شما را دست انداخته اند، باین هندوانه زیر بغل دادن ها توجه نکنید!

داستانی در شکل منظومه از میرزا علی اکبر  صابر شاعر عصر مشروطیت آذری زبان وجود دارد که درتشریح عقب ماندگی رعایا سروده ومضمون آن کم وبیش چنین است:
" رعیتی با شور وهیجانی به خانه وارد شده ودرحالی که نمیتوانسته ازسرذوق حرفش را بزند، مورد عتاب زن خردمندش واقع شده که: بالاخره جان کنده وحرفش را بزند واینقدر اورا دراشتیاق شنیدن حادثه ای که احتمالا زندگی بی رمق شان را عوض خواهد کرد، نگذارد.
رعیت داستان با خوردن آب و فرو نشاندن قدری ازهیجانش بحرف آمده وگفت که زن! نمیدانی که با چه رویداد بزرگ ومبارکی مواجه شدم. من سرگرم کار درزمین ارباب بودم که او بگونه ی پیش بینی نشده ای ظاهر شد ومن از فرط خوشحالی واحساس اقبال خوب ندانستم که چه باید کرد و ناچار برزیر پای خان به خاک افتاده واورا نگریستم.
ارباب که نگاه های وفادارنه وملتمسانه ی مرا دید، خواست که التفاتی بمن بکند وگفت که ای سگ مهربان من! دلیل این کارهایت چیست؟!
زن رعیت که فهمید مسئله ی مهمی غیر از اینکه شوهرش مورد تحقیر وتمسخر ارباب واقع شده، چیزی بدست نیآورده وزندگی پریشان شان برهمین مدار خواهد چرخید، مایوسانه به شوهرش گفت:
" سنه بو وصف افتخار اولسون/ نسلیدن نسله یادگار اولسون!= این وصفی که خان ازتو کرده، مایه ی افتخارت شده و یادگاری برای نسل های آینده ات باشد! ".
بلی! جریان رابطه و برخورد مجاهدین خلق ایران؟! با آمریکا شباهت زیادی به این داستان ما دارد که بعنوان رعیت مفلوک، با هر واکنش رسانه ها ویا قدرتمندان آمریکا به وجد میآیند ویا با تفسیر اینکه این کار "مماشات گرایانه" بوده، عصبانی وآتشین میشوند وبدین ترتیب است که کوک خوشحالی وبدحالی خود را بدست آمریکائیان سپرده اند که آنها با حرکت دادن این کوک، اوقات خوشحالی وبد حالی مجاهدین رجوی را تعیین کنند که این بمعنی دادن عنان حالات روحی به عمو سام است!
آیا بدبختی بزرگتر ازاینی که مجاهدین رجوی گرفتار آن است، سراغ دارید؟
برای مستدل کردن سخنان خود که ابتدائا ازداستان جالبی کمک گرفته شد، سری به رسانه های مجاهدین رجوی زده وخبر زیر را که عنوان " ابراز وحشت رژیم آخوندی از موقعیت سازمان مجاهدین به‌عنوان اپوزیسیون اصلی “ را یدک میکشد، ازوبسایت اصلی آن بازگو میکنیم:
" خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس امروز از جایگاه و اعتبار مقاومت ایران در مجامع بین‌المللی سوز و گذار کرد و گفت: «در مورد جایگاه و پیوند امروزین (مجاهدین) با سیاستمداران کاخ سفید همین بس این یک سازمان یک استثناست که دفتر نمایندگی رسمی آن در ساختمان باشگاه مطبوعات در خیابان 14 واشینگتن دی.سی. است… آخرین اقدام حمایتی غرب از (مجاهدین) را می‌توان تلاش دولت آمریکا برای خارج کردن نام آنها از فهرست سازمانهای تروریستی و معرفی آن به‌عنوان ‘اپوزیسیون اصلی جمهوری اسلامی» دانست. پیش از این انگلیس، در سال ۲۰۰۸ و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۹، نام (مجاهدین) را از فهرست سازمانهای تروریستی خود خارج کرده بودند ".
هدف ازاعلام این خبر توسط خبرگزاری فارس که مخالف فرقه ی رجوی است روشن بوده ومفهوم اش این است که کوشیده به خواننده ی خود بفهماند که مجاهدین خلق سرسپرده ی حکام آمریکا بوده واتفاقا در راستای تحقیر شما خبر رسانی شده و " افتخار" وابستگی به دشمن را ارزانی شما کرده ودست تان انداخته وحامل این پیام به مردم بوده که ای مردم بدانید وآگاه باشید که دشمنان ما ازچه قماشی هستند!
بدین ترتیب است که معلوم میشود دست تان انداخته اند واگر شما عاقل مرد ویا عاقله زنی بودید، توجهی باین خبر نکرده ومنتشرش نمی نمودید!
به دنیای واقعیات ومسائل اجتماعی وسیاسی که میرسیم، بوضوح میبینیم که " پوزیسیون" وهم " اپوزیسیون " هر کشور را عمدتا مردم آن کشور وباتوجه به تجاربی که درعرصه ی زندگی اندوخته اند، درکنار سایر عوامل فرعی،  انتخاب میکنند.
این مردم ازاقشار و لایه های گوناگون تشکیل شده ودر مواردی تضاد منافع هم دارند و درجریان مبارزات بین مرگ وزندگی، اپوزیسیون اصلی با توجه به همسویی و هم دردی که با تعداد قابل توجه وحتی اکثریت مردم نشان داده وبا لحاظ تناسب قوای هانی ومنطقه ای روشن میگردد!
با این وصف، آیا باند رجوی میتواند ثابت کند که با عملکردها وبرنامه هایی که داشته، موفق به جلب نظر عده ی قابل توجهی از مردم ایران شده که به این صفت مفتخر گردد؟
اگر جوابشان مثبت است، توضیح دهند که کدام اعمال وبرنامه های مقطعی، میان مدت وکوتاه مدت شان سبب اقبال مردم بسوی آنها گردیده است؟!
صرف اینکه خارجی هایی که درمواقع احساس منافع خود لقب " اپوزیسیون اصلی " به جریانی بدهند کافی نبوده و تحقیر آمیز است وبدتر اینکه صفت " مزدوری" برای این جریان مناسب تراست!
صابر

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.