چرا باید باورهای غلط دوران اسارت در فرقه رجوی را از ذهن خود بیرون ریخت

متاسفانه اعضای خسته و پا به سن گذاشته فرقه رجوی بعد از جدایی تا مدتها دچار همان ذهنیت هایی هستند که با خود از فرقه آوردند که البته با نگاهی کوتاه به عملکرد فرقه رجوی در درون مناسباتش می توان گفت که این امر طبیعی است چرا که درفرقه رجوی ازاول به اعضا گفته می شد شما از این به بعد پدر و مادری به غیر از مسعود و مریم ندارید،تمامی مدارک وهویت سجلدی افراد گرفته می شود، از دسترسی به دنیای بیرون قطع می شوند، شبانه روز نشست های مغزشویی برای آنها گذاشته می شود،اخبار دروغ و فضای ترس آلودی ازدنیای بیرون به آنها منتقل می شود، با سوء استفاده ازاحساسات دینی به آنها گفته می شود که هرکس از فرقه جدا شود خسرت دنیا می شود بطوریکه فرد جدایی از فرقه برایش را گناه کبیره تداعی شود، با هرترفندی اعتماد به نفس ازآنها گرفته می شود یعنی اینکه فرد احساس می کند هیچ اراده ای ازخودش ندارد وبرای بقاء خودش باید به فرقه متکی باشد، صدای هر اعتراضی نسبت به هرعملکرد فرقه دردرون مناسبات مقابل دیدگان دیگر اعضا با اتهام خائن بودن به اصول های فرقه ومزدوری برای رژیم سرکوب می شود ودرموارد جدی تر فرد معترض همچون علی نقی حدادی (فرمانده کمال) سر به نیست می شود، هرساله وعده دروغین سرنگونی قریب الوقوع به آنها داده می شود و برهمین اساس هرسال ازآنها تعهدنامه کتبی برای ماندن درفرقه گرفته می شود، اعضا در جریان اخبار و تحولات روز دنیا قرارنمی گیرند وفقط نیم ساعت اخبار دست چین شده ازطریق سیمای دروغین فرقه به گوش آنها می رسد.حال چنین افرادی که اذهان آنها سالها در درون فرقه متاثراز القاهات مخرب ذهنی بوده وبعد ازجدایی بدلیل نا آشنا بودن با قوانین دنیای بیرون ازفرقه طبیعی است که تا مدتها مشکلاتی روحی وروانی ودیگر داشته باشند،اما آنها برای بازیابی زندگی خود و زدودن افکار و باورهای غلط دوران اسارت درفرقه چکار باید بکنند: بنظر من اولین قدم برای آنها این است که باور کنند که دیگرازفرقه رجوی کنده شدند و نگاه امیدوارکننده ای به آینده زندگی خود دربیرون مناسبات فرقه داشته باشند، باید سریع به این باور برسند که دیگر آزاد ودرگیر اجرای قوانین اسارت بارتشکیلات فرقه نیستند، باید باورکنند که خود بعنوان یک انسان توانایی حل مشکلات زندگی را دارند، با خانواده های خود ارتباط وازرهنمودهای آنها برای برون رفت ازافکار فرقه بهره ببرند، به تهدیدهای فرقه برای عدم ارتباط آنها با خانواده و رسانه ها ودیگر دوستان جداشده خود که درافشای ماهیت فرقه فعال هستند توجه نکنند. واما نقش خانواده ها درالتیام بخشیدن زخم هایی که رجوی طی سالیان بر پیکر فرزندانشان وارد کرده بسیار مهم است وهمچنین اعضایی که سالها قبل تر از آنها از فرقه جداشده ودرافشای ماهیت فرقه فعال هستند باید به هرطریق که می توانند به دوستان تازه جداشده کمک کنند که البته همینطور هم هست.
آری جهانی خبردار نشد که سالها درمناسبات فرقه رجوی بر اعضای اسیر چگونه گذشت وچه ظلم هایی که رجوی طی سالیان بر آنها روا نداشت،آنها قربانیانی هستند که رجوی ازخون وجسم وروح آنها طی سالها درجهت منافع قدرت طلبانه اش سوء استفاده کرد که قطعا تاریخ حکایت ظلم وستم های رجوی را درسینه خود برای آگاهی بخشی نسل های آینده ثبت کرده است وما باید همه دست به دست دهیم تا بتوانیم همه اعضای اسیر در فرقه را نجات و بعد روح و روان زخم خورده آنها را التیام بخشیم.
حمید دهدار

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.