مطالب

سخني کوتاه در باره «رويای ائتلاف با مجاهدين»

سخني کوتاه در باره «رويای ائتلاف با مجاهدين»
علي اکبر راستگو ، کلن آلمان، چهارم ژانویه 2007
اخيرا سايت ديدگاه در وجد بيرون آمدن احتمالي نام سازمان مجاهدين از ليست تروريستي اتحاديه اروپا، مسئله اتحاد نيروهای سرنگون طلب را برای صدمين بار مورد بررسي و تجديدنظر قرارداده است. نويسنده که خود تنه اش چندين بار به تنه مجاهدين خورده وهربار دست ازپادرازتر به سرجايش برگشته، اين بار از پيام اول مسعود رجوی که درآن « همه آنهايي كه بدور از استبداد مذهبي و تماميت رژيم ولايت فقيه در انديشه جمهوري و دمكراسي و حاكميت مردم ايران اشتراك نظر و اشتراك عمل دارند» را ظاهرا به اتحاد و مساعي عمل خوانده، به شور آمده و از مسئولين کميسيون های شورا عاجزانه درخواست مي کند که « از شما خواهش مي کنم، با همکاري ديگر مسوولين کميسيون هاي شوراي ملي مقاومت، از تک تک سازمانها و احزاب و شخصيتهاي سرنگوني طلب، با قيد نام و علني، رسما و کتبا دعوت به حضور در کميسيون آشتي کنيد. و اگر دست رد به سينه شما زده شد، دوباره دعوت کنيد، و ديگر بار، و ديگر بار…
نويسنده محترم يا خودش را به گمراهي مي زند ويا هنوز سازمان مجاهدين را بخوبي نمي شناسد که البته فکر مي کنم مورد دوم در مورد ايشان مصداق داشته باشد.
بنده اينجا نمي خواهم به تک تک موارد نامه ايشان بپردازم چرا که ايشان از يک نکته اصلي غافل هستند که منظورمسعودرجوی اصلا وی و امثال وی نيستند بلکه جريان های سلطنت طلب ميباشند که آمريکا شرط آزادی رجوی را همکاری سازمان با آنها قرارداده است که البته خود محافل سلطنت طلب نيز هيچوقت زيربازننگ همکاری با مزدوران صدام نمي روند.
نکته کليدی ديگر در رابطه با مجاهدين که نويسنده مقاله از آن غافل مانده اينست که سازمان از سال ورود به عراق يعني 1365 ديگربه مسئله سرنگوني رژيم جمهوری اسلامي از طريق مردم، قيام مردمي و يا جنبش درون کشور ديگر اعتقادی ندارد. تنها راه سرنگوني رژيم از نظر مجاهدين، از طريق ارتش آزاديبخش با حمايت يک قدرت خارجي ميسر مي باشد. حالا اگر اين قدرت صدام باشد و يا آمريکا، فرقي در اصل مسئله نمي کند. مهم رسيدن مهرتابان به تهران است وبس. مردم در معادله مجاهدين فقط نقش بازيگر را دارند. اين موضوع را مجاهدين بدفعات وبا صدای رسا بدنيا اعلام کرده اند. شما مي بينيد که وقتي حکومت صدام مورد تحريم سازمان ملل قرار گرفت، مجاهدين آن را تقبيح کردند و دادوفغان از محروميت وفشار اقتصادی تحميل شده بر مردم عراق براه انداختند ولي وقتي مردم ايران مورد تحريم اقتصادی قرار مي گيرند، مجاهدين به رقص وپايکوبي مي پردازند وشيريني در ميان عشاير عراق پخش مي کنند.
من ميخواهم به آقای نويسنده مقاله مندرج در سايت ديدگاه هشدار بدهم که فرقه مجاهدين و رهبرش از اين مار ها زياد در چنته دارند و بنام «استراتژی» هر چند وقت يکبار فيلي هوا کرده و اطرافيان، هواداران، اعضاء و مخاطبان خارجي را مدتي سرکار مي گزارند. از «فاز سياسي» قبل از شروع مبارزه مسلحانه تا «فاز سرنگوني کوتاه مدت» و «فاز سرنگوني ميان مدت»، «فاز قيام شهری»، «فاز سرنگوني از طريق منطقه»، «فاز سرنگوني از طريق ارتش آزاديبخش» و اين آخری «فازسرنگوني وانحلال» همه اين ها برای سرکارگذاشتن و مصرف نيرهای دروني است وگرنه، حالا سرنگوني به يکطرف، مجاهدين کي ظرفيت اين را دارند که حتي با نيروهای خودی بتوانند سر يک ميز نشسته و مثل نيروهای متمدن غرب در مورد مسائل مورد علاقه و يا مورد اختلاف به بحث بپردازند.
اينجانب برعکس شما به اين معتقد نيستم که فرقه مجاهدين بتواند پوسته بترکاند و با ديگر نيروهای سياسي سريک ميز بنشيند. شما يک مورد را نام ببريد که نمايندگان رسمي سازمان با نمايندگان ديگر گروه ها به بحث و گفتگو پرداخته باشند. اين فرقه مسائلَش را تابحال بدور ازمردم و پشت درهای بسته حل کرده و نتايج مفيدی هم گرفته است. مگر در همين حکم دادگاه اخير شورای اروپا در لوکزامبورگ اشاره نشده که سازمان مجاهدين ديگر دست از خشونت جسته است. وکلای سازمان در پشت درهای بسته به قضات اطمينان داده اند که سازمان ديگر مبارزه مسلحانه نمي کند. ولي با اين حال غرب به مجاهدين جواب مشخص منفي در رابطه با آلترناتيوی آنها برای جايگزيني حکومت جمهوری اسلامي داده است. برای آنها چاره ای بجز فعاليت سياسي بمانند ديگر گروه ها در چارچوب قوانين موجود در غرب نمي باشد.
اينجانب بشخصه از ورود سازمان مجاهدين به صحنه سياسي غرب استقبال مي کنم چرا که اين صحنه، صحنه ای دموکراتيک ميباشد و شارلاتان هايي مانند مسعودرجوی در آن تبخيرخواهند شد. شما نيز به فعاليت خود در اين زمينه ادامه بدهيد من پشتيبان شماخواهم بود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا