وارونه نمایی

رجوی با مارک های مقامات ایران خود را سرپا نگه می دارد

اخیرأ در جریان اغتشاشات درایران رهبر جمهوری اسلامی در یک جمعبندی در سخنان خود گفت این فتنه سه ضلع داشت.ضلع اول امریکا و اسرائیل که نقشه کش وطراح اصلی بودند. ضلع دوم دولت خرپول که پشتیبانی وامکانات فتنه را تقبل کرده وضلع سوم آن هم پادوی فتنه بود که به سرکردگان فرقه رجوی سپرده شد. که آنها تا منتهی الیه دشمنی با ملت ایران رفته اند.
رجوی بعد از این سخنان محمل گیر آورده وچون ضلعی به او واگذار شده ونسبت داده شده از شادی وشعف درپوست خود نمی گنجد وبا هیاهو باد به غب غب انداخته ومی گوید این منم که ضلع سوم فتنه هستم.
برای رجوی مهم نیست این طرف حساب قرار داده شدن با مارک مزدوری، خیانت وجاسوسی یا پادویی برای دون پایه ترین دیکتاتورها باشد.بلکه مهم این است که با هرمارکی صرفأ اسمی از آنهاباشد تا او ادعا کند که هنوز هست و از بین نرفته است.
رجوی در سرفصل ها وپروسه های گذشته زمانی که هنوز دیکتاتور عراق (صدام)در حاکمیت بود در سرفصل شکل گیری تشکیلاتی بنام اصلاحات در ایران عزا گرفته بود. اومی گفت رژیم بایستی یک سرداشته باشد تاماکماکان اپوزیسیون آن باشیم درغیر این صورت ما می سوزیم ونقش اپوزیسیون را از دست می دهیم لذا به هردری می زند تا رژیم را یک سره نشان دهد وتن به هر خیانت ورذالتی می داد تا فقط او باشد که نقش ضد نظام وفتنه گری وخیانت وجاسوسی را بازی کند چون حیات وممات خود را صرفأ در همین راستا می بیند.
تجربه نشان داده هرجا و در هر نقشی که نام بیشتری از فرقه رجوی برده شود ولو زشت ترین نقش ها را به عهده می گیرد تا بروز بماند. درجریان عیان نمودن وابستگی به امریکا وجنگ طلبان امریکابیشترین انرژی را گذاشت چون می دانست در این خصوص بالاترین حساسیت ها هست ولذا بیشترین اسم از فرقه اش بالا می آید. به عهده گرفتن ترور دانشمندان هسته ای و هم سو شدن با عربستان برای رجوی نعمت باد آورده حساب می شد.چون این نقش ها باعث می شد امریکا واسرائیل وعربستان دریابند که فرقه رجوی تمام عیار خود را به آنها سپرده واعتماد کسب کرده وهم از جانب مسئولین ایران کاری کند که هر فتنه وخیانتی را به آنها نسبت دهند در این صورت خود را نخود هرآشی می بینند وادعا می کنند همه معادلات با عملکرد آنها شکل می گیرد وآنها نمرده اند.
دریک کلام رجوی وفرقه اش از قدیم ها تاکنون خود را با مارک های رژیم سرپا نگه می دارد ودوست دارد تا ابدالدهر نقش اپوزیسیون و مخالف را داشته باشد وهیچ وقت از این کار بازگشتی نمی بیند چون در این کار پادویی است و پادویی هم سرمایه ای نمی خواهد و احساس مسئولیت و چیز دیگری لازم ندارد. الزامات وملزومات این استراتژی برای رجوی صرفأ مزدوری وپذیرش نقش های منفی و خیانت بار است.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا