اشتباه محاسبه رجویها کجاست؟

مکتب و ایدئولوژی رجویهای خائن و جانی که بر پایه خون و خونریزی و تروربنا شده است و به جزء لاینفک ازتفکر خبیث آنها بدل شده برهمین اساس فکر میکنند که هرجا در استراتژی و تاکتیک به بن بست رسیدند، با خونریزی قابل حل است. حال خون هر که باشد.با قربانی کردن افراد بیگناه و ازهمه جا بی خبر خود، به زعم خودشان بن بست شکنی میکنند.همیشه وهمه جا هم گفته ومی گویند که تنها با قربانی کردن است که بن بستها شکسته و راه باز میشود.
ارتزاق ازخون اعضای نگون بخت یک سنت در تفکر رجویها است. به مسلخ کشاندن اعضای دربند وبازیچه قراردادن احساسات وعواطف آنان تحت عناوین مقدسی مثل فدا و ایثار.!!!! حرفه اصلی و مغازه دو نبش رجوی شده است.
کما اینکه درتمامی سرفصلهای اخیر خونین و ننگین این فرقه دیده ایم که چگونه این شعار را سرلوحه کارخود قرارداده اند وچگونه به اعتماد اعضای فریب خورده اش خیانت کرده است. درگیریهای 7و8 مرداد و فروردین سال گذشته هم مصداق بارز این به بن رسیدن و بطلان سیاستهای رجوی درعراق واشرف بوده است.درآن حوادث خونین به اعضای فریب خورده خود میگفتند که گلوله ها مشقی است و نترسید جلو بروید. و اینگونه قربانی میکردند و به مسلخ میفرستادند. و گویا این فریب کاریها انتها ندارد.
بازدر پروژه انتقال اعضای اسیر ودربند فرقه، از اشرف به کمپ لیبرتی هم شاهد ایجاد درگیری و نزاع ساختگی توسط سران رجوی بانیروهای عراقی بودیم. وبازهم بن بست شکنی به سبک رجویهای دغل کار وشیاد.
طبق سنت لایتغیر رجویها،این نیروهای بدبخت هستند که باید قیمت خطاهای خطی واستراتژیک رجوی را بدهند.سران رجوی از بالا تا پایین عادت کرده اند، پیروزی را به نام رهبریشان بنویسند و شکستها را به نام نیروهای پایین، ومثل همیشه هنگام شکست، سعی می کنند جهت برون رفت از بن بست، از نیروهای پایین مایه بگذارند.ونیروها هم باید همانند آن حیوان نجیب فقط اطاعت کنند.و اگر حرفی یا انتقادی به رهبری داشته باشند،پاسخ آن ازقبل برای همگان واضح وآشکاراست که چه بلایی سرش می آورند. درحالی که این نیروهای پایین وبدنه فرقه هستند که همه چیزشان را در راه رجوی ازدست داده اند و فقط برای قیمت دادن و خون دادن ازآنها سواستفاده میشود.
حال باید از رجوی پرسید که چگونه می توانید رابطه مسالمت آمیز با د نیای پیرامون برقرار کنید وقتی که تحمل هیچ انتقادی را حتی از افراد خودی ندارید؟ و کسی را که به شما کوچکترین انتقادی داشته باشد با بدترین الفاظ مورد حمله قرار می دهید و تا می توانید تهمت وافترا به او می بندید وشکنجه وآزارواذیت میکنید.
رابطه مسالمت آمیز ظرفیت وسعه صدر بالائی می خواهد که شما ندارید.
این درحالی که رجویها باید به خود جرأت داده و با صدای بلند به اعضای نگونبخت خود اعلام میکردند، که سیاست وخط باقی ماندن درعراق واشرف ازاساس غلط بوده وما (سران) به این اشتباه خود اعتراف میکنیم. چه درسرفصل عملیات فروغ و چه درسرنگونی صدام حسین و چه درزمان خروج نیروهای آمریکایی ازعراق،اما همانطورکه انتظار می رفت درطول این سالیان حتی یکبار هم شاهد اعتراف به اشتباه و یا انتقاد ازخود ازسوی سران رجوی نبوده ایم.
همیشه درفرهنگ وقاموس رجوی این اعضای فریب خورده هستند که مایه نمیگذارند وبهای مبارزه شان را نمی پردازند و اشتباه میکنند و خط وخطوط را درست متوجه نمی شوند و همه اش به فکر زن وزندگی هستند و طلب کاریهای اشتباهات وندانم کاریهای خود را از (سران رجویها) میکنند.!!!!!!!!واین رهبری است که یک سویه و بی چشم داشت پرداخت میکند!!!!!!؟؟؟
عجبا!! ازاین همه نامردی و بی پرنسیبی سیاسی واخلاقی.!! چرا فقط باید این نیروهای اسیر باشند که بایستی پاسخگو جنایات رجوی باشند ولی خود شخص رجوی ازاین قاعده انقلابی وتکاملی انتقاد وانتقاد ازخود مستثنی باشد.؟
رجویها که خود را همیشه یک سر وگردن بالاتر و جلوتر ازدیگران میپندارند یک اشتباه محاسبه بزرگ دارند.البته هنوز ازخاطره ها نرفته که رجوی درشرایط فعلی وضعیت پادگان اشرف و لیبرتی و اوضاع پتال و بهم ریخته تشکیلاتی ومناسباتی فرقه، طی نشستهای طولانی و خسته کننده،بازهم دست به شیادی بزرگ دیگری زده و مثل همیشه شکستها و به سنگ خوردنهای خطی واستراتژیکی اش را پیروزی و فتح المبین می نامد. شعار تکثیراشرف، توسط مریم قجر ازاین دست فریبکاریها و شیادیهاست.غافل ازاینکه رجوی باید بداند که این ته خط است و دیگر نمیتواند دست به دغل کاری وفریب کاری بزند. اشرف که ازجاکنده شد،دیگر هیچ جایی ازاین کره خاکی جای چنین زندان مخوفی نخواهد بود. زندانی که محل آموزشهای ایدئولوژیکی سکتاریستی فرقه و نظامی وتروریستی باشد. درهیچ کجای این کره خاکی به چنین فرقه تروریستی این امکان داده نخواهد شد که بازبتواند با دست باز وبه دور ازچشم جهانیان مشغول تروریست پروری ومغزشویی اعضای خود باشد. وباید لگدمحکمی به تمامی شعروشعارهایی مثل چو اشرف نباشد تن من مباد و اشرف شهر شرف، و اگر اشرف ایستادگی کند جهانی را به ایستادگی وا میدارد بزند.ووووووووو
واقعیت سرسختی که پیش روی رجویها مثل خورشید خود را به رخ کشیده این است کمپ اشرف که نابود شود رجوی هم نابود شده است.رجویها علیرغم اینکه فکر میکنند که همه چیز را می دانند وازقبل برای هر احتمالی، راه کاری اندیشیده اند حاضر به پذیرش این واقعیت نیستند که نابودی اشرف مساوی است با سرنگونی تشکیلات ومناسبات جهنمی وضد بشری آنهاست.اشتباه محاسبه رجویها اینجاست، آنها دو راه پیش روی خود دارد:
یکی اینکه باقیمانده نیروهای وارفته اش به کشور ثالث بروند و درمعرض تماس با دنیای آزاد و بورژوازی قرارگیرند.وبتوانند دریک فضای کاملا آزاد به وضعیت نابسامان خود درطی سالیان اسارتشان درچنگال رجوی بیندیشند.
دیگری اینکه بتواند برفرض محال درکمپ موقت لیبرتی زندان دیگری همچون اشرف برای خودشان دست وپا کنند وکماکان درعراق باقی بمانند.؟؟؟!!
در احتمال اول اگرنیروها درتماس با دنیای آزاد وبورژوازی قرارگیرند و با واقعیات جهان بیرون ازخود آشنا شوند پی به دروغپردازیهای رجوی می برند و آنزمان است که باید شاهد تکثیر جبهه نیروهای جدا شده باشیم.ونه تکثیر اشرف ومریم قجر.دراین احتمال نه انقلاب کذایی مریم قجر ونه تشکیلات آهنین ودیسیپلین نظامی به داد سران فرقه نخواهد رسید. زیرا که انقلاب ایدئولوژیک کذایی مریم قجر بسان جنینی است که درنطفه خفه شده و مرده به دنیا آمده بود.
ودراحتمال محال دوم هم که بارها وبارها دولت عراق اعلام کرده که عراق گزینه ماندن فرقه تروریستی رجوی نخواهد بود. پس درهردوحالت ماباید شاهد فروپاشی و متلاشی شدن این فرقه باشیم.البته ناگفته نماند که تمام این پیروزیها به همت خانواده های اسیران و دوستان جدا شده از این فرقه به دست آمده است. پیشاپیش این پیروزیهای عظیم وبزرگ را به همه خانوده ها ی گرامی وچشم انتظار دیدن فرزندان دربند شان و تمامی قربانیان جنایات فرقه رجوی ودوستان جدا شده ام تبریک عرض می نمایم.
امیدواریم که هرچه زودتر رجویها را به پای میزمحاکمه بکشانیم و گواه وشاهد این باشیم که او را به زباله دان تاریخ بسپاریم.
به امید آنروز

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.