دستور دادند هر کس مانع تظاهرات شد به رگبار ببندیم

5 مهرماه سال60 جنایت خونین درکارنامه فرقه مجاهدین خلق

فرقه تروریستی مجاهدین خلق به دنبال شکست در کودتای 30خرداد سال 60که با توهم احمقانه کسب قدرت وبدست گرفتن حاکمیت به ان مبادرت ورزیده بود وهمچنین نتیجه معکوس در7تیرو8شهریور، تلاش کرد باردیگر شانس خود را بیازماید.تظاهرات مسلحانه 5مهر درپی شکست های فرقه به اجرا درامد.مسعود رجوی درجمعبندی یکساله ابعاد این جنایت را چنین توضیح می دهد:

علیرغم اینکه از 30خرداد به بعد برای ماروشن بود که الگوی شکست شاه دراین مقطع دیگر قابل تکرار نیست اما ما باز هم تست کردیم .یعنی سازمان ما درمقطعی وظیفه خود می دانست برای اینکه مبادا فرصتی از دست برود با پرداخت سنگین ترین بهای لازم دید یکبار دیگر به میدان اوردن عنصراجتماعی را ازمایش بکند.

برای اینکه مشخص شود رجوی چه بهای سنگینی را از خون جوانان صادق والبته پرشور وفاقد درک وتجربه سیاسی پرداخت لازم می دانم به صحبت های یکی از اعضا که در5مهرسال 60 از شهرستان به تهران اعزام شد وخوداز فرماندهان صحنه بود جهت روشن شدن واقعیت ها وابعاد جنایت رجوی اشاره ای داشته باشم .

از اواخر شهریورماه 1360 خط وتاکتیک تظاهرات گسترده درداخل سازمان طرح شد با این ویژگی که تعداد بیشتری  تیم های مسلح در راه پیمایی ها شرکت داده شوند وتمامی نیروهای اجرایی  وعملیاتی  وهواداران تشکیلاتی  درصحنه حضور یابند ومناطق شروع راه پیمایی به گونه ای انتخاب شده بود که گروه های مختلف سازماندهی شده  درنهایت به هم بپیوندند تا راه پیمایی گسترده بنظر برسد.تظاهرات 5مهرابتدا قرار بود اول مهرماه برگزار شود ولی بدلیل تظاهرات دانش اموزان بمناسبت روز بازگشایی مدارس به تاخیرافتاد.دراین مرحله از طرف مسئولین طرح شد تا پتانسیل نهفته خلق ازاد شود وتاکید گردید به ان درجه از توان نظامی رسیده ایم که اگر از رژیم جلوتر نباشیم همپای اوهستیم.وبه شرایط مساوی دست پیدا کرده ایم.ما در5مهر با قیامی شبیه به قیام  توده ای 22بهمن مواجه خواهیم بود. باید مردم را تحت حمایت نیروهای مسلح مان به صحنه بکشانیم. باید این تظاهرات باشرکت خود مردم صورت گیرد وما به عنوان پیشتاز مسلح از مردم حمایت خواهیم کرد. ضرورت انقلاب ایجاد می کند که کشته ها زیاد باشد. درخت ازادی خون می خواهد. شاید کشته ها به اندازه 22بهمن 1357 باشد . مردم کاملا آماده قیام توده ای هستند. عملیات های بزرگ مثل 7تیرنشان داد که رژیم ضربه پذیراست. پیکرنظامی رژیم ظرف بلوری است که شکسته شده وکافی است که یک ضربه دیگر به ان وارد شود. بالاخره  تعدادی قابل توجهی هوادار مسلح از سه نقطه مرکزی تهران ودرساعت 10:30 صبح پنجم مهرماه 60 باشلیک هوایی واتش زدن تعدادی لاستیک اتومبیل ونیز اتوبوس های شرکت واحد راه پیمایی را اغاز کردند.شکل عمل بدین صورت بود که افراد موتور سواروپیاده دراکیپ های مختلف با گرداوری هواداران وافراد درمحل شروع،  دست به تظاهرات وراه پیمایی زدند. این افراد باشلیک رگبار هوایی وگاه شلیک مستقیم به افراد عبوری وساختمانهای مراکز عمومی، بانک ها، مغازه ها واتومبیل هایی که افراد با ظاهر مذهبی درآن نشسته بودند  باسردادن شعارهای تعیین شده تظاهرات را پیش می بردند. به واحدهای عملیاتی دستور داده شده بود که هرکس خواست جلوی تظاهرات را بگیرد به رگبار ببندند. به این واحدها سپرده شده بود که کافی است دوسمت از تظاهرات حفاظت کنید مردم به ما خواهند پیوست.درهمان ساعت اول تظاهرات یک اتوبوس بنز خط یک به اتش کشیده شد. راننده بیچاره که ابتدا قصد مقاومت داشت را با پرتاب یک کوکتل مجبور به فرار کردیم. درشب قبل از تظاهرات ما را توجیه کرده بودند که هرچه ما بتوانیم بیشتر قربانی بدهیم تاثیراتش روی مردم بیشتر خواهد بود. به تعدادی از زنان ومردان هوادار تیزبرهای موکت بری داده بودند. علیرغم اینکه دوساعت از شروع تظاهرات می گذاشت ولی از پیوستن مردم خبری نبود. دود ناشی از اتش زدن ساختمانها تمامی فضا را پوشانده بود. تعداد زیادی کشته وزخمی از ما ومردم ونیروهای هوادار انقلاب درصحنه مانده بود. شیرازه تظاهرات از هم پاشیده بود. بسیاری از اعضا دستگیرشده بودند ومابقی واز جمله خود من از صحنه گریختیم . تست به میدان اوردن عنصراجتماعی شکست خورده بود. فرماندهان ومسئولین اصلی همان ساعت اولیه از صحنه گریخته بودند.

رجوی این بار هم بهاء را از جیب اعضای ساده لوح وباریختن خون انها پرداخته بود وخود مدتی بعد از صحنه گریخت. تظاهرات خونین 5مهرسال 60 یاد اور جنایت دیگر درکارنامه سیاه رجوی است. روزی که برای تست قدرت طلبی وعطش ریاست طلبی قربانیان زیادی از اعضا ومردم نیروهای هوادار انقلاب گرفت .

اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.