وارونه نمایی

اگر مریم رجوی نبود، قیامت میشد!

ناهید همت آبادی که ماموریت دارد با انداختن عکس بدون حجاب خود دررسانه های رجوی، چهره ی تنوع طلبی ازاین باند ارائه دهد، اقدام به نوشتن انشایی شبیه هذیان نویسی های دخترک  های عاشق نوجوان، با عنوان " اگر نبود… "؟!  در رسانه های این فرقه کرده که علیرغم جمله پردازی های زیاد، خواننده فقط میتواند استنباط کند که نظر او این است که " اگر مریم رجوی نبود، قیامت می شد"!!
درضمن به بی وفائی او که درعرض این مدت کوتاه مراد اعظمی بنام مسعود رجوی را فراموش کرده، واقف میشود!
درقسمت های کمتر مبهم این نوشته آمده است:
"… در عالم ترس نفسگیری که یکسر در همه جا جاریست، وحشت از ترور و کشتار شنیعی که شاید هر لحظه به وقوع پیوندد و سایه شوم نیستی و مرگ که دائم بالای سر همگان پرپر میزند، اغلب فکر میکنم اگر نبود… اگر نبود این زن و خروش مصمم و نوید بخش ندای او، چه بی امید بودیم و دردمند، چه سر به زیر و شرمگین از پاسخ نداشته و نداشتن خروش صدایی اینگونه رسا تا پاسخگوی پرسش انبوه مردمان دیار فرنگ باشد که اینروزها اغلب برخلاف آداب ادب و رسم قانونی که از کسی در باره دین و باور او سؤال کنند اما از ترس بنیادگرایان اسلامی و البته بحق دایم از هر غیرخودی میپرسند مسلمانی؟؟ و اینهمه البته فقط حاصل شرایط مصیبت باریست که مرگ آفرینان بنیادگرای تهران،… به جنگ و جنایت در سوریه، عراق، فلسطین و… آری تنها یک نفر…بانویی مسلمان، بی جنجال جدال لفظی بیهوده میان سنی و شیعه، همچنان بی خستگی، با هوشیاری از پیآمدهای شوم همنوایی با بنیادگرایان یا تأخیر در ایجاد راهنبد جدی برای آن سخن گفته، مثال آورده، هشدار داده و با اینحال هنوز…که گمان میکنم حالا اگر نبود… اگر نبود… این صدا و طنین آن…ما در کجای جهان ایستاده بودیم و جهان کجا؟ اگر نبود این صدا… این زن و این ندا…این یگانه بانوی مسلمان و خطاب عتاب آلود او به سیاست بازان بی پرنسیب زمین و زمان… اگر نبود… مریم ".
هدف این  نوشته ی کوتاه، البته که بررسی میزان مرگ ومیر وکشت وکشتار درایران و… نیست که این مورد احتیاج به بررسی کل (جهان) دارد تا  وضع جزء (ایران) هم درزیر مجموعه ی آن روشن شود وکاری است آکادمیک وبسیار زمانبر!
ما بفرض که گزارش این خانم را مورد تایید قراردهیم وقبول کنیم که ایران وضعی نامناسب دارد واصلا آنچه که دراینجا جریان دارد زندگی نیست  و…، آیا باید منتظر صلاح اندیشی های مریم باشیم!
مسئله اینجاست که  مریم مخاطبانش را ازمیان کسانی انتخاب کرده که ید طولانی در بی پرنسیب کردن جهان دارند و مریم انتظار دارد که آنها باو کمک کنند که  جهان بی تنشی را ایجاد کند!!!
اوکه دست راست مسعود رجوی مجهول الحیات ومجهول المکان بود، درهماهنگی کامل با او، فرزندان همرزمان خود را ازایشان گرفت وبه اردوگاه هایی با مربیان خشن وبی فرهنگ فرستاد تا هرچه بتواند لمپن پرورش داده و دراسرع وقت، آنها را برای مقاصد تروریستی وفرقه ای خود درخدمت گیرد!
او در ریشه کن کردن مناسبات انسانی خانوادگی، تلاش وقفه ناپذیری کرد وموفق به جدایی هزاران زوج شده واین زوج های با ستم جدا شده را تحت بهره برداری فیزیکی وجنسی خود وشوهرش قرار دهد!
مریم در خارج ساختن رحم های تعداد زیادی از زنان اسیر فرقه، نقش درجه اول بازی کرد وحتی در سربه نیست کردن افراد هم سطح رجوی وبسیار باسابقه تر ازخود، گام های عملی زیادی برداشت!
او درصدور فرمان خودسوزی تعدادی از فریب خوردگان ناب رجوی، نقش مهمی بعهده گرفت تا با تحت فشار دادن دولت فرانسه، خود را اززندان فرانسه آزاد کند وآنگاه که گند کار درآمد، گفت که این قربانیان دچار احساسات شده وخود سرانه دست باین عمل زده اند وزمانی که احتیاج به شهید نمائی داشت، بازهم کار آنها را تایید کرد و آنها را بعنوان قهرمانان خلق معرفی کرد و…
شق القمر اخیر او، ایجاد رابطه ی گسترده با ترکی الفیصل (وزیر سابق اطلاعات عربستان وبانی اصلی طالبان وداعش) است واین رابطه اینقدر چاکرانه است که شاهزاده ی مذکور با صراحت تمام خبر مرگ مسعود رجوی را اعلام میکند وخانم رجوی هاج واج مانده، جرات کوچکترین اعتراضی را نمی یابد ویا درهماهنگی با او، میخواهد خبر ازدهان این شاهزاده درآید!!
خوب! این مسائل باوجود وحضورمریم اتفاق افتاده واگر اونبود، چه حوادثی بدتر ازآن ها اتفاق میافتاد که نیفتاده است؟!
زمانی که من یک دانش آموز بودم، مدیری بردبیرستان ما انتخاب شد واو برای کشتن گربه در دم حجله و سیادت بر دبیران، بر سر امتحان انشای آخر سال که مسلما مربوط به او نبود، مسئله دار شد وگفت که خودش راسا موضوع انشاء را تعیین میکند ونظارت سفت وسختی بر جلسه خواهد داشت!
موضوع انشای او که وارد به کار نبود، " اگر ناخن هایمان را نگیریم چه میشود " بود و اوراق مربوطه با این موضوع بین دانش آموزان پخش شد!
دبیران رنجیده ازاین دخالت مدیر خودشیفته، مسلما که درپی جبران بودند که ازبدی حادثه تلفن دفتر، مدیر مدرسه را خواست واو بدنبال مکالمه ی تلفنی رفت ومعلمان دراین فرصت بدست آمده کار خود را کردند وبه ما گفتند که بنویسید که " قیامت می شود" و اوراق امتحانی تان راداده وجلسه را ترک کنید.!
مدیر وقتی بازگشت، بجای دانش آموزان، فقط معلمان واوراق جمع شده روی میز را مشاهده کرد وفهمید که نباید دربرابر دبیرانی که دانش آموزان حرف شنوی بیشتری از آنان دارند، سختگیری کند و مجبور به قبول امتحان مجدد توسط دبیران شد!
بدین ترتیب من هم به تاسی از دبیران هوشمند خود، به سئوال بیمورد خانم ناهید همت آبادی همان جواب را میدهم!
قیامت میشود!
وحید
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا