هر سال که از سالگرد عملیات فروغ جاویدان می گذرد ابعاد این عملیات خودش را بیشتر نشان می دهد. رجوی در چه توهمی بسر می برد که فکر می کرد می تواند با کمک ارتش عراق خودش را به تهران برسد. رجوی که آتش بس جنگ عراق علیه ایران را نقطه پایانی بر حضور خود […]
هر سال که از سالگرد عملیات فروغ جاویدان می گذرد ابعاد این عملیات خودش را بیشتر نشان می دهد. رجوی در چه توهمی بسر می برد که فکر می کرد می تواند با کمک ارتش عراق خودش را به تهران برسد.
رجوی که آتش بس جنگ عراق علیه ایران را نقطه پایانی بر حضور خود در عراق می دید، تصمیم گرفت دست به عملیاتی بزند. او می دانست به شکست منجر خواهد شد ولی ناچار بود دست به این حماقت بزرگ بزند چون باید جواب آمدن به عراق و این که مدعی بود هرگز حکومت ایران حاضر به صلح نیست را بدهد . او اعتقاد داشت صلح طناب دار حکومت ایران خواهد بود و با این تحلیل نیروهایش را در عراق به کار گرفت و با تاسیس ارتش آزادیبخش که نامی بیش نبود اسیر توهماتی شد که فکر می کرد با گرفتن شهر مهران این بار نوبت تهران خواهد بود سنگی بزرگ که در آخر بر سرش آوار شد .
رجوی با خیالپردازی و سرازیر شدن تسلیحات عراقی به اشرف و آوردن نیروهایی از خارجه که هرگز دست به سلاح نبرده بودند، در خیال خود به فتح تهران فکر می کرد. اما زهی خیال محال.
رجوی در روز توجیه عملیات فروغ جاویدان می گفت دیگر کار تمام است و تمام فرماندهانش هم که سرمست از حرفهای رجوی بودند اقرار می کردند که همه هماهنگی ها برای حمله با ارتش عراق شده است. ولی در روز موعود خبری از ارتش عراق نبود و این نیروهای سازمان بودند که باید در تنگه چهارزبر کشته می شدند .
اما حقه بازی بزرگ رجوی بعد از شکست عملیات فروغ جاویدان بود . نیروهای زیادی کشته شده و تعدادی هم زخمی بودند. بقیه نیروها در اشرف کمرشان خم شده بود و توان فکر کردن نداشتند. تعدادی هم که از خارجه آمده بودند راه برگشت در پیش گرفتند. رجوی به این فکر افتاد تا اعلام کند در عملیات فروغ جاویدان به پیروزی رسیده است. او نیروهایش را جمع کند و بعد از چند روز با برگزاری نشست جمع بندی اعلام پیروزی نمود و بعد با دریدگی خاص خودش عنوان داشت عامل اصلی شکست خود نیروها بودند که تمام توان و انرژی خود را برای سرنگونی نگذاشته و هر کدام مشکلی داشتند و در نهایت برای اینکه به نیروها انگیزه بدهد عنوان داشت کار حکومت ایران تا عید سال 68 تمام است و فشار در داخل کشور بر روی حکومت زیاد است و مردم انگیزه سرنگونی دارند .
رجوی با این شیوه ابتدا همه را بدهکار کرد و نیروها نیز در توهمات او گیر کرده بودند و فکر می کردند که حرفهای رجوی درست است ولی عید همان سال گذشت و خبری از سرنگونی نشد.
در واقع عملیات فروغ جاویدان نقطه شروع فرقه ای شدن مناسبات سازمان بود چون از آن تاریخ دیگر کسی جرات انتقاد به رجوی و مسئولین سازمان را نداشت و بعد هم شاهد انقلاب طلاق مریم رجوی بودیم .
نکته ای که بسیار مهم است رجوی هر بار به مسئله عملیات فروغ جاویدان اشاره می کند و با این توهمات و نشان دادن فیلم های آن سعی می کند به نیروهایش انگیزه بدهد ولی همه می دانند که توهمات رجوی پایانی ندارد و برای فریبکاری نیاز به این فیلم های از تاریخ گذشته دارد.
نیروهایی که در عملیات فروغ جاویدان حضور داشتند می دانند این عملیات از ابتدا هم شکست خورده بود. به خاطر خیره سری رجوی تعداد زیادی بیهوده جانشان را از دست دادند ولی رجوی هم چنان در توهم انجام عملیات فروغ جاویدان باقی مانده و دلش را به فیلم های آن خوش می کند.
هادی شبانی

