در سالگرد خاموشی قربانیان دروغ جاویدان رجوی – قسمت اول

بدنبال اعلام پذیرش قعطنامه 598سازمان ملل متحد  توسط دولت  ایران درسال 67 رجوی که برخلاف تحلیل های آبکی ومن درآوردی خود مبنی برعدم پذیرش مذاکره ازطرف ایران بارها اعلام کرده بود که صلح طناب دار رژیم ایران است و تحت هیچ شرایطی درجنگ صلح بین ایران وعراق محقق نخواهد شد به یکباره خود را دریک تنگنا و بن بست استراتژیک گرفتار و برخلاف انتظار طناب صلح را بر گردن خود احساس کرد.
رجوی درکتاب جمعبندی یک ساله به اصطلاح مقاومت انقلابی ومصاحبه های بعد ازآن بارها تاکید کرده بود که…رژیم ایران ماهیت جنگ طلبانه دارد وتحت هرشرایطی قادر به انجام صلح نیست وحتی یک روز بدون جنگ وصدور بحران قادربه ادامه زندگی نیست وصلح واقعی و پایدار تنها بین سازمان او و دولت عراق منعقد خواهد شد! براساس همین توهمات و باورهای احمقانه که ازعمق قدرت طلبانه وفرصت طلبی سیاسی او نشات می گرفت بعد ازملاقات با طارق عزیز و زیر وقت امورخارجه عراق درپاریس فراخوان اعزام تمامی نیروهایش به عراق را صادرکرد.رجوی به این نتیجه رسیده بود که بعد ازشکست استراتژی به اصطلاح قیام مسلحانه شهری و خوردن تو دهنی دندان شکن ازمردم ایران این باربخت سیاه خود را درشکاف جنگ ایران وعراق جستجو کند.وی روی وعده های آمریکا وکشورهای انگلیس و فرانسه و همچنین شیوخ مرتجع عرب درحمایت ازصدام حساب ویژه ای بازکرده بود ودرمنتهای حماقت راه خودفروشی سیاسی یعنی خزیدن زیرحاکمیت صدام را برگزید صدامی که بدلیل کارنامه سیاه جنایت درحق مردمش لقب منفورترین رهبرعرب را بدوش می کشید وهمچنین بخاطر تجاوز به خاک ایران وبمباران وکشتن وآواره کردن هزاران هموطن بشدت دربین مردم ایران وحتی گروه های مخالف نظام منفور ومطرود بود.رجوی اما که تشنه قدرت، شهوت وثروت بود به هیچ چیزدیگری فکرنمی کرد و رودر روی مردم ایران قرار گرفت.درحالیکه هنوز بخش زیادی ازخاک وطن دراشغال دشمن متجاوزبعثی بود وروزانه دهها خانه،مدرسه، کارگاه وبیمارستان برسرمردم بی گناه ایران توسط بمب افکن های اهدایی غرب خراب شده وهزاران نفردرخون خود می غلطیدند. رجوی درفرودگاه بغداد درآغوش فرماندهان جانی وآدمکش رژیم صدام دست به دست می شد وبرگونه های آنها بوسه می زد.ولی بدلیل ایستادگی ومقاومت مردم ایران برمواضع ضد تجاوزگرایانه سرانجام دشمن متجاوزآتش بس را پذیرفت ورسما تن به مذاکره داد..رجوی که بدجوری قافیه را باخته  وحسابی بورشده بود سراسیمه به سوی کاخ صدام شتافت تا چند روزی مهلت بخرد.خود رجوی درنشست توجیهی به اصطلاح عملیات فروغ جاویدان می گفت درمیان بهت وتعجب ما وصاحب خانه رژیم آتش بس را پذیرفت.احساس کردیم که یک توطئه استعماری وارتجاعی علیه ما درجریان است باید به هرشکل این میز را چپه می کردیم آنها با آتش بس می خواهند ما را درعراق زمین گیرکنند وباید به هرقیمت این بازی را برهم می زدیم به همین دلیل درخواست ملاقات با سیدالرئیس را دادم این روزها دیگر مسئولین عراقی روی خوش به ما نشان نمی دادند هرچه استدلال می کردیم که پذیرش صلح ازسوی ایران نشان دهنده ضعف رژیم است به خرج آنها نمی رفت ودرخواست ما برای ملاقات را چند روز به عقب انداختند تا اینکه موفق به دیداربا سیدالرئیس شدیم وبرایش استدلال کردیم که رژیم درموضع ضعف شدید است یک هفته به ما مهلت دهید وپذیرش آتش بس را به تعویق بیاندازید مطمئن باشید که بعد ازیک هفته ما رژیم ایران را سرنگون وشما قرارداد صلح را با ما امضاء خواهید کرد!…بدین ترتیب با ساده سازی کودکانه وابلهانه رجوی عملیات موسوم به فروغ جاویدان که بعدا ازطرف اعضا به دروغ جاویدان معروف شد کلید خورد………ادامه دارد
اکرامی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.