا اعتمادسازی مطرح کند. این امر غرب را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد و می‌تواند به بن‌بست در مذاکرات منجر شود.</p>
<p>سناریوی ۳: تبدیل به ابزار اطلاعاتی و امنیتی با رویکرد حقوق بشری: غرب ممکن است حمایت از گروه‌ها را به جمع‌آوری اطلاعات محدود کند و همزمان، در صورت توافق بر سر همکاری‌های امنیتی، اطلاعات مربوط به اعضای تحت پیگرد را در اختیار ایران قرار دهد. در مورد گروه‌هایی مانند مجاهدین، ممکن است با استناد به گزارش‌های نقض حقوق اعضا، بر لزوم «شفافیت کامل» در وضعیت مانز تأکید شود.</p>
<p>سناریوی ۴: برون‌سپاری و مدیریت غیرمستقیم با تمرکز بر ثبات: حمایت از گروه‌ها به بازیگران منطقه‌ای واگذار شده و پرونده استرداد و وضعیت اعضا (مانند مانز) در چارچوب همکاری‌های امنیتی دوجانبه یا چندجانبه مدیریت شود، با تأکید بر حفظ ثبات منطقه‌ای.</p>
<h3>نتیجه‌گیری: تنش‌زدایی، استرداد، مانز، و پایان دوران اهرم‌های پرهزینه</h3>
<p>شکل‌گیری یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا، منطق حمایت از گروه‌های مخالف بویژه مجاهدین را دگرگون خواهد ساخت. موضوع استرداد سران این گروه‌ها، به‌خصوص در پرونده مجاهدین خلق با ۱۰۴ مسئول تحت پیگرد، و همچنین وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی، به یکی از نقاط حساس و تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. گروه‌هایی که صرفاً ابزار فشار نظامی یا آشوب‌زا محسوب می‌شدند، یا کارایی خود را از دست می‌دهند و به حاشیه رانده می‌شوند (مانند مجاهدین)، یا به سمت مطالبات حقوق بشری و سیاسی هدایت می‌گردند (مانند کردها)، یا حتی به تهدیدی مشترک تبدیل می‌شوند که باید مهار گردند (مانند گروه‌های شرق کشور). سلطنت‌طلبان نیز با حفظ ظرفیت رسانه‌ای و بسیج نرم، به کانال‌های حمایتی غیرمستقیم و کم‌هزینه منتقل خواهند شد. واکنش سران این گروه‌ها به این تغییرات، نقش مهمی در آینده آن‌ها ایفا خواهد کرد؛ از تلاش برای حفظ بقا و روایت‌سازی تا تمرکز بر مطالبات حقوق بشری. در نهایت، دوران اهرم‌های پرهزینه و علنی به پایان رسیده و بازیگران خارجی به سمت ابزارهای دقیق‌تر، کم‌ریسک‌تر، و هم‌راستا با منافع کلان تنش‌زدایی و همکاری‌های امنیتی (به‌ویژه در مورد گروه‌های تروریستی) حرکت خواهند کرد، اما چالش استرداد مجرمین، به‌ویژه سران مجاهدین، و مسئله وضعیت اعضا در مانز، می‌تواند به یکی از موانع یا نقاط کلیدی در مسیر شکل‌گیری و پایداری توافق تبدیل شود.</p>
<p>مسئله وضعیت اعضا در اردوگاه مانز آلبانی، از جمله مشکلات حقوقی، عدم دسترسی به نهادهای مستقل حقوق بشری، و فقدان اختیار در انتخاب سبک زندگی، و همچنین هدف ایران مبنی بر فراهم آوردن شرایط انتخاب آزادانه سرنوشت بدون تحمیل سران مجاهدین، به یکی از نقاط حساس و تعیین‌کننده در معادلات سیاسی مرتبط با مجاهدین تبدیل می‌شود. در صورت دستیابی به توافق پایدار میان ایران و آمریکا، احتمال کاهش حمایت‌های بین‌المللی از مجاهدین ، محتمل خواهد بود. این امر می‌تواند منجر به بازنگری اساسی در استراتژی و ساختار این فرقه شود.</p>
<p>نویسنده: سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636">تحلیلی بر سرنوشت مجاهدین در سناریوی توافق ایران و آمریکا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68636/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>راهبردهای مسعود رجوی؛ چرایی سقوط و بازتاب های تاریخی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68415</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68415?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 May 2026 06:56:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68415</guid>

					<description><![CDATA[<p>چکیده این مقاله به بررسی کارنامه سیاسی مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق، از منظر تاریخ سیاسی ایران می‌پردازد. بر اساس اسناد تاریخی، گزارش‌های پژوهشی و شهادت اعضای جداشده، نقش رجوی در تحولات سیاسی بیش از چهار دهه اخیر بحث‌برانگیز بوده است. انتقادات عمده شامل اتخاذ راهبردهای مسلحانه پس از انقلاب ۱۳۵۷، همکاری نظامی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68415">راهبردهای مسعود رجوی؛ چرایی سقوط و بازتاب های تاریخی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>چکیده</h3>
<p>این مقاله به بررسی کارنامه سیاسی مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق، از منظر تاریخ سیاسی ایران می‌پردازد. بر اساس اسناد تاریخی، گزارش‌های پژوهشی و شهادت اعضای جداشده، نقش رجوی در تحولات سیاسی بیش از چهار دهه اخیر بحث‌برانگیز بوده است. انتقادات عمده شامل اتخاذ راهبردهای مسلحانه پس از انقلاب ۱۳۵۷، همکاری نظامی و اطلاعاتی در دوران جنگ ایران و عراق، تعامل گسترده با دولت‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی خارجی، و ایجاد ساختارهای درون‌تشکیلاتی با ویژگی‌های فرقه‌ای است. در نتیجه این روند، رجوی به نمادی از سقوط جریان‌های سیاسی مبتنی بر خشونت و وابستگی خارجی تبدیل شده و بسیاری از پژوهشگران او را «عبرت تاریخ معاصر ایران» می‌دانند. مقاله حاضر تلاش می‌کند با رویکردی تحلیلی و مستند، دلایل این سقوط و پیامدهای تاریخی آن را بررسی کند.</p>
<h3>۱. مقدمه</h3>
<p>مسعود رجوی یکی از چهره‌های تأثیرگذار و در عین‌حال مناقشه‌برانگیز در تاریخ معاصر ایران است. او که پس از انقلاب ۱۳۵۷ به‌دنبال کسب جایگاه سیاسی برجسته‌ای بود، با اتخاذ راهبردهای رادیکال و مقابله‌جویانه، سازمان خود را وارد مسیری کرد که نهایتاً به انزوای سیاسی، اجتماعی و اخلاقی آن انجامید. بررسی این مسیر از آن رو اهمیت دارد که بازتابی از «پیامدهای انتخاب‌های سیاسی پرخطر» در یک بستر اجتماعی حساس است و مطالعه آن می‌تواند به تقویت فهم تاریخی از «خطوط قرمز امنیت ملی» و «محدوده‌های قابل‌قبول کنش سیاسی» در جامعه ایرانی کمک کند.</p>
<h3>۲. پیشینه تاریخی و شکل‌گیری تضاد با ساختار سیاسی ایران</h3>
<p>پس از پیروزی انقلاب، سازمان مجاهدین خلق در تلاش بود موقعیت خود را در فضای سیاسی جدید تثبیت کند، اما اختلافات ایدئولوژیک و رقابت‌های قدرت، این گروه را به‌سوی اتخاذ راهبردهای تقابلی و نهایتا تروریستی سوق داد. تحلیل‌گران بر این باورند که ورود سازمان به فاز مسلحانه در اوایل دهه ۱۳۶۰، نقطه عطفی در جدایی از جامعه و افزایش شکاف میان مجاهدین و دولت بود.<br />
این راهبرد منجر به وقوع عملیات‌هایی شد که تلفات غیرنظامی نیز به همراه داشت؛ موضوعی که تأثیر بسیار منفی بر تصویر عمومی سازمان و رهبر آن گذاشت و زمینه نارضایتی گسترده اجتماعی را فراهم کرد.</p>
<h3>۳. همکاری با رژیم صدام حسین؛ نقطه اوج بحران مشروعیت</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین نقاط بحث در کارنامه سیاسی رجوی، ائتلاف سازمان مجاهدین خلق با رژیم صدام حسین در دوران جنگ ایران و عراق است. اسناد تاریخی موجود نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از توان نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی سازمان در اختیار ارتش عراق قرار گرفت. این اقدام در فضای ملی ایران که جنگ را مسئله‌ای حیاتی و وجودی می‌دانست، به‌عنوان عبور از خط قرمز منافع ملی تلقی شد.<br />
همین همکاری زمینه‌ساز شکل‌گیری تصوری پایدار از «وابستگی سازمان به قدرت‌های خارجی» شد؛ تصوری که از نظر اجتماعی و سیاسی آسیب‌زای جدی برای مشروعیت رهبر سازمان به شمار می‌رود.</p>
<h3>۴. وابستگی اطلاعاتی و سیاسی به دولت‌های خارجی</h3>
<p>در دهه‌های بعد، فعالیت‌های سازمان در اروپا و آمریکا، و تعاملات آن با طیفی از سرویس‌های اطلاعاتی منطقه‌ای و غربی، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. گزارش‌های منتشرشده و شهادت‌های جداشدگان نشان می‌دهد مجاهدین در این سال‌ها به‌گونه‌ای عمل کرده است تا به‌عنوان ابزاری برای فشارهای سیاسی علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد.<br />
شرکت در فعالیت های تروریستی، انجام عملیات روانی و جنگ شناختی از طریق فضای مجازی بر علیه مردم ایران در سالهای اخیر بویژه در جنگ 12 روزه ، آشوب های دیماه 1404 ، همچنین جنگ چهل روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران تنها بخشی از کارنامه سیاه مجاهدین را تشکیل می دهد.<br />
بدین ترتیب این روند، فاصله مجاهدین با جامعه ایران را افزایش داد و آن را بیش از پیش در موقعیت «کنشگر وابسته» به بیگانگان قرار داد؛ وضعیتی که در تحلیل‌های علوم سیاسی، یکی از عوامل کاهش مشروعیت اجتماعی یک بازیگر سیاسی شمرده می‌شود.</p>
<h3>۵. ساختارهای درون‌تشکیلاتی و ویژگی‌های فرقه‌ای</h3>
<p>بخش مهمی از انتقادات موجود درباره مسعود رجوی، به ساختارهای درونی سازمان بازمی‌گردد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که سازمان طی دهه‌های اخیر به‌سمت ساختارهای بسته، کنترل‌شده و رهبرمحور حرکت کرده است.<br />
مجاهدین علیرغم اخراج از خاک عراق و اسکان در خاک آلبانی به دستور آمریکا، همچنان از ساختارهای بسته و سلسله مراتبی پیروی می کند.<br />
ویژگی‌هایی که در مطالعات مختلف درباره سازمان مطرح شده عبارت‌اند از:<br />
&#8211; کنترل شدید ارتباطات شخصی و خانوادگی<br />
&#8211; محدودیت‌های عاطفی و روانی اعضا<br />
&#8211; سلسله‌مراتب عمودی و تمرکز قدرت در دست رهبر<br />
&#8211; فقدان سازوکارهای دموکراتیک داخلی<br />
&#8211; حذف یا تنبیه منتقدان درون‌تشکیلاتی<br />
وجود چنین ساختاری موجب شده بسیاری از پژوهشگران مجاهدین را در زمره گروه‌های دارای ویژگی‌های «فرقه‌گرایانه»طبقه‌بندی کنند.</p>
<h3>۶. زندگی در خفا و افول یک رهبر</h3>
<p>در سال‌های اخیر، نبود هرگونه حضور عمومی از سوی مسعود رجوی ـ از جمله عدم انتشار تصاویر، پیام‌های صوتی یا ویدئویی معتبر ـ پرسش‌هایی جدی درباره وضعیت او ایجاد کرده است. فارغ از اینکه او امروز در چه شرایطی به سر می‌برد، نتیجه قابل مشاهده آن است که رهبر سازمانی که روزگاری مدعی قدرت سیاسی در ایران بود، اکنون در انزوایی عمیق و دور از افکار عمومیقرار گرفته است.<br />
این انزوا نه‌فقط شخصی، بلکه نماد افول یک جریان سیاسی است که راهبردهای خود را بر حذف اجتماعی، خشونت و اتکا به حمایت خارجی بنا نهاده بود.</p>
<h3>۷. نتیجه‌گیری: رجوی به‌عنوان عبرت تاریخ معاصر</h3>
<p>با بررسی مجموعه شواهد تاریخی و تحلیلی، می‌توان گفت که بسیاری از پژوهشگران، سرنوشت مسعود رجوی را نمونه‌ای روشن از پیامدهای:<br />
&#8211; دوری از مردم<br />
&#8211; اتکا به دشمن خارجی<br />
&#8211; اتخاذ راهبردهای خشونت‌محور<br />
&#8211; و تبدیل تشکیلات سیاسی به ساختاری فرقه‌ای<br />
می‌دانند.</p>
<p>از این منظر، رجوی نه‌تنها در عرصه سیاسی، بلکه در حافظه عمومی نیز به «عبرت تاریخ معاصر ایران» تبدیل شده است؛ عبرتی که نشان می‌دهد هیچ جریان سیاسی بدون پایگاه مردمی و بدون التزام به اصول اخلاقی و ملی، نمی‌تواند در مسیر پایدار و مشروع باقی بماند.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68415">راهبردهای مسعود رجوی؛ چرایی سقوط و بازتاب های تاریخی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68415/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق، از صف مردم تا حاشیه تاریخ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68392</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68392?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 May 2026 10:51:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68392</guid>

					<description><![CDATA[<p>از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق مدعی بود که از پایگاه اجتماعی عمیق و گسترده‌ای در میان جامعه ایران برخوردار است. در سال‌های ابتدایی انقلاب، این ادعا تا حدودی در میان بخشی از جوانان و دانشجویان کشور، به ویژه به‌دلیل سابقه مبارزاتی و نقش برخی از اعضای اولیه و بنیانگذاران این سازمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68392">مجاهدین خلق، از صف مردم تا حاشیه تاریخ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق مدعی بود که از پایگاه اجتماعی عمیق و گسترده‌ای در میان جامعه ایران برخوردار است. در سال‌های ابتدایی انقلاب، این ادعا تا حدودی در میان بخشی از جوانان و دانشجویان کشور، به ویژه به‌دلیل سابقه مبارزاتی و نقش برخی از اعضای اولیه و بنیانگذاران این سازمان در مبارزه با رژیم پهلوی، زمینه ذهنی پیدا کرده بود. اما این مقبولیت اولیه عمر کوتاهی داشت؛ زیرا با گذشت زمان و تغییر ماهیت رهبری جدید این گروه، مسیر آن از جریان مردمی انقلاب به‌کلی جدا شد.</p>
<h3>از انحراف در مسیر تا سقوط به ورطه تروریسم</h3>
<p>با به‌دست گرفتن رهبری سازمان توسط مسعود رجوی، مجاهدین گام به عرصه‌ای گذاشتند که بعدها سرنوشت سیاسی‌شان را برای همیشه رقم زد. رجوی به‌جای حرکت در مسیر اصلاح فکری و حضور قانونی در چارچوب نظام جدید، وارد فاز تقابل و درگیری مسلحانه با جمهوری اسلامی شد. از سال ۱۳۶۰، این سازمان با ارتکاب عملیات تروریستی و هدف‌گیری مستقیم مردم، مقامات و نهادهای عمومی، چهره‌ای خشن از خود به نمایش گذاشت.<br />
انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری، ترور شخصیت‌های انقلابی و حملات کور شهری، تنها بخشی از کارنامه خونینی بود که مردم ایران هرگز آن را فراموش نکردند. همین اقدامات باعث شد که مجاهدین، از سازمانی با ادعای عدالت‌خواهی، به گروهی تروریستی با چهره‌ای منفور بدل شوند که حتی سالها در لیست گروههای تروریستی آمریکا، اروپا و استرالیا نیز گنجانده شوند.</p>
<h3>سقوط اخلاقی با پیوستن به ارتش صدام و گسست نهایی با ملت ایران</h3>
<p>خروج از ایران و همکاری رسمی مجاهدین با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی، نقطه پایانی بر هرگونه توهم درباره «پایگاه اجتماعی» این سازمان در داخل کشور بود. حضور در کنار دشمن متجاوز، مشارکت در عملیات نظامی علیه ایران و سکونت مداوم در خاک عراق، سبب شد مجاهدین در ذهن مردم به‌عنوان خائنان به وطن شناخته شوند. از همان زمان، فاصله میان مردم ایران و مجاهدین به شکافی عمیق و غیرقابل ترمیم تبدیل شد.</p>
<h3>فروپاشی تبلیغاتی در قرن نو</h3>
<p>با وجود انزوای عینی در داخل کشور، مجاهدین در دهه‌های اخیر کوشیده‌اند با بهره‌گیری از حمایت برخی چهره‌های سیاسی در اروپا و آمریکا، همچنان خود را به‌عنوان یک جریان اجتماعی فعال معرفی کنند. بودجه‌های تبلیغاتی کلان، لابی‌گری در محافل سیاسی غربی، و نشست‌های پرزرق و برق در پاریس نتوانسته است واقعیت آشکار را پنهان کند مبنی بر اینکه؛ مجاهدین در داخل ایران هیچ پایگاه اجتماعی مؤثری ندارند.<br />
تحلیلگران مستقل غربی، از جمله &#8220;مایکل روبین&#8221;، تاریخ‌نگار و کارشناس آمریکایی مسائل خاورمیانه نیز، در آثار خود صراحتاً تأکید کرده‌اند که سازمان مجاهدین امروز بیش از آن‌که یک جریان سیاسی فعال باشد، گروهی منزوی، سالخورده و بی‌ارتباط با مردم ایران است. روبین می‌نویسد؛ رفتار فرقه‌گونه، ساختار بسته ایدئولوژیک و اتکای تام به حمایت خارجی، از جمله عواملی است که مانع از هرگونه حضور واقعی این سازمان در فضای سیاسی &#8211; اجتماعی ایران شده است.</p>
<h3>آزمون‌های میدانی و واقعیت جامعه</h3>
<p>رخدادهای بزرگ اجتماعی سال‌های اخیر در ایران، از حضور میلیونی مردم در دفاع از وطن در جریان جنگ‌های نیابتی (نظیر جنگ ۱۲ روزه یا حضور گسترده در جنگ چهل روزه) تا واکنش‌های مردمی در برابر اغتشاشات و آشوب‌های سالهای گذشته، نشان داد که جامعه ایران با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، هیچ استقبالی از پیام یا دعوت مجاهدین ندارد. برعکس، هر بار که نام این گروه در فضای مجازی یا رسانه‌ای مطرح می‌شود، سیل واکنش‌های منفی مردم نشان‌دهنده عمق نفرت عمومی از خشونت‌طلبی و وابستگی آنان به بیگانگان است.</p>
<h3>پایان یک توهم</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق، پس از بیش از چهار دهه تلاش برای القای تصویری غیرواقعی از &#8220;پایگاه مردمی&#8221;، اکنون حتی در میان حامیان خارجی خود نیز با بحران اعتبار مواجه شده است. آنچه سال‌ها به‌عنوان یک حباب تبلیغاتی ساخته و پرداخته‌شده بود، امروز فروپاشیده است. پایگاه اجتماعی‌ای که تنها در بیانیه‌ها و گردهمایی‌های اجاره‌ای بازنمایی می‌شد، در واقع هیچگاه در جامعه ایران وجود نداشت.<br />
مدعی داشتن &#8220;پایگاه اجتماعی&#8221; دیگر نه باور کسی را جلب می‌کند و نه می‌تواند سایه‌ای بر واقعیت بیفکند: مجاهدین خلق، تنها در ذهن خود و در فضای تبلیغاتی حامیانشان وجود دارند، نه در دل مردم ایران.<br />
در نهایت، تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که هیچ گروهی که مسیر وابستگی، خشونت و همسویی با دشمنان خارجی را برگزیده است، نمی‌تواند ادعای نمایندگی مردم را داشته باشد. مجاهدین نه تنها از مردم جدا شدند، بلکه امروز، در ذهن جامعه، نماد خیانت و دوری از وطن به شمار می‌آیند.</p>
<p>نویسنده: سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68392">مجاهدین خلق، از صف مردم تا حاشیه تاریخ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68392/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فریاد اردوگاه مانز؛ زخمی که جهان فراموش کرده است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68342</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68342?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Apr 2026 07:20:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68342</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق از نخستین روزهای پس از انقلاب اسلامی، همواره کوشیده است خود را صاحب پایگاه اجتماعی در ایران معرفی کند؛ اما واقعیت میدانی چهار دهه اخیر، از ترور و همکاری با صدام تا انزوای کامل در جامعه، نشان می‌دهد این ادعا بیش از آنکه بر پایه واقعیت باشد، ساخته و پرداخته تبلیغات سیاسی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68342">فریاد اردوگاه مانز؛ زخمی که جهان فراموش کرده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق از نخستین روزهای پس از انقلاب اسلامی، همواره کوشیده است خود را صاحب پایگاه اجتماعی در ایران معرفی کند؛ اما واقعیت میدانی چهار دهه اخیر، از ترور و همکاری با صدام تا انزوای کامل در جامعه، نشان می‌دهد این ادعا بیش از آنکه بر پایه واقعیت باشد، ساخته و پرداخته تبلیغات سیاسی و حمایت‌های خارجی است. امروز، فروپاشی این توهم بیش از هر زمان آشکار شده است.</p>
<p>در اعماق بالکان، اردوگاه مانز در آلبانی، به سکوت، برگزارکننده‌ یکی از تلخ‌ترین داستان‌های قرن بیست و یکم است. داستانی که نه تنها اسارت و نقض حقوق بشر را روایت می‌کند، بلکه سکوت و بی‌تفاوتی جامعه جهانی و نهادهای مدعی حقوق بشر را نیز به نمایش می‌گذارد. مانز، بیش از یک مکان، نمادی است از درد و رنج صدها انسانی که در پیچ‌وخم سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی، گویی از هستی ساقط شده‌اند.</p>
<h3>صدای خانواده‌ها؛ تلاش‌هایی بی‌ثمر در برابر دیوارهای بی‌توجهی</h3>
<p>سال‌هاست که خانواده‌های چشم‌انتظار در ایران و سراسر جهان، با قلبی فشرده و روحی خسته، به دنبال راهی برای رهایی عزیزانشان از چنگال سازمان مجاهدین در اردوگاه مانز هستند. این خانواده‌ها، در اقدامی پیگیرانه و مستمر، دست به دامن نهادهای بین‌المللی از جمله؛ کمیته بین‌المللی صلیب سرخ جهانی، ارگان‌های متعدد حقوق بشری و حتی دولت آلبانی شده‌اند. آن‌ها نامه‌ها و درخواست‌های رسمی متعددی را برای کسب اطلاع از وضعیت سلامت عزیزانشان، پیگیری وضعیت اقامتی و بازگشت احتمالی آن‌ها به آغوش خانواده، ثبت کرده‌اند. متاسفانه، پاسخ این تلاش‌های خستگی‌ناپذیر، عمدتاً با سکوت معنادار، تاخیرهای طولانی و در نهایت بی‌توجهی کامل مواجه شده است. این بی‌اعتنایی سیستماتیک نهادهای مسئول، به خودی خود، فشاری مضاعف بر خانواده‌هایی است که سال‌هاست در انتظار خبری از عزیزانشان، لحظه‌شماری می‌کنند و هر روز با نگرانی‌های جدیدی دست و پنجه نرم می‌کنند.</p>
<h3>حصر ذهنی و فیزیکی؛ زندان دوگانه در مانز</h3>
<p>اعضای گرفتار در مانز، نه تنها از نظر فیزیکی در محاصره‌ اردوگاه قرار دارند، بلکه هدف &#8220;حصر ذهنی&#8221; نیز قرار گرفته‌اند. رهبران سازمان مجاهدین با کنترل شدید رسانه‌ها، اطلاعات و ارتباطات، تلاش می‌کنند تا اراده و تفکر مستقل اعضا را از بین ببرند. قطع ارتباط با خانواده‌ها، یکی از دردناک‌ترین ابزارهای این حصر است که افراد را در انزوایی عمیق فرو می‌برد و آن‌ها را از دنیای خارج و تعلقات انسانی‌شان بیگانه می‌سازد.</p>
