استراتژی خشونت طلبانه

آیا راه حلی پراتیک برای جلوگیری از تکرار خونریزی و خشونت در اشرف وجود دارد؟

 خشونت و خونریزی بهر دلیل و از هر سمتی که باشد محکوم است. در دوران و عصری که در آن زندگی میکنیم راه حلهای خشونت آمیز و خونریزی بسیار مطرود و محکوم هستند بخصوص وقتی راه حلهای منطقی و پراتیک وجود دارند که نه تنها در آن اثری از خشونت و خونریزی نیست بلکه میتوانند بسیار مسئله حل کن نیز باشند. راه حلهای زیادی از طرف جداشدگان که خود سالیان در بند و اسارت ایدئولوژی و افکار فرقه ای رجوی بوده اند مطرح شده است که راه حلهای بسیار پراتیک و مطلوب هستند چون افراد جداشده با گوشت و پوست و استخوان خود این مشکل بزرگ را در درون پادگان اشرف حس میکنند و به نظر من پراتیک ترین راه حلها را میتوان در مقالات و سخنان جدا شدگان از فرقه رجوی جستجو کرد. چیزی که بسیار بدیهی و روشن است اینست که رهبری فرقه نه تنها اساسا در نظر ندارد که نیروهای خود را که در حدود 3400 تن زن و مرد میباشند را از خاک کشور عراق خارج کند بلکه اینروزها حتی با پشتیبانی از تظاهراتی که در عراق در جریان است برای سرنگونی دولت عراق لحظه شماری هم میکند تا بتواند در خاک عراق باقی بمانند. اگر هم گاها مجبور میشوند که از خروج از عراق صحبتی بکنند و در پیامهای خود بدان اشاره ای کنند آنهم با بیان شرط و شروط های غیر پراتیک و غیر عملی است که هیچ کشوری در جهان آنها را با این شرط و شروط های عجیب و غریب نخواهد پذیرفت البته این شرط و شروط ها آگاهانه از طرف رهبران فرقه رجوی مطرح میگردد تا هیچ کشوری در جهان افراد اسیر شده در پادگان اشرف رابا این شرط و شروط های مطرح شده نپذیرند. رهبری فرقه رجوی همانطور که بارها اعلام کرده است شرط جابجایی فرقه خود را جابجایی گروهی و دسته جمعی با حفظ تشکیلات و سلسله مراتب تشکیلاتی خود بیان کرده است در صورتیکه این بدیهی و پر واضح است که اولا، در یک کمپ پناهندگی(رهبری فرقه آنجایی که سنبه پر زور میشود به پادگان خود نام کمپ پناهندگی و به افراد مستقر در آن پناهنده اطلاق میکند)چیزی به نام تشکیلات و سلسله مراتب جایی ندارد و افراد بصورت انفرادی طرف حساب سازمانها و مجامع حقوق بشری قرار میگیرند و نه بصورت گروهی و یکه های نظامی. در هیچ کمپ پناهندگی در جهان پناهجویان آموزش خلع سلاح کردن سربازان و نیروهای نظامی که مسئول حفاظت کمپ میباشند را نمیبینند و اساسا این یک پدیده جدید در کمپ پناهندگی و پناه جویان در جهان میباشد. (از افشا گریهای 3 تن از فرماندهان فرقه در کنفرانس بغداد) در هیچ کمپ پناهندگی استفاده از تیر و کمان و پرتاب قطعات تیز و برنده به طرف سربازان حفاظت کمپ و یا به سمت پدران و مادران پیر و سالخورده صورت نمیگیرد. پس با این اوصاف از رهبری فرقه اساسا انتظار این نمیرود که قدمی منطقی و بدور از خشونت و خونریزی در راستای حل و فصل کردن مشکل پادگان اشرف بردارند و از طرفی نیروها(بدنه فرقه) در یک بستر تشکیلاتی کاملا کنترل شده و بسته از طریق سلسله مراتب تشکیلاتی محبوس میباشند و دهه ها مغزشویی و تلقینات مذهبی آنهم در یک مدار بسته و بدون روزنه تشکیلات، قدرت هر گونه فکر کردن و تصمیم گیری برای نجات خود را از دست داده اند و از طرفی همه آن زنان و مردان اسیر در پادگان اشرف روزانه زیر رگبار اطلاعات کذبی از طرف فرماندهان و سلسله مراتب خود هستند که آگاهانه جهت ترساندن آنها از جدا شدن از فرقه بیان میشوند مثلا اگر جدا شوید به ایران استرداد میشوید و اعدام میشوید و یا توسط سربازان عراقی مورد ضرب و شتم و آزارهای جنسی قرار میگیرید و به زندان می افتید و………… اگربدقت ملاحظه کنید متوجه میشوید که پاشنه آشیل این فرقه، تشکیلات و سلسله مراتب آن است که مانع از این میشود که افراد بصورت انفرادی و بدور از فشارهای گروهی و تشکیلاتی و عنصر فرماندهی به فکر آینده خود باشند و آزادانه تصمیم بگیرند. پس پراتیک ترین راه حل که بارها توسط جداشدگان از فرقه رجوی مطرح شده است جدا کردن طیف فرماندهی (شورای رهبری و فرماندهان مرد ارشد) از بدنه میباشد و بدین ترتیب دیگر تشکیلات و سلسله مراتب تشکیلاتی و عنصر فرماندهی که ابزار مغزشویی و تلقینات مذهبی فرقه ای را در اینفرقه در دست دارند و هدایت و کنترل میکنند به کنار میرود و آنوقت میشود گفت که پادگان صدامی اشرف تبدیل به یک کمپ پناهندگی شده است و افراد ان میتوانند آزادانه و بدور از فشارهای تشکیلاتی و کنترلهای 24 ساعته شبانه روزی آزادانه برای آینده خود تصمیم بگیرند و با مقامات سازمان ملل و صلیب سرخ و سایر ارگانهای حقوق بشری و از همه مهمتر با پدر و مادرو خانواده عزیز خود دیدار و گفتگو کنند. بله رمز رهایی این اسیران و جلوگیری از خونریزی و کشتار بی دلیل و بی هدف در انحلال تشکیلات فرقه ای در پادگان صدامی اشرف است. چیزی که واضح و روشن است اینست که دولت مردمی عراق خواهان برچیده شدن این پادگان به ارث رسیده از صدام حسین معدوم است. و رهبری اینفرقه یا باید به فکر خروج مسالمت آمیز از خاک عراق باشد و یا استمرار درگیری و خونریزی و کشتار بیگناهان. اگر رهبری فرقه خروج بدون شرط و شروط مطرح شده را بپذیرد (که البته بعید به نظر میرسد) جلوی خونریزی بی هدف و بی دلیل گرفته میشود. ولی اگر نپذیرد آنوقت بهترین راه حل،جدا سازی بدنه از فرماندهی است. که در این راه حل خانواده ها و پدران و مادران اسیران فرقه هم میتوانند با جگر گوشه های خود بعد از سالیان آزادانه ملاقات کنند و آنها را در آغوش پر از مهر و محبت خود بگیرند همان عشق و عاطفه ای که متاسفانه دهه ها توسط همین تشکیلات و سلسله مراتب خشک و خشن از این اسیران فرقه بزور و با تلقینات مذهبی و خشک ایدئولوژی فرقه ای دریغ شده است. به امید و آرزوی اینکه دیگر شاهد چنین خونریزی و خشونت در پادگان صدامی اشرف نباشیم و به امید آزادی همه آن اسیران از قید و بند های فرقه ای.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا