مطالب

تاملي كوتاه بر ويژگي هاي فرقه مجاهدين

تاملي كوتاه بر ويژگي هاي فرقه مجاهدين
محسن عباسلو، سی ام می 2007
افكار فناتيك و رفتار بسته و تحت كنترل فرقه گراها مشابه يكديگر بوده ودر هر جاي جهان كه قرار داشته باشند و با هر نوع تظاهري كه روا دارند تمامي فرقه ها از قوانين يكسان و ترفند هاي كلاسه شده استفاده ميكنند. اما فرقه مجاهدين علاوه بر شباهتهايي كه با ساير فرقه ها ( به مناي امروزي فرقه) دارد داراي ويژگي ها و كاركردهاي خاص خود ميباشد. فرقه مجاهدين داراي ويژگي هاي زير ميباشد:
1.ــ در تشكيلات اين فرقه اطاعت محض و بي چون وچرا از رهبر خود انتصابي اين فرقه يعني مسعود رجوي، وظيفه و تكليف تمامي اعضاي فرقه ميباشد.در ضمن بايد ياد آورگرديد كه در اين ميان خانم مريم عضدانلو قجر به عنوان مكمل كمبود هاي شخصيتي رهبر فرقه عمل ميكند.
2.ــ رهبر فرقه از هر گونه خطا و اشتباه مبرا بوده وكسي حق سؤال كردن از رهبر فرقه مجاهدين در مورد عملكرد هايش را ندارد. وبر اساس ايدئولوژي فرقه رجوي نامبرده فقط در مقابل خداوند(كدامين خدا!) پاسخگو ميباشد.
3.ــ تمامي اعضاء ميبايد در نشست هاي تفتيش عقايد مثل غسل هفتگي و عمليات جاري و بحث هاي انقلاب ايدئولوژيك شركت كنند.نتيجه تمامي اين نشست ها بايد به پذيرش عقايد ساختگي مسعود رجوي از سوي اعضاء ختم شوند.
4.ــ تمامي اعضاء ميبايد تمامي رابطه هاي خانوادگي خويش را قطع كنند.فرزنداني كه سن وسال آنان پايين است و قدرت جنگيدن را ندارند از والدين جدا ميشوند.وكسي حق فكر كردن در مورد خانواده و اقوام و فاميل خويش و برقراري ارتباط با آنان را ندارد.فرد فقط اجازه تماس با آن دسته از اعضاي خانواده خود را دارد كه جزء اعضاي فرقه باشند. البته آنهم ارتباطي كنترل شده و تحت نظر مسئولين فرقه.
5.ــ تمامي اعضاي متأهل فرقه بايد همسران خويش را طلاق دهند.وحتي اعضاي مجرد هم بايد سوگند طلاق دائمي ياد كنندو فكر ازدواج وتشكيل خانواده را از سر خود دور كرده و تمامي زندگي و همه توانايي هاي خويش را صرف پيشبرد خط و خطوط فرقه كنند.تنها كسي كه در فرقه رجوي حق ازدواج دارد شخص مسعود رجوي است كه مريم عضدانلو را به همسري برگزيده است.
6.ــ فرد در دنياي افكار خويش حق فكر كردن در مورد چيزي جز اجراي دستورات مسئولين فرقه را ندارد و اگر فكري خارج از اين محدوده به ذهن فرد خطور كرد بايد وي در نشت عمليات جاري روزانه تحت عنوان انتقاد از خود آن را بيان نمايد.
7.ــ در تشكيلات فرقه مجاهدين انجام عمليات انتحاري و خود كشي (كه معمولاً با خوردن قرص سيانور انجام ميگيرد)و ياد خود سوزي در مواقعي كه سازمان وفرقه تشخيص دهد امري مقدس و قابل تحصين فرقه است.
8.ــ جهت در كنترل داشتن اعضا، تمامي اعضاي فرقه در تيمهاي كوچكتري كه يگان يا دسته ناميده ميشوند تقسيم بندي ميگردند و فردي از طرف مسئولين بالاتر كه معمولاً زن می باشد به عنوان فرمانده اين افراد مشخص ميشود. تمامي افرادي كه در اين تقسم بندي جاي ميگيرند مؤظف به اطاعت بي چون وچرا از اوامراين فرمانده انتصابي ميباشند و كسي از اين افراد حق خرده گرفتن از فرمانده گماشته شده در اين منصب را ندارد.
