مجاهدین خلق، از صف مردم تا حاشیه تاریخ

از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق مدعی بود که از پایگاه اجتماعی عمیق و گسترده‌ای در میان جامعه ایران برخوردار است. در سال‌های ابتدایی انقلاب، این ادعا تا حدودی در میان بخشی از جوانان و دانشجویان کشور، به ویژه به‌دلیل سابقه مبارزاتی و نقش برخی از اعضای اولیه و بنیانگذاران این سازمان […]

از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق مدعی بود که از پایگاه اجتماعی عمیق و گسترده‌ای در میان جامعه ایران برخوردار است. در سال‌های ابتدایی انقلاب، این ادعا تا حدودی در میان بخشی از جوانان و دانشجویان کشور، به ویژه به‌دلیل سابقه مبارزاتی و نقش برخی از اعضای اولیه و بنیانگذاران این سازمان در مبارزه با رژیم پهلوی، زمینه ذهنی پیدا کرده بود. اما این مقبولیت اولیه عمر کوتاهی داشت؛ زیرا با گذشت زمان و تغییر ماهیت رهبری جدید این گروه، مسیر آن از جریان مردمی انقلاب به‌کلی جدا شد.

از انحراف در مسیر تا سقوط به ورطه تروریسم

با به‌دست گرفتن رهبری سازمان توسط مسعود رجوی، مجاهدین گام به عرصه‌ای گذاشتند که بعدها سرنوشت سیاسی‌شان را برای همیشه رقم زد. رجوی به‌جای حرکت در مسیر اصلاح فکری و حضور قانونی در چارچوب نظام جدید، وارد فاز تقابل و درگیری مسلحانه با جمهوری اسلامی شد. از سال ۱۳۶۰، این سازمان با ارتکاب عملیات تروریستی و هدف‌گیری مستقیم مردم، مقامات و نهادهای عمومی، چهره‌ای خشن از خود به نمایش گذاشت.
انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری، ترور شخصیت‌های انقلابی و حملات کور شهری، تنها بخشی از کارنامه خونینی بود که مردم ایران هرگز آن را فراموش نکردند. همین اقدامات باعث شد که مجاهدین، از سازمانی با ادعای عدالت‌خواهی، به گروهی تروریستی با چهره‌ای منفور بدل شوند که حتی سالها در لیست گروههای تروریستی آمریکا، اروپا و استرالیا نیز گنجانده شوند.

سقوط اخلاقی با پیوستن به ارتش صدام و گسست نهایی با ملت ایران

خروج از ایران و همکاری رسمی مجاهدین با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی، نقطه پایانی بر هرگونه توهم درباره «پایگاه اجتماعی» این سازمان در داخل کشور بود. حضور در کنار دشمن متجاوز، مشارکت در عملیات نظامی علیه ایران و سکونت مداوم در خاک عراق، سبب شد مجاهدین در ذهن مردم به‌عنوان خائنان به وطن شناخته شوند. از همان زمان، فاصله میان مردم ایران و مجاهدین به شکافی عمیق و غیرقابل ترمیم تبدیل شد.

فروپاشی تبلیغاتی در قرن نو

با وجود انزوای عینی در داخل کشور، مجاهدین در دهه‌های اخیر کوشیده‌اند با بهره‌گیری از حمایت برخی چهره‌های سیاسی در اروپا و آمریکا، همچنان خود را به‌عنوان یک جریان اجتماعی فعال معرفی کنند. بودجه‌های تبلیغاتی کلان، لابی‌گری در محافل سیاسی غربی، و نشست‌های پرزرق و برق در پاریس نتوانسته است واقعیت آشکار را پنهان کند مبنی بر اینکه؛ مجاهدین در داخل ایران هیچ پایگاه اجتماعی مؤثری ندارند.
تحلیلگران مستقل غربی، از جمله “مایکل روبین”، تاریخ‌نگار و کارشناس آمریکایی مسائل خاورمیانه نیز، در آثار خود صراحتاً تأکید کرده‌اند که سازمان مجاهدین امروز بیش از آن‌که یک جریان سیاسی فعال باشد، گروهی منزوی، سالخورده و بی‌ارتباط با مردم ایران است. روبین می‌نویسد؛ رفتار فرقه‌گونه، ساختار بسته ایدئولوژیک و اتکای تام به حمایت خارجی، از جمله عواملی است که مانع از هرگونه حضور واقعی این سازمان در فضای سیاسی – اجتماعی ایران شده است.

آزمون‌های میدانی و واقعیت جامعه

رخدادهای بزرگ اجتماعی سال‌های اخیر در ایران، از حضور میلیونی مردم در دفاع از وطن در جریان جنگ‌های نیابتی (نظیر جنگ ۱۲ روزه یا حضور گسترده در جنگ چهل روزه) تا واکنش‌های مردمی در برابر اغتشاشات و آشوب‌های سالهای گذشته، نشان داد که جامعه ایران با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، هیچ استقبالی از پیام یا دعوت مجاهدین ندارد. برعکس، هر بار که نام این گروه در فضای مجازی یا رسانه‌ای مطرح می‌شود، سیل واکنش‌های منفی مردم نشان‌دهنده عمق نفرت عمومی از خشونت‌طلبی و وابستگی آنان به بیگانگان است.

پایان یک توهم

سازمان مجاهدین خلق، پس از بیش از چهار دهه تلاش برای القای تصویری غیرواقعی از “پایگاه مردمی”، اکنون حتی در میان حامیان خارجی خود نیز با بحران اعتبار مواجه شده است. آنچه سال‌ها به‌عنوان یک حباب تبلیغاتی ساخته و پرداخته‌شده بود، امروز فروپاشیده است. پایگاه اجتماعی‌ای که تنها در بیانیه‌ها و گردهمایی‌های اجاره‌ای بازنمایی می‌شد، در واقع هیچگاه در جامعه ایران وجود نداشت.
مدعی داشتن “پایگاه اجتماعی” دیگر نه باور کسی را جلب می‌کند و نه می‌تواند سایه‌ای بر واقعیت بیفکند: مجاهدین خلق، تنها در ذهن خود و در فضای تبلیغاتی حامیانشان وجود دارند، نه در دل مردم ایران.
در نهایت، تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که هیچ گروهی که مسیر وابستگی، خشونت و همسویی با دشمنان خارجی را برگزیده است، نمی‌تواند ادعای نمایندگی مردم را داشته باشد. مجاهدین نه تنها از مردم جدا شدند، بلکه امروز، در ذهن جامعه، نماد خیانت و دوری از وطن به شمار می‌آیند.

نویسنده: سعید پارسا