پایداری خانم نرگس بهشتی برای رهایی برادر نازنینش از چنگال رجوی

خانواده محترم بهشتی ازقربانیان فرقه بدنام رجوی سالیان است که ازبابت به قربانگاه رفتن جگرگوشه شان مرتضی بهشتی مصیبتی جانکاه را به دوش میکشند وازبابت اسارت دیگرعزیزشان مصطفی بهشتی معروف به میلاد دراسارتگاه لیبرتی بطورمضاعف دردمندند ودرچشم انتظاری بسر میبرند.
خانم نرگس بهشتی ازخواهران این دوعزیز با دلی خونین وقلبی پاره پاره بطور شگفت انگیزی درپی رهایی مصطفی کون ومکان نمی شناسند وبا مسافرتی چندین باره به عراق واشرف ولیبرتی وحتی صحن سازمان ملل متحد در ژنو و دیدار با احمد شهید بدنبال فریادرسی بودند شاید که آزادی مصطفی ازدستگاه مافیایی رجوی و بازگشتشان به کانون پرمهرخانواده میسر و محقق گردد.
درایام عید وسال جدید1395 سفره هفت سین این خانواده بزرگوارمتاسفانه بجای بوی بهاروشادابی وطراوت بوی خون وانتظارمیداد چونکه اندکی پس ازسیزده بدردر19 فروردین1390 رجویها نابخردانه درپی مطامع جاه طلبانه خود مرتضی را دریک درگیری موهوم ومشکوک به خاک وخون کشیدند وازآن پس مصطفی ی داغدیده را بطورمضاعف درکنترل مافیایی خود گرفتند تا مانع ازخونخواهی مرتضی ی قربانی بشوند طوریکه  درهنگامه حضورخانم نرگس بهشتی به اتفاق آقا محمد درمقابل زندان لیبرتی مصطفی با القائات ایجاد شده حتی درمقابل خواهروبرادرش نقاب برچهره داشته باشد تا مورد شناسایی قرارنگیرد.
کجایند وجدانهای بیداربشری ونمایندگان به اصطلاح حقوق بشری که با دریافت اندک دلار خونین از فرقه بدنام رجوی چشمهایشان را به حقایق بستند وگوشهایشان برای شنیدن فریاد دادخواهی خانواده دردمند وداغدیده بهشتی وسایرخانواده های چشم انتظارمشابه بسته وکرگشته اند!!؟
خدایا خودت شاهد باش که بیان وبه تصویرکشیدن دردهای بی کران خانواده های اسیران رجوی برای من جداشده وفعال حقوق بشرکشنده وطاقت فرسا است وغالبا توام با درد عمیق وگریه همراه است وقلم و زبان قاصرازبیان اینهمه درد وفراق قربانیان رجوی اعم ازاعضا وخانواده هایشان است.
با آرزوی رهایی تمام اسیران رجوی به دنیای آزاد خاصه کانون گرم وپرمهرخانواده هایشان.

امروزدرصندوق ایمیلم پیامی شاید که دلنوشته ای ازجانب خانم نرگس بهشتی دریافت کردم که صمیمانه خواسته بودند که درسایت نجات اطلاع رسانی شود که با ذکرمقدمه ای با جان ودل انجام وظیفه میکنم.
پوراحمد

عین دلنوشته خانم نرگس بهشتی
سلام اینجانب نرگس بهشتی خواهر مصطفی ومرتضی بهشتی میباشم درسال 1380 دجالان و ادم ربایان رجوی دوبرادرعزیزم را ازترکیه به قصد کارفریب دادند و درسال 1390پاره جگرم برادرنازنینم مرتضی رابخاطر لجبازی دراشرف به کشتن دادند. تنها پسر ایشان یکساله بودکه پدرش مرتضی به دست این دجالان ربوده شد وسالها ازدیدن پدرمحروم شد. چندروزی به 19فروردین مانده است دلم خیلی گرفته چطور یک خواهرنمیتواند برادرش راپس ازسالها ببیند. نه تنها ازدیدنش بلکه از سر مزار رفتنش هم من را محروم کردند. سالها پشت درب اشرف برای دیدن برادرانم زجه زدم ولی افسوس روز19 فروردین روزازدست دادن برادرنازنینم است. خدایا صدای زجه هایم رابشنو. ببین با بنده ات چه کردند وچه میکنند. امیدوارم خدا جزای این خونهای به ناحق ریخته را از رجوی خائن بگیرد. رجوی بدان که هرسال 19فروردین داغ من بیشتر و بیشتر میشود وقسم میخورم به خون برادرم دست از ازادی مصطفی و دیگراسرای لیبرتی برنخواهم داشت. الان مصطفی ی عزیزم درلیبرتی به شدت از شرایط روحی رنج میبرد. کجایند مسئولین حقوق بشر. اقای احمدشهید که به دو قدمیت نشستم دردم رابهت گفتم وقول همکاری دادی. کجایند کمیساریا. کجایند مسئولین سازمان ملل. من برادرم مصطفی رامیخواهم وتاجان دربدن دارم پیش میروم خطاب به رجوی میگویم. رجوی خائن مرتضی ی من رابه کشتن دادی ولی مصطفی راازچنگالت نجات میدهم. تاان سردنیا خواهم رفت وفریاد میزنم توی خائن جگرم راسوزاندی داغ بردلم گذاشتی تمام هستی ام رامیدهم ولی مصطفی ی عزیزم راازتومیگیرم ای کسانی که دم از دفاع ازحقوق خلق میزنید حق من خواهرجگرسوخته چه میشود. چه کسی به من میگوید برادرمن درلحظه جان دادن حرف اخرش چه بود. خدای بالای سرم انتقام عزیزانمان راازتوبگیرد.رجوی چه دراشرف بودی امدم چه درلیبرتی بودی امدم پس رجوی بدان من نرگس بهشتی تااخرین نفسم برای ازادی برادرم باتومبارزه میکنم وبرادرم راازاد میکنم.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.