9.ــ بنا بر اصطلاح موجود در اين فرقه، سياه و سفيد دانستن كارها گناهي بزرگ است.يعني اينكه عضو فرقه مؤظف بر انجام كاري است كه به او محول ميشودهر چند كه فرد رغبتي به انجام اين كار نداشته باشد. با بياني واضح تر ميتوان گفت كه فرد عضو تمام عيار در اختيار فرقه ميباشد و حق هيچ گونه انتخابي را ندارد.
10.ــ تمامي 24 ساعت زندگي تشكيلاتي عضو فرقه رجوي برنامه ريزي شده است.و فرد به گونه اي مشغول ميشود كه كاملاً از لحاظ جسمي و فكري خسته و قدرت تفكر در مورد چيزي را نداشته باشد.
11.ــ سنجش شايستگي تشكيلاتي اعضاي فرقه مجاهدين بر اساس ميزان فرمانبرداري فرد از رهبري فرقه انجام ميگيرد.وبنا به اصطلاح رايج در اين فرقه فرد هر چه كه بيشتر در مناسبات ذوب شود از شايستگي بيشتري برخوردار است.
12.ــ از ديدگاه ايدئولوژيكي فرقه رجوي زندگي تمامي انسانهايي كه در جوامع گوناگون مشغول انجام زندگي معمولي خود هستند يك نوع حيات پست و حيواني است.و زندگي انساني واقعي، آن است كه ايدئولوژي ساختگي مسعود رجوي حاكم بر آن باشد.
13.ــ تمامي دارئي، احساسات، عواطف وتوانائي هاي فردي عضو فرقه مجاهدين متعلق به رهبري فرقه ميباشد و فرد عضو از خود هيچ هويتي ندارد. فرد اعتبار و هويت خويش را از رهبري فرقه ميگيرد و از اين بابت هميشه و در تمامي طول عمر بايد مديون رهبري فرقه باشد.
14.ــ فرد عضو فرقه بايد قلباً وفكراَ به رهبري فرقه اعتماد مطلق داشته باشدو هر گونه شك در اين مورد گناهي غير قابل اغماض است.
15.ــ بنا به گفته شخص مسعود رجوي سازمان مجاهدين كاملاًَ مستقل از نقطه نظرهاي موجود در جهان است.در واقع اين فرقه از لحاظ ايدئولوژيكي هيچ كدام از ايدئولوژي هاي موجود در جهان را به رسميت نميشناسد.عقايد و قوانين از ديدگاه فرقه مجاهدين در صورتي اصالت دارند و قابل احترام و پذيرش هستند كه مورد تأ ييد مسعود رجوي رهبر فرقه باشند.و تمامي قوانين و قوائد بين المللي در صورتي كه مغاير با عقيده مسعود رجوي باشند هيچ اعتبار و ارزشي ندارند. البته از لحاظ ايدئولوژيكي اين روح در فرقه مجاهدين حاكم مي باشد و الا جهت پيش برد خط و خطوط فرقه مجاهدين ، دست زدن به هر كاري كه منافع فرقه را تأمين كند مورد قبول رهبري و مسئولين فرقه ميباشد.و فرقه مجاهدين در موقعيت ها و شرايط مختلف و متفاوت به دليل بي اصالت بودن و بي ريشه بودن آن نقاب هاي مختلفي به صورت زده و چهره عوض ميكند.
در پايان ذكر اين نكته را ضروري ميدانم :هر چند كه تك تك اين ويژگي هاي فرقه مجاهدين بايد كالبد شكافي و تمامي جوانب آن را از زواياي مختلف بررسي نموده تا به اعماق و ماهيت واقعي اين فرقه پي ببريم.اما با كمي تفكر در مورد اين ويژگي هاي فرقه مجاهدين، آيا هيچ اصل و ارزش انساني باقي مانده است كه فرقه مجاهدين آنرا زير سوال نبرده باشد؟!!!
محسن عباسلو
30.05.2007

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا