چرا فرقه رجوی براسارت زنان دراشرف تاکیدواصرار می نماید؟

هدیش فرساوند، وبلاگ حسن زبل، سوم می 2008

مسعودرجوی درزمان حیا ت دریکی ازسخنرانی هایش درجمع زنا ن اشرف گفت:: این شمائید که برای من ماندگار هستید.
اسارتگاه اشرف باهزارزن اسیرذهنی درواقع آخرین سنگروخاک ریز ویادگاراین فرقه می باشد چراکه بابازشدن دربهای اشرف برروی این زنان ورسیدن آنها به دنیای آزاد نه تنها باعث فروپاشی کامل این فرقه خواهدگردید بلکه با به سخن درآمدن این زنان ستم دیده که بیش ازدودهه دراسارت ذهنی- فیزیکی- احساسی این فرقه قرارداشته اند می تواند باعث پرده برداری کامل ازمناسبات برده داری این فرقه تروریستی درقرن حاظرگردد.
و لذا بهمن دلیل است که سرکردکان فرقه با تمامی توان خود کوشش می نمایند تا باگروگان گیری این زنان ازآنها بعنوان سپری انسانی استفاده نمایند.
فرقه رجوی چنین تبلیغ وادعا می کند که زنا ن اشرف به جایگاه طبیعی وواقعی خود رسیده اند بگونه ایکه می توانند بعنوان یک الگو برای رسیدن دیگرزنان به جایگاه اصلی خود سرمشق قرارگیرند!
گرچه این ادعا قلب واقعیت ودورغ بیشرمانه ای بیش نیست.
با بازشدن درب این اسارتگاه ایدئولوژیک دراثرحمله نیروهای ائتلاف به عراق وفرارتعداد قابل توجهی ازاسیران زن ومرد ولب گشودن آنها به رازهای مگو نه تنها چنین ادعاهای بیشرمانه ای مردود گردید بلکه براین واقعیت مهرتائید زد که زنان اسیر درمناسبات فرقه دراشرف درزمره بی حقوق ترین زنان جهان وجامعه بشریت قراردارند.
بنا برحقایق برون ریزشده ازاشرف این زنان اسیر بخودی خوددرمقام یک زن درجایگاه مناسبی ازجهت فروزه های انسانی قرارنداشته واز بهره مندی از حقوق اولیه ای چون آزادی انتخاب وقدرت تصمیم گیری و نیروی اراده بی نصیب هستند.
این زنان اسیر وتحت ستم درپروسه مرید سازی فرقه به قربانیانی تبدیل شده اند که سرکردگان این تشکیلات ضدانسانی ازآنها بعنوان ابزاری جهت کارسازی وبهینه سازی برای پیشبرد اهداف رذیلانه فرقه درجایگاه مبلغ ومبشروآسانساز ومفتش وخبرچین استفاده می نماید.
بنا برشهادت ازمناسبات اشرف گریختگان زنان دراین فرقه هرگز نمی توانند به مقام رهبری وفرماندهی دسته ها ورده ها دست یابند ولذا مسئولیت آنها ازسرکردگی گروه های کوچک چندنفره کاری تجاوزنمی کند وبالاترین مقام برای این زنان درتشکیلات هم ردیف مسئول اول است.
بنابرهمین منابع گرچه تعدادی ازاین زنان توانسته اند به شورای رهبری راه یابند ولی نقش این شورا ظاهری وصوریست چراکه اولا کلیه تصمیم گیریها درفرقه بوسیله شخص اول اخذ وبرای دیگران جنبه عمل پیدا می کند ودوما این که این مقام های صوری مشمول حال کسانی می گردد که مراتب تام وکمال سرسپردگی به رهبری را ازهمه جهت گذرانده وعملا به اثبات رسانده باشند.
ولذا دراین فرقه اصولا انتصاب به مقام ومسئولیت ها بویژه درموردزنان به میزان خودباختگی و خودوانهادگی نسبت به رهبرفرقه وتشکیلات بستگی دارد ودراین راستاست که زن شایسته و مجاهد تعریف می گردد…..
زن شایسته ومجاهد واقعی کسی است که فکر وجسم وزندگی وشرافت وشور وعاطفه وعشق خودرا یکجا وبدون کوچکترین چشمداشتی به رهبرفرقه هدیه نماید
زن شایسته ومجاهد درفرقه زنی است که درخلسه وخردباختگی کا مل به راحتی خود راازقید احساسی نسبت به همسر وفرزند وبستگان آزاد کرده وآنها رابه فراموشی سپرده باشد.
زن شایسته ومجاهد کسی است که دردنیای کوچک شده وآبرفته ذهنیت اسیر خویش هیچ کس را جزرهبرعقیدتی آنهم درمقامی خدایگونه با ور وتصویرکرده باشد.
ودرست دراین جایگاه است که رهبری فرقه ازاین زنان هستی بربادرفته بعنوان سپری انسانی- احساسی- فیزیکی جهت پیشبرد نیات ضدانسانی فرقه نهایت و استفاده وبهره وری را می نماید.
…. برای آزادی همه اسیران ذهنی دراسارتگاه اشرف بویژه زنان ناامید وبی آینده نظر تمامی سازمانها ونهادهای حقوق بشر وزنان درجهان را بدین مناسبات برده داری مدرن جلب نموده وهرکس به سهم خود درافشای این فرقه تروریستی کوشش نمائیم……….. ه. فرساوند…..2008

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.