فرقه رجوی از قله تا قهر

راستی الان رجوی که خود را روزی رهبر ایران می خواند و در سر خود چه آرزوهائی را میپروراند کجاست که دست به کمر و سیگار بر لب روی صحن جلوی پیروان خودش قدم میزد و آنها هم برایش کف و هورا می کشیدند و او هم غرق تفکرات و بلند پروازیهای خودش بود. و احساس می کرد تمام دنیا الان در همین جاست که در فکر اوست چی شد الان چندین سال هست هیچ خبری ازش نیست و خودش را هم در سوراخی پنهان کرده. پس از اون همه شعار دادن بنظر میرسد از خواب غفلت بیدار شده باشد و افسوس آن روزگاران را می خورد وقتی دست مریم قجر عضدانلو (رجوی) را می گرفت و سان می دید. به راستی دنیا جای سر مشق است و عبرت اما او درس نگرفت دوست و رفیق خودش صدام دیکتاتور هم مثل او بود با تمام افکارهای متکبرانه و متجاوزانه آخر سر چه سرنوشتی دچارش شد. به راستی دنیا چقدر کوچک است مگه چه اشکالی دارد در گوشه ای از دنیا یکی خودش را رهبر فرمانده و یکی رئیس جمهور بداند که احدی قبولش ندارند. چه بد ما بخیلیم اون روزهائی که در گردهمائی ها مستمر می گفت ما اینیم و می تونیم چه کیفی می کرد پس الان شما چه هستید. بدرستی زمان آن نرسیده که از لانه های عنکبوتی خودت بیرون بیایی و از خواب و خیالی که داشتی و آن افراد ساده لوح که تو را باور داشتند بگوئی تمام این ادعاها و وعده و وعید ها وسیله ای بود برای رسیدن به آمال و امیال انحصار طلبانه خودم. صداهایی را که می شنیدید طبل تو خالی بیش نبود که امروز کوس رسوئی آن عالم و آدم را روشن کرده با گذشت زمان همه چی روشن شد آن حرفهای شیک و شعارهای آزادی خواهی جاش که شد و سر بزنگاه غیبت زد بی خیال. سرم سلامت این ترفند که ضرورت انقلاب و خلق است و یک مشت افراد فریب خورده اما این نقاب ها دیگر بر چهره نه می ماند و نه وسیله ای برای عوام فریبی است.
آقای رجوی آلت دست برادر صدام شدید سرنوشت او هم معلوم شد حال خود را آویزان امریکا کرده اید اون هم وضعیتش معلوم است و از نظر مردم ایران منفور. اما این توجیه را به افراد فریب خورده چگونه توجیه کردی و این حرکت را در راستای منافع چه کسی دیدی خلاصه که هر چه دست پا می زنید بیشتر در باتلاق فرو می روید چون دیگر دوران شما هم تمام شد هرکس تاریخ مصرفی دارد شما هم تا همین مدت بود چون از تمام برگ ها استفاده کردید اما از حق نگذریم مدت زیادی بود که دوام آوردید و توانستید پشت شعار های پرطمطراق خودتان را مخفی کنید. امروز وقتی پرده رسوایی شما روز به روز بر ملا می شود از همکاری با دولت صدام و گرفتن رشوه های کلان بابت دادن اطلاعات و خراب کاریهایی که صدام می خواست و همکاری با دولت امریکا و دادن به اصطلاح خودتان اطلاعات مراکز تولید اورانیوم و غنی سازی آن هم نشاندهنده این است که ذره ای ارق ملی در شما وجود ندارد و نداشته و حاضرید برای بقاء خودت دست به هر خیانتی بزنید ولی افسوس که زهی ره باطل می روید حال بگذریم که چقدر از این اطلاعات درست و نادرست بوده.
ولی امروز بر همگان واضح و ملموس شده که شما هم هیچ فرقی با اربابان خودتان ندارید و کاسه ذلت و خواری و چه کنم چه کنم را در دست دارید بنابر این از نظر مردم ایران منفور و افکار عمومی نسبت به شما منزجر می باشد و کار نامه شما بسته شده و باید در یک دادگاه بین اللمللی پاسخگو و محاکمه شوید.
ابوالفضل یحیائی

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن