مجاهدین خلق

خواهش می کنم یکی کمک کند!!!

خواهش می کنم یکی کمک کند!!!


خود را به نفهمی زدن هم عالمی دارد که فرقه رجوی امروز بیشتر از گذشته در این عالم بسر می برند. در حالیکه تمامی شبکه های خبری و رسانه ای دنبا از افشای ماهیت تروریستی و جنایات درون گروهی فرقه و اسناد مزدوری و آدم کشی و شکنجه شان،‌ حرف می زنند، آنان طریق از میدان خارج شدن را در پیش گرفتند و در میان این همه رسوایی و فضاحت ،‌خانم سفید پوش می شوند و با پاپیون جلو لباسش در میان افرادی که با پول و التماس از این طرف و آن طرف اروپا جمع کردند و گل در دست حاضر میشود تا جمشید پیمانی شعر”‌تو عزیز دلمی”‌را برایش قرائت کند و سپس او با لبخند تصنعی پشت تریبون بایستد و به نزاکت اخلاقی پایان دهد و دست هر چه احمق است را از پشت ببندد. واقعاً یا خود را به دیوانگی زده اند و یا از فرط خیالبافی و خواب شیرین قدرت و حکومت در تهران دچار هذیان گویی شده اند.
خانم رجوی،‌کمی آبرو داری کن و به عقب نظری بینداز و اطراف را بنگر. از خود بپرس چرا چنین شد که همین کشورهای اروپایی که اکنون در سخنرانی و مقاله التماسشان می کنی تا نامتان را از لیست تروریستی خارج کنند،‌بلندگو و حامی شما بودند؟‌چرا وضعیت سفیدتان به قرمز که نه سیاه مبدل گشته و در فرانسه ،‌آلمان،‌ایتالیا،‌کانادا و سوئد و… دفاترتان را تفتیش کردند و مرکز توطئه های تروریستی می دانند؟ شما که دارای حرکت زیکزاکی و مشغول ویراژ دادن بودید،‌باید نتیجه را همین ببینید. ناله می کنی که در دل اروپا جلوی اجتماع و تظاهرات شما را می گیرند‌،التماس می کنی دولتمردان اروپایی به مردم توهین نکنند و شرکت اکثریت قاطع در انتخابات را بیان نکنند. در حالی که صدها خبرنگار و روزنامه نگار انتخابات ایران را پوشش می دادند و مخابره صدا و تصویری می کردند،‌ تو ایستاده ای و از لبیک مردم ایران در تحریم انتخابات سخن می رانی! آخر مضحکانه حرف زدن هم اندازه دارد.
یک عده بیکار و تعداد معدودی افراد به قول خودتان ذوب شده و بور را جمع کردی که سخنرانی کنی یا التماس و فحاشی که البته این جهش شگفت انگیز اخلاقی تان هم مانند جهش انقلابی فرقه تان دور از انتظار نیست.
اعلام کردی که باید جبهه حمایت از تغییر دمکراتیک در ایران را در تمام دنیا گسترش داد،‌منظورتان کدام جبهه است‌،شما که خود را تنها آلترناتیو و در مقاله ای که به روزنامه اسکاتزمن ( از اسکاتلند) برای چاپ دادید،‌ برقرار کننده صلح و ثبات در منطقه و جهان می دانید و لیکن خودت هم اعلام کردی، بعد از ریسمان و آسمان به هم بافتن که تنها راه حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی است که راهبند این مبارزه است و در آن مقاله هم پس از لابه های بیهوده از انتخابات و نتیجه آن تنها الزام را آزاد کردن قیدهایی دانستی که نامش بر چسب تروریستی علیه مقاومت ایران گذاشتی. پس خانم مقاله برای چاپ دادند و در 21 تیرماه عده ای گل بدست را با هلهله های شادی جمع کردند تا آزادی پس از چند روز 3 ژوئیه را جشن بگیرند برایت و یا به سخنان ملتمسانه ات در حذف نام فرقه از لیست تروریستی گوش دهند.
آیا به جز آن اندک افراد بله قربان گو و مسخ شده ای که میان آن جمعیت بیکار که آمدند وقت گذرانی کنند، کسی هم هست این سخن را بشنود و نخندد که بگویی” همه نشانه ها به ما می گوید دوران حکومت ولایت فقیه به پایان رسیده” مثل اینکه یادت رفته شوهر فراریت بیش از دو دهه و پس از هر عملیات منجر به شکستی که روحیه ها را متزلزل می دید،‌چنین حرفی را می زد که وعده ما تهران – میدان آزادی و خودت ظرف همین چند ماهه اخیر از برلین و بن چنین قراری گذاشتی؟ خانم قجر،‌نتیجه انتخابات ایران هر چه باشد،‌این نهایت حماقتتان رامی رساند که چشم امید به مردم ایران دوخته باشید،‌حال آنکه خود بهتر از هر کس می دانید، مردم ایران در یک تحلیل بجا از همان لحظه ورودتان به عراق و زیر پا گذاشتن حس ملی گرایی و وطن دوستی و جایگزین کردن بعثی گرایی و وطن فروشی ،‌شما را مزدور و ضد خلق و قدرت طلب تفسیر کردند و تاریخ مصرفتان را که همان سالها با مهر باطل شد‌، به انتها رساندند. حالا هم این رجزخوانیها و همه اعضای بریده و حتی کشورهای اروپایی و غربی راعامل حکومت ایران دانستن و متهم به مماشات با دولت ایران برای زد و بند و معامله،‌ خواندن دردی از شما دوا نخواهد کرد و تازه اینکه دست به دامان اشرفیان شدن هم،‌ ثمری ندارد که آنها راهم سربازان امریکایی و سیم های خاردار محاصره نموده و همه فکرشان شده فرار از حصار و سیم های خاردار تزویر و ریای تو و مسعودت و اگر هم بیانیه ای می نویسید و به امضایشان می رسانید ‌،چاره ای ندارند. بدان نه مردم ایران و نه دولت مردان غربی و کشورهای اروپایی و نه اشرفیان که در سخنرانی شهر اوور سور واز ،‌ به استمداد طلبیدی، نمی توانند و نمی خواهند شما را از نه چاه ریاست طلبی و جنون قدرت و کری و کوری، در ندیدن وضعیت موجود، نجات دهند. پس همت کن و مثل یک زن مجاهد خودت را با تیر خلاص قربانی کن تا از این همه درد و محنت دوری و رسوایی رها شوی.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا