رستم آلبوغبیش: خاطرات تلخ دوران اسارت در فرقه رجوی – قسمت سوم

–    جنگ کویت وعملیات به اصطلاح “مروارید” فرقه
 بعد از ورودم به فرقه به مرور از روی موضع گیرها وسخنان رجوی ودیگر مسئولین فرقه متوجه شدم که رجوی جنایتکار روی ادامه جنگ تحمیلی و پایدارماندن حکومت صدام معدوم برای بقاء فرقه واحیانا برای رسیدن به اهداف خائنانه اش سرمایه گذاری وکلی خواب وخیالها دیده! بهرحال حدودا یک سال واندی ازتاریخ ورود من وبقیه اسرا به فرقه گذشت اما خبری ازتحقق وعده های رجوی برای سرنگونی و رفتن به ایران نشد، تا اینکه برخلاف میل باطنی رجوی صدام بجای حمله مجدد به ایران به کویت حمله کرد که همین تصمیم صدام حسابی رجوی را عصبانی کرده بود! بطوریکه وی درهرنشستی که قبل ویا بعد ازجریان حمله به کویت برای ما می گذاشت همواره عنوان می کرد ومی گفت:” من درهردیداری که با سیدالرئیس (صدام) ودیگر مقامات عراقی داشتم برایشان با دلیل توضیح دادم که بین عراق وایران صلح پایداری بوجود نخواهد آمد!  وحتی گله کردم که چراوقتی رژیم ضعیف شده آنها کاررا یکسره نکردند!وگفتم که تنها راه قدرتمند شدن عراق این است که ما درایران حکومت را بدست بگیریم “! اما ازطرف دیگر حمله صدام به کویت چندان هم برای رجوی ناخوشایند نبود!چون وی بعد ازشکست درعملیات دروغ جاویدان همیشه مترصد این بود که بحرانی شبیه جنگ ایران وعراق درمنطقه بوجود بیآید تا وی  بتواند با آن اذهان نیروهایش را مشغول کرده وجلوی ریزش وجدا شدن آنها را ازفرقه بگیرد.بهرحال با شروع حملات آمریکا به عراق بخاطر کویت همه نیروهای فرقه درمنطقه “نوژول ” جهت درامان ماندن ازحملات هوایی آمریکا پراکنده شدند البته ظاهرا ازقبل رجوی با صدام هماهنگی هایی را برای مثلا برقراری امنیت داخلی عراق وسرکوب خیزش های مردم عراق انجام داده بود، بنابراین با ادامه حملات آمریکا ارتش صدام بشدت تضعیف شده بود وازاین بابت موقعیت خوبی برای نیروهای مردمی وبخصوص اکراد عراقی بوجود آمده بود تا کارحکومت صدام را یکسره کنند،که با فروکش کردن حملات هوایی ارتش امریکا به عراق نیروهای مردمی عراق همچنان به پیشروی خود ادامه دادند تا جایی که رجوی بیشترازهرزمان خطرسقوط ولی نعمت خود و النهایه ونابودی فرقه اش را احساس کرد، اینجا بود که رجوی طی یک پیام اضطراری به ما گفت: ازپناهگاهها خارج شوید وبعد به دروغ اعلام کرد  “نیروهای رژیم ازمرزهای جنوبی وشمالی عراق برای قتل عام ونابودکردن ما  وارد شدند که بایستی هرطورشده جلوی آنها را بگیرید وموقعیتی بوجود آمده که اگر خدا بخواهد بتوانیم  برای سرنگونی هم وارد ایران شویم “!! بنابراین ما هم که ازهمه جا بی خبربودیم دروغ رجوی را باورکردیم و ازپناهگاههای خود خارج شدیم،گردان زرهی لشکر ما به فرماندهی نادردادگر به سمت شهر طوز خورماتو رفت وتا توانست خانه های مردم را به بهانه وجود معارضین درآنها با گلوه های توپ تخریب کردند!بقیه ما هم ابتدا به “سلیمان بک “ودرنهایت درشهر خالص وابتدای ورودی به سمت شهر بغداد مستقرشدیم  تا مثلا جلوی ورود احتمالی نیروهای مردمی عراق به سمت بغداد را بگیریم! به ما دستور داده بودند که  بلادرنگ به سمت هرکس که سلاح بدست دارد شلیک کنیم ورحمی درکار نباشد! مدتی که گذشت ما به جزنیروهای مردمی اثری ازنیروهای ایرانی ندیدیم وبخصوص آنهایی که درمحورهای شمالی یعنی “کفری وکلار” بودند فقط مردم جلوی خود می ببنند وهمین مسئله باعث ایجاد تناقض درهمه اعضا شده بود،که مسئولین بلافاصله ازطرف رجوی برای سرپوش گذاشتن برخیانت خود پیام داده وگفتند:  نیروهای رژیم با لباس کردی ودرپوش لباس های محلی مردم عراق وارد شدند!! بهرحال به لطف خیانت وجنایات رجوی درحق مردم عراق بخصوص اکراد این کشوربعد ازچند ماه  خطرسقوط ازسرصدام رفع شد، وبعد ازآرام شدن اوضاع وتسلط ارتش عراق برشهرها همه ما به کمپ اشرف بازگشتیم،وچیزی نگذشت که سیل کمک های تسلیحاتی وتقدیروتشکرهای صدام ومقامات عراقی به فرقه وشخص رجوی شروع شد وحتی درآن زمان عزت ابراهیم ازمعاونین صدام هم برای نظارت برروند تحویل دهی تسلیحات به فرقه وارد کمپ اشرف شد! کما اینکه بعدا رجوی ازبابت خوش خدمتی اش به صدام اجازه عبور ازمرزجهت انجام عملیات ایذایی وشناسایی را ازوی گرفت.اما مشارکت رجوی با صدام برای سرکوب قیام مردم این کشور تا ابد بعنوان لکه ننگی برپیشانی وکارنامه خیانتبار رجوی وفرقه اش حک شد.ناگفته نماند که درجریان درگیریها تعدادی ازاعضای اسیرتوانسته بودند که با فرارازدام فرقه نجات پیدا کنند.

–    ورود اجباری تمامی اعضای فرقه به مسئله انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک
درباره اهداف انقلاب ایدئولوژیک خودساخته رجوی دوستان زیادی مطلب نوشته وافشاگری کردند فقط این نکته را اضافه کنم که تا قبل ازعملیات به اصطلاح مروارید رجوی فقط لایه های بالای فرقه را وارد انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک کرده بودند.اما با بالا گرفتن موج تناقضات اعضا دردرون فرقه بخصوص بعد ازعملیات وآشکارشدن دروغ های رجوی حدودا سال 71یا 72 بود که سران فرقه ابتدا تعدادی ازاعضای معترض به اقدامات رجوی را به زندانهای چک امنیتی فرستادند  ودرادامه برای سرپوش ومنحرف کردن اذهان اعضا کل بدنه تشکیلات را مجبورکردند  تا دربحث  پذیرش انقلاب خودساخته وارد شوند.بنابراین درهمین سال بود که  به ما اعلام کردند برای رفتن به نشست رجوی آماده شوید که بعدا نشست 5 روزه نام گرفت.دراین نشست ابتدا رجوی با کلی مزخرفات به لاپوشانی درباره کمک خود به صدام وسرکوب مبارزات مردم عراق وجنایاتی که درحق آنها مرتکب شده بود پرداخت وبعد ازآن بحث های “تنگه وتوحید” واینکه چرا نتواستیم درعملیات دروغ جاویدان ویا اینکه چرا درهمین عملیات مروارید پیش روی برای سرنگونی محقق نشد پرداخت وشیادانه گفت:”چون هنوزهمه اعضا ازمسئله زن وزندگی عبورنکردند این امر محقق نشده!! بنابراین تا تمامی بحث ها ومراحل انقلاب ایدئولوژیک را ازخود عبور ندهید وتا زن وزندگی را طلاق ندهید  وعشق خالص به من ومریم را درقلب خود جای ندهید سرنگونی ورفتن به ایران محقق نخواهد شد “!! وی به مدت 5 روز ازصبح تا شب با روش های شیطانی خود تلاش نمود تا به زور انقلاب مسخره خود را به خورد نیروهایش دهد! ولی دریک کلام رجوی با همگانی کردن بحث  انقلاب مزخرف ایدئولوژیکش هدفی جزبه کنترل درآوردن هرچه بیشتر اذهان اعضا،سرکوب کردن اعتراضات آنها ودرنهایت جهت سوء استفاده های رذیلانه ازجسم وجان آنها نداشت.

–    فرقه رجوی وتناقض حرف تا عمل
 یقینا فرقه تروریستی رجوی براساس فریب،نیرنگ ودروغ پایه گذاری گردیده است والبته حقایق این فرقه خیلی تلخ ترازآن است که بشود تصورش کرد! باید پای صحبت هرکدام ازقربانیان این فرقه نشست وبه صحبت های آنها که اکنده ازدردورنج سالیان است گوش داد تا فهمید که سرنوشت آنها ازسیاه ترین برگ های تاریخ بشریت است درصحبت با این قربانیان می توان درک کرد که شستشوی مغزی نه پدیده ای افسانه ای وخیالی است ونه به ابزاروداروهای خاصی نیازدارد بلکه محدودی شیاد که صرفا با نفوذ کلام شیطان گونه خود توانسته اند اذهان افراد مستعد وبی تجربه را به سادگی تحت کنترل خود درآورند! واین همان روشی است که متاسفانه سالهاست درفرقه رجوی برای سوء استفاده ازافراد درجهت امیال شیطانی فرقه همچنان بکارگرفته می شود.بنابراین مهمترین خصیصه ی فرقه رجوی استاندارد دوگانه وتناقض دربیرون ودرون آن است! که درهرزمینه ای این دوگانگی وجود داشت بعنوان  مثال:
1-مناسبات درونی:درمناسبات فرقه به ما می آموختند که:
الف- باید با رهبرفرقه یعنی رجوی صادق باشیم!
ب- باید همه چیزرا درباره خود ودیگران اعتراف کنیم عملا می بایست برای همدیگر جاسوسی می کردیم!
ج-  می بایست درراستای منافع فرقه وتمایلات قدرت طلبانه رجوی به خودمان ودیگران دروغ بگوئیم !
د-  باید اذهان خود را ازعشق وعاطفه به پدر،مادروخانواده خالی می کردیم وفقط عشق به رهبرفرقه را جایگزین آن می کردیم!
ه- شک کردن به رهبرفرقه وتصمیماتی که درمسیرخیانت به کشور می گرفت ممنوع بود!
ی- سئوال ازرهبرفرقه درباره عملکردش برای همه اعضا ممنوع ومرزسرخ بود!
و-  درمدینه فاضله ی رجوی اعضا ازکمترین آزادی برخورداربودند سران فرقه عملا به ما می گفتند که شما هیچ حقی به جز فداکردن خود برای رهبرفرقه ندارید! ازدواج ممنوع بود،ارتباط با خانواده ازهرنوع آن ممنوع وحتی بیان عشق وعلاقه به پدر،مادر،همسروفرزند،،مرزسرخ وگناهی نابخشودنی محسوب می شد،درمناسبات برقرارکردن ارتباط دوستانه با افراد ممنوع وبعنوان ایجاد شعبه سپاه پاسداران تلقی وبه شدت باآن برخورد می شد! سران فرقه حتی با خواب دیدن اعضا هم کارداشتند!! تفتیش عقاید درفرقه درمقیاسی شدیدترازآنچه که درقرون وسطی اجراء می شد اعمال می گردید! اعضا به مانند اینکه دردوران جاهلیت زندگی می کردند هیچگونه دسترسی به اخبارروزدنیا به غیرازکانال فرقه که تماما خبرها را براساس اهداف فرقه تنظیم می کرد نداشتند! تردد به دیگر مقرها منوط به داشتن ویزا ازجانب مسئولین مقربود، زنان حق تردد تک نفره نداشتند ویا حق نداشتند با مردان بصورت تکی صحبت کنند وایضا مردان حق نداشتند با زنان فرقه بصورت فردی صحبت کنند!
2- اعیاد ومناسبت های مذهبی درفرقه:
فرقه رجوی درتبلیغات خود مدعی است که به دین اسلام ومذهب شیعه اعتقاد دارد! اما دراین زمینه هم دچاریک استاندارد دوگانه است،وهرچه هست دروغ است وتظاهر.
رجوی همه قوانین وسنت های های دینی را براساس منافع وکیش شخصیتی خودش تبیین وتفسیر می کند، درمناسبات فرقه اش ارتباط افراد با خدا را منوط به ارتباط و وصل آنها به خودش تفسیرمی کند،زمان ماه مبارک رمضان را به راحتی وبراساس منافع خودش تغییرمی داد، ازدواج که ازسنت های رسول خدا وامری خدایی است را حرام وحتی بعنوان گناه نابخشودنی عنوان می کند، صله رحم، دوست داشتن واحترام گذاشتن به پدرومادرویاعشق ورزیدن به همسر وفرزندان را درمناسبات فرقه اش ممنوع وبا شیادی تمام ازحرامات اعلام کرده!! رجوی به دروغ می گفت که پیروامام حسین (ع) است اما درواقع دروغ می گفت وفرسنگ ها با مرام واعتقادات امام حسین فاصله داشت ودرواقع ازنام آن امام بزرگ درجهت منافع شخصی اش سوء استفاده می کرد.مثلا تا قبل ازسال 72 می گفت که برگزاری مراسم عزادارای برای امام حسین خرافات است وبه آن اعتقادی ندارد! اما ازاین سال به بعد با شیادی تمام به ما اعلام کرد:” بخاطراینکه این حربه عزاداری را ازدست رژیم بگیریم ازاین به بعد درمقرها مراسم عزاداری وسینه زنی را برگزارکنید “! که این مسئله باعث تعجب وتناقض همه اعضا شده بود.تعدادی ازجمله من بعنوان نوحه خوان درمقرها انتخاب شدیم،که می بایست متن نوحه را بعد ازتنظیم برای چک تحویل مسئولین می دادیم! تا هرقسمتی ازآن که دوست داشتند حذف ویا اضافه کنند! به ما می گفتند باید اشعارنوحه طوری تنظیم شود که اهداف فرقه وشخصیت رجوی درآن برجسته باشد!! بنابراین آنچه من سالها دراین فرقه تجربه کردم این است که رجوی درراستای اهداف فرقه ای خود ازدین اسلام ومذهب شیعه شیادانه سوءاستفاده می کند وهرچه را که ادعا می کند دروغ است و تظاهر…………..

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.