مصاحبه با علی اکرامی درمورد تحلیل و بررسی پیام اخیر مسعود رجوی

سئوال: پیام 11 مسعود رجوی دررابطه با اماده باش برای سرنگونی در این سرفصل را چگونه تحلیل و ارزیابی می کنید؟
جواب: درمقدمه باید گفت پیام رجوی که بقولی مرحوم و مجهول المکان است. هیچ حرف تازه ای نداشت و برعکس درقیاس با پیام و موضع گیری گذشته یک گام به عقب محسوب میشود. سرکردگان این فرقه تحت تاثیر سخنان جان بولتن مشاور امنیتی ترامپ که گفته بود رژیم حاکم برایران جشن 40 سالگی خود را نخواهد گرفت، موضع گیری کردند که نظام حاکم برایران تا 22بهمن 97 سرنگون خواهد شد وحتی خطاب به اعضای معترض که خواهان جدایی بودند اعلام کردند تا 22بهمن درمناسبات بمانید اگرسرنگونی محقق نشد می توانید جداشوید.
این تحلیل و ضرب العجل را اعضایی که طی این مدت از این تشکیلات جداشده اند افشا کردند. مسئولین فرقه و بویژه مریم رجوی روی حرکات اعتراضی مردم در دیماه به بعد حساب جدی باز کرده بودند. انها همانند همیشه و با عوام فریبی و دروغ و فریب سعی کردند خواسته ها و مطالبات بحق مردمی که شکل صنفی داشت را درجهت منافع سیاسی خود البته درتبلیغات مصادره کنند. این تبلیغات فریبنده هم عمدتا مصرف داخلی داشت. اگر نگاهی به آمار اعضای جداشده و سطح تشکیلاتی انها در یکسال اخیر بیندازیم بخوبی درخواهیم یافت این فرقه در بحرانی ترین پروسه خود درالبانی بسر می برد. علیرغم تمامی لابی های سران این فرقه با دولت و کمیساریای البانی و ایجاد سخت ترین شرایط زندگی و از جمله قطع مستمری ماهیانه و ممنوعیت کار و خروج از البانی و فشارهای روحی و روانی و تهدیدهای فیزیکی و تعقیب و مراقبت بوسیله عناصر جاسوس و خودفروخته پروسه جدایی روز به روز شتاب بیشتری بخود می گیرد. درچنین شرایطی انها برای مهار موج جدایی ها و مقابله با بحران فروپاشی ابتدا بالاترین و باسابقه ترین عنصر تشکیلات خود یعنی مهدی ابریشمچی را از فرانسه به البانی فرستادند تا بعنوان مسئول تشکیلات مقر اشرف سه با روند رو به افزایش جدایی ها واز هم گسستن بندهای تشکیلاتی مقابله نماید. ولی حضور مشاور ارشد رجوی هم دردی را دوا نکرد. به ناچار به روال همیشگی به انتخاب مسئول اولی و ایجاد هیاهو پیرامون انتخاب زهرا مریخی پرداختند.اعضایی که درطی سالیان دراین فرقه بوده اند بخوبی می دانند که انتخاب مسئول اولی نه یک اقدام محتوایی بلکه دقیقا فرمالیستی و صرفا بمنظور انحراف اذهان اعضا و خریدن زمان و مشغول کردن اعضا و درگیر کردن انها بخود بوده است. یا بقول مریم رجوی پمپاژ خون جدید درپیکر سازمان وپرتاب اعضا به جلو. زهرا مریخی امده بود تابقول خودش این تشکیلات را از نو ساخته و پرنشاط و باطراوت نماید. ولی علیرغم سروصدای فراوان و هو و جنجال، موج جدایی و فرار ادامه پیدا کرد تاجاییکه مریم مجبور شد خودش و ان هم در سکوت مطلق وارد البانی گردد. مریم رجوی دربدو ورود درهتل اینترنشنال البانی مستقر شد. او دوهدف را دنبال می کرد. دعوت از شخصیت ها و عناصراجتماعی بمنظور مقابله با آثار افشاگری های اعضای جداشده که کاملا شخصیت ها وجامعه البانی بخصوص مردم این کشور، رسانه های همگانی و برخی از احزاب را تحت تاثیر خود قرار داده بودند و برگزاری نشست های موسوم به انقلاب و صفرصفر با اعضای مسئله دار ومعترض داخل تشکیلات، بخاطر وخامت اوضاع تشکیلات و اوج مسله داری اعضا.
هنوز حضور مریم در البانی از طرف مسئولین فرقه تایید نشده است ولی خبرهای جسته و گریخته ای که بوسیله اعضای جدا شده درضمن تماس بااعضای مستقردرکمپ اشرف سه شنیده میشود حاکی از ان است که بحث های جدید مریم که تا اعضا مجددا انقلاب نکنند خبری از سرنگونی نخواهد بود بشدت اعضا را معترض و مسئله دار کرده است. انها مریم را درمعرض این سوال قرار داده اند که پس ضرب العجل وسرفصل سرنگونی در 22بهمن 97 چه شد؟
ادامه دارد…

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.