مجاهدین و عبور از 5 مرحله حساس که به همدیگر ربط دارند

– مرحله اول، سازمان:
رهبران فرقه سازمان مجاهدین خلق که قبل از یازدهمین مرحله انتخابات ریاست جمهوری درسال 92 ایران شعار سرنگونی را در اوور سر می دادند و این مرحله آنقدر برای مریم رجوی حساس بود که خودش را برای نمایش این صحنه ویترینی کرده بود، حتی جشن سرنگونی را برای اعلام برنامه دولت آینده در اوور برنامه ریزی کرده بود و سالن را نیز گرفته بود، به تاریخ 2تیر در پاریس سخنگوی فرقه مجاهدین خلق (مریم رجوی) هم از هول حلیم به دیگ افتاده بود اما خوشحالی این را می رساند که خانم رجوی و سران دیگر فرقه مجاهدین خلق به دلیل دوری از درون کشور فکر می کردند همه چیز تمام شده است غافل از اینکه حکومت ایران از همه چیز خبر دار بود، یعنی از وضعیت کشور که انتخابات برای جامعه مشکل ساز نخواهد شد ولی رهبر فرقه دریک اقدام  نامه ای به مجلس خبرگان نوشت و فردای آن روز رهبر فرقه یعنی مسعود رجوی با پیامی اعلام همبستگی را برای تمام نیروها از جمله به سلطنت طلبان کرد و می خواست بگوید من هم از شعار خود محوری پایین آمدم.
اما رهبران فرقه مثل راهزنان حرفه ای هستند اما گاهی طوری به دام می افتند که خودشان خبردار نمی شوند. رجوی هم اینبار اینطور شد. طوری به دام افتاد که خودش خبردار نشد اما بوی سوختن او به مشام همه رسید  حتی نیروهای در زنجیر اشرف که امروز درلیبرتی زندانی اند باور کرده بودند که درچند ماه آینده درایران خواهیم بود ودر سیستم مجازی هم پی درپی پیام های پایان حکومت ایران را سرمی دادند واز هواداران خود می خواستند تحریم انتخابات را به همه بگوید وشرکت نکنند  به این می گویند بی هوشی قبل از ضربه. همیشه در فرقه رجوی این رسم بود که هر موقع ضربه می خوردی باید سریع کلاسهای تشکیلاتی، سیاسی و یا تئوری فرقه گری را با نام انقلاب مریم بر پا کند. چون اینبار همه اینها از چرخه مصرف خارج شده بودند پیام برای نیروهای داخل کشور راه انداخته بودند در اوور هم سخنگوی فرقه شعار امروز اوور فردا تهران و گاه شعار امروز لیبرتی  فردا اشرف را سر می داد. به خانم رجوی کسی نگفت چرا امروز اوور فردا اشرف را سر می دهی، نیروهای در زنجیر فکر کردند در عراق دل مریم برای آنها تنگ شده اما شعارنویس مریم که شهرزاد می باشد هدفش این بود  که سابقه مزدوری را در عراق تبدیل به شهروندی کنند تا مریم رئیس جمهور یک شهروند عراقی است و این همان شعار امروز اوور فردا بغداد بود همیشه رهبران فرقه مثل کبک سرشان را زیر برف می کنند به همین خاطر از همه چیز غافل می شوند. رهبر مجاهدین خلق هم از همه چیز غافل شده و این غفلت امروز برای رجوی طناب دار شده است، چطور؟ با ادامه مطلب به این می رسیم.
– مرحله دوم، ایران:
دولت آقای روحانی که درچند روز آینده برکرسی ریاست کشور خواهد نشت با شعار تشکیل دولت فراگیر و با سیاست که هر کس به قانون اساسی پایبند است من از آن استفاده خواهم کرد واز همه گروه ها در دولت آینده استفاده خواهم کرد جامعه را با خود همراه کرد ودر 24 خرداد پیروز شد واین به فرقه رجوی نه یک پایان بلکه هزار پیام داشت که جامعه ایرانی از تک محوری خارج شده واین را من از خودم نمی گویم بلکه جامعه ایران در24 خرداد گفت واین درخوی رجوی ورجوی ها نیست ونمی توانند هم این افکار را نهادینه کنند اگر می کرد شورای ملی الان دراین وضعیت نبود که فقط یک گروه وجود دارد وآن هم از فرقه رجوی. ودراین شرایط که  در داخل ایران و تحریم ها یی که کرده بودند،آن پیش بینی که می شد کارساز نشد و این بار رجوی هم صدا با اسرائیل ایران هسته ای را شعار ندادند وگفتند که در سوریه ارتش ایران است که می جنگد و مجدداً شعار و تحلیل رهبر فرقه (مسعود رجوی) آبکی در آمد و چوب دار را برای خود در میان اسیران لیبرتی بر پا کرد طوری که با فرستادن 14 نفر درهر اکیپ شروع به فاز عوض کردن نمود تا آن روحیه به باد رفته و تحلیل آبکی را با آن اعزام جبران کند و طوری وانمود کرد که ما درآن کشور تشکیل یک ستاد (قرارگاه) کردیم وبرای آن هم یک فرمانده انتخاب نمود،اما این درد در درون تشکیلات جبران شدنی نیست نفرات درهر فرصتی دست به فرار می زنند والان هم خود نماینده سازمان ملل شاهد فرار نفرات است که موقع بازدید نفرات به نزد آنها فرار کرده واز آنها درخواست کمک نمودند .

– مرحله  سوم، عراق:
امروز اگر چه درعراق امنیت به یک مشکل تبدیل شده است وریشه این هم حضور چند گروه خارجی درعراق است ویکی از آنها گروه تروریستی سازمان مجاهدین است که با حمایت بعضی از بعثی های سابق می خواهد عمر خود را درعراق بیشتر کند ونیروهای تحت  امر خود را نیز از عراق می باید خارج می کرد نکرد وفقط برای وقت کشی چند نفر را به خارج اعزام کرده وچند روز پیش دولت عراق رسماً خواسته است که هر چه سریعتر نفرات خود را از اشرف خارج کنند وبرای انتقال به یک کشور نیروها را آماده کنند  و امروز سرنوشت فرقه رجوی در عراق به صورتی است که هر لحظه دستگیری نفرات واخراج آنها وجود دارد بدون اینکه کسی به دولت عراق تو بگوید واین حق حاکمیت آن دولت است باید با چنین گروه هایی برخورد کنند گروه تروریستی فرقه رجوی با حمایت عربستان و قطر تمام سران باقی مانده حزب بعث را برای عملیات خربکارانه بکارگرفته است.

– مرحله  چهارم، حضور صلیب سرخ :
از سال 90 تا به امروز نماینده ای از صلیب سرخ برای حل مشکلات این گروه در کنارشان بود و امروز هم هست اما نتیجه این حضور واقعیت هایی را روشن کرد که قبل از آن جدا شده ها و دولت ایران درباره آن گروه فرقه ای بیان می کرد. امروز بیانیه کمیساریای عالی پناهندگان در مورد پرونده ساکنان لیبرتی به چند نکته خیلی واضح اشاره کرده است که نفرات کمپ را به سوی آزادی برنامه ریزی کرده است اما درآن این جمله است که گفته بعداز آن حمله ی موشکی دیگر نفرات به مصاحبه نمی آیند واین نفرات نیست که درآنجا تصمیم می گیرند بلکه رهبران فرقه از آنها خواسته است کسی به مصاحبه نرود دراین مورد:
1- این گروه یک فرقه است که با درخواست از نیروهای خود مصاحبه را منع کرده اند واین در تشکیلات فرقه رجوی یک سمبل است که اگر رهبر از نفرات خواست به مصاحبه نروید باید آن را انجام داد واگر نه در درون همان تشکیلات  دادگاهی وحکم اعدام داده می شود و این درآن تشکیلات جا افتاده است و به همین خاطر است که ما می گوییم نفرات نیاز به یک روانشناس دارند تا به حالت اولیه خود برگردند رهبران فرقه ساعت ها روی نفرات کار کرده وآنها را با مغز شویی خاص ایدئولوژی به خود جذب نموده است واین را فقط نفرات جدا شده می توانند درک کنند که از چه شیوه استفاده نموده است.
2- این فرقه اجازه ملاقات به نفرات خود نمی دهد ما هم قبلاً می گفتیم که در درون تشکیلات این را به ما آموخته اند که خانواده کانون فساد است و باید آن را طلاق و با رهبری هم نفس شد و نفس هر فرد هم مال مریم بود که اگر گفت امروز نفس نکش باید نفس نکشی و این درآن فرقه برای همه ما جا افتاده بود وبه همین خاطر در دستگیری مریم همه ما بدستور فرماندهان خود درخواست خود سوزی را کردیم.
3- ساکنان اشرف ولیبرتی توسط خود زندانی شده اند و از این کار سران فرقه سو استفاده می کنند و به همین خاطر تلاش می کنند هر دومحل را زیر چتر حضور صلیب سرخ حفظ کنند اما این همان اشتباهی است که سران فرقه درسال 60 در ایران استفاده کردند وامروز می خواهند مجدداً همان کار را انجام دهند.
آری غافل شدن از جامعه و مردم و رفتن به زیر قبای دیگران و پرورش فکر فاسد با فریب و محصور نگه داشتن انسانها در یک نقطه آینده اش اینطور خواهد بود که بر سر رهبر فرقه مجاهدین خلق در آینده می آید. اما اگر رجوی شعارش درست بود و ایدئولوژی درستی داشت از بن بستها می توانست عبور کند و با شعار اینکه من به خاک وابسته نیستم از عراق خارج می شد و الان حداقل نیروها را از دست می داد ولی اینطور میان خانواده ها و مردم بی آبرو نمی شد، و این است آینده فرقه ها که در زیر شعارهای خودشان ابتر ونابود می شوند.

مرحله پنجم، آینده این فرقه:
به نظر می رسد این گروه جدا از اینکه درعراق پایان حضورش را سپری می کند وتمام آن مزدوری ها به صدام درنقطه آخر خط می باشد یک اتفاق عجیبی در خارجه پیش آمد وآن جدا شدن یک هوادار تمام وقت این گروه بود وآن در یک نامه 230 صفحه ای خود مسایل را برای آن دسته خارج نشین روشن کرده است وامروز دیگرمثل  سال قبل در نزد هواداران خریدار ندارد به همین خاطر می توانم بگویم که درمرحله پایان فرقه رجوی هستیم واین مرحله اگر چه نوشتنش راحت است اما برای آن فرقه خیلی سخت خواهد بود.  
سعید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.