خروج از لیست تروریستی به سود و زیان چه کسی است!

این روزها همه جا میشنویم که فرقه مجاهدین تلاش برای خروج از لیست تروریستی دارد. نظرات و حرفها هم خیلی مختلف است. از این میگذریم که هیچ یک از افراد خارجی بدون دریافت پول قابل توجه حاضر به حمایت از این طرح نشده اند (نیویورک تایمز 2011.15و کریستن ساینس مونیتور9.8.2011) اما و البته که خروج از لیست یک از هزار از دردهای بی درمان ارگان و فرقه ای که همه چیزش را با معامله و پول و کلاه گذاشتن بر سر یروهای خودش پیش برده است، درمان نخواهد کرد و باز هم البته خواهیم دید که چه چیزی در صحنه عوض خواهد شد. کما اینکه کسی از هیچ شرطی و پیش شرطی با فرقه حرف نمیزند. چقدر خوب است که همین آمریکا به فرقه مجاهدین اول بگوید شما باید بگذارید که افراد خودتان خانواده خودشان را ببینند!؟ و باید همه نفرات برای یک هفته خارج از کنترل سازمان و سرانش با دنیای بیرون ارتباط پیدا کنند! آری فقط یک هفته افراد بتوانند با خانواده خودشان تلفنی صحبت کنند و یا آنهائیکه خانواده ای در مقابل درب اردوگاه اشرف دارند، ببینند و حرف بزنند و این همه دم از دموکراسی زدن را چطور برای مردم ایران میخواهند، اما برای اعضاء و نیروی خودشان ممنوع است! ما هر چقدر هم بخواهیم از درون سازمان بگوئیم، نمیتوانیم به طرفهای خارجی چیزی را که نمیتوانند مورد بررسی قرار بدهند، بخواهیم. اما این یک درخواست بسیار ناچیز در مقابل خرجهای میلیاردی سازمان مجاهدین است. اگر به سازمان داریم مارک میزنیم، بگوئید! ما که نه فحش دادیم و نه گفتیم اینها را از لیست تروریستی در نیاورید. میگوئیم این سازمان که همه اش میخواهد دموکراسی بدهد! و "بزرگترین دموکراسی جهان در "کوچکترین نقطه جهان" را نمایندگی میکند، چطور از یک تماس تلفنی افرادش بدون حضور نگهبان و کنترل با خانواده هاشان این همه وحشت دارد. مگر چه میشود خودتان که میگوئید چیزی برای پنهان کردن ندارید و الان هم که وقتش هست یک حرکت تبلیغاتی بکنید! که دست همه را از سر خودتان کوتاه کنید، پس بگذارید نفرات با عزیزانشان یک ملاقات داشته باشند، چه درخارج از اشرف و چه درهر جای دیگر. شما که میگوئید ما نیروهایمان انقلابی ترین افراد جهان هستند، پس نترسید و این یک ذره آزادی را بدهید، شاید اگر این حرف را یکی از سخنرانان شما که مسئولین سابق نظامی و دولتی امریکا بودند میپرسیدند، میگفتید ما بچه هایمان هر روز با موبایل و اینترنت با هر کس بخواهند ارتباط دارند و… اما که دیگر آنها نیستیم و نمیتوانید ما را رنگ کنید. ما یک حرف مشخص میگوئیم و بعد هم به طرفهای خارجی میگوئیم که اگر خروج از لیست ترور به نفع نفرات زیردست در سازمان می بود، بد نبود. اما بشنوید روزی را که این کار شما یعنی خروج از لیست تروریستی که اگر انجام شود، چه برسر نفرات در داخل اشرف میآید؟ اول، یک نشست بزرگ برای تصفیه حساب با اعضای ناراضی و فحش و ناسزا با مارک اینکه شما در مبارزه کم آورده بودید و باید این را اعتراف کنید. حال اگر یکی حاضر به اعتراف نشود، روزهای متمادی در همین نشستها مورد آزار و اذیت و تهمت قرار می گیرد تا اینکه خسته شود و قبول کند که بریده بوده است. دوم، فشار صد برابر با شعار تهاجم صدبرابر. به این معنی که هر بار چنین اتفاقی در سازمان پیش بیاید، سازمان فشار را روی نفراتش صد برابر میکند و مثال این, خروج از لیست اتحادیه اروپا بود, که ما را تحت عنوان بی ایمان به راه رجوی و اشرف کانون نبرد ندیدن، بیشترین تهمت و فشار روحی و فیزیکی از هر لحاظ را میاوردند. بعد که میدیدند میتوانند با تکیه به این خروج، مهر سکوت بر دهان معترضین بزنند و… واقعا همه چیز حتی برنامه روزانه هم چند بار فشارش بیشتر میشد و همه میگفتند، کاش در همان لیست میماندیم. ما فکرمیکردیم که خروج از لیست ما را راحت تر میکند. ولی بدتر شد و دوباره در این داستان همین آش و کاسه است. سوم، ما میگوئیم خروج از لیست برای شخص رجوی "حاضر" و رجوی "مخفی" شده، خوب است و خیلی صفا میکنند که یک چندی دیگر از این زندگی خودشان لذت ببرند، هر چند شک دارم که رجوی "مخفی" لذت ببرد. چون درهر حال اگر به خدائی معتقد باشیم، این همه اذیت و آزار دیگران نتیجه اش هفت یا هشت سال زندگی زیرزمینی خفت بار خواهد بود و این هم، از بازی روزگار است. چهارم، خروج از لیست تروریستی، هیچ خاصیتی برای نفرات حاضر در اشرف نخواهد داشت و اگر طرفهای آمریکائی آزادی عمل تمام اعضاء را بعنوان پیش شرط بگذارند در هر حال خواهند دید که سازمان چگونه با این موضوع برخورد میکند و سریعاً یک مارک به این حرف میزند که از طرف رژیم است و چه سروصدائی میکند. اما این امتحانش خرج ندارد و باید دید چطور پیش میرود. ببیند سازمان فوق دموکراتشان چگونه بر سر این مسائل عنان از کف میدهد و زمین و زمان را به هم میبافد! پنجم، اینکه اگر هدف سازمان را مبارزه "سیاسی" تلقی کنند، پس باید با پیش شرط خروج از اشرف و عراق، کنار آمده و بپذیرند و چون دولت عراق هم گفته ما نمیخواهیم این سازمان در خاک ما فعالیت کند و این حق یک دولت مستقل است، پس سازمان نباید با این پیش شرط مشکلی داشته باشد! اگر بگوییم که خروج از لیست واقعا چه چیزی را در معادلات منطقه تغییر میدهد، جوابش هیچ است. چون که در هر حال در بنیاد منافع ایالت متحده هیچ نقطه مشترکی با سازمان ندارد. اما میدانیم سازمان حاضر است برای اینکه در هر جا بازی داده شود، هر کاری بکند. در این شکی نیست و خودشان در همه سی سال گذشته این را ثابت کرده اند. اما در هر حال الان سال 2002 نیست و بهار عربی و تحولات منطقه، نشان داده که غرب از تجربه عراق و افغانستان، آموختنی های لازم را آموخته و میداند که به اپوزسیون چطور باید نگاه کند. ولی بیچاره نفرات اشرف که بعد از این جریان باید بگویند که، چرا به اشرف کم بها دادند؟ چرا نگفتند اشرف مرکز ثقل "جهان" است؟ و هزار چرای دیگر که میدانیم بزرگترین آسیب را از این رهگذر باز هم نیروهای زیردست در اشرف می بینند و باید گفت که ما فقط درخواست خروج نیروهای پائین را از اشرف داریم، با بقیه اش(اگر کسی ماند) شما هر چه خواستید بکنید. مهرداد ساغرچی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.