<div id="attachment_68343" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68343" class="wp-image-68343" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Manez-Mek-Woman.jpg" alt="زنان در اردوگاه مانز" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Manez-Mek-Woman.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Manez-Mek-Woman-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Manez-Mek-Woman-768x432.jpg 768w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68343" class="wp-caption-text">زنان در اردوگاه مانز</p></div>
<h3>زنان؛ قربانیان مضاعف در اردوگاه مانز</h3>
<p>در میان این شرایط وخیم، زنان در اردوگاه مانز، با فشارهای مضاعف و رویکردهای تبعیض‌آمیز بیشتری نسبت به مردان روبرو هستند. کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تر بر روابط شخصی و اجتماعی، محدودیت‌های بیشتر در ابراز عقاید و فعالیت‌های فردی، و در مواردی، احتمال سوءاستفاده‌های خاص، وضعیت آن‌ها را به مراتب وخیم‌تر می‌کند. این زنان، علاوه بر رنج اسارت، انزوا و نقض حقوق اولیه، بار سنگین تبعیض‌های جنسیتی و فشارهای روانی ناشی از آن را نیز بر دوش می‌کشند، در حالی که فریاد استمداد آن‌ها، در میان انبوهی از مشکلات دیگر، کمتر شنیده می‌شود.</p>
<h3>فجایع انسانی در سایه سیاست</h3>
<p>آنچه در مانز رخ داده، فراتر از یک اختلاف سیاسی صرف است؛ این یک فاجعه‌ انسانی تمام‌عیار است. مرگ و میر ناشی از بیماری و کهولت سن، که نتیجه‌ مستقیم عدم رسیدگی کافی پزشکی، شرایط نامناسب زندگی و فرسودگی جسمی و روانی است، ابعاد هولناک این تراژدی را آشکار می‌سازد. اما عجیب اینجاست که این نقض آشکار حقوق اولیه انسان‌ها، به دلیل &#8220;سیاسی‌کاری&#8221; و حمایت‌های برخی قدرت‌های غربی از سازمان مجاهدین، هیچ‌گاه در کانون توجه جدی نهادهای بین‌المللی قرار نگرفته است. رهبران سازمان نیز، با تکیه بر همین حمایت‌های غربی، از پاسخگویی در قبال این جنایات و نقض حقوق انسانی شانه خالی کرده‌اند.</p>
<h3>فراموشی در گردباد بحران‌ها</h3>
<p>در شرایط فعلی که جهان درگیر بحران‌های متعدد سیاسی، اقتصادی و امنیتی است، سرنوشت اردوگاه مانز و ساکنان فراموش‌شده‌ آن، بیش از پیش به ورطه‌ی فراموشی سپرده شده است. تمرکز رسانه‌ها و افکار عمومی بر رویدادهای داغ جهانی، باعث شده تا این زخم کهنه در آلبانی، همچنان سرباز کند و درد آن نادیده گرفته شود.</p>
<h3>آیا زمان آن نرسیده است؟ فراخوانی برای اقدام فوری</h3>
<p>خانواده‌های اسیران مانز، دهه‌هاست که در انتظار یک اقدام عملی و مؤثر برای رهایی عزیزانشان از وضعیت فاجعه‌بار کنونی هستند. اکنون، وظیفه‌ جامعه‌ی جهانی، به ویژه سازمان‌های حقوق بشری، نهادهایی چون صلیب سرخ جهانی و دولت آلبانی است که با نگاهی انسانی و بدون ملاحظات سیاسی، به این پرونده رسیدگی کنند. تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب مستقل، تسهیل بازدید نمایندگان بی‌طرف از اردوگاه، و اعمال فشارهای دیپلماتیک و عمومی، می‌تواند گامی حیاتی در جهت پایان دادن به این تراژدی انسانی باشد.<br />
آیا وجدان جهانی، پاسخی به این فریادهای خاموش و چشم‌های اشکبار خانواده‌ها خواهد داد؟</p>
<p>نویسنده: سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68342">فریاد اردوگاه مانز؛ زخمی که جهان فراموش کرده است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68342/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
