جابجایی افراد از کمپ موقت لیبرتی به خارج از عراق

این روزها فرقه رجوی به صورت قطره چکان و محدود افراد را به آلبانی می فرستد و از هنگام اخراج از قرارگاه اشرف و رفتن به کمپ موقت و ترانزیتی لیبرتی در طول سه سال اخیر بیش از چند صد نفر اعزام نشده اند.
نکته حائز اهمیت این است که اگر دقت کنید گذشته از اعزام کم و محدود نفرات، طیف نیروهای فرستاده شده غالباً از بدنه میانی نیست بخصوص از رده های ام جدید و ام قدیم، لایه ای که بیشترین تناقضات و مسأله داری را در تشکیلات دارند که اتفاقاً خیلی از آنها افراد اسیر جنگی عملیات های عراق و خود رجوی را شامل می شوند.
این نیروها که هم کار اجرایی و بار عملیات های داخله یا حملات تروریستی را هم داشته اند مانند عملیات های سحر، (آ) 77، س و… اکنون معترض هستند و مسأله داری بیشتری متوجه آنها است که بنا بر گزارش و پیام ها لبه تیز بدهکار و طلبکاری نشست های گروه توجه آن ها است.
بعد از توافق هسته ای میان ایران و غرب و رها شدن تیر سمی بسمت رجوی در نتیجه آن شوک فوق العاده ای به بدنه وارد شده است و نشست های ایدئولوژیکی و سیاسی متفاوتی در دستور کار قرار گرفته و می خواهند با تجسم و تصور سازی برای افراد هم چنان خود را پیروز این توافق نشان دهند و حتی جوک این است که فرماندهان نه ایران و نه اوباما، بلکه خود را برجسته می کنند که تنها فاکتور تعیین کننده در این مرحله و پس از آن هستند.
اکنون با نشست ها و جلسات بدهکاری نیروها و از سوی دیگر نشست های تحلیل سیاسی فشاری به تشکیلات و به ویژه بدنه میانی وارد کرده اند تا مانع ریزش و مسأله داری گردند.
به همین خاطر فرماندهان تشکیلات افراد را دست چین کرده و نمی خواهند لایه میانی را اکنون به آلبانی بفرستند که آنجا دست و پا گیر آنها شوند. مهوش سپهری (نسرین) بارها می گفت لایه، ام جدید و ام قدیم در حالی که بیشترین حجم کار را انجام می دهند، لرزان ترین افراد رادر بین خود دارند.
چنین آشنایی با افراد این لایه می بینیم که اسامی درز شده که رجوی سعی می کند از افشاء و اعلام آن خودداری کند و ارائه نمی دهد، توسط افراد جدا شده و انجمن های حمایت از گروگان های فرقه منتشر میشود. هیچ یک از دوستان سابق و هم لایه ای را در این بین مشاهده نمی کنیم. دلیل دیگر این که دستگاه رجوی می ترسد که آن دو لایه ول کرده وقتی پایشان به خارج برسد به دلیل اطلاعات و خاطرات مستند فراوان از جمله دستگیری ها و بازداشت های سال 1373 (چک امنیتی) که بیشتر شامل این رده ها می شد با چالش جدی مواجهه گردد و نتواند به این سادگی مانع آن شود.
از جهت همین لایه به دلیل حجم کار اجرایی بالا، بی خوابی و نگهبانی، نشست های طولانی و انجام عملیات های داخله فرقه بیماران زیادی را در بین آن ها به همراه دارد و رجوی عامرانه می خواهد با نفرستادن آن ها و بیماران رنجور از شر آن ها خلاص شود.
آمار بهداری فرقه نشان می داد که افراد از بیماری های مزمن مانند سرطان، آسم، عفونت های مزمن، سردرد های مداوم و ضعف جسمانی زیاد رنج می بردند که همه ما با آن آشنا بودیم و گاهاً برای یک ویزیت معمولی و دکتر عمومی ماه ها در نوبت می ماندیم تا احیاناً معالجه و یا معاینه گردیم.
اما واقعیت این است که هر چند رجوی یک بام و دو هوا می کند و به بهانه های متفاوتی از اعزام افراد خودداری و یا نفرات خودش که سر سپرده هستند و به قول تشکیلات خودسپاری کامل تری دارند به تعداد اندک به آلبانی می فرستد، ولی روند تحولات و به خصوص به رغم عدم تمایل عقب نشینی رجوی از قرارگاه اشرف و سپس تن دادن به آن که می گفت اشرف نباشد تن من مباد، اشرفی که هنوز رازهای بی شماری را از جنایت با خود به همراه دارد، بی شک رجوی هم در عراق و هم در آلبانی سرش به سنگ خواهد خورد. به ویژه که خانواده ها دست بردار نیستند، وقتی به زعم عدم موافقت رجوی برای ملاقات، تأثیر خود را خواهند داشت و مانند یک آنزیم عمل کرده و در کنار سایر عوامل، بساط و دستگاه رجوی را به هم خواهند ریخت.
افراد تشکیلات بر عکس القائات رجوی چون در مجاب سازی آشکار قرار دارند و هیچ موضوع و مقوله ای به رأی و نظر دومکراتیک و سپس تصمیم گیری گذاشته نمی شود لاجرم افراد را مسأله داری و معترضمی کند و در نقطه ای این سقف کادب (اعلان های دروغ) فرقه را برسر سران خراب می کند.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.