چرا پروژه سیاسی مجاهدین شکست خورده است؟

این روزها بار دیگر تبلیغات پر آب و تاب برای آنچه که “تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد در پاریس” نامیده می شود، در سایت های رسمی و غیر رسمی مجاهدین خودنمایی می کند. تا بار دیگر علیرغم خلع سلاح و دپو شدن در اردوگاه مانز آلبانی خود را همچنان میدان دار آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران نشان […]

این روزها بار دیگر تبلیغات پر آب و تاب برای آنچه که “تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد در پاریس” نامیده می شود، در سایت های رسمی و غیر رسمی مجاهدین خودنمایی می کند. تا بار دیگر علیرغم خلع سلاح و دپو شدن در اردوگاه مانز آلبانی خود را همچنان میدان دار آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران نشان دهند!

شعار «صلح و آزادی» و «سال سرنوشت» در پایان اطلاعیه تبلیغاتی مجاهدین، همچنان آذین بند دکان فریبکاری این تشکیلات است. «صلح و آزادی» برای پوشاندن ماهیت تروریستی و جنگ طلبی و «سال سرنوشت» برای ایجاد امید واهی در ساکنین اردوگاه مانز آلبانی .

مجاهدین؛ تشکیلاتی گرفتار گذشته و بیگانه با جامعه امروز ایران

پرسش اساسی این است که چرا این حجم از تبلیغات، برخلاف دهه‌های گذشته، دیگر تأثیر چندانی بر افکار عمومی ندارد و حتی برای بسیاری از مخاطبان، تکراری و فاقد باورپذیری است؟

یکی از مهم‌ترین دلایل این مسئله، شکاف عمیق میان ادعاهای مجاهدین و واقعیت اجتماعی ایران است. افکار عمومی ایران هنوز خاطره سال‌های ترور، انفجار، همکاری با ارتش صدام در دوران جنگ و اقدامات خشونت‌آمیز این گروه را فراموش نکرده است. به همین دلیل، تبلیغات رسانه‌ای گسترده نیز نتوانسته این ذهنیت تاریخی را تغییر دهد.

از سوی دیگر بخش عمده‌ای از فعالیت‌های تبلیغاتی مجاهدین بیشتر متوجه مخاطبان و حامیان خارجی است تا مردم داخل ایران.

برگزاری تجمعات در کشورهای اروپایی، استفاده از شرکت‌کنندگان غیر ایرانی یا جذب جمعیت از طریق امکانات رفاهی و تبلیغاتی، گرچه ممکن است تصاویر پرجمعیتی تولید کند، اما الزاماً به معنای برخورداری از پایگاه اجتماعی واقعی نیست. در دنیای سیاست، مشروعیت هر جریان سیاسی بیش از هر چیز از میزان نفوذ و حمایت مردمی در داخل کشور سرچشمه می‌گیرد؛ معیاری که مجاهدین از آن بی‌بهره‌اند.

مفهوم آلترناتیو سیاسی

واقعیت این است که مفهوم «آلترناتیو سیاسی» تنها با تبلیغات رسانه‌ای یا برگزاری گردهمایی در خارج از کشور شکل نمی‌گیرد. یک آلترناتیو واقعی باید دارای چند ویژگی اساسی باشد: پایگاه اجتماعی در داخل کشور، توانایی ارتباط با نسل جدید، برنامه سیاسی روشن، مشروعیت ملی و سرمایه اجتماعی.

پرسشی که امروز بارها مطرح می‌شود این است که آیا مجاهدین با کارنامه‌ای پرحاشیه و ساختاری بسته، توانسته‌اند چنین جایگاهی به دست آورند؟

بدیهی است مردم ایران که بخوبی با ذات پلید و خوی وحشی و تروریستی مجاهدین آشنایی داشته و زخم های آنان را بر تن و جانشان دارند هرگز خیانت ها و وطن فروشی های آنان را فراموش نکرده و فریب ریاکاری و تبلیغات آنان را نمی خورند.
اکنون هم بدلیل همین شناخت، مردم ایران بیش از نود روز است که هر شب در کف خیابانها به حمایت از رهبری، نیروهای مسلح و نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته و شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر «منافقین» سر می دهند.
بنابراین چنین دروغ هایی با نشانه های آشکار، نهایت گستاخی و بی شرمی رهبران مجاهدین است که مستمر نام مردم ایران را بر زبان می رانند.

مجاهدین گروهی با تاریخ مصرف گذشته

البته مجاهدین مشکل دیگری هم دارند و آن این است که وضعیت فعلی شان دیگر چنگی به دل اربابان خارجی شان هم نمی زند؟ بعبارتی تاریخ مصرف شان گذشته است. چرا که :

– رهبری بنام مسعود رجوی دارند، پیر و بیمار ، و کریه المنظر ، که اگر زنده باشد در سن 78 سالگی است. مخفی، بی تصویر و بی صدا
– رئیس جمهور موقتی و البته تحمیلی دارند که نزدیک به 33 سال است در این پست ابقا شده است! پیر زنی 73 ساله، او هم بیمار و مریض که دیگر چهره اش هم چنگی به دل صاحبانش نمی زند.
– نزدیک به 2000 تن عضو نگونبخت، زن و مرد، دپو شده در اردوگاه مانز آلبانی، متوسط سن بین 60 تا بالای 70 سال، بیمار و زمین گیر، و بی ارتباط با دنیای بیرون (غارنشین)
– و هوادارانی سرگردان در کشورهای اروپایی که آنها هم دوران سالمندی خود را می گذرانند.
– و آخر اینکه گروهی با پرونده ای پر از جنایت و خیانت که رهبرانشان به همراه 104 تن دیگر از اعضای اصلی آن غیابا در حال محاکمه در دادگاهی در تهران هستند.

و اما شاید بتوان یاوه سرایی های سران مجاهدین و دفاع از حقانیت جعلی و قالب کردن یک فرقه تروریستی به عنوان آلترناتیو به مردم ایران را با این بیت مشهور مولانا به پایان رساند:

آن یکی پرسید اُشتر را که هی     از کجا می آیی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو          گفت: خود پیداست از زانوی تو (مثنوی)

مفهوم این حکایت آن است که حقیقت را نمی‌توان پشت ظواهر پنهان کرد؛ واقعیت هر جریان سیاسی، نه در شعارها و تبلیغات، بلکه در کارنامه، عملکرد و میزان مقبولیت اجتماعی آن آشکار می‌شود.

سعید پارسا