” بریده مزدور” و حیات خفیف و خائنانه

روزگار غریبی است…..
روزی بود روزگاری که سازمان مجاهدین خلق مابعد تاسیس خود با ساختار و هرم و چارت تشکیلاتی با” سانترالیسم دمکراتیک” اداره میشد یعنی که درراس سازمان یک” کمیته مرکزی” وجود داشت که گاه ازآن بعنوان دفترسیاسی هم یاد میشد که تمام اعضا درآن دارای یک رای مساوی بودند که بواسطه کادرهای حرفه ای وهواخواهانش پذیرفتنی بود.
هرم تشکیلاتی و رهبری کننده فوق درپس در مسند قرار گرفتن مسعود رجوی دربعدازانقلاب ضدسلطنتی دچاراندک دگردیسی شد و” شورای مرکزی” جایگزین آن شد که دربرگیرنده: اعضای دفترسیاسی – اعضای مرکزیت – اعضای اجرایی مرکزیت – معاونین ومعاونین اجرایی مرکزیت ومسولین نهاد بود.
با رجعتی گذرا می بینیم که شخص رجوی درمسیرتبدیل سازمان مجاهدین به یک فرقه کنترل ذهن درمقطع به اصطلاح انقلاب درونی وایدئولوژیک خود دراطلاعیه 20 خرداد 1364 ازامضاء” شورای مرکزی” بهره برداری کرد.
بدنبال اعمال نفوذ تمام وکمال و سرکوبگرانه رجوی درتشکیلات وبدست گرفتن مطلق اهرم قدرت وتصمیم گیری ؛ چارت تشکیلات بغایت صورت دیگری بخود گرفت وسرکوب عریان درتشکیلات توتالیترگونه ازجانب شخص رجوی شروع وادامه دارشد.
حاصل بلافصل دیکتاتوری رجوی ؛ به ظاهرهژمونی تشکیلات به دست زنان شورای رهبری افتاد وچارت وهرم تشکیلات چلونده و جمع وجور شد.
طوریکه هم اکنون درراس هرم وتشکیلات ؛ زوجین رجوی قرارگرفتند وزیرمجموعه آن شورای مرکزی سازمان که همانا متشکل اززنان نگون بخت میباشد ولاغیر…
ملاحظه نکته زیرحائزاهمیت است که پایین ترین سطح هرم تشکیلاتی معرفی شده سابق ؛ مسول نهاد بود که عضو و کاندید عضویت و سمپات و هوادار صرفا در اندرون تشکیلات معنی داشت و کاربرد تبلیغی بیرونی نداشت و مطرح نمیشد.
رجوی وسران تشکیلات مافیایی در اندرون خانه البته که مدعی بودند هرم تشکیلات اسم و رسم است و مهم رده پایه همانا” عضویت” است که با بالادستها فرقه کیفی ندارد.
لیکن سمپات مابعد عضوتعریف میشد که به هرجهت به سازمان نزدیکترند واما طیف” هوادار” به آندسته ازنیروها گفته میشد که درپی زندگی عادی خود بودند وهرگزگذرشان به داخل تشکیلات نرسیده است که نهایت حمایت آنان ازسازمان؛ کمک مالی ومشارکت درآکسیون وتظاهرات خارج کشوری تعریف میشد.
روزگارغریبی است……هم اکنون درپس بحران فزاینده ریزش نیروهای ناراضی ازفرقه بدنام رجوی درآلبانی دردوهفته گذشته ؛ یک دو جین ازاعضا خاصه فرماندهان با سوابق طولانی درمواضع فرمانده عملیات حتی دررده mo ؛ با یک نه قاطع مدار نکبت بارفرقه را گسسته وپا به دنیای آزاد گذاشتند ولیکن صرفا بخاطر حل وفصل مسایل حقوقی و دریافت حقوق از رجویها حمایت میشوند واظهار میدارند یا که منتسب به آنان بیانیه صادرمیشود که ما هرچند که پی زندگی عادی خود رفتیم ولیکن کماکان” هوادار” سازمان مجاهدین خلق ایران هستیم وبه کسی هم ربطی ندارد!؟
الحق والانصاف این طیف ازهوادارن! که بعضا 40 سال ازعمرشان را زیرپای منبر رجوی در تشکیلات به بطالت گذراندند ؛ صیغه جدیدی است که خلق کردند ومیخواهند بدون پرداخت قیمت ؛ به حیات خفیف و خائنانه خود ادامه دهند.
پوراحمد

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.